1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: یکشنبه 25 فوریه 2018. برابر با یکشنبه, 06 اسفند 1396

چگونگی پیدایش گروه تروریستی «داعش»

.



نشست ۱۴۹ دفتر پژوهش حزب مشروطه ایران (لیبرال دموکرات)

سخنران آقای اکبر کشوری

اکبر کشوری- قبل از اینکه سخنانم را شروع کنم، مطلبی را باید یادآور شوم، سخنانی که امروز در این جلسه گفته می‌شود افکار شخصی من نیست، بلکه مطالبی است که خوانده یا شنیده‌ام و احیاناً در رسانه‌های ارتباط‌جمعی مطرح‌شده است. ولی ازآنجاکه موضوع بسیار مهمی است -نه‌تنها برای ما و کشور ایران بلکه در کل برای منطقه خاورمیانه و شاید بتوان به‌نوعی نیمی از کره زمین را درگیر این موضوع دانست- نیاز است تا موردبررسی بیشتر قرار گیرد.
همه می‌دانیم که این گروه داعش به چه سرعتی روی کار آمده و درنهایت وحشیگری و قساوت، بدون هیچ ترحمی حتی به کودکان و زنان راه خودش را پیش می‌برد ولی دوست دارم باکمی بازگشت به گذشته، ابتدا مسائلی را روشن سازم سپس در ادامه بحث به نکته اصلی برسیم.
درباره آقای ابوبکر البغدادی -که به‌اصطلاح رهبر یا رئیس این گروه داعش است- گفته‌های زیادی است گروه یا کشورهایی بر این باورند که این شخص به‌نوعی غیرمستقیم ساخته و دست‌پرورده جمهوری اسلامی است؛ رژیم اسلامی ایران با عملکردهای تبعیض‌آمیز خود یک چنین پدیده‌ای را به وجود آورده و درواقع شیعه جلوی سُنّی ایستاده و سُنّی جلوی شیعه که از یکدیگر انتقام بگیرند. عده دیگری معتقدند که گروه داعش دست‌پرورده آمریکا است. به چه دلیل این را می‌گویند؟ شاید به خاطر این است که آقای اسنودِن در گفته‌ها و افشاگری‌هایی که انجام داده، این را به زبان آورده که گروه داعش و آقای البغدادی از طریق آمریکا حمایت مالی می‌شوند که راه را برای انجام برنامه‌های آمریکا هموار سازند. عده‌ای دیگر با انگشت گذاشتن بر روی یک سری نکات بر این باورند که گروه داعش و درواقع شخص آقای البغدادی مأمور موساد است و از طریق موساد دوره‌های آموزشی را گذرانده است. سؤالاتی در ذهن کنجکاو انسان پیش می‌آید؛ اصولاً چرا یک چنین گروهی بعد از طالبان به این سرعت عضوگیری و پیشروی می‌کند؟ این سؤالی است که من همیشه از خودم پرسیده‌ام ولی متأسفانه هنوز به گونه منطقی و قانع‌کننده برای آن پاسخی پیدا نکرده‌ام.
گروهی می‌گویند که آقای البغدادی از طریق موساد آموزش‌دیده. این را من شخصاً نمی‌گویم، روزنامه آمریکایی دیلی نیوز مطلب فوق را رسماً اعلام کرده و سناتور راند پاول نیز درجایی می‌گوید «داعش در سوریه از طریق آمریکا تأمین مالی می‌شود». وقتی یک سناتور آمریکایی یک چنین چیزی را عنوان می‌کند، پس بنابراین باید بررسی کرد که پشت پرده چه چیز نهفته و برفرض مثال چرا آمریکا این گروه را حمایت کرده و یا اینکه چرا این شخص از طرف موساد آموزش داده‌شده است. یادمان نرود که القاعده در افغانستان به همین نوع از طریق سازمان سیا (C.I.A) پرورش و آموزش داده‌شده بود.
وقتی‌که به آن منطقه و بلایی که بر سر عراق آمده نگاهی می‌اندازیم؛ سه‌تکه شدن عراق و از آن‌طرف به ترکیه و نقش این کشور در ادامه پیشروی‌های داعش، از طرف دیگر این سؤال مطرح است که نقش عربستان و قطر در به وجود آمدن داعش چیست؟ در اینجا یک اعتراض کوچکی هم می‌کنم به دوست ارجمند و عزیزم آقای دکتر فاطمی که در جلسه قبل فرمودند «این حرف درست نیست که یک کشوری مثل آمریکا بیاید یک گروهی را به وجود بیاورد بعد از آن‌طرف روی سرش بمب بریزد» در مورد القاعده و افغانستان نیز همین سناریو انجام شد. زمانی که یک چنین مسائلی را مشاهده و جمع‌بندی می‌کنیم، به این نتیجه می‌رسم که تا نباشد چیزکی، مردم نگویند چیزها. آقای البغدادی در سال ۲۰۰۹ از طریق آقای اوباما از زندان بوکاتا نزدیک ام القصر آزاد می‌شود. اگر این شخص یک تروریست است، پس چرا باید آزاد شود؟ اگر نیست پس چرا باید زندانی شود؟ البته تمام این قضایا برمی‌گردد به موضوعی دیگر که شاید انسان را از همه مسائل یا گمراه کند یا اینکه به یک واقعیت‌های دیگر برساند. عراق سه‌تکه شده، لیبی وضعیتش معلوم نیست، مصر نیز به همین صورت ولی هیچ سخنی از اسرائیل نیست. اسرائیل که در همین چند ماه پیش هر کاری که دلش خواست در نوار غزه کرد و هیچ‌کس صدایش درنیامد. آیا نمی‌شود از این‌ یک نتیجه گرفت که هر چه کشورهای عربی و اسلامی ضعیف‌تر باشند نیروی اسرائیل به‌مراتب قوی‌تر خواهد بود؟ من به‌هیچ‌وجه مخالف اسرائیل و یهودیت نیستم. این را هم فراموش نکنیم که ما ایرانی‌ها اولین ملتی بودیم که یهودی‌ها را از بند اسارت آزاد کردیم. ما می‌توانیم این‌گونه بگوییم که کشورهای عربی هرچقدر که قطعاتشان بیشتر بشود و درواقع کوچک‌تر بشوند، کنترلشان راحت‌تر است. ما در این منطقه زندگی می‌کنیم، کشور ایران کشور بزرگی است که به قول شادروان ‌همایون «کشور ایران به‌اندازه کافی کوچک‌شده، کوچک‌تر نباید بشود» برای من جالب است که بدانم نقش ما به‌عنوان یک حزب برای جلوگیری از تجزیه ایران چیست؟
ببینید دوستان، من نیز در ارتش بودم آموزش دیدم و چون عضو نیروی مخصوص بودم آموزش‌های دیگر را هم دیده‌ام. ولی چیزهایی که در تلویزیون از گروه داعش می‌بینیم، به این نتیجه می‌رسم که در سطح کلاه سبزهای خودمان یا نیروهای مخصوص آمریکایی هستند. چگونه می‌شود یک گروه -حالا هرچند هم که بگوییم خودجوش پیداشده‌اند- ولی با این مشخصات و تبحر دست به عملیات نظامی می‌زند؟ اینجاست که سؤال پیش می‌آید؛ چه کسی یا چه کسانی این داعش را تعلیم می‌دهند؟ هرکسی نمی‌تواند پشت تانک بنشیند. چه نیرو و چه افرادی پشت پرده هستند که این آموزش‌ها را می‌دهند؟

بهمن زاهدی- من سؤالی ندارم فقط توضیح می‌دهم. آمریکا خود پرورش‌دهنده تروریست در خاورمیانه بوده و هست. تا زمانی که تروریست‌ها برای منافع ملی آمریکا فعالیت کنند تروریست‌های خوبی هستند. ولی زمانی که علیه منافع آمریکا فعالیت کنند تبدیل به تروریست‌های بین‌المللی می‌شوند. ولی داعش از کجا به وجود آمد، بیشتر از بی‌برنامگی آمریکا در عراق بود. زمانی که آمریکا به عراق وارد شد اولاً تمام راه‌ها و کارخانه‌های عراق را بمباران کرد، تمام ارتشیان و کارمندان دولت عراق را که در زمان صدام حسین کار می‌کردند، برکنار کرد. ارتش جدید، دولت جدید و کارمندان جدید درست کرد و آن کارمندان ارتش و کارمندان دولت که در دولت قبلی کار می‌کردند از روی ناچاری به داعش پیوستند. چراکه نه!
ما باید از این رویداد درس خوبی بگیریم. بعد از جمهوری اسلامی نباید پاک‌سازی در ارتش و سپاه و کارمندان دولت انجام گیرد بلکه باید ازآنچه که موجود است شروع به دمکراتیزه کردن آن کرد. در سه سال گذشته هیچ رادیوتلویزیونی در اروپا و آمریکا از داخل سوریه پیامی به بیرون نمی‌داد. ترس اروپا و آمریکا این نیست که این بچه‌ها در آنجا کشته می‌شوند، ترسشان از این است که این بچه‌ها به اروپا و امریکا برگردند. در رابطه با ترکیه که چرا ترکیه حمایت می‌کند، سوریه و قسمتی از شمال عراق، قبل از جنگ جهانی اول به عثمانی تعلق داشت و بعد از جنگ جهانی اول انگلستان با خط کش حدود این کشورها را معین کرد. این دلیل اصلی است که ترکیه به داعش کمک می‌کند. بزرگ‌ترین اشکال این است که اروپا و آمریکا نفت ارزان می‌خواهند و هرچقدر در خاورمیانه جنگ و برادرکشی بیشتر باشد قیمت نفت ارزان‌تر است و این دلیل اصلی از زمان انقلاب جمهوری اسلامی تاکنون بوده و جنگ‌هایی که تابه‌حال آمریکا در خاورمیانه به وجود آورده تنها برای نفت ارزان بود. در صحبت بعدی در مورد بهار عربی-آمریکایی صحبت خواهم کرد که چگونه آمریکایی‌ها دیکتاتورهای سوسیالیست قدیم را برداشتند و می‌خواستند با دیکتاتورهای اسلامی جایگزین کنند که موفق نشدند.

اکبر کشوری- البته آقای زاهدی به نکات خیلی ظریفی اشاره کردند ولی فقط مسئله نفت نیست. بحثی نیست که نفت مسئله عمده آمریکا و اروپا است ولی طبیعتاً یک سری مسائل دیگر هم وجود دارد. خاک را هم باید در نظر بگیریم که بالاخره این خاک و کشور به چه فرد یا عده و عقیده‌ای می‌رسد. در حال حاضر همان‌طور که آقای زاهدی گفتند بگذاریم بحث بازتر بشود شاید بتوانیم به یک نتیجه‌گیری برسیم.

شهرام آرین- من با این بنیاد توضیحی و با این شالوده %۹۰ مخالفت دارم. این وضعیت آشفته و بی‌منطق در خاور نزدیک که هی به جان هم می‌افتند و دنبال پیشرفت صنعتی نیستند و در خرافات مذهبی فرورفته‌اند، ما از زمان آخوندزاده تئوری نویسی داریم پیرامون اینکه چه‌کار باید کرد در ایران؟ چه با کمبود منطق، چه با کمبود صنعت؟ ایرانی‌ها مقدار کمی ناسیونالیسمشان با اسلام مخالفت دارد. عرب‌ها ناسیونالیسم خودشان را دارند و نمی‌گویند که اسلام با ناسیونالیسمشان مخالفت دارد، ولی ایرانی‌ها هم با صنعت مخالفت دارند و هم با ناسیونالیسم. داعش دلیلش این نیست که از جایی به او کمک‌های نامرئی و غیره شده. بدنه جامعه به آن چیزی که این گروه می‌گوید یا تبلیغ می‌کند پاسخ مثبت می‌دهد. این افراد در جامعه اروپا نمی‌توانند پا بگیرند آن‌هم در جامعه آلمان (همه کارهایشان روی کارهای استخوان‌خردکن بناشده، این تبلور پروتستان آلمان از زمان لوتر منطقش این است که هرکسی بازویش کلفت‌تر و کارش بیشتر و فروتن‌تر و سخت‌کوش‌تر، مهم‌تر). عرب‌ها و کلّاً مسلمان‌ها از یک حالت خودشیفتگی رنج می‌برند. در این جهان مدرن که بر روی مدرنیسم ساخته‌شده و بنیادش را اروپائی‌های شمالی ریختند، ارزش شما در ارزش کاری و سوددهی شما در جامعه است. همین‌که پا به میدان می‌گذاری، می‌پرسند چند مرد حلاجی؟ چه‌کار بلدی و چه مشکلی را در چه بازه زمانی می‌توانی حل کنی؟ زمانی که این جوان تخصص خاصی ندارد، سقوط شخصیتی می‌کند هم به‌عنوان یک شهروند از یک کشور و هم به‌عنوان یک شخصی که به یک کشور دیگر مهاجرت کرده. ضعف اعصاب می‌گیرد و به سیم آخر می‌زند. ۱۴۰۰ سال پیش که اعراب به ایران حمله کردند؛ در حقیقت مکانیسمش بر همین اساس بود. اعراب در همسایگی رومی‌ها و ایرانی‌ها می‌زیستند. ایرانیان آن زمان مثل ایرانی‌های امروز نبودند؛ ایران امروز یک بخش از آن فرهنگ عربی- اسلامی است، ایران آن زمان طبق تاریخ‌شناسی یک‌بخشی از فرهنگ اروپائی حساب می‌شد، یک جامعه تولیدی بود و تمام فضیلت‌هایش هم بر تولید استوار بود. این فضیلت فرهنگی ایرانیان، باعث رنجش و عقده در میان اعراب شده بود. به احادیث پیامبر اسلام نگاه کنید، بسیار روشن‌کننده است. هرروز یک‌بار، هر دو روز یک‌بار، در مدینه پیروان خود را جمع می‌کرد به آن‌ها می‌گفت فراموش نکنید، گنج‌های ایرانیان یک‌زمانی مال شما خواهد بود. این افراد هم می‌رفتند در مناطق دورتر و با تکرار این حرف‌ها آدم جمع می‌کردند. درزمینهٔ تولیدی ملت عرب توانایی نداشت، هنوز هم فاقد این توانایی است فقط یک اتفاق خیلی جالبی که افتاده این است که ما هم به جرگه آن‌ها پیوستیم. چون در بخش تولید شکست می‌خوردند، از همسایه تولید آور و پهلوان رنج روحی می‌بردند و برای آرامش روح و اینکه حداقل یک احساس شخصیتی بکنند دست به جنگ و غارت می‌زدند؛ یعنی انکار واقعیت‌ها.

افشار مختاری- آقای آرین گفتند %۹۰ من می‌گویم %۹۵ با صحبت‌های آقای کشوری و آقای زاهدی مخالفم. نمی‌شود گفت که ایران نقش اول را دارد و بعد نقش آمریکا آن‌قدر بزرگ باشد. در کشورهای دیگر، تونس انقلاب می‌کند اما گرفتار همان مشکلات قبلی می‌ماند، مصر انقلاب می‌کند، لیبی انقلاب می‌کند اما همچنان مشکل دارند ولی در سوریه این اتفاق نمی‌افتد. به همان دلیلی که شما گفتید، زیرا یک حکومتی مثل جمهوری اسلامی پشت این موضوع است. حالا روسیه هم همه می‌گویند به خاطر آن‌یک بندری است که در سوریه در اختیار دارد. سپس موضوع توطئه پیش می‌آید که مثلاً صهیونیسم این کار را می‌کند. اسرائیل چه ترسی دارد؟ عرب‌ها همه جمع شده‌اند که اسرائیل را از بین ببرند، اما نتوانستند. آقای زاهدی می‌گویند حقوق بشر برای جوانان اروپایی است. این آدم‌هایی که من می‌بینم، از موقعی که به دنیا می‌آیند (اعراب و ترکیه) سر سفره پدر و مادرشان، در اروپا زندگی می‌کنند اما پدرشان از صبح تا شب پشت اروپائیان بد گوید. انتظار دارید چگونه شخصیتی از این بچه به وجود بیاید؟ بچه‌ای که می‌گوید من در این جامعه اروپایی هیچ به‌حساب نمی‌آیم، هر کاری که بکنم غریبم، پس بهترین راه این است که ببینم از چه راه تنبلی می‌توانم خیلی راحت پول دربیاورم یا دزدی کنم، کاری به کار این‌ها هم نداشته باشم. اینکه دیگر موضوع حقوق بشر نیست، موضوع لیاقت و شایستگی است که یک نفر بتواند از این موقعیت استفاده کند؛ اما اگر استفاده نمی‌کند واقعاً تقصیر جامعه اروپایی نیست. جامعه اروپایی هنرش این است که می‌گوید من می‌توانم با جامعه مسلمان بسازم برای اینکه یاد گرفتم که چیزی به اسم انسان مهم است. با آن‌ها مدارا می‌کنم، اجازه می‌دهم مسجد داشته باشند، اجازه می‌دهم تبلیغ بکنند، اما اگر این‌ها درواقع نامردی می‌کنند، خنجر می‌زنند، پای منبرشان از اروپا بد می‌گویند و اروپای کافر می‌گویند، دولت اروپا چه تقصیری دارد؟ یا دولت آمریکا چه تقصیری دارد؟ این تنبلی و عدم پیشرفت برمی‌گردد به خود آن‌ها. یادم می‌آید که آقای همایون می‌گفت در اسپانیا در یک سال چند برابر کل جهان اسلام کتاب منتشر می‌شود. مثلاً شما به یک عرب بگو شکسپیر را بخوان، می‌گوید من داستان علی‌بابا و چهل دزد بغداد را می‌خوانم. همان برایش بس است، مشکل اینجا است. آقای کشوری گفتند که چرا داعش به‌سرعت کشورها را می‌گرفتند. واقعاً انگیزه دارند برای این کار. انگیزه‌شان این است که ما به‌عنوان ارتش برگزیده که خدا ‌پشتش است، مگر غیرازاین کار دیگری هم می‌توانیم بکنیم؟ این‌ها واقعاً تقصیر آمریکا و اروپاست؟ یا نه این پتانسیل و ذات را دارند که این کار را انجام بدهند.
من همچنان می‌گویم، اگر آدم باور به توطئه دارد، پس ما اصلاً چرا مبارزه می‌کنیم؟ اگر توطئه است، اگر آمریکا آن‌قدر توانایی دارد، ما چرا این‌قدر مبارزه می‌کنیم که توی کشورمان لیبرال- دمکراسی بیاید! چون اگر او نخواهد نمی‌شود! من یادم هست که آقای همایون در کتاب حزبی برای اکنون و آینده می‌گوید که وقتش است که ما جزء جهانی بشویم که فرهنگ می‌سازد. یک‌چیزی داشته باشیم که به جهان ارائه بدهیم. یک‌چیزی داشته باشیم که اثر بگذاریم.

بابک قطبی- شاید این نکته‌ای را که شما و آقای آرین به آن اشاره می‌کنید، بیشتر آن جهل و نادانی است که در آن منطقه وجود دارد و باعث می‌شود که ما فکر کنیم که توطئه می‌شود؛ اما پدیده توطئه را هم به نظر من نباید نادیده گرفت.

بهمن زاهدی- تئوری توطئه زمانی گسترش پیدا می‌کند که حقیقت کتمان شود. زمانی که شما حقیقت را بدانید، به دنبال تئوری توطئه نمی‌روید. حمله آمریکا به عراق تئوری توطئه نبود، حقیقت بود. تئوری توطئه را می‌شود در مصر دید. در مصر اخوان المسلمین را به‌جای مبارک به قدرت رساندند و دیدیم که محمد مُرسی زمانی که قدرت به دستش رسید، چگونه ظرف یک هفته قانون اساسی اسلامی را از تصویب مجلس فرمایشی گذراند و قصد داشت مصر را به جمهوری اسلامی دوم تبدیل کند. تئوری توطئه در بهار عربی که ساخته‌وپرداخته امریکا و حزب دموکرات آن کشور می‌توان یافت. اسلام در خاورمیانه را حزب دموکرات امریکا ترویج می‌کند. حزبی که هیچ‌گونه آینده‌نگری در خود ندارد و به‌صورت لحظه‌ای و واکنشی تاکنون عمل کرده است. به این مطلبی که عرض کردم می‌گویند: «تئوری توطئه»

بابک قطبی- به نظر من حق مطلب را آقای زاهدی در سخنانشان گفتند که هر کشوری منافع خودش را در نظر می‌گیرد. حالا ما چه توطئه در نظر بگیریم، چه جهل و خرافات بدانیم، چه بی‌همتی بدانیم، چه ‌کار نکردن آن ممالک در آن منطقه ببینیم، از آنجائی که منافع غرب و آمریکا در این است که در حال حاضر آن منطقه به این صورت باقی بماند، حقیقتاً نمی‌شود رد کرد.

شهرام آرین- این داستان توطئه و منافع ملی آن‌قدر نرمال و پیش‌پاافتاده است که سخن گفتن درباره آن در حقیقت منتفی است. البته ما چون یک حزب سیاسی هستیم و یک اتاق فکری دانشگاهی نیستیم، بله باید در کنار آنالیزهای تاریخی به مسائل روز هم بپردازیم. تئوری توطئه درست و پیش‌پاافتاده است. یک حزب سیاسی هم باید در مورد این‌ها سخن بگوید. بله سیاست روز هم یک بخشش توطئه است مثلاً اگر یک مجری در تلویزیون رویش نمی‌شود که بگوید بدنه جامعه ما ظاهراً یک کاستی فرهنگی لاینحل دارد، می‌گوید این فقط به خاطر پادشاهان پهلوی است؛ اما با نگاه هر آدم عاقل به رویداد پس از ۲۸ مرداد، درمی‌یابد که اگر ۲۸ مرداد رخ نداده بود اولاً احتمال زیادی وجود داشت که ایران تبدیل به یک کشور کمونیستی می‌شد و اگر کمونیستی هم نمی‌شد عنصر غالب در جامعه اگر بخش‌های پائین جامعه به داخل باز می‌شدند، عنصر اسلامی می‌بود. در پاکستان احتمال آنکه یک گشایش صنعتی رخ دهد، آن‌طوری که آقای مشیری خوابش را می‌بیند، احتمالش ازلحاظ منطقی بسیار پائین است یا روشنفکران دیگر در خارج کشور؛ آقای سازگارا، آقای نوری زاده یا آقای نوری علاء بخش بزرگشان وقتی سخن می‌گویند همیشه داستان این است که مردم بیچاره ایران یک ملتی هستند مظلوم، ستمدیده، هیچ گناهی هم ندارند از بیرون به یک دلایلی نیروهای اهریمنی کامیاب می‌شوند تا پدر این‌ها را دربیاورند. حالا چطور است که ملت‌های دیگر مثل ژاپن وقتی اراده کنند به‌سرعت خودشان را به مدرنیته و صنعت می‌رسانند، ولی این‌یکی طفلی (ایران) نمی‌تواند، نمی‌گذارند، دور و برش را گرفته‌اند هی می‌زنندش زمین. یک‌بار پهلوی، قبل از آن‌ها آخوندها، بعد انگلیسی‌ها یا نفوذ کمونیسم. مردم نیز اصلاً مفعول‌اند، هیچ خواست و اراده‌ای هم ندارد!
به نظر من می‌بایست گفتمان را تغییر دهیم، تمام خرابی‌ها از داخل بدنه ملت می‌آید. مهتران خودشان مفعول هستند نه فاعل. برای اینکه مهتر خیلی بخواهد برخلاف مسیر آب شنا بکند سرنوشتی به‌مانند محمدرضاشاه در انتظارش است، عده‌ای دنبالش می‌کنند که تکه‌تکه‌اش کنند. وقتی مثل مهتران پاکستانی در مسیر آب شنا کنند، تنها پیر می‌شوند و می‌میرند چون در همان خرافات زندگی می‌کنند و به جلو می‌روند.

افشار مختاری- در مورد منافع و نفت ارزان، اگر شما این مراحل و روند اقتصاد را ازلحاظ سرمایه‌ای نگاه بکنید، ۳۰-۴۰ سال است که سرمایه‌دار به این نتیجه رسیده که برای اینکه سرمایه بتواند بازتولید بشود و همچنان بتواند به تولید خودش ادامه بدهد، چیزی به نام امنیت و ثبات می‌خواهد. هر جا می‌خواهد باشد؛ یعنی اگر امنیت و ثبات باشد توی ده‌کوره افغانستان ‌هم می‌شود سرمایه‌گذاری کرد. توی جنگل آمازون و آفریقا هم می‌شود سرمایه‌گذاری کرد. در مورد القاعده هم گفتند توطئه است. آمریکا می‌بایست می‌ایستاد تا شوروی، افغانستان را تسخیر می‌کرد و بعدازآن پاکستان را می‌گرفت و از این‌طرف سوریه هم جزو متحدان شوروی بودند. در مورد عراق هم به گفته آقای همایون، یکی از بهترین کارهایی بود که به نفع عراق نشد، اما به نفع ما شد. یک تهدید بزرگ که همسایه غربی کشور بود، برداشته شد. ما حداقل از طرف غرب از یک لحاظ راحتیم و خیالمان تخت است که دیگر کسی به ما حمله نمی‌کند.

بابک قطبی- نشد دوست عزیز من، به افغانستان حمله کردن خوب بود ولی جای دیگر حمله کردن بد است. این بحث را بگذاریم به جلسه دیگری. نتوانستیم به بحث اقتصادی این منطقه و به بحث مالی گروه داعش بپردازیم حتماً در یک فرصت دیگری به آن خواهیم پرداخت.

اکبر کشوری- من فکر می‌کنم بحث ما به یک‌سوی دیگر کشیده شد. من راجع به القاعده و آقای البغدادی و داعش صحبت می‌کردم ولی دوستان ما را بردند به مسیر عقب‌ماندگی و اقتصاد. آقای مختاری عزیز، طالبان بعد از جنگ روسیه به وجود آمد. زمان جنگ روسیه مجاهدین بودند که جلوی روسیه ایستادند. بله با کمک آمریکا هم بود. طالبان از کشور پاکستان شروع به حرکت به‌سوی افغانستان کرد و افغانستان را گرفت، این را در نظر داشته باشید که بعد از جنگ روسیه بود. روسیه شکست‌خورده بود و رفته بود بیرون.
دوست من آقای آرین عزیز تمام مسئله را بردند روی عقب‌افتادگی و بحثی در آن نیست. ایران ‌هم عقب‌افتاده است. شما ژاپن را مثال می‌زنید، شما اصلاً نمی‌توانید ایران را با ژاپن مقایسه بکنید. ژاپن در یک دوره ۲۰۰ ساله داشت ازهم‌پاشیده می‌شد. بله نظم و انضباط ژاپنی‌ها در تمام دنیا زبانزد است و بحثی هم ندارد. بنده یکی از طرفداران سخت انضباط بی‌حدوحصر ژاپنی‌ها هستم. ولی ارتباط آن با عقب‌افتادگی آقای البغدادی چه می‌تواند باشد؟ شما این را روشن نمی‌کنید. شما ارتباطات فرهنگی و تجاری را که حق مسلم هر مملکتی است که می‌تواند توی ممالک دیگر تجارت بکند و کارهای فرهنگی بکند به‌صورت روباز، با توطئه یکی می‌کنید و پیش‌پاافتاده می‌دانید درصورتی‌که اصلاً پیش‌پاافتاده نیست. توطئه یک‌چیز مخفی است به خاطر همین به آن می‌گویند توطئه. وقتی منافع ملی در بین باشد و همه تجارت می‌کنند و آلمان در فلان کشور تجارت می‌کند و آمریکا در فلان کشور تجارت می‌کند، بله خوب است چراکه نه باید باشد. در غیر این صورت رکود ایجاد می‌شود. صحبت مرا متأسفانه دوستان به بیراهه کشاندند. صحبت من از عقب‌ماندگی نیست، صحبت من از به وجود آمدن گروه خشن و جلادی مثل داعش و طالبان است. چه کسانی این‌ها را حمایت می‌کنند؟ و مسئله اقتصادی این گروه از کجا تأمین می‌شود. این را من دنبال جوابش هستم. بله من عقب‌افتاده‌ام، ازلحاظ فرهنگی عقب‌افتاده‌ام چون ۱۴۰۰ سال در گوشم ‏لاإله إلاالله خواندند. به خاطر اینکه توی گوش من خواندند که تو باید برای امام حسین توی سروکله‌ات بزنی ولی به من نگفتند که امام حسین دشمن خونی ایرانی‌ها بود. ایرانی‌ها را باید کُشت و زنان و فرزندانشان را در بازار برده‌ها فروخت. بله کشور ایران از زمان قاجاریه به‌غیراز زمان رضاشاه کبیر و محمدرضاشاه، عقب‌افتاده است و این عقب‌افتادگی همچنان ادامه دارد و این سیر عقب‌ماندگی تا سقوط ادامه دارد. این را برای من روشن کنید که توطئه یعنی چه؟ البغدادی ها از کجا می‌آیند؟ ملا محمد طالبان از کجا می‌آید؟ چه کسانی این‌ها را حمایت می‌کنند؟ البغدادی چه می‌شود؟ مسئله اقتصادی چه می‌شود؟ چطور می‌شود یک‌دفعه این آقای سیمون الیوت تبدیل به ابوبکر البغدادی می‌شود! آقایی که بدون ریش با دوست‌دختر بی‌حجابش در کنار هم نشسته‌اند، یک‌دفعه تبدیل می‌شود به ابوبکر البغدادی با عمامه سیاه و ریش‌بلند! این را برای من روشن بکنید.
از همه دوستان سپاسگزارم

بابک قطبی- من از شما سپاسگزارم و از دوستان ‌هم همین‌طور.

برگه درخواست عضویت
ایمیل دبیرخانه حزب
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما همراه باشید

آخرین مقالات درج شده جدید

مشروطه ایرانی و گفتمان ملی…

22 بهمن و خیزش مردم ایران…

تلاش بیهوده حجاریان…

هفدهم ماه دی، روز زن در ایران…

بیانیه جبهه ایران‌گرایان در پشتیبانی از تظاهرات گسترده مردم در ایران…

مقالات دگراندیشان جدید

مشکل، مردم ایران نیستند؛ رژیم جانی‌شان است…

قیام ملی نقاب (نجات قیام ایران بزرگ)…

آیت‌الله مایک؛ آمریکاییِ مسلمان‌شده‌، رئیس جدید میز ایران سازمان سیا…

ایران را چرا باید دوست داشت؟…

در باغ وحش آخوندها!…

مقالات هم‌اندیشان جدید

بحثی در مقوله رفراندوم درخواستی و بیانیه پانزده اصلاح‌طلب پشیمان…

آیا هدف روسیه تبدیل ایران به یک «حکومت اقماری» است؟…

مارتین لوتر: مردی که به قرون‌وسطی فرمان ایست داد…

تشدید «جنگ سرد» در مناسبات آمریکا و ایران…

جشن مهرگان، تجدید پیمان با مهر و روشنایی…