1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: یکشنبه 25 فوریه 2018. برابر با یکشنبه, 06 اسفند 1396

نشست 105 دفتر پژوهش حزب مشروطه ایران (لیبرال دمکرات) گزارشی از کردستان عراق

.

در آغاز، گزارشی از وضعیت کردستان عراق ارائه شد و سپس در مورد مفهوم "عدم تمرکز و تفاوت آن با فدرالیسم" بخشی از آخرین مصاحبه با زنده یاد داریوش همایون، به نشست ارائه گشت.

گزارشی از کردستان عراق

بابک بهزادی: برای درک بهتر موقعیت کُردستان عراق باید درک درستی از قانون اساسی آن داشت. در حقیقت بدلیل ستم‌ها و مبارزات مردم کردستان در قانون اساسی آن قدرت بیش از حدی به کردستان عراق داده شد که ما مقداری از همان نا‌روایی‌ها را از سوی کُردها در مورد عربها و ترکمن‌های کرکوک می‌بینیم. حالا به کرکوک برمی‌گردیم. کردستان عراق ۴.۳ ملیون جمیعت دارد که ۱.۳ ملیون آن برای دولت کار می‌کنند. در کُردستان دو حزب بر مسند قدرتند ۱- حزب دموکرات کردستان KDP به رهبری بارزانی و دیگری اتحادیه میهنی کردستان PUK به رهبری جلال طالبانی.

این دو حزب هم قدرت سیاسی، هم مدیریت منابع هم قدرت اشتغال را در دست دارند.
هر دو حزب مشروعیت خود را در مبارزه با صدام حسین بدست آوردند، هر دو حزب از سال ۱۹۹۲ که دولت ناحیه‌ای تشکیل شد بر کُردستان حکومت کردند. تظاهرات اخیر در خاورمیانه، در عراق و کردستان عراق نیز روی داد. در سلیمانیه میدانی را میدان آزادی نامیدند که البته از جوانان مصری الهام گرفته شده بود. ما به این تظاهرات خواهیم پرداخت. جوانهای بین ۱۵ تا ۳۰ سال، چهل در صد جمعیت کردستان را تشکیل می‌دهند. این‌ها در کُردستان نسبتا مستقل بزرگ شده‌اند و فقط این دو حزب را می‌شناسند و دولت اربیل را پیش از دولت بغداد مسول می‌دانند. آنها به قدرت رسیدن با زور اسلحه را از سالهای ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۷ به چشم خود دیده و تحت استیلای آنها زندگی کرده‌اند. این جوان‌ها با بقیه عراق تماسی ندارند. برای تحصیلات دانشگاهی فقط به دانشگاه کُردستان می‌روند. ۳۵ تا ۴۰ درصد آنها بیکارند. از نظر آنها، این دو حزب در ۲۰ سال اخیر منافع آنی و کوته‌نظرانه را بر منافع ملی ترجیح دادند.
پیش از تظاهرات فوریه، وزارتخانه‌های دولت بین دو حزب تقسیم شده بود و دست دیگران از آن کوتاه بود. حتا پیشمرگه‌ها بین دو حزب تقسیم شده‌اند و با هم همکاری درستی ندارند. در سال ۲۰۰۹ بدلیل نارضایتی از دو حزب، حزب سوم گوران، بنام " حزب جنبش برای تغییر" بوجود آمد که اندک اندک طرفداران بیشتری پیدا کرد بطوریکه ناحیه سلیمانیه که از نظر امنیتی و اقتصادی در دست PUK هست پشتوانه مردمی ندارد و کنترل شهر را از طریق پیشمرگه‌ها صورت می‌گیرد.

ماهیت دولت کردستان عراق:

نگاه حکومت نگاهی قبیله ای ست یعنی حل مسائل از طریق سفید مویان قبیله بجای درک مسولیت دولت در برابر مردم قرار گرفته است. فقدان جامعه مدنی ، فقدان وجدان حقوق مدنی، تعهد بیش از حد به ناسیونالیسم کردی، فقدان بخش خصوصی، جایی برای حکومت مردمی نگذاشته است. درآمد اقتصادی رو به افزایش که اکنون به دریافت ده میلیارد دلار از دولت مرکزی رسیده است فساد مالی را افزوده است.
چندی پیش دولت منطقه، تقاضای قبیله گوران برای مجوز تظاهرات رد کرد. دولت برای نشان دادن ثبات در ناحیه از نظر نگاه داخلی و خارجی، هم اعتراضات را سرکوب میکند، هم سعی میکند انرا در یک ناحیه نگاه دارد که به جاهای دیگر سرایت نکند. حتی از تعهد بیش از حد کردها سوء استفاده کرده و در روزنامه ها در قسمت "پیشگوی" مینویسند " به سران دولت اعتراز نکنید که سرنوشت و آینده در خطر خواهد بود" یا " این کار خیانت به کُردستان است" . اگر کسی اعتراض کند خود و خانوده اش شغل خود را از دست میدهند.
برای جلوگیری از از هر تظاهراتی در رابطه با اوضاع اسفناک کردستان،آن را به گردن القاعده یا ایران میاندازند. پیشمرگه ها نقش بسیار مهمی دارند اقتدار آنها نشانه خود مختاری کردستان است.

کرکوک : کرکوک شاید بهترین نمونه برای نشان دادن موقعیت کردستان و عراق باشد. کرکوک منزلگاه کُردها، ترکمن‌ها و عرب‌ها است. این ناحیه بدلیل اختلافات قومی و مذهبی تقسیم شده است. پانزده در صد نفت عراق از کرکوک تامین می‌شود. با همه در آمد نفتی هنوز نتوانسته اولین و ساده‌ترین نیازهای مردم را تامین کند. کرکوک جزو مناطق مورد مناقشه است و بر اساس ماده ۱۴۰ قانون اساسی عراق، رفراندوم می‌باید برگزار شود. اما هر کس در دولت مرکزی عراق می‌داند اگر آینده‌ای در سیاست می‌خواهد کرکوک بهتر است از عراق جدا نشود در همین حال ضعیف بودن دولت مرکزی و قدرت زیاد کُردستان از نظر قانون اساسی، به کُردها این اجازه را داده که پیشمرگه‌ها وارد کرکوک شوند تا حدی که کُرد‌ها با تعصب زیاد ساکنین ترکمن و عرب را مجبور می‌کنند کُردی صحبت کنند. بارزانی در پارلمان عراق، کرکوک را به اورشلیم عراق تشبیه کرده است. (دولت عراق را ضعیف‌ترین دولت فدرال جهان خوانده‌اند). ضعیف بودن دولت عراق امکان بیشترین سوء استفاده را به کُردستان عراق داده است. برای مثال کُردستان سعی می‌کند مالیات کمتری به بغداد بدهد، به ایران نفت غیر قانونی بفروشد و پیشمرگه‌های بیشتری به کرکوک بفرستد که اگر روزی رفراندومی (که تفنگ‌ها و خمپاره‌ها مکمل صندوق‌های رای خواهند بود) بر گزار شود تعداد کُرد‌ها در سرشماری از دیگر قوم‌ها بیشتر باشد.
همه این نارسایی‌ها علیرغم حضور ارتش آمریکا هست، و هر دو حزب کردستان برای وجود امنیت نسبی از دولت آمریکا خواسته‌اند که برای مدت طولانی‌تری در منطقه بماند. حال در نظر بگیرید که ارتش آمریکا باید یک زمانی از عراق خارج شود و ما شاهد نا امنی و تعصبات قومی بیشتر و حتی پاکشویی قومی خواهیم بود.

ترکیه: از انتخابات اخیر ترکیه ۳ نتیجه کلی می‌توان گرفت که با برنامه کُردستان امروز ما هم در ارتباط است.
یک: رای مردم نشان داد که از سیاست‌های اقتصادی اردوغان راضی‌اند
دو : اینکه اردوغان تسلط کامل بر سیاست ترکیه دارد
سه : اصلاح قانون اساسی، یکی در مورد نقش دولت نظامی و دیگری مساله کُردها.
حزب صلح و دموکرات BDP که نمایندگی کُردها را یدک می‌کشد در انتخابات، نسبت به قبل با سربلندی بیرون آمد. یکی از نمایندگانش در پارلمان لیلا زانا است که چهره‌ای شناخته شده است. این بانو بدلیل صحبت کردن در پارلمان ترکیه، به زبان کُردی قبلا" به ۱۰ سال زندان محکوم شده بود. این نشان داد که نتنها کُردها مشکل اساسی در ترکیه دارند بلکه حل این مشکل یک را حل سیاسی نیاز دارد. حزب صلح و دموکرات و کُردها سعی کردند که در یک هماهنگی واقعگرا به راه حلی واقعگرا برسند. این نیز نشان دهنده آن است که روش و روزگار مبارزه مسلحانه حزب شورشی کارگران کرد یا PKK بسر آمده است. بزبان دیگر با چنین روشی هیچیک از گروهای چپ پارلمان ترکیه به آنها نزدیک نمی‌شوند. این یک درس سیاسی هست که ما همه باید بیاموزیم.

نتیجه: شکی نیست که کُردها مانند بسیاری دیگر از اقلیت‌های (جنسی، مذهبی، قومی) بدلیل تعصبات دولت مرکزی مورد ستم قرار گرفته‌اند و این دولت نا کارا به واژه خودی و غیر خودی مفهوم جدیدی داده است. مساله اقوام مساله بسیار مهمی هست و یک راه حال سیاسی می‌طلبد. این راه حل سیاسی باید راه حلی باشد که هم خواسته‌های اقوام ما را در پوشش خود قرار دهد و هم منافع ملی را. با تجربه‌ای که ما از کشورهای جهان سوم و عراق و ترکیه داریم آیا این مشکلات با ایجاد یک دولت فدرال حل خواهد شد یا یک ایران لیبرال دموکرات که به شیوه عدم تمرکز اداره می‌شود؟

مصاحبه آقای فرامرز فروزنده با زنده یاد داریوش همایون ( بخش مربوط به عدم تمرکز و تفاوت ماهوی آن با فدرالیسم)

فروزنده : آقای همایون، یکی از فصل‌های جالب کتاب شما که توجه مرا جلب کرد، در مورد عدم تمرکز در ایران است. شما طرفدار عدم تمرکز فوق‌العاده پیشرفته در ایران هستید. ولی وقتی صحبت از فدرالیسم می‌شود، بنظرم می‌رسد که از فدرالیسم وحشت دارید. از فدرالیسم می‌ترسید، چرا؟

همایون: من به شدت با فدرالیسم مخالفم برای اینکه فدرالیسم نواختن سُرناست از سر گشادش. فدرالیسم عبارت است از اینکه واحدها و ماهیت‌هایی سیاسی پراکنده و جدا از همی، بیایند با هم جمع بشوند، بخشی اختیارات‌شان را واگذار کنند به واحد مرکزی، به نام دولت فدرال، و هر کدام کار خودشان را بکنند. ایران اول باید تکه تکه بشود تا بعد بتواند فدرال بشود. و در جریان تکه تکه شدن، ایران از بین خواهد رفت. فدرالیسم از کشور واحد پدید نمی‌آید. کشوری که فدرال نبوده است، فدرال نمی‌شود. مگر اینکه این کشور اصلاً تکه‌های مختلف به هم چسبیده شده باشند. مثل عراق، بلژیک، و حتی مثل کانادا. کانادا توسط نیروهای فرانسوی و انگلیسی یکی شد. آن‌ها هم حتی در فدرال شدن دچار مشکل هستند چه برسد به کشوری که هیچوقت فدرال نبوده و همیشه یکپارچه بوده است. شما نگاه بکنید، 2500 سال تمام استان‌های ایران بنام ذکر شده‌اند. حالا شما اگر بخواهید این‌ها را فدرال کنید، اول باید این‌ها را از هم جدا کنید. وقتی جدا شدند دوباره بیایند باهم بنشینند و صحبت کنند و ببینند که چکار باید بکنند. چه ضرورتی به این کار هست؟!
عدم تمرکز، بحث دیگری است، فدرالیسم معنی‌اش درست همان چیزی است که عرض کردم. عدم تمرکز یعنی حکومتی هست، مثل ایران، مثل تمام کشورهایی که یک وقتی قوی بودند، بعد به ضرورت اداره کشور، به ضرورت توسعه کشور و دمکراسی، می‌آیند می‌نشینند اختیارات حکومت مرکزی را مقداری از آنرا می‌دهند به واحدهای استانی. برای اینکه اداره همه چیز از مرکز ناکارآمد است. غیردمکراتیک هم تا حدودی هست نه لزوماً ولی آن دمکراتیک‌تر است که مردم دِه کارهای خودشان را خودشان بکنند تا اینکه مرکز استان این کار را بکند. چون آن‌ها مسائل خودشان را بهتر می‌فهمند. از این نظر ما با عدم تمرکز هیچ مشکلی نداریم و لازم می‌دانیم. بعلاوه با حقوق فرهنگی هم نباید مخالفتی داشته باشیم. هر کس باید حق داشته باشد به هر زبانی بنویسد و بخواند و انتشار بدهد. نباید جلوی این چیزها را گرفت. ولی کشور یکپارچه است.

فروزنده : شما با یک واژه دیگری فدرالیسم را توصیه می‌کنید.

همایون: این تعریف شناخته شده است

فروزنده : شما نوع موجود فدرالیسم در ایالات متحده آمریکا را فکر می‌کنید که زمانی در ایران قابل عمل باشد؟

همایون: هرگز. برای اینکه ایالات متحده آمریکا از قرن شانزدهم مستعمره انگلیس بودند. 13 تا از این ایالات که هر کدام اداره خودشان را داشتند و هیچ ربطی به هم نداشتند و همه هم وصل بودند به امپراتوری انگلیس، لندن. پادشاه انگلیس هم پادشاه همه‌شان بود. این‌ها گفتند ما می‌خواهیم مستقل بشویم. انگلیس به این‌ها حمله کرد و این‌ها گفتند ما باید متفقاً از خودمان دفاع بکنیم. شروع کردند به همکاری با هم. یک نفر را تعیین کردند (جرج واشنگتن) گفتند این فرمانده کل نیروهای این 13 کشور. بعد از پیروزی گفتند که خب، ما می‌خواهیم یک حکومت تشکیل بدهیم. 13 ایالت مستقل، ناگزیر آمدند در کنار هم یک فدراسیون و یک حکومت فدرال آمریکا را درست کردند. در ایران هیچکدام این شرایط نیست.

فروزنده: مثل این که بر سر واژه بیایستیم به نتیجه نمی‌رسیم

همایون : حتما" می‌ایستیم. گفت در آغاز کلمه بود

فروزنده : درست است اجازه بدهید ببینیم با هم در کجا ها در توافقیم. امروز حکومت جمهوری اسلامی ساقط شده و من و شما به عنوان دو ایرانی نشسته‌ایم بر سر اختیاراتی که مردم می‌توانند داشته باشند، با هم بحث می‌کنیم. از دو نقطه ایران هم هستیم. آیا ما به این اعتقاد می‌رسیم که مردم استان‌های مختلف حق دارند که در یک انتخابات آزاد استاندار خودشان را انتخاب کنند یا خیر؟

همایون: بله.

فروزنده : آیا مردم در یک استان حق دارند که مسائل مربوط به توسعه اقتصادی و اجتماعی استان را که جنبه توسعه ملی ندارد، خودشان تصمیم بگیرند یا خیر؟

همایون: بله.

فروزنده : آیا مردم حق دارند که نمایندگان خودشان را برای مجالس استانی خودشان انتخاب کنند، آیا مردم حق دارند که در سیستم قضایی خودشان که تابع سیستم قضایی کلی کشور هست اگر عناصر منطقه‌ای که باید به یک شکلی حضور داشته باشد از آن بر اساس یک حرکت دمکراتیک شناخته شده مثل همین نهادهایی که در آمریکا وجود دارد، دخالت بکنند یا خیر؟

همایون: نه، قانون کشور باید یکی باشد. نمی‌شود مثل آمریکا در یک ایالت انسان مرتکب جرمی بشود، او را رها کنند و در ایالت دیگر حبس‌اش کنند. این نمی‌شود. آمریکا چون اینجوری شده نمی‌توانند کاری بکنند. قانون باید یکی باشد. ولی اجرای قانون محلی است

فروزنده : در مورد انتخاب شخصیت‌های تصمیم‌گیر سیاسی و فرهنگی و اجتماعی خودمان مشکل نداریم. در سیستم قضایی که مورد نظرمان هست، آیا در این سیستم قضایی اعتقاد داریم که دادستان کل یک استان را مردم باید به او اعتماد داشته باشند یا خیر.

همایون: بله، عرض کردم که قانون باید یکی باشد. همه قوانین یکی است. قانون مدنی یکی است. یعنی شما نمی‌توانید خانه‌ای را در جایی با یک شرایطی بخرید، درجایی دیگر، با شرایط دیگری بخرید

فروزنده : من می‌خواهم بدانم این محتوا تا چه حد با واژه فدرالیسم - که آنرا دوست نداریم - نزدیک می‌شود و تا چه حد با واژه عدم تمرکز.

همایون: این ربطی به موضوع ندارد چون در سیستم‌های فدرالی هم برکنار کردن مقامات اجرایی در هر ایالتی یکجور است. اینهایی را که شما می‌گویید باید بنشینند با همکاری مجلس مؤسسان، این حدود را تعیین کنند. من اصول را اینجا مطرح می‌کنم. اصول این است که یک کشور است؛ یک ملت است؛ یک قانون است؛ یک زبان رسمی است، همه کشور باید به یک زبان صحبت کند که همه همدیگر را بفهمند، ولی اختیارات حکومت مرکزی تقسیم می‌شود بین استان‌ها و بطور دمکراتیک هم تقسیم می‌شود. یعنی مردم مقامات را خودشان انتخاب می‌کنند و این اختیارات بهشان داده می‌شود. حقوق فرهنگی هم محفوظ است. این اصولی است که ما می‌توانیم روی آن کار کنیم و صحبت روی جزئیات آن الآن واقعاً معنی ندارد.

فروزنده : من هم نمی‌خواهم وارد جزئیات بشوم چون بی معنی است، شما درست می‌فرمایید. ولی شما با واژه حق انتخاب مردم در استان‌های مختلف به عنوان عدم تمرکز مواجه می‌شوید ولی در مقابل، عده دیگری این را ناشی از فدرالیسم می‌دانند.

همایون: خب، دلیل آن این است که یا معنی فدرالیسم را نمی‌دانند و یا مخصوصاً نادیده می‌گیرند ثانیاً پشت تمام این گرایش‌های فدرالیسم، من یا یک دست خارجی می‌بینم یا منافع خارجی.

فروزنده : شما به یک نکته‌ای اشاره می‌کنید که تمام اسناد در یک کشور باید به یک زبان تهیه بشود. چرا؟

همایون: برای اینکه رسمیت آن مورد تردید قرار نگیرد. شما وقتی یک قانونی را از مجلس می‌گذرانید ...

فروزنده : چرا نباید به دو زبان تهیه بشود، یکی زبان ملی و یکی زبان منطقه‌ای؟

همایون: نه، آن به صد زبان می‌تواند تهیه بشود. رسمیت با یک زبان است. ببینید، قانون اساسی مملکت باید یک زبان باشد. باید همه بفهمند. هر کسی می‌تواند آن را ترجمه بکند به صد زبان دیگر. مهم نیست. فرض کنید قانون تجارت باید به یک زبان باشد. همه بفهمند.

فروزنده : مجلس ایالتی آذربایجان آیا باید به زبان فارسی برگزار بشود یا می‌تواند به زبان خودشان هم باشد؟

همایون: به هر زبانی که دلشان می‌خواهد.

فروزنده : مصوبات آن چه؟

همایون: ممکن است متن ترکی‌ش را تهیه کنند، ولی متن فارسی آن اعتبار دارد که در همه کشور اجرا بشود و در همه جا اعتبار داشته باشد و آذربایجانی بگوید که این مصوبه مجلس من است.

فروزنده : این نظر شما کاملاً درست که باید به زبان فارسی باشد. ولی در آذربایجان چرا نباید مدارک و اسناد رسمی و علمی به زبان آذری تهیه بشود؟

همایون: علمی و غیرعلمی نداریم. نکته من این است که آنچه جنبه رسمی دارد و برای سراسر کشور است باید به یک زبان باشد که همه بفهمند ولی آنچه سراسر محلی است، خیلی خب، به هر زبانی بخواهد می‌تواند باشد. در فلان دِه، کدخدا به زبان کُردی یا آذری می‌خواهد سخن بگوید، بگوید. مسئله اداره کشور یا استان، خیلی پیچیدگی پیش می‌آورد. هزار گرفتاری قضایی و حقوقی پیش می‌آورد. این‌ها را باید روشن و ساده کرد.

فروزنده : شما بلافاصله اهمیت زیادی به آوازهایی که برای تجزیه ایران داده شده، می‌دهید ...

همایون: من دستم در کار است و هیچ مبالغه نمی‌کنم.

فروزنده : من نمی‌گویم مبالغه می‌کنید. در خود آمریکا، در زمان کلینتون، این توجه خیلی زیاد شد و بودجه‌هایی را هم تأیید کردند. ولی به یاد دارم که شما زمانی اصولاً معتقد بودید که صحبت از تجزیه ایران در اثر این حرکت‌ها کردن بیشتر به یک شوخی شبیه است ولی امروز نگرانید. چرا؟

همایون: برای همین تحولاتی که پیش آمد. دیدم که یک کوشش منظم و سازمان یافته و بسیار خوب تغذیه شده در جریان است برای اینکه مفاهیم عوض بشود؛ فدرالیسم یک معنی دیگر پیدا بکند و جا بیفتد، قوم برود کنار ملیت بیاید، بعد ملیت برود کنار و ملت بیاید. دیدم یک گرایش خیلی خطرناکی در حال رشد است. دست خارجی را از ترکیه و جمهوری باکو و حکومت‌های محلی در عراق و آمریکایی‌ها و متأسفانه اسرائیل – چون من اسرائیل را همیشه دوست ایران می‌دانستم- دیدم کار دارد بالا می‌گیرد. بعد هم این موضوعات مثل یک آتش است و به سرعت می تواند گسترش پیدا بکند. الآن زیر کنترل است ولی به محض اینکه آن کنترل ضعیف شد تا آنجایی است که من در استراتژی مبارزه با جمهوری‌اسلامی تجدید نظر کردم. من الآن بشدت نگران پیامدهای سرنگونی جمهوری‌اسلامی از نظر تمامیت ایران هستم. برای اینکه هزاران دست منتظر است که بیاید و در آن شرایط بحرانی همه جور اتفاق ممکن است بیفتد. این است که بسیار نگران شدم. من در طول دو سه سال گذشته همین‌طور نگران‌تر شدم. و اولویت من اصلاً آمد و این شد: حفظ ایران. دیگر هیچ چیز دیگر نیست
اولویت من الآن دمکراسی نیست، سرنگونی جمهوری‌اسلامی هم نیست. اول باید ایران حفظ بشود. بعد باید دمکراسی بشود و البته بعد هم جمهوری‌اسلامی سرنگون بشود. اولین نکته مهم برای من، حفظ ایران است.

فروزنده : آقای همایون شما دارید مرا سردرگم می‌کنید. برای اینکه شما می‌فرمایید حفظ ایران. اگر حفظ ایران در پرتو حکومت موجود در ایران باشد و شاید 50 سال دیگر هم با این وضع نام ایران را حفظ کرد ...

همایون: من ترجیح می‌دهم ایران به عنوان یک کشور بماند، با هر وضعی، تا ایران از صفحه روزگار محو بشود.

فروزنده : آیا این تحلیل یک آدم ملی‌گراست یا تحلیل یک آدمی است که به تحول دمکراسی ....

همایون: من دمکراسی را با این حرف‌ها قاطی نمی‌کنم. برای اینکه تجزیه ایران به دمکراسی نخواهد انجامید. نگاه کنید ببینید، شوروی تجزیه شد. ببینید کجای آن دمکراسی است؟ در این کشورها دمکراسی یعنی چه؟ می‌افتد دست مافیا. ایران می‌افتد دست مافیاها. شما خیال می‌کنید که همه تکه های تجزیه شده ایران می‌شوند وست مینستر؟ خیر، همه دست مافیاها و سرکردگان نظامی و دست راهزنان می‌افتند. هر که هر چه می‌خواهد می‌تواند ببرد، ولی نه، این کشور را باید نگهداشت. ما 3 هزار سال این کشور را نگه داشته‌ایم و رهایش نمی‌کنیم.

فروزنده : آقای همایون، شما از دوران مشروطیت، تمایل به عدم تمرکز را می‌بینید. برای اینکه بیشتر برای شنوندگان و بینندگان ما روشن بشود، ممکن است در این باره توضیحات بیشتری بدهید؟

همایون: قانون انجمن‌های ایالتی و ولایتی که من یک سال پیش بطور کامل آن را خواندم، بسیار بسیار قانون خوبی است برای عدم تمرکز و نامی هم از فدرالیسم در آن نیست. ولی یک نکته را به شما بگویم. نکته مهم این است، وقتی ما همه چیز را موکول به اعلامیه جهانی حقوق بشر می‌کنیم، و میثاق‌های آن و منشور سازمان ملل متحد هم جزو آن است، فدرالیسم بکلی می‌رود کنار. فدرالیسم حق هیچکس نیست. ولی عدم تمرکز حق اجتماعات است. این در اعلامیه جهانی حقوق بشر آمده. اتفاقاً منشور سازمان ملل متحد روی تمامیت کشورها بنا شده است.

برگه درخواست عضویت
ایمیل دبیرخانه حزب
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما همراه باشید

آخرین مقالات درج شده جدید

مشروطه ایرانی و گفتمان ملی…

22 بهمن و خیزش مردم ایران…

تلاش بیهوده حجاریان…

هفدهم ماه دی، روز زن در ایران…

بیانیه جبهه ایران‌گرایان در پشتیبانی از تظاهرات گسترده مردم در ایران…

مقالات دگراندیشان جدید

مشکل، مردم ایران نیستند؛ رژیم جانی‌شان است…

قیام ملی نقاب (نجات قیام ایران بزرگ)…

آیت‌الله مایک؛ آمریکاییِ مسلمان‌شده‌، رئیس جدید میز ایران سازمان سیا…

ایران را چرا باید دوست داشت؟…

در باغ وحش آخوندها!…

مقالات هم‌اندیشان جدید

بحثی در مقوله رفراندوم درخواستی و بیانیه پانزده اصلاح‌طلب پشیمان…

آیا هدف روسیه تبدیل ایران به یک «حکومت اقماری» است؟…

مارتین لوتر: مردی که به قرون‌وسطی فرمان ایست داد…

تشدید «جنگ سرد» در مناسبات آمریکا و ایران…

جشن مهرگان، تجدید پیمان با مهر و روشنایی…