1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: یکشنبه 25 فوریه 2018. برابر با یکشنبه, 06 اسفند 1396

نشست 130 دفتر پژوهش حزب مشروطه ایران (لیبرال دموکرات) جلسه حزب دموکرات کُردستان در بلژیک، گزارش آقای افشار مختاری به نمایندگی از طرف حزب

.

مختاری: قبل از همه از شورای مرکزی باید سپاسگزار باشم، با وجود حضور آقای زاهدی، این مسئولیت را به من دادند و به عنوان سخنگوی حزب در این نشست شرکت داشتم. اولین روز شروع کنفرانس در باره نوع مبارزه با جمهوری‏اسلامی بود که مبارزه مسلحانه باشد یا به دور از خشونت. من تأکید کردم که مبارزه بدون خشونت است و تلاش می‏کنیم که این مبارزه بدون خشونت را ترویج بدهیم، اما اینکه مبارزان ما در داخل ایران چه انتخابی خواهند کرد، چیزی است که خودشان باید تعیین کنند. در حین مبارزه اگر خشونتی روی داد که روی داده است، واکنشی که نشان می‏دهند چگونه واکنشی باشد. به هر حال این تصمیم با دوستانی است که در ایران مبارزه می‏کنند. اما ما به عنوان حزب سیاسی توصیه و سفارش‏مان این است که از خشونت پرهیز کنند. چون باور داریم که موضوعی که شاید باید بین ما ایرانی‏ها برای همیشه حل بشود، موضوع انتقام است. وقتی خشونت پیش می‏آید مطمئناً یکی ضرر خواهد کرد و به دنبال انتقام می‏رود. بدین ترتیب پروسه انتقام‏گیری همیشه ادامه خواهد داشت. اما یک بار برای همیشه باید آنرا کنار گذاشت و خشونت را ترویج نکرد. اگر شرایط ایجاب بکند، حتی اسلحه هم بردارند. ولی حکومت است که تعیین کننده نوع و چگونگی این مبارزه است و چون حکومت خودش خشن است، واکنش خشن نسبت به فعالان و مبارزان سیاسی دارد، در واقع می‏شود این کار را هم کرد چون او ( حکومت ) تعیین کننده است. اوست که انتخاب می‏کند که از راه مسالمت‏آمیز تن بدهد به خواسته‏های مدنی مردم و مردم مطمئناً در این وضع به خشونت روی نمی‏آورند.

یک عده از دوستان هم در واقع به موضوع مشروعیت اشاره کردند که انسان‏ها می‏توانند از خودشان دفاع مشروع بکنند. من هم البته در صحبتم اشاره کردم که این دفاع مشروع، همان شیوه است. یعنی اندازه دفاع مشروع چقدر می‏تواند باشد این چیزی است که شاید اگر کسی از پیش با این فرم بیاید که اگر خشونت کردند من هم خشونت می‏کنم، آنوقت اندازه‏اش را نمی‏شود تعیین کرد.

در هرحال بیشترین صحبت در روز اول بر روی همین موضوع بود. در واقع مبارزه مسلحانه یا دفاع مشروع و مبارزه بدون خشونت. خیلی‏ها، مخصوصاً کسانی که گرایش‏های قومی داشتند، برایشان مبارزه مسلحانه خیلی توجیه‏پذیر بود. اسامی شرکت کنندگان را در نشست روز دوم نام می‏برم: از حزب دمکرات کردستان، سکولارهای سبز، حزب دمکراتیک ایران، حزب سوسیال دمکراتیک ایران، حزب یارستان، حزب تضامین دمکراتیک اهواز، حزب مردم بلوچستان. این‏ها دوستانی بودند که با عنوان حزبی در نشست شرکت کرده بودند. صدای موج سبز، اتحاد عشایر و اقوام جنوب ایران، بقیه کسانی که به صورت انفرادی شرکت کرده بودند عبارت بودند از: آقای سیروس آموزگار، آقای حسین لاجوردی، آقای تنگستانی به عنوان خبرنگار، آقای احمد رفعت، آقای جمشید اسدی، آقای رحمان جوانمردی و آقای دست پیش.

موضوع بحث در روز دوم، چگونگی گذار از جمهوری‏اسلامی بود، دوستان حزب دمکراتیک کُردستان گفتند که البته دوستان دیگر هم موضوع را به شکل دیگری مطرح کردند، که تا موضوع ملی حل نشود احتمالاً گذر از جمهوری‏اسلامی اصلاً امکان پذیر نخواهد بود. باید این موضوع حل بشود تا بتوان از جمهوری‏اسلامی گذر کرد.
موضوع دیگری که آقای اسدی مطرح کردند، در مورد گذر از جمهوری‏اسلامی، داشتن یک رسانه خیلی قوی یا یکی شدن رسانه‏های ایرانی است چیزی مثل تلویزیون الجزیره که در بهار عربی خیلی نقش بازی کرد. نظر دیگری که مطرح شد، پشتیبانی کردن از اعتصابات در هر جای ایران از سوی اپوزیسیون به طور متحد بود.
سکولارهای سبز، موضوع آلترناتیو‏سازی را مطرح کردند که خب باید یک آلترناتیوی بوجود بیاید تا بتوان با قدرت از جمهوری‏اسلامی گذشت.
نظر دیگری که مطرح شد، نظر انتخابات آزاد بود که آقای جمشید اسدی مطرح کردند و گفتند که با انتخابات آزاد می‏شود از جمهوری‏اسلامی گذر کرد. موضوعی که من مطرح کردم این بود که ما فکر می‏کنیم اول از همه مشکل ما جمهوری‏اسلامی است که باور داریم که باید سرنگون بشود. اما مورد‏هایی که باید در نظر گرفت و ما به عنوان حزب به آن باور داریم، این است که اگر ما یک نگاه‏مان به قدرت سیاسی باشد، با فاصله‏ای که از ایران داریم مسلماً قابل دسترس نیست و نمی‏توانیم بگوییم که ما نگاه‏مان به قدرت سیاسی است و با وجود این فاصله، آنچنان تأثیری نمی‏توانیم بگذاریم. برای همین فکر می‏کنیم اگر همه اپوزیسیون با یک نگاه مدرن، به عنوان انسان‏های مُدرن به سیاست نگاه کنند، جای کار برای ما خیلی خیلی بیشتر خواهد بود. چون راه‏کارهای آدم‏های مُدرن مطمئناً راه‏کارهایی است که تلاش انسانی در آن بسیار مطرح است و مدام دنبال این است که حقوق انسان در آن حفظ بشود. نگاه اینگونه بر مردم‏سالاری و حقوق بشر و اینکه متفقا با هم روی این موضوع کار کنیم و این را گسترش بدهیم چون هم زمینه کار ماست و هم بیشتر فعالان در این چهار‏چوب برای گذر از جمهوری‏اسلامی فعالیت می کنند و به این باور دارند. اما گفتیم که ما در این چهارچوب برای گذر از جمهوری‏اسلامی، موضوع «یک کشور – یک ملت» را از یاد نمی‏بریم. چون که برای رفتن جمهوری‏اسلامی چه هزینه‏ای باید پرداخته بشود .اگر قرار بشود که ایران از هم پاشیده بشود – حالا موضوع جنگ پیش می‏آید – یا کسانی که فکر می‏کنند با جنگ جمهوری‏اسلامی ضعیف‏تر خواهد شد تا بتوانند در جاهایی در ایران قدرت‏شان را اِعمال بکنند، ما با اینگونه افراد نمی‏توانیم کار بکنیم. با کسانی که باور ملی و باور «یک کشور – یک ملت» را ندارند، نمی‏شود که کار بکنیم. اما ما همیشه در راه مبارزه برای آزادی وطنمان فکر می‏کنیم تنهایی این کار را نمی‏توانیم انجام بدهیم. اما با کمک دیگران می‏توانیم سرعت مبارزه را بیشتر کنیم. اما اگر کسی نخواست و یا دوست نداشت با ما کار بکند، ما پشیمان یا دلسرد نخواهیم شد از اینکه تنهاییم. بلکه فکر می‏کنیم که جمهوری‏اسلامی یک چالش بزرگی است در برابر ملت ایران و ما اگر هم تنها بمانیم آنقدر تلاش خواهیم کرد تا به اندازه آن چالش بزرگ بشویم و اثر بگذاریم. ما به عنوان افرادی که در بیرون از ایران مبارزه می‏کنیم، بهترین کار این است که بگوییم در محیط آزاد وقتی انسان‏ها آزادند می‏توانند کارهای بزرگ بکنند و می‏توانند اثر بگذارند. همچنین می‏توانند نمونه خوبی برای آینده ایران و بعد از جمهوری‏اسلامی باشند که با دیدگاه‏های مختلف می‏توانند برخورد دمکراتیک بکنند و نتیجه‏های خوب بگیرند. پس ما بیشترین کاریکه می‏توانیم بکنیم اثرگذاری بر روی مبارزه در ایران است. این کاری است که با همکاری با یکدیگر در خارج نمونه‏ای خوبی است برای داخل ایران.

موضوع دوم که مطرح شد در رابطه با محتوای نظام سیاسی آینده ایران بود که در واقع سه موضوع را مطرح کردند. یکم:یکپارچگی ایران، دوم: ملیت و قومیت، سوم: تمرکز و عدم تمرکز. البته در حاشیه بگویم که وقتی این موضوع در روز سوم مطرح شد، این را مساوی کردند با اینکه عدم تمرکز همان فدرالیسم است. من گفتم، نه اگر موضوع بحث قرار است بشود عدم تمرکز برابر است با فدرالیسم، اصلاً ما در این بحث شرکت نمی‏کنیم. چون عدم تمرکز شاید نکته‏هایی مشابه با فدرالیسم داشته باشد اما برابر با فدرالیسم نیست. من گفتم که ما نیامدیم که در آخر جلسه به یک توافقنامه یا قطعنامه برسیم. ما فقط آمدیم اینجا که با هم گفت و شنود کنیم و اینکه چگونه با هم همکاری کنیم، این را می‏توانیم به آینده محول کنیم. اما اینکه برسیم به پایان و در آخر این قطعنامه‏ای صادر بشود، موافقت نداریم مگر اینکه به صورت گزارش جلسه نشست، یا اینکه صورتجلسه‏ای از این نشست به صورت تیتروار منتشر بشود. که قبول کردند که در این قسمت به صورت تیتر فشرده تحت نام حکومت متمرکز و عدم تمرکز صحبت بشود. بعد هر کسی، آنجوری که فکر می‏‎کند برای ایران خوب است، حالا عدم تمرکز به چه فرمی،در مورد آن صحبت بکند.

بر می‏گردم به صحبت‏های بعد از ظهر روز دوم که در مورد یکپارچگی ایران بود. در پایان که همه خواستند از صحبت‏هایی که شد نتیجه‏گیری بکنند، گفتم که خب، همه به این نتیجه رسیدند که ایران باید یکپارچه بماند. اما گفتم که این یکپارچه ماندن می‏تواند دو فُرم داشته باشد. یکپارچه موافق با درخواست‏هایی که دوستان دارند، با ملت‏های مختلف یا یگانگی ملی. من گفتم که تمامیت ارضی ایران فقط با یگانگی ملی برایمان معنی پیدا می‏کند، چون می‏تواند ایران یکپارچه بماند اما مطمئن بعدش خواهند گفت که خب یکپارچه هست ولی ایرانیان می‏توانند ملیت کُرد داشته باشند و زیر پوشش ملت ایران باشند. این بحث‏هایی بود که دوستان می‏کردند و در آخر گفتم که نه، ما که می‏گوییم یکپارچگی، فقط به عنوان یگانگی ملی برای ما مفهوم دارد. غیر از این چیزی را قبول نداریم. اینکه توافق کردیم که ایران یکپارچه باشد، این نیست. اگر توافق می‏کنیم که ایران یکپارچه است و ایران یک ملت است، بله می‏شود در این مورد با هم صحبت کنیم. ولی دوستانی که از اقوام می‏آمدند، دوباره موضوع ملیت و ملل را مطرح می‏کردند و عنوان می‏کردند که ملت‏های ایران به عنوان ملیت‏های مختلف باید به حقوق‏شان برسند. اما من هم با اشاره به منشور حزب مشروطه ایران گفتم که استقلال و تمامیت ارضی ایران برای ما از همه بالاتر است و به هر قیمتی از این مسئله دفاع می‏کنیم. من عنوان کردم که ما می‏دانیم که اقوام بازوهای توانای ایران هستند و از این‏ها می‏توانیم برای یک ایرانی قوی استفاده بکنیم و این امتیاز بسیار بزرگی است که ایران دارد. این فرهنگ‏های مختلف باعث قوت هستند و روی هم دیگر اثر گذاشته‏اند و این امتیاز بسیار خوبی است برای ایران که می‏تواند از آن استفاده بکند مطمینا جاهایی در ایران وجود دارد که به آن اجحاف شده اما در ایران آینده مطمئناً قرار گرفتن بودجه برای بازسازی مناطق عقب افتاده و دوباره‏سازی آن مناطق بر اساس اصول انجام خواهد گرفت.

روز سوم، روزی بود که در مورد ملت و قوم صحبت شد. من هم دوباره، با تکیه بر اینکه ایران فقط یک ملت است اما اقوام مختلف در آن زندگی می‏کنند و این اقوام مختلف هستند که تشکیل دهنده ایران می‏باشند، در مورد اینکه حقوق شهروندی با حقوق ملیتی چه تفاوتی دارد، اینکه هر دو بنا بر تعریف یکی هستند اما وقتی یک کسی ملیت یک کشوری را دارد بیرون از مرزهای این کشور یک وظیفه‏ای آن شهروند نسبت به مملکتش دارد و یک وظایفی را دولت نسبت به آن شهروند در بیرون از مرزهای آن کشور دارد. باز تکیه کردم بر اینکه این ملیت وقتی معنا پیدا می‏کند که بیرون از مرزها باشد. پس در درون مرزهای ایران، یک شهروند قرار است همه آنچیزی را داشته باشد که شایسته یک انسان است و ما معتقد به حقوق فرد هستیم و نه حقوق اقوام چون این افراد هستند که تشکیل دهنده اقوام هستند و این به نفع همه هست و همه به خواستی که می‏خواهند با این حقوق شهروندی خواهند رسید و تأکید کردم بر اینکه همه آنچیزی که امروز یک دنیای مُدرن می‏تواند به انسان بدهد، با استفاده از قوانینی که موجود هستند، می‏توانند دوستان به حقوق‏شان برسند.

البته موضوعی که بیشتر در سخنرانی دوستان مطرح بود، خطاب‏شان نسبت به ما ها بود. من هم در سخنانم گفتم که چرا این‏ها را از ما می‏خواهید. مگر ما منکر این چیزها شده‏ایم؟ من که بر فرض در اصفهان بودم و زندگی کردم، آیا به من ظلم نشده؟ به من اجحاف نشده؟ حقوق شهروندی من زیر پا گذاشته نشده؟ خب من هم بخاطر همین بیرون از ایران هستم. من حتماً مشکلی داشتم که از ایران بیرون آمدم، شما هم همین‏طور. اما ما آمدیم اینجا در مورد حقوق افراد- حقوق مردم صحبت بکنیم، شما همه این چیزها را از ما طلب می‏کنید، و اینکه ما این‏ها را از شما گرفته‏ایم، در صورتیکه این‏ها را حکومت جمهوری‏اسلامی گرفته اما ما همچنان مانند انسان‏های مُدرن و کسانی که باور به این داریم، می‏توانیم همه ما به آن حقوق برسیم و یک ایران آبادی داشته باشیم.
باز هم به این تکیه کردم که تمامیت ارضی همراه با ملت برای ما معنی پیدا می‏کند.

موضوع بعدی که در روز سوم مطرح شد، موضوع تمرکز و عدم تمرکز بود که دوستان در مورد خوبی‏های فدرالیسم گفتند، در این مورد دوستمان از حزب دمکرات کُردستان صحبت کردند و بنده صحبت کردم و آقای دکتر مدنی از حزب سوسیال دمکرات. ایشان عنوان کردند که شما که از فدرالسیم می‏گویید -اسمش را گذاشته بودند اختیارات استان‏ها – و در مورد آن صحبت کردند. من هم در مورد حکومت‏های محلی در دفاع از عدم تمرکز صحبت کردم و گفتم که ما باور داریم که حاکمیت مردم یا حکومت مردم را می‏شود تقسیم کرد اما حاکمیت ملی را نمی‏شود تقسیم کرد و بر اساس برنامه‏های سیاسی که داریم، باور داریم که فرد باید در مرکز توجه سیاسی قرار بگیرد قوای حکومتی هم از افراد جامعه باید بیرون بیاید و سازماندهی جامعه هم باید بر همین اساس باشد که حقوق افراد حفظ بشود و بر همین اساس می‏شود حکومت را تقسیم کرد اما حاکمیت ملی ما، پیشنهاد حکومت‏های محلی است. چون باور داریم که این حکومت‏های محلی در استان و بخش و دهستان و روستا می‏تواند آن برنامه‏ای را که ما برای حکومت داریم، که همه افراد جامعه درش شریک باشند به ما می‏دهد. و می‏تواند جواب بسیار خوبی هم بدهد چون هم آن انجمن‏های ولایتی و ایالتی‏ای که از قدیم هم بوده همچنان می‏شود رویش کار کرد و از آن استفاده کرد. دوستانی که مروج فدرالیسم هستند، به این فکر نمی‏کنند که ساختار ایران ساختاری نیست که با توجه به مدل‏های تاریخی که در دنیا هست که در اصل کشورهای فدرال حکومت‏های محلی کوچک بودند و در واقع توانایی لازم را نداشتند و برای اینکه مرزهایشان حفظ بشود یک حکومت فدرال را تشکیل می‏دهند. اما در مورد ایران این صدق نمی‏کند چون ایران الان یک کشور و یک ملت است و برای اینکه به آن فدرالیسم برسیم اول باید تکه‏تکه‏اش کنیم. تازه بر چه اساسی باشد؟ آیا زبانی باشد، آیا قومی باشد، همه این‏ها مشکلاتی را بوجود می‏آورد، که خب حالا آن مهابادی است، یا کُرد است، یا آذری است و آیا آن کسانی که در شمال ایلام است یا مثلاً لرستان هستند، آیا کُرداست، لُر است. بعد اشاره کردم به آن نقشه‏ای که کُردها تهیه کرده‏اند که یک قسمت بزرگی از غرب ایران جزو کُردستان بزرگ حساب می‏شود و گفتم که اگر بخواهیم از این راه به آن فدرالیسم برسیم مطمئناً راهی جز خون و آزار و اذیت برای مردم نخواهد داشت و به همین خاطر، فکر می‏کنم این تقسیم‏بندی‏هایی که الآن هست (تقسیم‏بندی‏های استانی) می‏تواند بهترین فُرم تقسیم حکومت بین مردم باشد با حفظ حاکمیت ملی.

***

بابک قطبی- آقای مختاری،شما گفتید که در جلسه در مورد گذر از جمهوری‏اسلامی صحبت شده و نظر دوستان به این صورت بوده که اپوزیسیون هماهنگ کار بکند. آیا در این مورد که به چه صورت اپوزیسیون می‏تواند هماهنگ کار بکند، بحث و صحبتی شد؟
سئوال دوم این که، آیا راجع به منشور ملی که مدت‏ها مطرح بود، مسئله بحث و صحبتی پیش آمد؟ و شخصاً می‏خواهم بدانم آقای آموزگار و آقای اسدی چه صحبت‏هایی کردند؟

مختاری- همانطور که اشاره کردم، به طور مثال آقای رفعت گفتند که وجود یک رسانه قوی لازم است. تلویزیون‏هایی وجود دارند ولی همه برنامه‏های خوبشان در یک ساعت خاصی است. یعنی اگر کسی بخواهد برنامه‏ها را ببیند، نمی‏تواند از همه آن برنامه‏ها استفاده بکند. به همین دلیل داشتن یک رسانه قوی خیلی مهم است. این یکی راه‏کارهایی است که اپوزیسیون می‏تواند بر آن تکیه کند. آن دوستانی که از سوی حزب دموکرات کُردستان بودند یا دوستانی که از اقوام بودند، گفتند تنها راه‏کاری که اپوزیسیون می‏تواند تأثیر بگذارد در واقع حل همان مشکل ملی است. سکولارهای سبز هم عرض کردم، گفتند که ساختن یک آلترناتیو قوی عبور از جمهوری‏اسلامی را امکان‏پذیر می‏کند. آقای اسدی در مورد انتخابات آزاد صحبت کردند. در مورد این صحبت شد که آیا این انتخابات آزاد خوب است یا نیست، در روز دوم آقای ذوالفقاری نماینده سکولارهای سبز عنوان کردند که طرح انتخابات آزاد پایه و اساسش از جمهوری‏اسلامی است و گفتند که این انتخابات آزاد به گونه‏ای فُرم صحبت با رژیم را باز می‏گذارد. یعنی می‏توانند با این رژیم صحبت بکنند. به گونه‏ای هم جمهوری‏اسلامی این را می‏خواهد. آقای اسدی در دفاع از انتخابات آزاد گفتند که انتظار می‏رود که با پیش شرط این انتخابات آزاد، در خود نظام یک حفره‏ای ایجاد بشود و در میان خودشان به این نتیجه برسند که خب شاید اینطوری بهتر باشدو آن‏هایی که داخل رژیم هستند به این عقلانیت برسند که خب بهتر است که این کار را انجام بدهیم. موضوعی دیگری که در مورد انتخابات آزاد عنوان شد این بود که خب با دیکتاتوری هم می‏شود وارد مصالحه شد کاری که به طور مثال در شیلی کردند. یعنی می‏شود از این طریق با دیکتاتور در مورد رفتنش صحبت کرد. در مورد موضوع دیگری که آقای اسدی صحبت کرد این بود که وقتی اینگونه بشود، در واقع نظام جمهوری هم حفظ می‏شود، چون این نظام جمهوری است، در واقع پیامد آن انتخابات آزاد هم این خواهد بود که نظام جمهوری هم حفظ بشود.
آقای رفعت هم صحبت‏هایی در مورد انتخابات آزاد کردند. هر دو نفر این‏ها موافق انتخابات آزاد بودند اما چگونگی انجام آن با هم فرق می‏کردند. آقای رفعت در واقع می‏گفتند که شکل مبارزه‏ای که در لهستان و شیلی وجود داشته، در همه موارد نهادهای مدنی قوی در این کشورها وجود داشته. وقتی این نهادهای مدنی قوی شدند توانستند فشار بیاورند. اما حالا باید با کی صحبت بکنید، آیا می‏توان با آقای خامنه‏ای صحبت کرد؟ با کدام فشار مدنی می‏توان خامنه‏ای را وادار کرد سر میز بنشیند و در مورد انتخابات آزاد نظر مثبت بدهد.
آقای آموزگار فقط شنونده بودند اما در آخر در مورد فرهنگ صحبت کردند و اینکه فرهنگ ایرانی از تأثیر فرهنگ‏های متفاوت متأثر شده و این مثال را گفتند که نظامی‏ای که مادرش کُرد است و پدرش تُرک، می‏گوید دنیا تن من است و ایران قلب من. آقای آموزگار حدود ده دقیقه‏ای در مورد فرهنگ و در مورد تنیدگی فرهنگی در ایران صحبت کردند که ما چه لزومی دارد اینقدر از هم فاصله بگیریم.
در مورد آقای اسدی هم، خب به نظر من حس ملی‏شان را عنوان نمی‏کردند. از موضوع یکپارچگی ملی دفاع می‏کردند. ما (حزب مشروطه ایران)، حزب سوسیال دموکرات و آقای جمشید اسدی در واقع همدیگر را پوشش می‏دادیم در مورد یکپارچگی و یگانگی ملی. در حاشیه بگویم، به نظر من نکته مثبتی که در این جلسه می‏شد دید، که ظاهراً با تعدادی از آن‏ها می‏شود کار کرد و با تعدادی نه. با یک سری از جوان‏ها می‏شود باب گفت و گو را باز کرد اما یک عده‏شان که زمان طولانی‏تر در مبارزه هستند و کمتر تغییر کرده‏اند یا نخواسته‏اند تغییر کنند، با آن‏ها نمی‏شود زیاد وارد گفت و گوی ثمربخش شد. البته همین دوستان در مورد حزب ما گفتند که شما خیلی منسجم عمل کردید، یعنی گفتند ما با هر کدام از افراد حزب مشروطه حرف زدیم همه‏شان یکجور حرف می‏زنند. که من در جواب گفتم، یکی از امتیازات ما هم همین است که هم پشت تریبون و هم در خلوت یکجور حرف می‏زنیم. اما هستند کسانی که برخلاف این رفتار می‏کنند، پشت تریبون یک حرف می‏زنند،در خلوت یک چیز دیگر.
از سوی حزب سوسیال دموکرات که آقای مدنی بودند. من هم از صحبت‏هایشان و هم از اطلاعاتشان استفاده کردم و معتقدم که شخصیتی است که می‏توان با او کار کرد. ما هر دو از دو جبهه متفاوت و قوی فکری یکی لیبرال – دمکرات و دیگری سوسیال - دمکرات است بودیم که هر دو باورمند به ایران یکپارچه و قدرتمند هستیم.

بابک قطبی- تا آنجایی که اطلاع داریم این نشست از طرف حزب دمکرات کُردستان ایران بوده آیا از حزب کومله هم کسی در آنجا حضور داشت؟ و مایلم بدانم که نقش حزب مشروطه ایران از نظرگاه این افراد سیاسی چه اندازه است و تا به کجا به این حزب اعتقاد دارند و تا کجا حاضرند با حزب ما همکاری حزبی بکنند؟ البته شما اشاره کردید که جوانترها کمی آمادگی فکری‏شان بیشتر است. آیا اصولاً قطعنامه صادر شد؟ من در مورد منشور سئوال کردم، شما اشاره‏ای نکردید. آیا راجع به این مسئله هم صحبت شد؟

مختاری- برگزار کننده نشست حزب دمکرات کُردستان بود. شاخه جدیدی از حزب دمکرات کُردستان ایران، حزب دمکرات کُردستان است. در برنامه نشست نام حزب کومله را دیدم ولی خضور نداشتند. ازآ قای ملکوتی هم نام برده شد ولی تشریف نیاورده بودند.
در مورد منشور ملی هم در جلسه و در حاشیه نشست صحبتی نشد. همانطور که در ابتدا اشاره کردم، در جلسه گفتم که من با صدور قطعنامه و توافقنامه‏ای به هیچ صورت موافق نیستم و در مورد این نشست می‏توان تنها یک گزارش تهیه کرد. چون قطعنامه موقعی صادر می‏شود که همه در آن موضوع با یکدیگر موافقت کرده باشند، چون در این نشست خیلی عقاید و باورهای متفاوت وجود داشت، در این صورت قطعنامه‏ای هم صادر نشد. من در ابتدا عنوان کردم که مطابق سندی حزبی ما، مبارزه ما مبارزه بدون خشونت است در حالیکه در منشور حزب دموکرات کُردستان آمده که اگر لازم باشد اسلحه هم برای مبارزه بکار خواهند برد. همچنین گفتم که ما یکپارچگی ملی را با هم در تمامیت ارضی و یگانگی ملی می‏بینیم در حالیکه شما این دو را از هم جدا می‏کنید و جداگانه آن‏ها را بررسی می‏کنید، در نتیجه قرار شد که فقط به فقط به عنوان گزارش داده شود در مورد موضوع‏هایی که در آنجا صحبت شده. نه جمع‏بندی، نه توافقنامه، نه قطعنامه.
از نظر حزبی (حزب مشروطه ایران) آن‏ها باور بر این دارند که ما توانایی‏های خودمان را داریم. یکی از اعضاء حزب دموکرات کُردستان ایران،آقای خرسندی، گفتند که در زندان هم از مشروطه خواه و هم از کمونیست هاو جمهوری خواه ها در ایران وجود دارند. می دانستند که ایده مشروطه‏خواهی وجود دارد و ما حرفی برای گفتن داریم. وقتی دوستان در مخالفت صحبت می‏کردند، بیشتر خطاب‏شان حزب مشروطه ایران بود. حالا آقای اسدی هم یک جاهایی مورد خطاب قرار می‏گرفتند ولی بیشتر جاها ما (حزب مشروطه ایران) مورد خطاب قرار می‏گرفتیم. اما از نظر حزبی و کار حزبی من فکر می‏کنم اگر با حزب سوسیال دمکرات هم بتوانیم مراودات فکری برقرار بکنیم، خیلی نقطه مشترک‏های خوبی داریم، می‏توانیم با آن‏ها کارهای مشترک مفیدی انجام بدهیم. اما آقای رفعت که جمهوری خواست بنظرم و جز و اعضای کنفدراسیون بوده، آیا می‏شود با او کار کرد یا نه، نمی‏دانم.

بابک قطبی- من این مسئله قطعنامه را که عنوان کردم، چون یک عده از دوستان کُردی که در اینجا هستند شنیدم ولی به یک نحوی صحبت شما دارد شنیده مرا تأیید می‏کند. گفته بودند که چون حزب شما (حزب مشروطه ایران) موافق قطعنامه نبود، قطعنامه‏ای هم صادر نشد.

مختاری- من هم در نشست تمام سعی و تلاش خودم را بر این گذاشتم که قطعنامه‏ای صادر نشود.

بیت‏اللهی- من خیلی خوشحالم از اینکه دوستان به این کنگره تشریف برده بودند. برای من برخورد دوستان خیلی جالب بود. سئوالی که داشتم از آقای مختاری این بود که قطعنامه پنجم حزب مشروطه ایران در مورد عدم تمرکز را دوستان با خودشان برده بودند که بین شرکت کنندگان پخش کنند یا خیر.

مختاری- بله، آقای نادر زاهدی از آن‏ها کُپی کرده بودند و من هم آن موقع که در مورد عدم تمرکز صحبت می‏کردم قطعنامه کنگره پنجم حزب مشروطه ایران را در مورد عدم تمرکز تقسیم کردند. چون جلسه داشت تمام می‏شد فرصت نشد تا واکنش‏ها را ببینم اما یکی از دوستان که از حزب مردم بلوچستان بود خیلی نگاه مثبتی داشت و خیلی از آن قطعنامه استقبال کرد.

نادر زاهدی- حقیقت‏اش این است که شما می‏خواستید که آنچه که در کنار این نشست مشاهده کردم بازگو بکنم. پرسیدید که آیا این‏ها می‏خواستند با حزب مشروطه ایران ارتباط داشته باشند یا نه، آقای کاوه آهنگری که مسئول برگزاری این کنفرانس بود، در همان کنفرانس اعلام کرد که بسیاری از سازمان‏ها به این کنفرانس نیامدند به خاطر حضور حزب مشروطه ایران و از قبل هم گفته بودند که اگر این‏ها را بگذارید کنار ما خواهیم آمد. ولی ما این کار را نکردیم. البته، طوری هم گفته نشد که منّتی باشد برای حزب مشروطه ایران ولی گفتند که خط مشی ما بگونه‏ای است که می‏خواهیم با تمام اقشار ایران در ارتباط باشیم. در هر صورت برخوردشان بسیار دوستانه و خوب بود. افرادی که آنجا آمده بودند در کنفرانس‏های دیگر در لندن و پراگ و استکهلم هم شرکت کرده بودند ولی تفاوتی که این کنفرانس با کنفرانس‏های پیشین داشت، و بازگو هم شد، این بود که هیچکس از قبل سخنرانی‏ای آماده نکرده بود که بیاید آنجا بگوید و آخر سر هم قطعنامه‏ای صادر کنند و بعد هم به ملت ارائه بدهند. بلکه می‏توان گفت 95 درصد صحبت‏هایی که در آنجا شد فی‏البداهه بود و طبق برنامه جلسه آن شخصی که صحبت می‏کرد دیگران دنبال آنرا ادامه می‏دادند. رابطه خیلی دوستانه بود و جلسه را بسیار مثبت دیدم. با اینکه دوستان گاهی صدو هشتاد درجه با هم اختلاف نظر داشتند اما بی‏احترامی نشد و این به نظر من پیشرفت بسیار بزرگی است. فکر می‏کنم که ادامه چنین نشست‏هایی به سود ملت ایران و نتیجه بخش خواهد بود.
راجع به سازمان‏ها و افرادی که صحبت شد، فکر می‏کنم راجع به آقای رفعت شاید یک توضیح دیگری داده بشود. آقای رفعت چون خبرنگار است خودش را باید بی‏طرف نگه دارد و در حقیقت سعی می‏کند که به هیچ گروه و دسته‏ای خودش را نبندد و توضیح هم نمی‏دهد که طرفدار چه سازمان و گروهی است. ولی صحبت‏هایی که اینجا و آنجا به عنوان صاحب نظر می‏کند و از ایشان نظر خواسته می‏شود، این مطالبی است که می‏شود در اینترنت پیدا کرد و حقیقت هم دارد. ایشان یکی از کسانی است که زحمت می‏کشد و یکی از کسانی است که گزارشات اینجور جلسات را به بیرون می‏دهد و نظر خودش را می‏گوید و معمولاً هم به عنوان خبرنگار ظاهر می‏شود. صحبتی که ایشان کردند و آقای مختاری هم دقیقاً به آن اشاره کردند این بود که الآن پنچاه و دو برنامه تلویزیونی هستند که دارند به طرف ایران برنامه پخش می‏کنند هر کدام از آن‏ها حدوداً روزی چهار ساعت برنامه تولید می‏کنند که این چهار ساعت همیشه همزمان است و خواستار این بودند که اگر امکان داشته باشد صحبتی بشود و این‏ها روزی بیست دقیقه برای مبارزه برنامه تهیه بکنند و این بیست دقیقه را طوری پخش بکنند که زمان پخش آن در یک ساعت معین نباشد. یعنی کسی که نظریات سیاسی را می‏خواهد بشنود، بتواند پشت سر هم در کانال‏های مختلف آن‏ها را دنبال کند. ایشان منظورشان این بود که الآن مردم کانال‏های تلویزیونی را جستجو می‏کنند و آخر سر هم به هیچ چیز نمی‏رسند. از هیچ برنامه‏ای هیچ استفاده‏ای نمی‏برند و پیشنهاد می‏داد که برنامه‏گزاران تلویزیونی اگر حقیقتاً به فکر ایران هستند با همدیگر یک برنامه‏ریزی‏ای بکنند که بیشتر به نفع ایران و ملت ایران باشد. بطور خصوصی هم با ایشان صحبت کردم و یک سری چیزهای ایشان در حاشیه می‏گفت که اتفاقاً هفته پیش از آن هم که باتفاق آقای ساختمانی در پارلمان اروپا بودیم آنجا هم یکی از لیبرال – دمکرات‏های بلژیک به ما گوشزدی کرد. گوشزد ایشان این بود که شما که راجع به حقوق بشر صحبت می‏کنید این زمانی به گوش ما می‏رود یا زمانی برای ما ارزش دارد که باصطلاح موقعیت ما به خطر نیافتد. تا زمانی که شما این را به ما تضمین ندهید که ما در خطر نیستیم، حقوق بشر برای ما هیچ ارزشی ندارد، ایشان می‏گفتند که اشتباه بزرگی که ایرانیان یا سازمان‏های ایرانی می‏کنند این است که وقتی دستشان به جایی می‏رسد و یک سیاستمدار خارجی را می‏بینند بیشتر سعی‏شان بر این است که فشار بیاورند که بگویند که حقوق بشر در اینجا و انجا نقض شده در صورتیکه منافع آن مملکت را در نظر نمی‏گیرند.برای مثال گفت، ممکن است شما بخاطر سازمان‏های‏تان یا احزاب‏تان احتیاج داشته باشید یک صحبت‏هایی بکنید که پسندیده باشد ولی با این دولتمردان باید جور دیگری صحبت کنید و این راه را فقط تا الآن مجاهدین فهمیدند. مجاهدین هستند که این کار را می‏کنند. مجاهدین برای ایرانی‏ها یک حرف می‏زنند ولی وقتی می‏روند پیش سیاستمداران خارجی یک حرف دیگری می‏زنند و در حقیقت پشتیبانی آن‏ها را هم می‏گیرند. ایشان تشویق نمی‏کرد که ما دروغ بگوییم یا واقعیت را جور دیگری عنوان کنیم، بلکه منظورش این بود که از آن شدت صحبت‏مان یک مقدار کم و زیاد بکنیم برای قانع کردن همدیگر. روی همین حساب من با ایشان صحبت کردم که اگر امکان داشته باشد در سال نو مسیحی یک بار به دفتر پژوهش بیایند و در مورد این روش‏هایی که ایشان پیشنهاد می‏کنند صحبت بکنند و ما با ایشان یک تبادل نظری بکنیم و ببینیم مثلاً آیا کارهایی که انجام شده صد در صد درست بوده یا چیزهای دیگری هم می‏توانیم از ایشان یاد بگیریم.
راجع به آقای آموزگار هم، ایشان در راهروها خیلی با دوستان دیگر صحبت می‏کردند و به شوخی هم با آن صدای پرطنین‏شان گفتند که بله من دوستان تجزیه‏طلب آذربایجانی را می‏شناسم که چنان قدرتی هستند که در کُل ایران شاید بیشتر از ده نفر نباشند. در حقیقت بگونه‏ای مسخره‏شان می‏کرد و قبول نداشت که این‏ها قدرتی در آینده خواهند بود.

بابک قطبی- خیلی سپاسگزارم از شما و آقای مختاری که در این نشست شرکت کردید و خطی مشی حزبی ما را بطور مشخص و با صراحت ارائه دادید. امیدوارم که روزی هم بتوانیم از نقطه نظرات این دوست بلژیکی هم در دفتر پژوهش استفاده بکنیم.

پاشایی- من خواستم تشکر کنم از آقای مختاری و آقای زاهدی که این زحمت را بابت این سه روز کشیدند و دوستان دیگری که در این نشست شرکت کرده بودند. من که صحبت‏های آقای مختاری شنیدم و هم از اطراف شنیدم، معتقد هستم که حقیقتاً باید در اینگونه جلسات حضور داشته باشیم، تا آنجایی که بتوانیم. همین‏قدر که می‏گویند بعضی از دوستان شرکت نکردند به دلیل اینکه حزب مشروطه می‏آید، این نشانه این است که بودن ما و حرف‏هایی که در مورد یکپارچگی و یگانگی ملی می‏زنیم برای خیلی‏ها هم سنگین می‏آید و هم اینکه مایل‏اند اینگونه گفته‏ها و استدلال‏ها به گوش دیگران نرسد. بودن ما در هر جمعی که ایرانیان جمع می‏شوند و توصیف این که ما به یکپارچگی و یگانگی ملی بشدت معتقدیم، در عین حالی که به عدم تمرکز معتقدیم و معتقدیم که در ایران هر استانی باید خودش امور خودش را اداره کند، به عقیده من این گفته و این استدلال جلوی دست جدایی‏طلب‏ها را که هر وقت به بُن‏بست می‏رسند، به اصطلاحاتی مانند زورگو، فارس زبان، شوونیست فارس زبان و ... آویزان می‏شوند را می‏گیرد .حتی از سوی بسیاری از معتقدین به این تشکل‏ها این نوع حرف‏ها شنیده می‏شود – همانطور که آقای مختاری گفتند که در حاشیه نشست از راه گفت و گوها میان اعضای شرکت کننده متوجه شده بودند که چقدر حرف‏های ما برای آن‏ها مثبت بوده – من این را در لندن تجربه کردم. بسیاری از دوستان بلوچ که آمده بودند و خودشان را در حقیقت یک ملت سوا می‏دانستند وقتی صحبت می‏کردیم، خیلی براحتی و با حُسن نیت می‏پذیرفتند که این حرف‏هایی که ما می‏زنیم، حرف‏های منطقی است. من معتقدم، این تجربه به ما نشان داد که باید پروسه حضور در اینگونه جلسات را دنبال کنیم و سعی کنیم حرف‏های‏مان به گوش توده بیشتری از مردم برسانیم. الزاماً همه مردم نمی‏روند مطالعه کنند، همه مردم وظیفه‏شان نیست و یا وقت آنرا ندارند که بیایند سایت ما را بخوانند، ولی بودن ما در اینگونه مجالس الزامی است. آنجاست که سر و گوش‏ها دو سه روز با جدیت کار می‏کند و همه نظرها جلب می‏شود، آنجاست که باید حضور داشته باشیم و معتقدم که تیمی که از سوی حزب مشروطه به آنجا رفته به درستی کارش را انجام داده و تشکر می‏کنم از دوستانی که در آنجا شرکت کردند با آرزوی پیروزی برای همه دوستان.

برگه درخواست عضویت
ایمیل دبیرخانه حزب
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما همراه باشید

آخرین مقالات درج شده جدید

مشروطه ایرانی و گفتمان ملی…

22 بهمن و خیزش مردم ایران…

تلاش بیهوده حجاریان…

هفدهم ماه دی، روز زن در ایران…

بیانیه جبهه ایران‌گرایان در پشتیبانی از تظاهرات گسترده مردم در ایران…

مقالات دگراندیشان جدید

مشکل، مردم ایران نیستند؛ رژیم جانی‌شان است…

قیام ملی نقاب (نجات قیام ایران بزرگ)…

آیت‌الله مایک؛ آمریکاییِ مسلمان‌شده‌، رئیس جدید میز ایران سازمان سیا…

ایران را چرا باید دوست داشت؟…

در باغ وحش آخوندها!…

مقالات هم‌اندیشان جدید

بحثی در مقوله رفراندوم درخواستی و بیانیه پانزده اصلاح‌طلب پشیمان…

آیا هدف روسیه تبدیل ایران به یک «حکومت اقماری» است؟…

مارتین لوتر: مردی که به قرون‌وسطی فرمان ایست داد…

تشدید «جنگ سرد» در مناسبات آمریکا و ایران…

جشن مهرگان، تجدید پیمان با مهر و روشنایی…