1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: یکشنبه 25 فوریه 2018. برابر با یکشنبه, 06 اسفند 1396

حزب مشروطه ایران (لیبرال دموکرات) دفتر پژوهش ‏نشست 144سخنرانی آقای منصور اسانلو

.



روز جهانی کارگر و نقش کارگران و حقوق بگیران در ‏جنبش همبستگی مردم ایران

بابک قطبی- آقای اسانلو از فعالان سیاسی و از ‏رهبران سابق سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی در ‏تهران که در پی اعتراضات سال 84 و به علت ‏اعتراضات شدید ایشان و همکارانشان در ارتباط با ‏کار سندیکایی, دستگیر و به مدت یک سال در زندان ‏به سر می‌بردند. پس از آزادی, به دعوت رسمی ‏اتحادیه کارگران حمل و نقل برای شرکت در یک ‏جلسه سخنرانی به لندن دعوت می‌شوند و پس از ‏بازگشت به ایران, متأسفانه دوباره بازداشت و ‏زندانی می‌شوند. دستگیری‌های ایشان و ‏همکارانشان بازتاب‌های گسترده‌ای در جامعه ‏بین‌المللی بوجود می‌آورد تا آنجا که فدراسیون ‏جهانی کارگران حمل و نقل روز ششم مارس را که ‏روز جهانی راه آهن است، به عنوان روز اقدام ‏جهانی و همبستگی با منصور اسانلو اعلام می‌کند. ‏ ‏ ‏

اسانلو- سلام. قدردانی می‌کنم از معرفی‌ای که ‏کردید. من اگر مجبور به ترک کشور شدم برای نجات ‏جان خود و خانواده و ادامه تلاش‌های انجام شده, ‏بوده است. اجازه دهید این را خدمت دوستان اعلام ‏کنم که در کنار جنبش همبستگی کارگران ایران, ‏جنبش حقوق بگیران نیز به این جنبش افزوده شده ‏است. افرادی از جمله؛ آموزگاران, پرستاران, پرسنل ‏نیروی انتظامی.‏
بحثی را که امروز پیش خواهم آورد در ارتباط با دو ‏موضوع مهم و در حال اتفاق است.‏

‏1-‏ مسأله زندانیان بند 350‏
‏2-‏ جنبش اول ماه مِی و روز جهانی کارگر

تا آنجایی که من درک می‌کنم؛ مسأله اساسی ‏شرایط بوجود آمده توسط جمهوری اسلامی و ‏بخصوص بحران اقتصادی بوجود آمده توسط آقای ‏احمدی‌نژاد است. به جرات می‌شود گفت 60 ‏درصد از کارگران و کارمندان ایرانی زیر خط فقر ‏زندگی می‌کنند و بین %20تا %25 هم زندگی ‏مردم در حد خط فقر است که می‌شود به آنها ‏طبقه متوسط جامعه اتلاق کرد. راه‌حلّی که من ‏به نظرم می‌رسد, نشان می‌دهد که ما به عنوان ‏چپ جامعه به عنوان طبقه زحمتکش, اگر به ‏سطح آگاهی برسیم پیگیر‌ترین طبقه و پیگیر‌ترین ‏آدم‌ها در کشور خواهیم بود که در کنار روشنفکران ‏و آدم‌های باسواد و متخصصین واقعاً میهن دوست ‏‏-کسانی که به تمامیت ارضی ایران و به استقلال ‏و رفاه مردم‌شان فکر می‌کنند- می‌توانیم با کمک ‏به جنبش همبستگی به طرف یک اتحاد بزرگ ‏ملی قدم بر داریم که ریشه‌هایش در حال شکل ‏گرفتن است. بر می‌گردم و چندین نمونه ارائه ‏می‌دهم:‏

نگاه کنید جنبش طبقه کارگر در همین دو سه ‏سال اخیر چه قدر تعرضی شده, چه قدر ‏اعتراض‌ها به خیابان‌ها کشیده شده است. جلوی ‏مجلس, جلوی دفتر ریاست جمهوری, حتی سه ‏بار تا جلوی بیت خامنه‌ای هم رفته است. در این ‏جنبش به خاطر اینکه فقر و فلاکت بیشتر ‏می‌شود، بیکاری بیشتر می‌شود، گرانی بیشتر ‏می‌شود و بسیاری از برنامه‌های حکومتی به ‏دروغ بزرگ‌نمایی می‌شود، هر روز طیف ‏گسترده‌تری از کارگران، آموزگاران، حقوق بگیران، ‏حتی بدنه‌های پایین نیروی انتظامی و سپاهیانی ‏که هنوز صداقتی در آن‌ها مانده، به داخل بخش ‏چپ جامعه و ناراضیان اجتماعی اضافه می‌شوند. ‏طبقه کارگر، کارمند، آموزگاران (حقوق بگیران را ‏جمعاً کارگر می‌‌دانم) به این دلیل با هم متحد ‏است که خواسته‌ها و نوع زندگی‌شان مشترک ‏است. از طرف دیگر ناراضیان روشنفکر، ‏بخش‌‌هایی از طبقه متوسط که سرمایه در اختیار ‏دارند، کار تولیدی می‌خواهند بکنند، سرمایه‌شان ‏را از راه دلالی بدست نیاورده‌اند بلکه از قدیم ‏الایام بخشی بودند که در جهت سرمایه‌داری ‏ملی و سرمایه‌داری صنعتی و تولیدی قدم بر ‏می‌داشتند هم در حال حاضر زیر فشار این ‏حکومت و واردات کالاهای چینی و تحریم‌های ‏اقتصادی، و رانت‌خواران سپاه پاسداران بیت ‏رهبری، خودبخود شرایط شان سخت شده و در ‏کنار ناراضیان حقوق بگیر جامعه قرار گرفته‌اند. ‏یک طیف گسترده‌تری هم در این بین اضافه ‏می‌شوند و آن حکومتی‌هایی هستند که بعد از ‏دوران اصلاحات و بعد از جنبش سبز به جمع ‏ناراضیان اضافه شده‌اند. مثل آقای محمد نوری‌زاد ‏و ده‌ها نفر مثل ایشان که در زندان به عنوان ‏اصلاح‌طلب حکومتی بودند ولی وقتی دیدند که ‏این دروغ‌ها به قیمت کشتن بچه‌های مردم ‏‏(کشتن کارگران مثل ستار بهشتی، افشین ‏اسانلو، علیرضا خیر آبادی و آقای منصور راد پور و ‏خیلی افراد دیگر) تمام می‌شود, در موضع درگیری ‏با ولایت فقیه قرار گرفتند. حتی بخشی از ‏روحانیون نیز معترض‌اند (از این ناراحتند که مورد ‏نفرت مردم قرار گرفته‌اند و آن جایگاه خدا پیغمبری ‏شان را از دست داده‌اند). همینطور بدنه‌هایی از ‏نظامیان و سپاهیان. ‏

خانواده‌های زندانیان سیاسی بند 350, ‏خانواده‌های زندانیان سیاسی و اعدام شدگان ‏بعد از انقلاب، دانشجویان، جنبش لگام -که هم ‏راست‌ترین آدم‌ها و هم چپ‌ترین آدم‌ها مثل آقای ‏بابک احمدی، خانم سیمین بهبهانی، علیرضا ‏جباری، پیمان عارف و آقای عمویی در آن حضور ‏دارند- همه نمونه‌هایی از جنبش‌های اعتراضی ‏فزونی یافته در چند سال اخیر است. همچنین ‏رشدی که کانون مستقل صنفی معلمان با حضور ‏افرادی مثل آقای باغانی، اسماعیل عبدی انجام ‏داده است. در داخل کشور این جنبش موفق ‏شده که بر عقاید ایدئولوژیکی که این چپ است ‏یا آن راست است، آن سلطنت‌طلب است یا آن ‏یکی توده‌ای, غلبه کنند و جنبش همبستگی با ‏خواست‌های دموکراتیک و حقوق بشری از طرف ‏همه این اقشار مطرح گردیده است. چه از طرف ‏کارگر‌ها و نهادها‌شان، چه از طرف جنبش ‏روشنفکری و چه از طرف طبقه متوسط که در ‏جنبش سبز در کنار دانشجویان ایستاد، چه از ‏طرف جنبش دمکراتیک زنان ایران که خواهان ‏برابری حقوقی است و شعار همبستگی را مطرح ‏می‌کند, از طرف زندانیان سیاسی و حتی ‏کسانی که در کنار آقای رضا پهلوی هستند, در ‏بعضی از این مذاکرات همه در کنار هم حضور دارند ‏و این چهار درخواست را همه با هم پشتیبانی ‏می‌کنند. ‏

‏1-‏ مخالفت با اعدام.‏
‏2-‏ آزادی همه زندانیان سیاسی.‏
‏3-‏ رفع حجاب اجباری به عنوان سمبل مبارزه ‏زنان و مردان ایران برای داشتن حقوق برابر.‏
‏4-‏ دو میلیون تومان دستمزد حداقل در ماه ‏برای همه کارگران و کارمندان حقوق بگیر ‏ایرانی.‏

این‌ها درخواست‌هایی هستند که از داخل کشور ‏از طریق جنبش داخلی کشور در حال رشد است.‏
‏ کار تاکتیکی این است که چگونه می‌توان بین ‏جنبش‌های بر آمده از جامعه و در خواست‌های ‏پیش‌رو, حلقه ارتباطی ایجاد نماییم. ‏ اتفاق بعدی که می‌تواند همبستگی را تقویت نماید, ‏تظاهرات اول ماه مِی یا روز جهانی کارگر می‌باشد. ‏فراخوانی برای تظاهرات در مقابل وزارت کار داده‌ایم. ‏این فراخوان در خارج از کشور از طریق بخشی از ‏تلویزیون‌ها, برخی سایت‌ها و رسانه‌های شخصی ‏انعکاس داده شده است. از داخل کشور نیز ‏اتحادیه‌های آزاد کارگران ایران اعلامیه داده‌اند که ‏ساعت 10 صبح به جلوی وزارت کار در تهران خواهند ‏آمد. همچنین کارگران، معلم‌ها و حقوق بگیران و ‏زنان و دانشجویانی که در شهرستان‌ها زندگی ‏می‌کنند, می‌توانند به جلوی استانداری‌ها و ‏فرمانداری‌ها رفته و آن جا فریاد اعتراض و ‏درخواست‌های مطالباتی و حق و حقوق‌شان را به ‏شکل مستقیم اعلام نمایند و منتظر شورای ‏اسلامی و وزارت کار جمهوری اسلامی نشوند. به ‏همین دلیل است که خواهش می‌کنم از نگاه ‏همبستگی ملی و از سویی با نگاه به خواسته‌های ‏مبتنی بر دموکراسی و عدالت اجتماعی و تأمین ‏زندگی زحمتکشان و طبقه محروم جامعه, این بحث ‏را با یکدیگر پیش ببریم و بنگریم هر کدام از ما چگونه ‏می‌توانیم در جهت وحدت عمل و تقویت این جنبش ‏و رساندن صدای این مردم -جنبش‌های زندانی، ‏کارگری، کارمندی- به گوش مقامات حقوق بشری و ‏بین‌المللی باشیم.‏


بابک قطبی- با سپاس از آقای اسانلو . حتماً به این ‏نکته آگاهی دارید که در مورد اعدام, آزادی زندانیان ‏سیاسی و حجاب اختیاری, حزب مشروطه ایران ‏اعلامیه‌هایی صادر کرده است ولی همانطور که ‏شما فرمودید, بهتر است که همبستگی ملی و ‏همگانی وجود داشته باشد که نتیجه بهتری بگیریم.‏

فرهی- درود دارم خدمت آقای اسانلو عزیز. سوالی ‏که دارم این است که -نسبت به زمانی که شما در ‏ایران بودید و حالا که در خارج هستید- وضعیت ‏آزادی تشکل‌های کارگری چه تغییری کرده است؟

اسانلو- ما یک سری تشکل‌های دولتی کارگری ‏داریم مانند خانه‌های کارگری یا شوراهای اسلامی ‏و نهادهای صنفی دولتی که وزارت کار دوران ‏احمدی‌نژاد آنها را درست کرد و انجمن‌های اسلامی ‏که از اول انقلاب دست به تصفیه و اخراج نیروها زد, ‏این‌ها تشکل‌های دولتی هستند. اما یک بدنه ‏کارگری داریم که تا حدی آموزش دیده و تا جایی که ‏می‌تواند حرکت‌ها و تجمعاتی را برنامه‌ریزی می‌کند. ‏در کنار این تشکل‌ها, ما سازمان‌های کارگری‌ای نیز ‏داریم که بعضی وابسته به دولت است مانند تأمین ‏اجتماعی که توسط مدیران دولتی (قاضی مرتضوی) ‏اداره می‌شوند یا شورای اسلامی کارخانجات ‏معمولی که وابسته به دولت نیستند. ‏

بهمن زاهدی- شما چه آینده‌ای برای سندیکاهای ‏کارگری در پیش‌رو می‌بینید؟ آیا سندیکا باید به ‏منطقه و بخش‌های مختلف تقسیم شود یا اینکه ‏سندیکایی مرکزی بوجود خواهد آمد که از حقوق ‏تمامی کارگران و کارمندان دفاع می‌کند؟

اسانلو- ممنون از این سئوال بسیار مهم و روشن. ‏این دقیقاً بحثی است که همه ما کارگر‌ها با ‏همدیگر داریم, چه داخل چه بیرون. اینکه کدام ‏روش‌ها در شرایط حاضر جواب می‌دهد. با توجه به ‏اینکه، همانطور که شما گفتید حداقل دستمزد را ‏یک جنبش ملی می‌تواند جوابش را بدهد. به همین ‏دلیل من در تلویزیون اندیشه بحث همبستگی نو را ‏مطرح کردم. درد مشترک تمام کارمندان و کارگران ‏در نکاتی است که خدمتتان عرض می‌کنم؛
‏1-‏ کمی حقوق و دستمزد.‏
‏ 2- نداشتن امنیت شغلی بدلیل قراردادهای موقت.‏
‏3- نداشتن حمایت‌های بیمه‌ای و پوشش لازم ‏ایمنی و سلامت و درمان و بازنشستگی و حوادث ‏ضمن کار.‏
‏4- برابری دستمزد زنان و مردان چه کارمند، چه ‏کارگر چه معلم و چه پرستار.‏
همبستگی, جواب سوال شماست.‏

فواد پاشایی- با درود خدمت آقای اسانلو, ‏خوشحالم که امروز در جمع ما هستند. در مورد ‏مسئله همبستگی, همانطور که خودتان می‌دانید از ‏آغاز تشکیل حزب, اهداف ما همیشه ایجاد یک پایه ‏مشترک بین همه نیروهای سیاسی بوده است. در ‏مورد مسئله بند 350 آماده‌ایم هر طور که دوستان و ‏بچه‌های در بند زندان صلاح بدانند, بدون اینکه به ‏آن‌ها لطمه‌ای وارد شود –چون رژیم بر سر نام ‏طرفداری پادشاهی یک حساسیت خاصی دارد- ‏آماده‌ایم هر کمک و پشتیبانی که از ما بر می‌آید ‏انجام دهیم. با هر امکان تبلیغاتی و تشکیلاتی که ‏در اختیار داریم, حاضر به کمک هستیم.‏

اسانلو- من هم سپاسگزارم و استقبال می‌کنم. ‏درخواست می‌کنم که فردی از خود به عنوان ‏نماینده -اگر صلاح دانستید- برای همکاری و ‏همفکری و دادن نظر و جمعبندی در راه جنبش ‏همبستگی به من معرفی کنید که من هم ایشان را ‏با شبکه‌های همبستگی در ارتباط قرار دهم.‏

آریا- درود به همه دوستان و جناب اسانلو. سوالی ‏که من از شما داشتم در این ارتباط است که ‏‏"تظاهراتی که قرار است در ایران به مناسبت روز ‏جهانی کارگر برگزار شود" فکر می‌کنید تا الان بازتاب ‏خوبی ارایه داده است یا خیر؟

اسانلو- با توجه به آن جوّ سرکوب و دیکتاتوری که ‏وجود دارد, این مسأله باید در داخل ایران یک منشاء ‏پیدا نماید تا بیهوده نباشد.‏

خنده رو- من از آقای اسانلو چندین سئوال دارم, ‏اولین سوال را به عنوان یک فعال سیاسی مطرح ‏می‌نمایم و سئوال‌های بعدی را به عنوان یک فرد ‏عادی. آقای اسانلو شما فرمودید پس از مشورت و ‏رایزنی با نمایندگان کارگران و سندیکا‌ها, مبلغ دو ‏میلیون تومان را به عنوان حداقل دستمزد در نظر ‏گرفته‌اید. برای من جالب است که بدانم این دو ‏میلیون تومان شامل چه هزینه‌هایی می‌شود؟ این ‏مبلغ تنها برای پرداخت هزینه خوراک و مسکن در ‏نظر گرفته شده است یا هزینه‌های دیگری مانند ‏تفریح و هزینه‌های آموزشی و حمل نقل اعضای ‏خانواده را نیز شامل می‌گردد؟ آیا این حداقل ‏دستمزد پیشنهادی, تنها برای افراد شاغل است یا ‏به عنوان حقوق بیکاری - حتی افرادی که هیچ ‏سابقه کاری ندارند, قابلیت شروع به کار را دارند اما ‏موقعیت کاری پیدا نمی‌کنند- به افراد پرداخت ‏می‌شود؟ از همه مهمتر پشتوانه در نظر گرفته ‏شده برای این مبلغ, چه منبعی می‌باشد؟ در آمد ‏حاصل از فروش نفت یا مالیات پرداخت شده توسط ‏شهروندان شاغل؟

سوال دوم بنده این است که, در حال حاضر اکثر ‏تجمّعات در مقابل ساختمان‌های دولتی انجام ‏می‌گیرد. آیا در آینده قصد گسترش اعتصابات و ‏تبدیل آن به اعتصابات سراسری را دارید یا خیر؟ ‏اعتصابات سراسری نیازمند پشتوانه مالی (برای ‏تأمین هزینه‌ی زندگی کارگری که در طی اعتصابات ‏درآمدی ندارد) می‌باشد. آیا فکری برای تأمین این ‏هزینه نموده‌اید؟

اسانلو- در رابطه با حداقل دستمزد‌ها، این ‏مسئله‌ای است که در سطح دنیا مطرح می‌شود و ‏یک پارامترهایی دارد که حتی در قانون کار جمهوری ‏اسلامی هم به آن اشاره شده است و آن به ‏میزانی است که هر کارگری یا هر انسانی در مقابل ‏کاری که برای جامعه یا برای کار فرمای خویش ‏انجام می‌دهد -چه این کارفرما شخصی باشد چه ‏دولتی- باید تأمین کننده ادامه حیات او و خانواده‌اش ‏و آماده کردن آن‌ها را برای ادامه کار باشد. کارگر‌ها ‏این دو میلیون تومان را در قدیم پیشنهاد کرده بودند ‏اما متأسفانه تورم افزایش یافته و قیمت دلار نیز بالا ‏رفته است. در حال حاضر این مبلغ تامین کننده ‏زندگی آنها نیست. منابع تامین آن در وهله اول ‏کارفرما می‌باشد و پس از آن منابع عمومی درآمدها ‏‏(نفت, گاز, معادن). این منابع عمومی درآمد‌ها ‏متعلق به همه ملت ایران است که با سرمایه‌گذاری ‏آن, می‌شود شغل ایجاد کرد و در کنار آن تولید را ‏افزایش داد. در نتیجه فشار زیادی هم به کار فرمای ‏خصوصی کارگاه کوچک نخواهد آمد.‏

در مورد تظاهرات که فرمودید, ممکن است در یک ‏نقطه‌ای کار به جای بحرانی برسد و تشکل‌های ‏کارگری بتوانند در بخش‌های مهم و تأثیر‌گذار‌تری ‏مانند: صنایع نفت یا حمل و نقل دست به اعتصابات ‏سراسری بزنند. آن موقع دو منابع مالی خواهیم ‏داشت: 1- حق عضویت؛ که خود کارگر‌ها به صندوق ‏می‌پردازند. 2- از طریق حمایت‌های مالی که ‏علاقمندان در خارج یا داخل کشور به این صندوق ‏انجام می‌دهند. این صندوق حمایت ار الان وجود ش ‏لازم است. اگر از الان پایه‌گذاری شود و اگر کادرها ‏تأمین مالی شوند, ده برابر حال حاضر موثر خواهند ‏بود.‏

بهمن زاهدی- جناب اسانلو، یک توضیحی بدهم در ‏مورد حداقل دستمزد. این دستمزد باید با قدرت ‏خرید، ارزش پول و رشد اقتصادی کشور وابسته ‏باشد و در آینده یک مسئله سیاسی خواهد بود. ‏بحث من در رابطه با چپ ایران است. ما لیبرال – ‏دمکرات‌ها، انسان‌ها را از نظر حقوقی برابر قرار ‏می‌دهیم. برای ما فرقی ندارد که آن انسان کارفرما ‏است یا کارگر. برای من این سئوال مطرح است که ‏آیا چپ ایران هنوز طبقه کارگر را به صورت ملک ‏خودش می‌داند یا اینکه این طرز تفکر دگرگون گشته ‏است؟ آیا چپ ایران توانسته در میان کارگران رخنه ‏کند و خواست‌های کارگری را در دست بگیرد؟

اسانلو- دوست من، مساله چپ یا راست، هر ‏جایی تعریف خود را دارد. من می‌دانم که در انقلاب ‏کبیر فرانسه آن‌هایی که نمایندگان طبقه پایین ‏جامعه بودند, آمدند در سمت چپ مجلس نشستند ‏و از حقوق کارگر‌ها و دهقانان دفاع کردند، این شد ‏چپ. یعنی من وارد ایدئولوژی و سیاست و کمونیزم ‏نمی‌شوم چون حیطه کاری من نیست. من خودم را ‏به این عنوان هیچ جا مطرح نکردم چون نگاه کارگری ‏را یک نگاه باز می‌بینم که به چپ و راست ‏وابستگی ندارد بلکه برای تأمین معیشت و زندگی ‏شرافتمندانه و داشتن نهادهای مستقل است. حال ‏به سوال شما می‌پردازم. چپ در میان کارگران ایران ‏نسبتاً نگاه غالبی است, اما نه از نگاه ایدئولوژیکی. ‏این نگاه به دنبال استقلال طلبی جنبش کارگری ‏برای رسیدن به دموکراسی, آزادی و حقوق برابر ‏انسانی است.‏

بابک قطبی- آقای اسانلو, آیا نشانه‌هایی از این ‏همبستگی‌ای که شما فرمودید, می‌بینید؟ فقط در ‏داخل ایران است یا نشانه‌هایی از آن را در خارج از ‏کشور و میان اپوزسیون نیز شاهد هستید؟ سوال ‏دوم اینکه؛ آیا از زمان روی کار آمدن آقای روحانی ‏وضعیت اقتصادی بهبود یافته یا تغییری در آن حاصل ‏نشده است؟ آیا شما با تحریم‌های اعمال شده بر ‏ایران, موافق بودید یا نظر دیگری دارید؟

اسانلو- جنبش همبستگی که من از آن صحبت ‏می‌کنم یک جنبش همبستگی شهروندان ایران ‏زمین است, در خارج از کشور نیز می‌توانیم ‏نمونه‌هایی از آن را ببینیم. به همین دلیل می‌گویم ‏که ریشه‌هایش وجود دارد, تنها مسأله این است ‏که با تکرار چندین باره ی وحدت عمل – نه وحدت ‏سازمانی یا نوشتن بیانیه مشترک- از این ‏همبستگی حمایت کنیم. دوم اینکه، وضع اقتصادی ‏از زمان روی کار آمدن روحانی بهتر که نشده, بدتر ‏هم شده -به خصوص از موضع تولید و نیروی کار-. ‏سیاست اقتصادی آقای روحانی ادامه همان ‏سیاست‌های احمدی‌نژاد و روسای جمهور قبلی ‏است. زمانی که کشور مورد تحریم واقع نشده بود, ‏درآمدهای ملی صرف پروژه‌های نظامی و پرداخت به ‏سرکوب‌گران سپاهی و تهدید اتمی کشورهای ‏همسایه و جهان می‌شد. واقعیت این است که پس ‏از تحریم, همان بدبختی‌هایی را که قبلاً داشتیم ‏هنوز هم داریم. به نظر من تحریم‌ها آنچنان نقشی ‏بر روی مردم نداشته بلکه اتفاقاً هر چه قدر دست ‏حکومت از پول کوتاه تر شود, قدرت سرکوبگری‌اش ‏هم کمتر می‌شود.‏

مختاری- آقای اسانلو، سئوال من این است که آیا ‏در ایران, آمار مشخصی از تعداد کارگران مشغول در ‏بخش خصوصی یا دولتی موجود است ؟ شما از ‏درگیری سندیکا‌ها در سیاست گفتید –البته نه ‏حمایت علنی از یک سیاستمدار, بلکه دادن آگاهی ‏فراگیر به کارگران برای تصمیم‌گیری در انتخابات- چه ‏قدر این پیوند می‌تواند محکم باشد؟

اسانلو- آماری که ما داریم، گویای دو و نیم میلیون ‏نفر کارمند دولتی, یک میلیون نفر معلم و نزدیک به ‏یک میلیون نفر نیز نظامی است. بخش نفت, ‏حکومتی است و سپاه آنرا بین شرکت‌های ‏پیمانکاری تقسیم نموده. کارگران شاغل در این ‏پروژه‌ها را نه می‌توان دولتی نامید و نه خصوصی. در ‏بخش خصوصی کارگاه‌هایی وجود دارد که زیر نظر ‏قانون کار و تامین اجتماعی نیستند (کودکان کار نیز ‏در این دسته جای می‌گیرند), همچنین زنانی که در ‏خانه مشغول به کار مونتاژ می‌باشند, می‌توان پنج و ‏نیم میلیون نفر را در این دسته جای داد. آمار دیگری ‏هم داریم که حدود دوازده و نیم میلیون نفر تحت ‏پوشش بیمه‌های تأمین اجتماعی هستند. از این ‏‏12،5 میلیون نفر, حدود 2،5 میلیون نفر ‏بازنشسته‌ها و مستمری بگیران هستند و 10 ‏میلیون نفر مستخدمین تحت پوشش بیمه‌های ‏تأمین اجتماعی و درمانی. با خصوصی‌سازی ‏کارخانجات و واگذاری آنها به سپاه, آمار دقیقی از ‏این کارخانه‌ها در دست نیست.‏
مسأله سندیکا و سیاست؛ اگر سندیکا‌ها به قدرت ‏برسند در امور سیاسی نیز دخالت خواهند کرد. ‏کارگران پس از بررسی برنامه‌های کاندیداتور ها, ‏اعلام خواهند کرد که چه برنامه‌ای با خواست آنان ‏سازگارتر است و به چه حزب یا فردی رأی خواهند ‏داد.‏

بابک قطبی- جناب اسانلو، از طرف دوستانی که در ‏این جلسه حاضر بودند و از طرف شورای مرکزی، ‏بی‌نهایت از شما سپاسگزارم. نشست و گفتگوی ‏دلپذیری داشتیم. امیدوارم که دعوت بعدی ما را ‏بپذیرید تا در جلسه‌ای دیگر, بیشتر به مسائل و ‏سوالات مطرح نشده بپردازیم.‏

برگه درخواست عضویت
ایمیل دبیرخانه حزب
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما همراه باشید

آخرین مقالات درج شده جدید

مشروطه ایرانی و گفتمان ملی…

22 بهمن و خیزش مردم ایران…

تلاش بیهوده حجاریان…

هفدهم ماه دی، روز زن در ایران…

بیانیه جبهه ایران‌گرایان در پشتیبانی از تظاهرات گسترده مردم در ایران…

مقالات دگراندیشان جدید

مشکل، مردم ایران نیستند؛ رژیم جانی‌شان است…

قیام ملی نقاب (نجات قیام ایران بزرگ)…

آیت‌الله مایک؛ آمریکاییِ مسلمان‌شده‌، رئیس جدید میز ایران سازمان سیا…

ایران را چرا باید دوست داشت؟…

در باغ وحش آخوندها!…

مقالات هم‌اندیشان جدید

بحثی در مقوله رفراندوم درخواستی و بیانیه پانزده اصلاح‌طلب پشیمان…

آیا هدف روسیه تبدیل ایران به یک «حکومت اقماری» است؟…

مارتین لوتر: مردی که به قرون‌وسطی فرمان ایست داد…

تشدید «جنگ سرد» در مناسبات آمریکا و ایران…

جشن مهرگان، تجدید پیمان با مهر و روشنایی…