1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: شنبه 05 آگوست 2017. برابر با شنبه, 14 مرداد 1396

کانون گفتگوی لیبرال دموکراسی ایران

.

 


اظهار نظر، که ادامه بحث در باره نوشته‌هاست از این رو می‌باید:

  • 1 ــ ارتباطی هر چند کلی و غیر مستقیم با نوشته و نظرات داشته باشد
  • 2 ــ سطح اظهار نظر با نوشته متناسب باشد. هر کس آزاد است نظر خود را بگوید ولی رسانه‌ها موظف نیستند هر چه را که هر کس با هر درجه آگاهی و صلاحیت می‌نویسد انتشار دهند.
  • 3 ــ از بدزبانی و زشتگوئی و دادن نسبت‌های ناروا و قابل پیگرد در دادگاه (در میان مردمان متمدن) پاک باشد. ما باید ادب سیاسی را یاد بگیریم.

 

  • سامانه حزب در گزینش مطالب، آزادمنش ولی سختگیر است و این روش طبعا در مورد اظهار نظر‌ها نیز عمل می‌شود.
  • یک تذکر آخر: سامانه حزب از انتشار مطالبی که به زبان گفتار نوشته شده باشد معذور است. در نوشتن می‌باید زبان نوشته را بکاربرد با زبان فقیر و شلخته‌ی گفتگوی روزانه سطح مطلب هم افت می‌کند.
  • مدیر سامانه حزب، در حال حاضر مسئول قسمت نظرات هم می‌باشد و از طرف شورای مرکزی حزب مشروطه ایران (لیبرال دموکرات) به این سمت برگزیده شده است. مشکلات خود در شیوه اداره سامانه و قسمت نظرات را می‌توانید با شورای مرکزی حزب در میان بگذارید.

 

اضافه کردن نظر

کد امنیتی
تازه کردن

نظرات   

 
#1494 کهنه رفیق 1396-03-10 16:34

تازمانیکه به فرداامیدواری اقتدارازان توست .ناپلئون-تازمان یکه به فرداامیدواری بدان درمسیرزندگی اشتباه نکرده ای.کورش کبیر
بازگو کردن
 
 
#1493 علی 1396-02-13 02:01

با این وضعیت اعدام ها و بیکاری و نبود آزادی
نباید بیکار نشست و باید با تک تیرانداز این موجودات آخوندک را هدف حمله قرار داده و مردم از خود دفاع کنند .
بازگو کردن
 
 
#1492 بهمن زاهدی 1395-10-26 19:47

زبان آخوند را باید شناخت؛ زیرا گفته‌های هر آخوندی مفهوم زیرکانه‌ای دارد که گه گاهی هشداریست به همدیگر. چندی پیش خامنه‌ای‌ گفته بود: «آن‌چنان‌که فکر می‌کنند مظلوم هم نیستم.» درزمانی که این گفته انتشار یافت، کسی نمی‌دانست منظور اصلی خامنه‌ای از بیان آن چیست! شاه‌کلید این معما پس از کشتن (شهید شدن) رفسنجانی به دست مافیای رهبری جمهوری اسلامی، بر همگان آشکار شد: آخرین هشدار خامنه‌ای به رفسنجانی پس از انتخاب ترامپ در امریکا!

با شکست سیاسی لابیگران اصلاح‌طلب در امریکا و انتخاب ترامپ از حزب جمهوری‌خواه، قرارداد برجامی که تضمین‌کننده حیات جمهوری اسلامی بود و به امضای کشورهای گروه 1+5 (آمریکا، روسیه، چین، فرانسه، انگلیس و آلمان) رسیده بود، ضمانت اجرایی خود را از دست داد؛ خامنه‌ای برای رودررو شدن با امریکا بهترین موقعیت را به دست آورد تا با بستن پرونده‌ی اصلاح‌طلبی، مافیای جمهوری اسلامی را یکدست کند؛ و این بهانه‌ای بود که رفسنجانی با اشاره به لغو ولایت‌فقیه در قانون اساسی جمهوری اسلامی به دست او داد و این‌گونه گور خود را کند و با مرگش مقوله اصلاح‌طلبی یا اپوزیسیون ساختگی نظام را با خود به گور برد!

با رفتن اوباما و به قدرت رسیدن ترامپ صدای امریکا از وجود اصلاح‌طلبان شکست‌خورده جمهوری اسلامی پاک خواهد شد؛ باید منتظر ماند و دید گروه جایگزین تا چه حد سیاست‌های پیشین حزب دموکرات امریکا همچون فدرالیسم فرمایشی و اسلام سیاسی در آن رسانه به ارث خواهند برد! شوک بی‌بی‌سی از کشته شدن رفسنجانی تا آنجا پیش رفت که او را مدافع حقوق بشر قبل و بعد از انقلاب اسلامی برشمرد! با این تفاصیل ملکه انگلستان می‌تواند به‌پاس خدمات رفسنجانی در اقتصاد و نفوذ سیاسی بریتانیای کبیر، دکترین دروغین حقوق بشری به وی اهدا کند! البته در بی‌بی‌سی هم تغییراتی به وجود خواهد آمد، زیرا منافع ملی انگلستان و امریکا تقریباً در ایران یکی است «نفت ارزان»!

...و اما؛ در مراسم تدفین رفسنجانی این قاتل است که بر جنازه وی نماز میت می‌خواند؛ گفته می‌شد که آخوندها اگر گوشت یکدیگر را هم بخورند، استخوان‌های هم‌کیشان خود را دور نمی‌اندازند. خامنه‌ای اما؛ این سُنت آخوندی را هم شکست! از سوی دیگر؛ آزار جنسی از پیش برنامه‌ریزی‌شده و به‌مانند همیشه خودجوش (!) به بانوان در زیر نظارت نیروهای انتظامی رژیم هم بیانگر کینه‌ عمیقی‌ست که خامنه‌ای همچنان از رفسنجانی به دل دارد. حال؛ با یکدست شدن مافیای جمهوری اسلامی بیشتر گمانه‌زنی‌های سیاسی بی‌پایه و اساس شده‌اند و می‌بایست بازنگری ژرف‌تری صورت پذیرد.

تاکنون پوتین توانسته با مافیای جمهوری اسلامی از منافع ملی خود در منطقه خاورمیانه دفاع کند و با مداخله در جنگ داخلی سوریه پایگاه نظامی مستحکمی در شرق دریای مدیترانه و خاورمیانه برای خود بنا کند. اروپائیان که سرگرم رفع اختلافات خود هستند و مشکلات اقتصادی و سیاسی حاصل از گسترش بی‌برنامگی در اتحادیه اروپا آن‌ها را درگیر کرده، به‌هیچ‌وجه قادر نیستند در تصمیم‌گیری‌های درازمدت در سطح جهانی تأثیرگذار باشند. البته این موضوع از اهمیت وابستگی اقتصادی جمهوری اسلامی به اروپا و چین نخواهد کاست؛ بنابراین روسیه که همچنان منافعش در بحران تأمین می‌شود جمهوری اسلامی را به بالاترین ارزش با امریکا معامله خواهد کرد! چراکه با دگرگونی در ایران به‌مانند سال‌های پس از انقلاب اسلامی شاهد افزایش بهای نفت خواهیم بود؛ رخدادی که به نفع روسیه تمام خواهد شد!

در این میان آنچه روشن است خامنه‌ای ایران را به‌سوی جنگی خانمان‌سوز سوق خواهد داد؛ چراکه می‌پندارد یارای مقابله با امپریالیسم امریکا از طریق داعشیان سپاه پاسداران را خواهد داشت. حزب‌الله که دوره جنایات جنگی خود را در روسیه با موفقیت به پایان رسانیده از شمال و حماس در جنوب آماده حمله به اسرائیل هستند، درحالی‌که اسرائیل هم خود را آماده کرده و توان این را دارد که تمامی اراضی متصرف شده را به‌یک‌باره از وجود اعراب خالی کند. حمله نظامی امریکا به ایران دوباره به روی میز برگشته و فتنه‌ای که خامنه‌ای این بار آفرید بالاخره سرنوشت وی را به‌مانند صدام حسین یا قذافی رقم خواهد زد؛ سرنوشتی که نه برای مردم عراق و نه لیبی دموکراسی و حقوق بشر را به ارمغان نیاورد! این بر دوش هر ایرانی میهن‌دوستی‌ست که حساسیت موقعیت موجود را درک کند و پیش از اینکه آمریکائیان به فکر حمله نظامی به ایران بیفتند سرنوشت جمهوری اسلامی را بااراده ملی خود و با تکیه‌بر دستاوردهای فرهنگی هزاران ساله و ملی‌گرایی به دست خود گیرند. این رژیم خود می‌داند که رفتنی‌ست؛ چه امام‌حسینی و چه امام حسنی، انتخاب با ماست؛ نه در دست امریکاست و نه در توان مافیای خامنه‌ای!
بازگو کردن
 
 
#1491 بهمن زاهدی 1395-10-16 20:56

سکوت، فریاد دیگریست

وقتی راهی شدم کسی همراهم نبود بارها شنیده بودم تنهایی جرأت می‌خواهد ولی زمانی که هیچ‌کس نمانده تا همراهم شود، تنها راه افتادن آخرین گزینه‌ای خواهد بود که انتخابی در آن نیست! هوا تازه تاریک شده و مه‌آلود بود. سکوت همه‌جا را فراگرفته بود حتی؛ عوعوی سگ‌های درنده سگ‌مذهب هم به گوش نمی‌رسید! همه باخته بودند، حتی کسانی که خود را برنده می‌دانستند! دیگرکسی نبود که مظلومانه بگوید انقلاب شکوهمندش را ربوده‌اند زیرا آن‌ها هم پشیمان از انقلاب ننگین خود سکوت اختیار کرده و فهمیده بودند که بازیچه‌ای بیش نبوده‌اند بجای اینکه مهره‌ای باشند عمل‌گرا برای کشوری که شناخت درستی از آن نداشتند. همگان از مرد و زن، برده نابخردی‌های خود شده بودند. در این میان وقاحت به‌جایی رسیده که بی‌وطنی که خود نمی‌داند فرزند کدامین پدرش هست، روایت می‌کند که «فروغ» هم‌بستر فلان شخص بوده، دیگر کدامین آیه «قران» بت‌پرستان را می‌توان باور کرد. گویی روایت سرا، کنار بستر فروغ به‌مانند «الله» پرستان ازخدابی‌خبر، مأمور شمارش آمیزش جنسی برای گرفتن مواجب مذهبی،‌ پاسبانی می‌کرده‌! در این آشفته‌بازار تنها بودن افتخار بزرگی‌ست و تنها راهی شدن بهترین گزینه ممکن!

لحظه حرکت فرسنگ‌ها با مقصد فاصله داشتم. راه طولانی و بی‌انتها جلوه می‌کرد، زیرا شب یلدا تازه شروع‌شده بود. خوشبختانه زمان کافی برای اندیشیدن داشتم. آخرین روز پاییز بود و وقت شمردن جوجه‌ها! بااینکه دیگر جوجه‌ای باقی نمانده بود ولی آن‌هایی که بودند و دیگر نیستند را، یکی‌یکی شمارش کردم. افسوسی از بی‌رحمی زمانه با من نبود، زیرا باور داشتم بهار و سالی دیگر خواهد آمد و دوباره می‌توان جوجه‌های تازه‌ای را پرورش داد. تردیدی به خود راه ندادم و با عزمی که شوق رفتن و رسیدن به طلوع خورشید و راهی شدن در من پدیدار کرده بود، تنها دلگرمی بود که بر درد تنهایی‌ام مرهمی می‌گذاشت. آنچه را که پشت سر می‌گذاشتم پر بود از خاطراتی تلخ و شیرین همراه با فراز و نشیب‌های فراوان. در فکر نو شکوفه‌ای زمستانی فرورفته بودم که در ذهنم نقش و انگیزه‌ام بخشیده بود! به قله اولین کوه که رسیدم ستاره‌های آسمان یلدایی، تنهایی را از من ربودند و نیمه‌شب نشده روشنایی نیم قرص ماه قوت قلبی شد برایم که ظلمت ابدی نیست! و این نوید را داد که هدف نزدیک است و مقصد رسیدنی. برف و باران و ابرهای پراکنده هم نتوانستند ستاره‌ها و ماه تابنده را مدت زیادی از من بگیرند. خستگی تمام جسم را فراگرفته بود و گه گاهی اتفاقات کوچک و زودگذر هدفم را نرسیدنی جلوه می‌دادند. با تمام این تفاسیر زودتر ازآنچه تصور می‌کردم به مقصدم رسیدم، هنوز به طلوع خورشید یک‌ساعتی مانده بود و سرمای سحری دست‌وپایم را کرخ کرده بود. می‌دانستم که سپیده صبح شب یلدا، طولانی‌ترین سپیده‌دم است. در میان آن دشت که از هر سویی بی‌کران جلوه می‌کرد تنها فردی بودم که در انتظار طلوع خورشید نشسته بود. بالاخره کم‌کم و به‌آرامی روشنایی به ظلمت پیروز شد و سکوت منجمد شده در من را شکست. بار دیگر این نور بود که بر تاریکی پیروز شد.

مهم این است که این تکرار زمانه را بخواهیم. خواستن است که توانستن را همراه خود می‌آورد. وقتی‌که قرص خورشید کامل شد دوباره اطراف خود را نظاره کردم. بااینکه تا آن لحظه خود را تنها می‌دانستم، افرادی زیادی دورتادورم بودند که همانند من در شوق طلوع خورشید در آن مکان و با همان هدف جمع شده بودند. این تاریکی شب بود که مجالی برای دیدنشان به من نداده بود. تمام‌وقت تنها نبودم بااینکه خود را تنها حس می‌کردم. همه آن‌هایی که فکر می‌کردم دیگر در کنارم نیستند در آن مکان کنار من اجتماع کرده بودند. همه باهم بودیم بااینکه تا آن لحظه همه خود را، تنها احساس می‌کردیم.

امروز ما نیز، به همین صورت است همه باهم هستیم ولی خود را تنها احساس می‌کنیم، زیرا نوری نیست که بتواند ما را به هم نشان دهد. خورشید را باید در درون خود بیابیم تا بتوانیم دوباره در کنار هم برای زندگی و آینده‌ای بهتر مبارزه کنیم. تاکنون هر چه بوده جدایی و عدم اعتماد به همدیگر بوده که میراث بت‌پرستانی است که قدرتشان را از پراکندگی ما به دست آورده‌اند. چه زیباست که خواست‌هایمان و نه اختلافاتمان را باهم یکی کنیم تا از جدایی‌ها و ظلمتی که جمهوری اسلامی بر کشورمان گسترده پایان دهیم و طلوع دوباره «ایران» در جهان را با یکدیگر تجربه کنیم، زیرا در تنهایی این امر محال است. بیش از هشتاد میلیون ایرانی این خواست فردی و همگانی را که گذر از جمهوری اسلامی‌ست، در خلوت خود پاسبانی می‌کنند ولی خود را تنها می‌یابند، زیرا ظلمت مافیایی اسلامی به‌مانند شب یلدا طولانی‌ست ولی خوشبختانه بی‌انتها نیست. روز آزادی ایران همدیگر را دوباره خواهیم دید مانند همیشه و مانند تاریخی که داستان زندگی‌مان شده و دوباره تاریخ نوینی برای‌ کشورمان خواهد شد.
بازگو کردن
 
 
#1490 بهمن زاهدی 1395-09-21 14:22

یک سال گذشت!

یک سال پیش در این هنگامه آذرماه خبر رسید: که حق حرف زدن ندارم! حق نوشتن ندارم! حق نظر دادن هم ندارم و به‌طورکلی هیچ حقی ندارم!

امسال خبر رسیده: سکوت کن! ننویس، هیچ مگو! تغییرات مهمی درراه هستند که با سکوت تو به نتیجه خواهند رسید.

همان کردم که می‌خواستند و همین می‌کنم که می‌خواهند. دستور داده بودند و دستور گرفته بودند، و من‌بعد از بیست‌ودو سال فعالیت شبانه و روزی در حزب مشروطه ایران (لیبرال دموکرات) از عضویت در آن حزب استعفا دادم (اندیشه‌ای که در آن حزب فراگرفته‌ام را هیچ‌کس نتوانست از من بگیرید). خوشحال شدند و خوشحالشان کردند. ولی امسال خوشحال خواهم شد که آن‌ها هم استعفا دهند که استعفای من را می‌طلبیدند! زمانه به هیچ‌کس رحمی ندارد! جبر زمانه این را حکم می‌کند. نه به فکر انتقام‌گیری هستم و نه انتقام در اندیشه مشروطه‌خواهی توان موجودیت دادن به خود را داراست. آنچه از بین خواهد رفت دیواری است که از پایه کج بناشده.

تا اولین هفته سال میلادی جدید سکوت خواهم کرد. به یاد گذشته و به امید فردای بهتر. اگر سکوت من آرامش‌بخش است. ساکت خواهم ماند ولی هیچ‌گاه فراموش نکنید که تاکنون هم در سکوت به سر برده‌ام!
بازگو کردن
 
 
#1489 شیر و خورشید و تاج 1395-09-11 12:56

***** باید این لانه فساد سرنگون شود تا دوباره به مقام انسانیت باز گردیم! *****

با درود به هم میهنان،


در لابلای خبر‌ها به این گزارش ایران پرس نیوز به تاریخ سه‌ شنبه ۹ آذر ماه بر خورد کردم که گزارش داد:

"دلار آمریکا به مرز ۴۰۰۰ تومان نزدیک می شود... امروز بازار ارز همچنان در تب و تاب افزایش قیمت‌ها است و دلار امروز ۳۹۳۰ تومان به فروش می‌رسد که در مقایسه با یکشنبه گذشته ۱۱۰ تومان افزایش نشان می‌دهد.


به گزارش خبرگزاری فارس، موج افزایش قیمت ارز همچنان در بازار ادامه دارد به طوری که دلار با ۱۱۰ تومان افزایش به رقم ۳۹۳۰ تومان رسیده است.
یورو هم با ۷۰ تومان افزایش ۴۲۴۰ تومان، پوند با ۴۲ تومان رشد ۴۸۵۰ تومان و درهم با صعود ۳۴ تومانی ۱۱۱۰ تومان فروخته شد.. "

***


در واکنش به این خبر ی که برای برخی‌ از ما تازگی نداشت و همیشه می‌‌دانستیم که در آن مملکت چه‌ها می‌‌گذرد اینچنین نوشتم:

منتظر دلاری هفت هزار تومان هم باشید.

سقوط یک ملت. از دلاری هفت تومان رسیدیم به دلاری هفت هزار تومان. که البته سالیان سال با کمک به اصطلاح متخصصین اقتصادی در خارج از کشور که همیشه به ملت وعده "انشا‌الله که گربه است" می‌‌دادند و با شعبده بازی آخوند‌ها در داخل کشور، دلار را به صورت مصنویی‌ بین سه‌ هزار و چهار هزار تومان به خورد ملت دادند.

اما حکومت دزد و دروغ گوی و حامیانش سرانجام افشأ و رسوا می‌‌شود؛ و سر انجام این ملت خواهد دانست تا چه حد پولی‌ که در دست این ملت می‌‌گردد بی‌ ارزش و بی‌ پایه و بی‌ مایه است.

اما نگران نباشید، به روی مبارک خود هم نیاورید، زیرا در عوض "جمهوری اسلامی" هم اکنون دارد چهار صد تا مسجد جدید "فقط در تهران" می‌‌سازد، تا ملت را به گفته امام‌شان "به مقام انسانیت" برساند. (نخند بابا جان، خنده نداره بلکه گریه داره) - وقتی‌ آنکه از انسانیت بوی نبرده بخواهد دیگری را به مقام انسانیت برساند نتیجه همین می‌‌شود.

داستان فریب خوردن و سکوت اختیار کردن "تاریخی‌" این ملت بی‌ شک یک گریه تاریخی‌ نیز به همراه خواهد داشت. باید نگران آن روزی بود که این ملت بیدار شود و بفهمد که با این سکوت "تاریخی‌" بی‌ جا چقدر به خود بد کرده است.

"۲۱ آذر هم دوباره خواهد آمد اما نگذارید مفت برود - زیرا گر برای نیاکان بزرگ خود احترام قائل نیستید کمی‌ برای خود احترام قائل شوید و اگر فرصت کردید فکری هم به حال آن فرزند بی‌ گناه ی که در راه است کنید".

...تفو بر تو ‌ای چرخ گردان تفو... باز بنشینید و بگویید انشألله که گربه است... این انشا‌الله و ماشاالله شما هم ما را کشته..

"باید این لانه فساد سرنگون شود، تا ما ایرانیان، نه اینکه به مقام انسانیت برسیم، بلکه، دوباره به مقام انسانیت باز گردیم!"
بازگو کردن
 
 
#1488 بهمن زاهدی 1395-09-07 20:28

ایران درخطر نیست! جمهوری اسلامی در فاز سرنگونی قرارگرفته.


با مرور دوباره رخدادهای خاورمیانه و در صدر آن‌ها بسته شدن روزنامه «جمهوریت» در «جمهوری سکولار» ترکیه، کمر «دموکراسی» در خاورمیانه زیر ضعف همیشگی «جمهوری‌خواهی» (به دلیل عدم آینده‌نگری همه‌جانبه برای تمامی طبقات جامعه) شکست و این مهم در عمل خاطرنشان کرد که چگونه این شکل از نظام سیاسی در منطقه، رسیدن به دموکراسی را دست‌نیافتنی کرده است. سناریویی که در ترکیه پیاده شد برای ما تکراری است! مظلوم‌نمایی، قدرت‌طلبی، سرکوب دگراندیش، پاک‌سازی کارمندان دولتی، دستگیری و شکنجه آزادی خواهان، گروگان‌گیری پناه‌جویان و مطلق‌گرایی، همه این‌ها تنها برای ریاست جمهوری مادام‌العمر! اگرچه این سناریو برای ما آشناست ولی ساکنان اروپا به‌تازگی دریافته‌اند که چطور اسلام می‌تواند ابزاری شود در دست اسلام‌گرایان که برای تحکیم قدرت‌طلبی شخصی، توده‌های ناآگاه جامعه را مجهز کرده و به خیابان بیاورند. این موقعیتی‌ست برای ایرانیان اروپا نشین تا بدون اینکه مستقیم در رابطه با فاشیسم مذهبی در ایران سخن بگویند؛ اروپاییان را متوجه وضعیت مشابه آن در ترکیه کنند.


اصلاح‌طلبان صادراتی بااینکه مخالف ناسیونالیسم ایرانی هستند؛ اما کاربرد واژه ایران در سخن‌ها و نوشته‌هایشان عادتی دیرینه دارد! گویی این دسته فراموش کرده‌اند که رژیم اسلامی، ایران را ابزاری برای جهان‌گشایی و شیعه پروری می‌داند که تاکنون هیچ برنامه درستی برای آینده ایران ارائه نکرده‌اند و تنها در فکر سوءاستفاده از ثروت‌های ملی ایران در جهت صدور انقلابشان هستند. پایه‌گذاری تشکیلات لابی‌گری در امریکا هم تنها برای حمایت از مواضع جمهوری اسلامی بوده و نه در دفاع از منافع ملی ایرانیان. به همین دلیل ایران سرایی لابی‌گران رژیم و به صدا درآوردن زنگی که ایران درخطر است یاوه‌گویی بیش نیست. حقیقت آن است که این جمهوری اسلامی‌ست که درخطر افتاده و به دنبال مهره‌هایی مشابه احمدی‌نژاد و یا سیدخندان دیگری می‌گردد تا دوران ریاست جمهوری ترامپ را هم‌پشت سر بگذارد و همچنان به حیات ظاهری خود ادامه دهد. در حقیقت داستان جمهوری اسلامی و لابی‌گرانش همان داستان چوپان دروغ‌گوی کودکی‌های ماست.


آنان که «ملت ایران» را «ملت در خود خمیده ایران» می‌نامند، نباید دلیل این در خود خمیدگی را در سرسپردگی و فرمان‌برداری مردم ایران از جمهوری اسلامی یا عبادت ظاهری بدانند، بلکه ملت ایران به‌منظور شناخت دوباره خود آماده نوزایی برای ساختن آینده‌ای بهتر در خود و تاریخ خود خمیده‌اند. ملتی که در سکوت ظاهری خود غرق‌شده‌ است، زمانی آن‌چنان قد علم خواهد کرد و جهانیان را مبهوت اندیشه‌ انسانی خود کند که یارای باورش نخواهد بود. اکنون ملت ایران در آماده‌باش به سر می‌برد! و این همان اراده راسخی است که در یکایک ایرانیان انباشته‌شده و این نوید را می‌دهد که باید انگیزه‌ای نوینی برای آغازی دوباره در مبارزه آفرید. خوشبختانه ایران درخطر نیست و این جمهوری اسلامی است که تلاش می‌کند نقاب خود را تغییر دهد تا در سرنگونی خود وقفه ایجاد کند.
بازگو کردن
 
 
#1487 بهمن زاهدی 1395-08-30 11:27

نیکو اشتباه ممکن


تا امروز، تصمیم‌گیری‌های سیاسی که در کاخ سفید امریکا درباره کشورمان «ایران» صورت گرفته، خارج از حیطه قدرت ما بوده و نتوانسته‌ایم به‌عنوان اپوزیسیون رژیم در این خصوص تأثیرگذار عمل کنیم. جمهوری اسلامی اما با صرف سرمایه‌های ملی ایران و نفوذ هر چه بیشتر اصلاح‌طلبان اسلام‌گرا، لابی‌گرانی را در امریکا تربیت‌کرده که درنهایت بیشترین تأثیر و نفوذشان را می‌توان به دوران ریاست جمهوری اوباما محدود کرد، نفوذی اگرچه مقطعی ولی از دو جنبه، تأثیرگذار:

1- تضعیف اپوزیسیون برانداز با جریان سازی‌های موازی.

2- بحران سازی در منطقه‌ی خاورمیانه و در کشورهای همسایه.

همه‌ی این تنها برای یک هدف و آن هم افزودن چندروزه به عمر حکومتی محکوم‌ به نابودی!

اما؛ آنچه که در این میان بر باد رفت، سرمایه‌های ملی مردم ایران بود و وضعیت اسفناک فزاینده و همه جانبه کنونی که با نابودی کامل زیست بوم ایرانزمین و درنهایت سربریدن آزادی و هر چه که نامش زندگی ست؛همراه شد!


اینک؛ انتخاب یک ناسیونالیسم در امریکا به‌عنوان رئیس‌جمهور آن کشور این امکان را به وجود آورده که در آینده‌ای نزدیک تصمیم‌گیری‌های کاخ سفید به نفع مردم ایران تمام شود. تضمین حیاتی که باراک اوباما به جمهوری اسلامی داده بود در حال لغزش است و شیشه‌ی عمر جمهوری اسلامی در حال شکستن؛ موقعیتی‌ست که با هوشیاری اپوزیسیون برانداز، بهترین دستاورد سی‌وهشت‌سال مبارزه با جمهوری اسلامی را در پی خواهد داشت!


شاهزاده رضا پهلوی، برخلاف سران رژیم جمهوری اسلامی که به انتخاب ترامپ واکنشی رسمی نشان ندادند؛ به‌درستی در نامه‌ای به رئیس‌جمهور منتخب امریکا، دیگربار خواستِ اکثریت ایرانیان را یادآور شدند؛ که خود گویای این حقیقت است که شاهزاده همچنان می‌توانند رهبر آزادی‌خواهی «مردم ایران» شوند. خوشبختانه پیش از اینکه دوباره شاهزاده به رهبری شایسته برای «تمام ایرانیان» انتخاب شوند، نیکو اشتباهی مرتکب شدند:

«شاهزاده‌ی تمام ایرانیان نمی‌تواند، سخنگوی معدود افرادی شوند که سخنی برای گفتن ندارند و اندیشه‌ای سیاسی در خود پرورش نداده‌اند و تنها نام و اعتبار تاریخی ایشان را هدف قرار داده‌اند! به اسارت درآوردن شاهزاده به دست کارمندان دفتری، این تجربه را به ایشان داد که شاهزاده‌ای که برای سال‌ها نماینده اکثریت ایرانیان بوده چگونه به سخنگویی افرادی نزول کرده‌اند که هیچ اندیشه‌ی ارزشمند و پیشرویی در خود ندارند! نیکو اشتباهی که به‌مرور خود ایشان هم به‌عنوان تجربه‌ای برای آینده از آن گذر خواهند کرد.»


خوشبختانه این نیکو اشتباه سیاسی درزمانی رخ داد که آسیب چندانی را به مبارزات مردمی وارد نکرد. شاهزاده سخنگوی اکثریت اپوزیسیون جمهوری اسلامی هستند، از حزب مشروطه ایران (لیبرال دموکرات) تا حزب سکولار دموکرات ایرانیان؛ ولی با در نظر گرفتن چهارچوب منشور آن احزاب. شاهزاده می‌تواند با اکثریت اپوزیسون دموکرات ایران همکاری کند ولی نه در قالب «شورای ملی» فروریخته در خود و بدون اندیشه‌ای برای آینده ایران!


نیکو اشتباهات سیاسیِ ممکن (از دیدگاه سیاست جهانی روز) که توانایی رهایی ایران از دست جمهوری اسلامی را داشته باشند، درراه هستند؛ و می‌باید با گفتمان‌های سیاسی «ملت ایران» مطابقت داشته باشند: عدم خشونت در سیاست، بدون جنگ و خون‌ریزی، بدون اعدام، برقراری دادگاه حقیقت، احترام به حقوق شهروندی و از همه مهم‌تر پایه‌گذاری «لیبرال دموکراسی ایرانی» به همراه «ناسیونالیسم ایرانی» برای برقراری جامعه مدنی نوین برای «تمامی ایرانیان».
بازگو کردن
 
 
#1486 ایرانی 1395-08-23 23:17

بهمن خان گرامی، دوست و سرور نازنین
با درود

"احسنت"، به تمامی صحیح فرمودید، روشنفکران!! سه مرحله را پس از حماسه پاسارگاد طی کردند، ابتدا شوکه شدند، بعد سعی کردند در پی صحبت های شاهزاده و فرصت بدست آمده آن حرکت را منکوب کنند، حالا هم از در خالی کردن آن حرکت از معنای خود درآمده، می‌خواهند به خیال خام خود، پادشاهی خواهی مردم را در نطفه خفه کنند، همه باید آگاه باشیم و هوشیار، ملت مسیر خود را یافته و در ابتدای اعلام آن به جهان است، ملت از سویی مورد حمله واقع شده و شاهزاده از سوی دیگری تا شاهزاده آقای پهلوی بماند و ملت زیر انگ فاشیست و نژاد پرست از حرکت خود عقب نشینند، همگان باید به حوش باشیم. باید از نهالی که در پاسارگاد کاشته شد، محافظت کنیم تا زمان موعود فرا رسد.

به شخصه نمیخواهم وارد این بحث شوم، اما به دوستان توصیه میکنم مصاحبه اخیر شاهزاده را دوباره ببینید و به حرکات ایشان توجه فرمایید، پیام جالبی در آن نهفته است. مفصل آن باشد برای بعد. حالا نباید اغیار را از خواب بیدار کرد.

ارادتمند ایرانی
بازگو کردن
 
 
#1485 وجدانی 1395-08-23 14:00

داریوش همایون : ما بد نیست کارهای خوب یکدیگر را نیز یادآوری کنیم!

در این آخرین نظریه و کامنتِ جنابِ آقای بهمن زاهدی نکاتی بس مهم و قابلِ توجهی وجود دارد که هرگز نمی توان آنهارا از نظر دور داشت و نادیده گرفت. عبارات و نکاتی همچون "فرآيند جهانی‌شدن که یک فرآیندی فرمایشیست، دستمزدهای کمِ کارگران تا حد برده‌داری، جنگ‌های اسلام‌گرایانِ تند رو، حمایت از دیکتاتورهای اسلامی (در رأس آنان جمهوری اسلامی مسلط بر ایران)، جوامعِ بشری را در جهتِ یا فقر یا ثروت کشاندن، این جوامع را دوقطبی کرده و بحران‌های اجتماعی ایجاد نمودن، لابی‌گرانی که می‌توانند قوانین دلخواه و گاه خود نوشته‌شان را به مجالس قانونگزاری تحمیل نمایند"، و... اینها همه پدیده های دوباره زاده شده ای هستند که می توانند هر جامعه، ملت، کشور با هرچه در آن است را نیست و نابود نماید چنانچه از همان ابتدا و مراحلِ آغازینشان مهار نشوند. این ادعای من که رایزن فقیدِ حزب مشروطه ایران، آن شاخ شمشادِ سپهر سیاسی ایران معاصر، اوضاع کنونی نتنها ایران بلکه جهان بدین حالتی که امروز مشاهده می گردد را حدس زده بود، بگزاف نیست. ما امروز بیشتر از هر زمانی نبودِ زنده یاد داریوش همایون را با تمامی وجودمان احساس نموده و از فقدانش متضرریم. امروز سازمانها و تشکیلاتِ ایراندوستان و ایران خواهان از هر زمانی بیشتر پراکنده ترند و در خطر مضمحل شدن هستند. امروز بانگِ شومِ تجزیه شدن و تکه تکه گشتن ممالک و کشورها، دیگر انحصارآ در خاورمیانه و در همسایگی ایرانمان طنین انداز نیست بلکه در کشوری قدرتمند و ابرقدرتی همچون آمریکا نیز بصدا درآمده و پرچمِ یک ایالتی از آن در برابر پرچمِ آمریکای فدرال برافراشته می شود، چرا؟! برای اینکه رئیس جمهور منتحب همان کسی نیست که آنها می خواستند. اگر بقولِ آقای بهمن زاهدی؛ لیبرال دموکرات‌ها و بویژه مشروطه خواهان ایران، هشیار نباشسند و احساس وظیفه نکنند و از ملی گرائی و ناسیونالیسم ایرانی که بلاشک منشور کوروش بزرگ نماد آن است و نه نژاد پرستی، پاسداری نکنند بدون شک جنگهای نیابتی و مآلآ "فدرالیسم فرمایشی" و تحمیلی ساخته و پرداختۀ عواملِ لابیگر، میهنمان را، زبانم لال، به نابودی خواهد کشاند.
بازگو کردن
 
 
#1484 بهمن زاهدی 1395-08-23 11:52

ملی‌گرایی در مقابل فرآيند جهانی‌شدن (گلوباليزاسيون)


هنوز گردوغبار تظاهرات هفتم آبان ماه در پاسارگاد به زمین ننشسته، گردباد انتخاب «دونالد ترامپ» در امریکا ذهن خواب‌آلوده اپوزیسیون جمهوری اسلامی را به خود جلب کرد. رابطه‌ی میان این دو واقعه زمانی مشخص‌تر می‌شود که نگاهی به کشورهای اروپایی، امریکای جنوبی، آسیای مرکزی و شرقی بیفکنیم تا گسترش روزافزون موج «ملی‌گرایی» را در سطح جهانی درک کنیم.

سال‌هاست که فرآيند جهانی‌شدن (گلوباليزاسيون) از سوی غرب به جهان‌سومی‌ها تحمیل می‌شود؛ فرآیندی فرمایشی که تاکنون بیشترین منفعت را برای سرمایه‌داران غربی به همراه داشته و گردش پول را که رمز موفقیت در اقتصاد به شمار می‌رود تنها به‌صورت آب‌باریکه‌ای به‌سوی جهان سوم سرازیر کرده؛ دستمزدهای کم کارگران (تا حد برده‌داری) از یکسو و ارزان ماندن انرژی (جنگ‌های اسلام‌گرایان در خاورمیانه برای به گردش درآمدهای نفتی در صنایع اسلحه‌سازی شرق و غرب) از سویی دیگر، افزایش سطح رشد اقتصادی در غرب را در پی داشت! ولی آیا این شیوه جهانی‌شدن می‌تواند تا ابد ادامه پیدا کند؟!

حمایت از دیکتاتورهای اسلامی در ایران، ترکیه، عربستان و کشورهای حاشیه خلیج‌فارس، حمله بی‌برنامه‌ی نظامی به عراق و لیبی در سیاست غرب (بهار عربی) برای گسترش فرآيند جهانی‌شدن (گلوباليزاسيون) ، مردمان آن نقاط را به‌سوی ملی‌گرایی نوینی سوق داده که هنوز شناختی علمی از آن وجود ندارد. باوجود رشد اقتصادی در غرب اما افزایش روزافزون شکاف طبقاتی در میان مردم طبقه متوسط، جوامع را در دو جهت معکوس به‌سوی فقر یا ثروت کشانده است. ضعف در طبقه متوسط، جوامع را دوقطبی کرده و بحران‌های اجتماعی را نمایان‌تر. طبقه متوسط در اروپا و امریکا نیز همین روند را طی می‌کند و از این قاعده مستثنا نمانده!

بزرگ‌ترین اشتباه در روند سیاست روز جهانی، تبدیل‌شدن «قوانین» به‌عنوان «کالایی» قابل ‌خریدوفروش در مجالس مختلف کشورهای اروپایی و امریکا در کنار عدم استقلال مجالس قانون‌گذاری در جهان سوم است؛ اتحادیه اروپا به بازار خریدوفروش قوانین تبدیل‌شده و این تنها لابی‌گران هستند که می‌توانند قوانین دلخواه و گاه خود نوشته‌شان را به این اتحادیه تحمیل کنند. در جهان امروز مجالس قانون‌گذاری تنها یک وجه مشترک با مردم ‌دارند و آن‌هم فقط در زمان انتخابات نمایندگان مجلس است؛ تا زمانی که مجالس قانون‌گذاری در جهان، مردمی و مستقل نشوند، نارضایتی‌های مردمی پدیده‌های نوظهوری را در جوامع مختلف به وجود خواهند آورد که قابل پیش‌بینی سیاسی نخواهند بود. یکی از این پدیده‌های اجتماعی که امروزه در تمامی کشورهای جهان می‌توان لمس کرد همان «ملی‌گرایی» نوینی است که در جهان سوم مقابل «فدرالیسم فرمایشی» غرب قدم علم کرده است.


فرآيند جهانی‌ِ ملی‌گرایی را نمی‌توان به‌مانند پدیده‌های نوین و نوپای اجتماعی از حرکت بازداشت؛ اگر سیاستمداران غربی در شیوه عملکرد خود تغییری به وجود نیاورند، گفتمانی جهانی علیه آنان در حال به وجود آمدن است که دونالد ترامپ تنها قله کوه یخی است که نمایان شده است و در فرداهای نزدیک فرانسه، هلند و آلمان را همچون انگلستان، لهستان، مجارستان، ترکیه و روسیه فرا خواهد گرفت.

ایرانیان نیز می‌توانند از این موقعیت به‌دست‌آمده، استفاده کرده و با «ناسیونالیسم ایرانی» از شر جمهوری اسلامی رهایی یابند. این در دست اپوزیسیون جمهوری اسلامی و بیشترین وظیفه بر دوش لیبرال دموکرات‌ها و مشروطه خواهان ایران است تا اندیشمندان دگراندیش که به‌جای موج‌سواری‌های سُنتیِ، در راستای اهداف خود، موقعیت‌ها را بیابند و فصل تازه‌ای را در تاریخ معاصر ایران بگشایند.


ارادتمند
بهمن زاهدی
بازگو کردن
 
 
#1483 ایرانی 1395-08-22 12:25

با درود خدمت دوستان
شیر و خورشید و تاج گرامی، با درود

در یک کلام و با صدای رسا، "احسنت". تحلیللی جامع، مانع و صحیح ارائه فرمودید. با همه آن موافقم. ظاهرا" حداقل باید از زاویه جدیدی به جهانی شدن و مسائل آن توجه کرد و اساس برخی از تحلیل‌ها را تعویض نمود. اپوزیسیون ملی مدت‌هاست نیازمند باز اندیشی در روش‌ها و اهداف است، امیدوارم تا دیر نشده اصلاحات لازم صورت گیرد. متاسفانه سرخوردگی مردم داخل از بیانیه شاهزاده بسیار زیاد است، عوارض آن از مباحثی مربوط به "نظام فدرال؟ چرا نه؟" بیشتر است، به تازگی از زیر بار عوارض همنشینی با تجزیه‌طلبان و همپالگی‌های نوری‌علا خارج شده بودیم که این عکس‌العمل مشعشع به جانبازی مردم از راه رسید!. صد آه و افسوس از این سرنوشت.

پاینده ایران
بازگو کردن
 
 
#1482 شیر و خورشید و تاج 1395-08-21 04:49

***** بخش اول - پیروزی ترامپ هشداری بود به همه رهبران سیاسی جهان که مانند کبک سر را در برف کرده‌اند و صدای خسته مردم را نمی‌‌شنوند و هشداری بود به آنهایی که به اراده و توانایی مردم اعتقاد ندارند! *****

قبل از اینکه وارد این بحث شوم اول کلامی‌ در مورد اپوزیسیون ملی‌ ایران:

برای من بسیار جالب، و قابل تمائل است که پس از دو روز که هیلاری کلینتون شکست فاحشی از مردم آمریکا را متحمل شد، هنوز هیچ کلام و سخن و پیامی از سوی اپوزیسیون ملی‌ ایران خطاب به ترامپ در هیچ کجا نه دیده می‌‌شود نه شنیده می‌‌شود. طبق معمول اپوزیسیون ملی‌ ایران در خواب ناز تشریف دارد.

هیچ کدام ما نه تنها عاشق چشم و ابروی ترامپ نیستیم بلکه عاشق چشم و ابروی هیچ یک از رئیس جمهور‌های آمریکا یا رهبران جهان آزاد نیستیم، اما، مردم آمریکا به این شخص رای دادند و از امروز به بعد اپوزیسیون ملی‌ ایران چه خوب و چه بد و چه موافق و چه مخالف ترامپ را در برابر خود دارد. از ما گفتن و از اپوزیسیون ملی‌ نشنیدن..

سکوت اپوزیسیون ملی‌ پس از دو روز که مردم آمریکا رئیس جمهور جدید را انتخاب کردند از دید من نشانه شوکه بودن اپوزیسیون ایران است و اینکه طبق معمول محاسبات اپوزیسیون ملی‌ اشتباه بوده و حال نمی‌‌دانند که چگونه باید در برابر پیروزی ترامپ رفتار کنند. از قرار این تنها رهبران چپ گرا و اسلام زده و خفته جهان نیستند که از پیروزی ترامپ شوکه شده‌اند، بلکه از قرار اپوزیسیون ملی‌ همیشه غافلگیر شده ما هم دچار سکته ناقص شده است، تا جایی‌ که حتی یک تبریک خشک و خالی‌ هم نتوانست نسیب اراده و انتخاب دمکراتیک مردم آمریکا کند. بگذریم...


* اول اینکه چرا مردم آمریکا ترامپ را انتخاب کردند؟

پاسخ به این پرسش بسیار ساده است - برای بر هم زدن سیستم فاسد و از مردم دور افتاده آمریکا و جهان.

انتخابات آمریکا یک چیز را در مورد الیت‌های سیاسی و رهبران سیاسی آمریکا و جهان ثابت کرد. و آن اینکه این جهان دچار فقدان رهبران و رجال سیاسی است که خود را در خدمت مردم بدانند. پیروزی ترامپ شکستی بود برای رهبران جهان که در خدمت لابیست‌های بانکی‌ و انرژی و الیت‌های سیاسی هستند و سیاست را برای خود دکان شخصی‌ قلمداد می‌‌کنند و توجهی‌ به کلافه بودن ملت‌ها و خشم ملت‌ها از اوضاع مفتضح کنونی جهان ندارند.

در واقع این ترامپ نبود که پیروز شد این مردم بودند که پیروز شدند و بر ضدّ تمام حساب و کتاب‌های "یک سیستم فاسد و از مردم به دور افتاده" آمریکا و جهانی‌ خیزش کردند. Brexit آمریکا انجام شد و مردم حرف آخر را زدند. درسی‌، هم برای مردم ایران تا به توانایی خود باورمند باشند، و درسی‌ برای حامیان آخوند ها، که خشم و اراده مردم ایران را یا به هیچ می‌‌پندارند و یا در مغز کوچک خود آن را انکار می‌‌کنند. EslamExit ایران هم خواهد آمد.
بازگو کردن
 
 
#1481 شیر و خورشید و تاج 1395-08-21 04:48

***** بخش دوم - پیروزی ترامپ هشداری بود به همه رهبران سیاسی جهان که مانند کبک سر را در برف کرده‌اند و صدای خسته مردم را نمی‌‌شنوند و هشداری بود به آنهایی که به اراده و توانایی مردم اعتقاد ندارند! *****


* معنی‌ پیروزی ترامپ برای ما ایرانیان؟

یک چیز برای برخی‌ از ما ایرانیان روشن بود؛ و آن اینکه پیروزی هیلاری کلینتون یعنی‌ ادامه سیاست‌های اوباما و حزب دمکرات آمریکا. سیاست‌هایی‌ که موجب پوزخند ظریف‌های رژیم اسلامی به ریش مردم ایران بود.

موضوع این نیست که پیروزی ترامپ الزاماً به سود یا به ضرر آزادیخواهان ایران باشد؛ اما پیروزی ترامپ یک چیز را باعث می‌‌شود و آن اینکه، این آب رکود و گندیده‌ای که هشت سال از سوی اوباما ایست‌های مارکسیست اسلامیست بر سر مردم ایران ریخته شد حال چه اینوری یا چه انوری این آب گندیده به تحرک در خواهد آمد. اینکه این تحرک به سود ازادیخواهان و مردم ایران باشد یا نه، بستگی به هشیاری و همت اپوزیسیون ملی‌ و مردم ایران دارد. و بستگی به این پیدا می‌‌کند که ما عاشقان ایران بتوانیم همیشه یک قدم از سیاست‌های آمریکا و منافع ملی‌ که آنها برای خود دنبال می‌‌کنند جلو تر‌ باشیم و مانند سال‌های گذشته منتظر عمل آنها نمانیم تا از خود عکس‌العمل نشان دهیم.

بعنوان نمونه، امروز بجای سکوت و شوکه بودن، اپوزیسیون ملی‌ چه ترامپ را دوست داشته باشد و چه از او متنفر باشد (که به ما ایرانیان و مبارزه ما ربطی‌ ندارد)، بجای آن می‌‌بایستی به رهبر جدید آمریکا و جهان تبریک بگوییم، و حتی ایرانیان خارج می‌‌بایستی در برابر کاخ سفید با پرچم‌های شیر و خورشید و با شعار‌های ملی‌ بعنوان صدای مردم ایران حضور پیدا کنند و از اراده و رای مردم آمریکا و از پروسه دمکراتیک پشتیبانی‌ کنند، البته پس از اینکه همه، (منها ی امثال بنده) از شوکی که گریبان‌شان را گرفته رها شدند و به خود آمدند.


* و اما کلامی‌ با مردم داخل کشور!

نه از پیروزی ترامپ شاد باشید و نه ناراحت. معنی‌ پیروزی ترامپ این نیست که همه چیز به سود مردم ایران درست شد. صورت مسئله هنوز هم همان است که بود، به این معنی‌ که مردم ایران باید تکلیف خود با رژیم را خودشان روشن کنند. اما اینکه به بسیاری دلایل حال دولتی در آمریکا بر سر کار خواهد آمد که برای مماشات با رژیم اسلامی مشکلات بزرگی‌ خواهد داشت، شکی نیست. و اینجاست که ما آزادیخواهان باید از این فرصت به سود مبارزه استفاده کنیم.

چرا که در حال حاضر افرادی در کنار ترامپ به عنوان مشاور حضور دارند که برخی‌ از آنها می‌‌روند تا در دولت ترامپ به عنوان وزیر امور خارجه و وزیر کشور و سفیر و غیره کار‌های رسمی‌ بگیرند. که ما ایرانیان در ما‌های گذشته حضور برخی‌ از آنها را در همایش‌های ساختگی مریم قاجار حجاب به سر دیدیم. پس کار ما آزادیخواهان نه ساده شد نه مشکل - اما بی‌ شک کار دوباره جان گرفته است و حال این به هشیاری ما بستگی دارد.

فراموش نکنید این همان ترامپ ی است که گفت الزاماً با کنار زدن صدام حسین موافق نبود. جمله‌ای که باید در مورد آن تامل کرد. چون وقتی‌ شما بعنوان رئیس جمهور آمریکا وارد کاخ سفید می‌‌شوید، بازی جدیدی آغاز می‌‌شود که گاه الزاماً با پیام‌های انتخاباتی ربط پیدا نمی‌‌کند، و از دید آنها بستگی به منافع آنها پیدا می‌‌کند. باز هم اینجاست که برهمیت هشیار بودن و بیدار بودن مبارزین راه آزادی تاکید می‌‌ورزم.
بازگو کردن
 
 
#1480 شیر و خورشید و تاج 1395-08-21 04:47

***** پایان - پیروزی ترامپ هشداری بود به همه رهبران سیاسی جهان که مانند کبک سر را در برف کرده‌اند و صدای خسته مردم را نمی‌‌شنوند و هشداری بود به آنهایی که به اراده و توانایی مردم اعتقاد ندارند! *****


* سیاست روسیه با آمدن ترامپ؟

از دید روسیه هیچ چیز تغییر نکرده است. روسیه تصمیم خود را در مورد نقش خود در آن منطقه گرفته است. نهایت کار این است که روسیه و آمریکا در مورد آینده سوریه و منطقه به توافق نرسند. در آن حالت قدم بعدی روسیه انداختن نوچه خود یعنی‌ رژیم اسلامی به جان آمریکا است. با این تفاوت که این بار دولتی در آمریکا بر سر کار است که اگر رژیم اسلامی بخواهد با ارتش یا منافع آمریکا شوخی‌ کند، دولت جدید بنا به قول‌هایی‌ که به مردم آمریکا داده است، حتی اگر بخواهد هم نمی‌‌تواند بنشیند و تماشا کند که حکومت اسلامی یک وجبی با ارتش یا منافع آمریکا شوخی‌ کند. اینجا است که مردم ایران باید بدانند تا ژانویه فرصت دارند که در مورد آزادی ایران فکر‌های اساسی‌ کنند، چرا که پس از آن - همه معادلات بر هم خواهد خورد و از شدت خطری که تمامیت ارضی ایران را (به واسطه شیطنت‌های روسیه و رژیم اسلامی) تهدید می‌‌کنند، نه تنها کاسته نمی‌‌شود بلکه احتمال افزایش خطر بیشتر نیز می‌‌تواند وجود داشته باشد.

از سوی دیگر اگر روسیه و آمریکا در مورد سوریه و منطقه به توافق برسند - باز مشخص نیست که آن توافق الزاماً به سود مردم ایران و مبارزه ما برای رهائی ایران باشد که فعلا تا دولت جدید آمریکا تشکیل نشده و کار خود را رسما آغاز نکرده نمی‌‌خواهم وارد آن بحث شوم. در هر حال عدم حضور مردم ایران در سرنوشت خود، از دید این ایرانی‌ نمی‌‌تواند آینده خوشی‌ را برای مردم ایران رقم بزند و اطمینان ندارم که این جهان آماده باشد قدمی‌ به سود مردم ایران و مبارزه آنها برای رهائی میهن بر دارد. و معتقد هستم ما باید خودمان در صحنه باشیم و تمام معادلات جهانی‌ را قبل از اینکه دوباره برای سرنوشت ما تصمیم بگیرند در یک قیام ملی‌ به هم بزنیم و آینده خودمان و میهن را نجات دهیم.

گفتنی فراوان است - اما از فرصت و حوصله‌‌ این سامانه خارج.. امیدوارم همه آنهایی که عاشق این میهن هستند بیدار باشند، ایستاده باشند و بتوانند از فرصتی که پیش روی داریم به سود مردم ایران و میهن استفاده کنند. یک چیز روشن و واضح است.. امروز زمان سکوت و سهل انگاری نیست. جهان می‌‌رود تا با تغییرات اساسی‌ روبرو شود و بهتر است که ما ایرانیان هر چه زودتر رژیم اسلامی را سرنگون کنیم تا بیش از این از جهان عقب نمانیم.

مردم میهن‌پرست و خسته و خشمگین آمریکا پس از سال‌ها شستشوی مغزی از سوی رسانه‌های چپگرای آمریکا یک تو دهنی به سیستم فاسد و به رسانه‌های چپگرای آمریکا زدند، و در واقع با این کار خود تولدی جدید و روز استقال جدیدی را برای آمریکا رقم زدند. امیدوارم مردم ایران هم به خود آیند و متوجه باشند که نمی‌‌شود در زمانی‌ که جهان می‌‌رود تا پوست بیندازد و وارد دوران جدیدی بشود، کشور ما همچنان در اعماق چاه جمکران سر گردان بماند. تنبلی و پشت گوش انداختن و بی‌ تفاوتی‌ نمی‌‌تواند آینده خوشی‌ را برای میهن و ملت رقم بزند. تا دیر تر‌ از این نشده، کشور را آزاد کنیم، و برای سازندگی میهن آستین‌ها را بالا بزنیم. زمان زمان خفتن و این پا و آن پا کردن و از جهان عقب ماندن نیست، زمان زمان تصمیم و همت و کار است.

"چشم نیاکان و نسل آینده ایران به عملکرد امروز ما است"
بازگو کردن
 
 
#1479 بهمن زاهدی 1395-08-16 11:56

نژادپرستی کدام نژاد؟

قرن‌های متمادی تاریخ جنگ‌ها و کشورگشایی‌ها، آن‌گونه با کشتار مردان و به اسارت کشاندن زنان، تجاوز یا ازدواج با آنان درهم‌آمیخته؛ که نمی‌توان انسان امروزی را در یک نژاد خاص و اصیل تعریف کرد! تاریخ هزاران ساله‌ی ایران با حمله‌ی اسکندر، عرب‌ها، چنگیز خان مغول و دیگر متجاوزان به ایران از یکسو و درهم‌آمیختگی و پیوند اقوام ایرانی باهم از سویی دیگر دست‌به‌دست هم می‌دهد تا ایرانیان نیز، چون بسیاری از مردمان دنیا معجونی از تمامی نژادهای مختلف باشند. حال ما ایرانیان از میان این رنگین‌کمان نژادی، کدام نژاد را پرستش می‌کنیم که به ما انگ نژادپرستی می‌زنند؟!
آیا هرگز با خود اندیشیده‌اید که اسلام‌گرایانی که هرروزه‌ی تقویم را با عزاداری یا جشن ولادت برای محمد و دوازده امام و چهارده معصومشان که هیچ‌کدام به دست غیرمسلمانی کشته، مسموم و سربریده نشده، پر می‌کنند، نژادپرستان عرب لقب نمی‌گیرند ولی ایرانیانی که بعد از سال‌ها سرکوب ارزش‌های ملی برای نخستین پادشاهشان که اولین انسان لیبرال دموکرات جهان بوده بزرگداشتی برگزار می‌کنند نژادپرست خطاب می‌شوند؟!
در حقیقت کسانی بر طبل نژادپرستی مردم ایران می‌کوبند که حتی از درک ساده‌ی معنایی دو واژه‌ی نژادپرستی و ملی‌گرایی عاجزند!
مدعیان انقلاب روشنفکری دیروز؛ همان‌ها که ملایان را به دزدی انقلاب شکوهمندشان متهم می‌کنند و امروز پاداش بی‌وطنی‌شان را در رادیو و تلویزیون‌های بیگانه در مقابلشان انداخته‌اند، مردم ایران را نژادپرست می‌خوانند!
به لطف سیاست غرب و دلارهای سبز همچنان اتحاد نامقدس سرخ و سیاه برای نابودی ایران و هویت ایرانی به کار است تا فاشیست مذهبی در خاورمیانه، سرمایه‌هایی را که باید برای آینده ایران هزینه شوند به جیب اسلحه فروشان شرق و غرب روانه کند! تاریخ دیگربار گواه آن شد که تا چه اندازه چپ‌گرایان ایران همانند اسلام‌گرایان می‌توانند زالووار زندگی کنند و ایران ستیز هستند!
ای‌کاش مارکس برای مدعیان روشنفکری که هنوز نه تفاوت میان ناسیونالیست و نژادپرستی را می‌دانند و نه فرق میان انترناسیونالیسم و جهانی‌شدن را! در کتاب کاپیتال خود (قران چپ‌گرایان) حدیث، آیه و یا سوره‌ای دراین‌باره می‌نوشت تا چپ‌گرایان ایران ستیز را راهنمایی می‌کرد! پروردگار عقلی به چپ‌گرایان بدهد و آزادی را به ایرانیان بازگرداند.
بازگو کردن
 
 
#1478 شیر و خورشید و تاج 1395-08-15 06:55

***** سرانجام دم خروس رسانه‌های سرخ و سیاه خارج از کشور از زیر عبای آخوند بیرون زد *****

با درود به جوانان، اقوام و مردم غیور و بیدار ایرانزمین،

آیا دیدید که در پاسخ به بیداری شما ملت بزرگ ایرانزمین، رسانه‌های ایرانی‌ خارج از کشور چه تهمت‌هایی‌ به شما مردم بی‌ باک میهن زدند؟ شما ملتی که همه چیز تان، هویت تان، کشور تان، تاریخ تان، سنت‌ها و آیین صلح جویانه تان، ادب و اخلاق تان، زن و فرزند و کوچک و بزرگ تان، مال و اموال تان را این رژیم ضدّ ایرانی‌ دو دستی‌ تقدیم به سوریه و عراق و ترکیه و این کشور و آن کشور کرد - رسانه‌های خارج از کشور شما و همایش شما در پاسارگاد، و به شعار‌های شما بر چسب "نژاد پرست" زدند.

آیا حال پس از گذشت سی‌ و هفت سال حرف میهنپرستان را باور می‌‌کنید وقتی‌ که به شما گفتیم این رسانه‌ها همان سرخ و سیاهانی هستند که این مصیبت را بر سر ایران و شما و پادشاه آوردند و سپس در رکاب حکومت "جنگ و ظلم" اسلامی، در خارج از کشور رسانه باز کردند تا شما ملت را سر کار بگذارند و در خواب نگاه دارند؟

تنها رسانه‌ای که با شهامت و بیداری تمام از جنبش ایرانی‌ وار، به دور از خشونت، و خود جوش و شعار‌های ملی‌ و به حق شما ملت پشتیبانی‌ کرد، تلویزیون ایران آریایی به مدیریت آرین وطنخواه بود.

بقیه رسانه‌های خارج از کشور با شما ملت و خیزش بزرگ و پر معنی‌ شما همان بر خورد را کردند که در زمان پدر آریامهر با او می‌‌کردند.

همین‌ها که امروز مثلا خود را صاحب رسانه معرفی می‌‌کنند، در آن زمان به شیوه‌های گوناگون انقلاب سفید آریامهر را محکوم کردند، جشن‌های دو هزار و پانصد ساله او را که برای معرفی‌ هویت و ملت ایران بر پا شد را به باد تمسخر گرفتند، و به خاطر تجهیزاتی که برای دفاع از خاک میهن و پیشرفت کشور تهیه می‌‌کرد پادشاه میهندوست را نوکر آمریکا و انگلیس نامیدند، و همین‌ها حال به شما مردم ایران که پس از سی‌ و هفت سال ستم و ویرانی سرانجام به نیت دفاع از هویت خود فریاد بر می‌‌آورید را "نژاد پرست" می‌‌نماند تا بلکه بتوانند شما را از مسیر دور کنند، شما را دوباره خواب کنند، و رژیم عزیزشان را از سقوط حتم نجات دهند.

بعنوان یک ایرانی‌ میهندوست و عاشق میهن و با احترام به ملتم، به همه شما فرزندان ایرانزمین پیشنهاد می‌‌کنم در همایش‌های آینده با صدای رسا خطاب به این رسانه‌های سرخ و سیاه خود فروخته و خطاب به جهانیان، نه تنها همه شعار‌هایی‌ که در پاسارگاد بکار گرفتید را تکرار کنید بلکه با صدای رسا فریاد بر آورید:

"نژاد پرست نیستیم ایران پرست هستیم."

زیرا این حق شما است که به هویت خود افتخار کنید، به میهن و تاریخ و بزرگان و نیاکان خود عشق بورزید، و به جهانیان اعلام کنید که مردم ایران دست بسته تسلیم سیاست‌های ویرانگرانه جهان در قبال این سرزمین و این کهن دیار نخواهند شد.

***

به آن دسته از رسانه‌ها در خارج از کشور که با فتنه و به دروغ به ملت بزرگ ایران برچسب "نژاد پرست" میزنند این را می‌گویم:

"فرزندان کورش (آن پادشاه آزاده) هرگز نمی‌‌توانند نژاد پرست باشند اما همین فرزندان حق دارند که همانند نیاکان بزرگ خود ایران پرست باشند و ایران پرست بمانند.".

به شما رسانه‌های ضدّ ملی‌ سرخ و سیاه که به دستور اربابان کوچک و بزرگ خود، به این ملت شریف و بزرگ چنین تهمت‌های ناجوانمردانه‌ای میزنید می‌گویم، فکر فردای خود باشید. این ملت بیدار فراموش نخواهد کرد که در چنین دوران حساسی شما با خیزش کاملا خود جوش و ملی‌ این ملت ستم دیده چه کردید و چگونه برای نجات رژیم مرده و منفور به دست و پا افتادید و به فرزندان ایرانزمین بر چسب‌هایی‌ زدید که هرگز به فرزندان "منشور حقوق بشر" نمی‌‌چسبد.

حکومت سرخ و سیاه حتم سقوط می‌‌کند و آنوقت شما رسانه‌های سیه چهره مارمولک می‌‌مانید و قضاوت یک ملت بیدار و خشمگین از خیانت ها...

درود بر ملت بیدار شده ایرانزمین و پاینده باد سرزمین شیر و خورشید و زادگاه منشور حقوق بشر
بازگو کردن
 
 
#1477 ایرانی 1395-08-14 11:09

با درود خدمت دوستان

طرح خاورمیانه بزرگ که امروز به جای جنگ‌های مستقیم توسط آمریکا، با ابزاری مانند داعش در حال شکل گیری است، پیاده نظام ضد فرهنگی خود را نیز دارد. امثال نوری‌علا، بعد از دهه‌ها دویدن به دنبال نهضت ترجمه و برداشتی طوطی‌وار از متون، روش‌ها و منش سیاسی در غرب (آن قدیم‌ها و ایام شباب در شرق و امام امت!) پیاده نظام تحولات در خاورمیانه شده‌اند، مقایسه ایران با فرهنگ و آدابی کهن، با مسائل و مشکلات و پتانسیل‌های شرقی، با ایالات متحده آمریکا قیاسی مع‌الفارق و شگرف است. جالب اینجاست معاهده اتحاد که قرار بود جایگزین سیستم شوروی سابق گردد، پس از کودتای کمونیست‌ها و شکست آنها، اجرا و به تشکیل کشورهای مشترک‌المنافع مابین جمهوری‌ها انجامید. کشورها اختیارات وسیع در حد استقلال داشتند ولی چرا آن جامعه مشترک‌المنافع کار نکرد و از هم پاشید؟
مسئله اساسی ایران "توسعه" است، کاری که از عهده نظام فدرال برای کشوری مانند ایران بر نخواهد آمد. اینجا امکان بحث بر سر توسعه و روش‌های آن نیست، باشد برای مقاله‌ای که در حال تهیه آن هستم. اما تنها یک پرسش مطرح می‌کنم، تجزیه ایران به واحدهای کوچک، بر فرض که مشکل استبداد و تمرکز را حل کرد، مشکل توسعه را چگونه حل خواهد کرد؟ با رقابتی که مابین ایالت‌ها در خواهد گرفت به کجا خواهیم رسید؟ همین حالا به تصویب بودجه در ایران دقت کنید، چون ساز و کار و برنامه‌ای وجود ندارد هر نماینده‌ای سعی می‌کند بالاترین میزان اعتبار برای استان خود را با فریاد زدن بلندتر بدست آورد!!.
آنچه شبهه روشنفکری در ایران متوجه آن نیست، منشسعب از دو مشکل است، عدم دانش کافی و تسلط لازم به مبانی غربی و برداشتی طوطی‌وار و سپس عدم شناخت ایران و مشکلات آن. شبهه روشنفکری مترجم (به قول صمد اول همه این فکولی‌ها عکس امام را در ماه دیدند!) با آزمون و خطا جمهوری جنون را آفرید و حالا زیر بار مسئولیت آن نیز نمیرود، فردا که افاضه‌های فدرالی ایران را تجزیه کرد، پاسخی دیگر در آستین خواهد داشت که آستینش گنج نهانی از مغلطه‌هاست.
روزهای سختی در پیش است، روزهایی که باید مملکت را حفظ و با تجزیه‌طلب با نقاب و بی‌نقاب مبارزه کرد. بر همه نیروهای ملی است که با حفظ اصول و اتحاد، این چند قدم آخر تا رسیدن به ایران آزاد را نیز بپیماییم.
در این شرایط از شاهزاده گرامی درخواست دارم به ریشه‌های خود باز گردند، ایشان از ولیعهد و رضاشاه دوم، ابتدا به شاهزاده تبدیل شدند و سپس آقای پهلوی رئیس شورا!!، وقت آن است که به مانند پادشاهی مشروطه و مانند پدر فقیدشان در نجات آذربایجان، اینبار با اصلاحات ضروری در تاکتیک و استراتژی، فصل مشترک همه نیروهای ملی باشند و از همنشینی با عناصری که در این چند وقت قلت سواد و عدم آگاهی سیاسی آنها بر همگان روشن گشت، بپرهیزند.

پاینده ایران
بازگو کردن
 
 
#1476 بهمن زاهدی 1395-08-13 19:28

با درود به دوستان،

بااینکه در بحث‌ها شرکت نمی‌کنم ولی بااین‌حال به‌عنوان مدیر موقت این سامانه که عضو حزب نیست تمامی بحث‌ها را باید بخوانم.

بحث خوبی درگرفته ولی بهتر است در این بحث‌ها شرکت نکنم تا سلطنت‌طلبان این حزب از خواب خوش خود بیدار نشوند وگرنه همین نیم مدیریت سامانه را هم از من خواهند گرفت تا سکوت و آرامششان برقرار بماند! بااینکه اساساً فکر نمی‌کنم که به این کانون سلطنت‌طلبان این حزب سرکشی بکنند، مگر اینکه «شورای ملی» به آنان اطلاع دهد!

ارادتمند
بهمن زاهدی
بازگو کردن
 
 
#1475 وجدانی 1395-08-13 17:35

ایالاتِ متحدۀ ایران!!!

راجع به این جدیدترین نشستِ دفتر پژوهش حزب مشروطه ایران و بحث های پیش آمده در میان اعضاء حزبِ یاد شده از یک طرف و دو تن از دست اندرکارانِ حزبِ تازه تأسیس شدۀ سکولار دموکرات ایرانیان از طرفِ دیگر، حرف برای گفتن زیاد است. اما از آنجائی که بنا نیست روده درازی نمائیم و اسبابِ تکدرخاطری را فراهم سازیم، فقط یکی، دو جمله را عرض نموده و بعد از آوردنِ پاراگرافی از بیاناتِ رایزن فقیدی حزب مشروطه ایران و درج دو لینکِ ماخذ، مثل همیشه صلاح مملکت را در اختیار خسروان می گذاریم.

صحبتِ کوتاه و حرفِ مختصرم این است؛ به همان راحتی و آسانی که کارشناسانِ سیاسی و خبرۀ شرکت کننده در نشستِ دفترپژوهش مذکور در فوق بر مسائلِ حیاتی مانند معنی و مفهومِ فدرالیسم برای ایران و قرارگرفتن درکنار هر نیروئی، حتی جمهوری اسلامی، که از میهنمان ایران در مقابل دشمنِ خارجی و مهاجم دفاع می نماید، توانستند به توافق برسند، به همان آسانی و راحتی هم مردمِ دور افتاده در اقصا نقاطِ مملکتمان و اقوامِ گوناگونِ آن نیز به توافق خواهند رسید و در صلح و آرامش تمام کنار هم زندگی خواهند کرد انشإالله! (در خاتمه لینکی از صحبت ها و اشعار یک شاعر آذربایجانی کشورمان که تازه گویا آدمِ متوسط، میانه رو بوده و چندان تندی هم نیست، را لطفآ ملاحظه نمایید). در اینحا یادِ بیاناتِ داهیانه و هشدار دهندۀ زنده یاد داریوش همایون افتادم که می گفت: < ...مگر بیمار شده‌ایم؟! کشوری هست و احتیاج دارد به عدم تمرکز و تصمیم گیری مراجع محلی خودشان. بیائیم آن را تکه تکه کنیم؟! با چه تکه تکه کنیم؟! با اسلحه! برای اینکه اگر آن‌ها آن طرف مسلح می‌شوند و از بیرون به یاریشان می‌آیند آن طرف دیگر هم اسلحه بدست خواهد گرفت. بقیه هم اسلحه بدست خواهند گرفت و ایران الان پر از اسلحه است. مردم را که نمی‌شود با زبان خوش از خانه‌شان بیرون کرد. با دو تن از دوستان چپ صحبت می‌کردیم، یکیشان گفت: "این حرف‌هایی که شما می‌زنید درست است و من به این‌ها گفته‌ام که شما فقط فکر میاندوآب باشید. ببینید فردا اگر قرار باشد تقسیم شود در میاندوآب چه اتفاقی خواهد افتاد؟!" ایشان چون آذربایجانی است خوب می‌داند. حالا صد‌ها میاندوآب در ایران است. نقده و رضائیه چه خواهد شد؟! در خوزستان شما باید عرب‌ها را جدا کنید از بقیه. اینکه با صحبت و ملایمت و تعارف نخواهد شد! با جنگ خواهد شد! همدیگر را باید بیرون کنند! خلاصه مطلبی است که به شدت باید جلوش ایستاد و همین جلسۀ ما مقدمۀ بسیار خوبی است و این صحبت‌ها منتشر خواهد شد و خواهند دید که قضیه اینطور نیست و ما جلوی این حرف‌ها را می‌گیریم! همین الان هم باید گرفت والا پس فردا که کار از کار گذشت مخالفت‌ها تاثیری نخواهد داشت. نباید اصلا بگذاریم به اینجا‌ها برسد!...>

جنابِ آقای فواد پاشائی در نشستِ دفتر پژوهش از یکی از سخنرانانِ جلسه توضیحاتی را در خصوصِ فدرالیسم جویا می شوند. من احتمالِ بسیار کمی را می دهم که رایزنِ جدیدِ حزب مشروطه ایران پاسخ مناسبی را در خصوصِ پرسش خویش دریافت نموده باشند. اما پاسخ بسیار واضح و روشن را ما می توانیم از بیاناتِ صریح جنابِ آقای دکتر اسماعیل نوری علا در آخرین کنگرۀ سازمانشان ارائه دادند و نیز در مقالۀ سالها قبلشان بتفصیل نوشتند. ایشان در هردوی اینها از "ایالاتِ متحدۀ ایران" نام می برند و منصورشان از فدرالیسم را بخوبی بیان می فرمایند.

لینکهای منابع یاد شده:

الف- شاعر آذری:
https://www.youtube.com/watch?v=jJ433MAGvcU

ب- مقالۀ دکتر اسماعیل نوری علا:

http://www.puyeshgaraan.com/ES.Notes/2006/ES.Notes.120106-federalism.htm
بازگو کردن
 
 
#1474 شیر و خورشید و تاج 1395-08-13 13:49

***** پایان - آینده ملتی که بیدار شد مانند روز روشن است *****

در مورد حملات به رضا شاه دوم پیشنهاد من به آنهایی که از این حملات نگران هستند این است که نگرانی‌ها را کنار بگذارید و توجه خود را به یاری رساندن در جهت خیزش ملی‌ بکار بگیرید.

رضا شاه دوم به مردم ایران معتقد هستند، با آنهای که به ایشان در این برهه‌ زمانی حساس حمله ور می‌‌شوند هم هیچ مشکلی‌ ندارند، دشمنی هم ندارند، آرزوی مرگ آنها را هم نمی‌‌کنند.. استنباط من این است که ایشان قضاوت را به مردم ایران سپرده، و ایشان معتقد هستند که مردم به جایی‌ رسیده‌اند که تشخیص میدهند آیا در این برهه‌ زمانی‌ روش ایشان صحیح است یا نه. سی‌ و هفت سال پیش حتی با تمام مشکلات ی که وجود داشت باز خیلی‌ کار‌ها می‌‌شد کرد، اما امروز، و سی‌ هفت سال پس از فتنه، با جهان دیگری سر و کار داریم، با ملت دیگری سر و کار داریم، با تجارب دیگری سر و کار داریم، با افکار و دید دیگری سر و کار داریم، و حال باید با آنچه که داریم کار کنیم. دیگر نمی‌‌شود به فکر سی‌ و هفت سال پیش با استراتژی آن زمان و آرزو‌های ما در آن زمان این مبارزه را تا نتیجه نهایی پیش برد.

بحث‌هایی‌ که سی‌ و هفت سال پیش باید می‌‌شد و لازم بود، امروز دیگر لازم نیست، بی‌ خردان و دشمنان و بد خواهان و خود فروختگانی که باید آن زمان با آنها بر خورد می‌‌شد دیگر امروز به آن صورت لازم نیست که وقت را صرف آنها کنیم. حال باید به موفقیت، به نسلی که فهمیده در کجای کار است توجه کرد، و حال باید هم آهنگی را برای پیروزی نهایی رقم زد.

مردم در داخل دارند از اپوزیسیون جلوتر می‌‌افتند، و دیگر مهم نیست که این تلویزیون و آن یکی‌ در آن رسانه چه می‌‌گوید یا چه نمی‌‌گوید. اصل ماجرا‌ بیش از هر زمانی‌ در داخل ایران به جریان افتاده. خارج از ایران اگر خیلی‌ زحمت بکشند اینکه دوباره این بار سر نخ را گم نکنند و از جریان‌های داخلی‌ دور نمانند، اگر همین یک کار را بتواند اپوزیسیون خارج انجام دهد شاهکار بزرگی‌ کرده است.

بزرگداشت کورش بزرگ آغاز خوبی‌ بود، پیام بزرگی‌ بود، و باید برای ادامه آن کوشید. اینکه چه کسی‌ در این برهه‌ زمانی‌، یا دانسته یا ندانسته چه شیطنت‌هایی‌ می‌‌کند.. اینها ربطی‌ به جریانی که به حرکت در آمده و پیش می‌‌رود ندارد. و بیشتر به پارازیت‌هایی‌ می‌‌ماند که خیلی‌ دیر به گوش ما می‌‌رسد. سی‌ و هفت سال طول کشید اما سرانجام آن جرقه زده شد، حال باید برای انفجار نهایی آماده شد و یاری رساند. اسامی کوچک و بزرگ را رها باید، زیرا ملتی می‌‌رود که سرانجام حق خود را پس بگیرد؛ آن هم پس از بیش از هزار و چهار صد سال از آن ور و سی‌ و هفت سال از این ور.

زمان دفن کردن این رژیم مرده رسیده است. صدا‌های ناهنجار را رها کنید، یاری برسانید تا ملتی که تصمیم گرفته، به هدفش زودتر برسد. آینده ملتی که بیدار شد مانند روز روشن است.
بازگو کردن
 
 
#1473 شیر و خورشید و تاج 1395-08-13 13:48

***** آینده ملتی که بیدار شد مانند روز روشن است *****

با درود به وجدانی و ایرانی‌ عزیز،

هر دوی شما عزیزان مطالبی‌ را مطرح کردید و اظهار نگرانی از رفتار برخی‌‌ها که خود را نوعی دلسوز مردم معرفی می‌‌کنند. در مورد این نوع افراد چند حالت وجود دارد:

۱. یا اینکه از اول هم با ما نبودند و حالا دارند چهره خود را نشان می‌‌دهند.

۲. یا اینکه اصولا با شیوه مبارزه اپوزیسیون موافق نیستند اما زمان و مکان درست را برای ایراد گرفتن و مخالفت بدرستی درک نمی‌‌کنند و بدون در نظر گرفتن اوضاع کنونی، هر چه دل تنگشان می‌‌خواهد را به هر گونه که دل تنگشان می‌‌خواهد بر زبان می‌‌آورند.

۳. یا اینکه فکر می‌‌کنند دیوار رضا شاه را کوتاه پیدا کرده‌اند و اگر ایشان را هدف بگیرند برای خود اسم و رسمی بر هم می‌‌زنند.

۴. یا اینکه این افراد اصلا از اول هم این کاره نبودند و شاید به همین دلیل وقت نشناسی و عدم درک درست از اوضاع ایران و جهان، و عدم شناخت درست از حال و روز ملت و تغییر نسل ها، با زمان پیش نیامده و از دید استراتژیک در جا می‌‌زنند.

۵. یا اینکه اصولا سی‌ و هفت سال درد و زخم و مکافات در آنها تاثیر گذاشته و دیگر دوست را از دشمن نمیتوانند تشخیص دهند و به سیم آخر زده‌اند. توان و صبر برخی‌‌ها پس از سی‌ و هفت سال دربدری ته کشیده و اثر منفی‌ روزگار در آنها نمایان شده. و و و...

در هر حال، در اینکه اصولا اپوزیسیون ملی‌ (در مورد آنهایی که خود را وارد اپوزیسیون کردند اما غیر ملی‌ هستند و اصلا از اول برای تخریب خود را وارد کردند سخن نمی‌گویم، بحث بیشتر در مورد اپوزیسیون ملی‌ است) که همه می‌‌دانیم اشتباهات بزرگی‌ را در این سی‌ و هفت سال مرتکب شد و در این مطلب شکی نیست. گر چه بسیاری از این اشتباهات اپوزیسیون ملی‌ دلایل خوب و قابل بحث نیز دارد. ولی‌ جای آن بحث اینجا نیست و فرصت کم.

اصولا اپوزیسیون ملی‌ از روز نخست به دو دسته تقسیم شده بود. یک آن دسته که معتقد بود باید راه طولانی‌ را طی‌ کرد تا ملت تجارب لازم را کسب کند و خودش به نتایجی که لازم است برسد. و دیگر آن دسته از اپوزیسیون ملی‌ که معتقد بودند، طولانی شدن مبارزه میهن و ملت را بر باد خواهد داد، و باید هر چه زودتر رژیم را سرنگون کرد، با این دانسته که در میان میهنپرستان هستند آنهایی که بتوانند پس از آزادی ایران در یک سری عمل کرد‌های درست و حساب شده و منظم، ملت را به سوی همان نتایج هدایت کنند، بدون اینکه همه چیز بر باد رود، و یا این همه خون از فرزندان ایران ریخته شود و پایمال شود.

متأسفانه حال به هر دلیلی‌ (که دلایل هم کم نیستند)، گروه اول بر گروه دوم چیره شد، و نتیجه آن این شد که می‌‌بینیم، و گذشت سی‌ و هفت سال، و سقوط مطلق میهن و ملت در تمام زمینه ها.

حتی شما عزیزان شاهد بودید که خود من بعنوان یک ایرانی‌ و یک رای، بار‌ها در همین سامانه در مورد اشکالات و طولانی‌ شدن مبارزه فریاد‌ها بر آوردم، اما همانگونه که گفتم... صدای آن دسته از ما به جایی‌ نرسید و سی‌ و هفت سال گذشت. یعنی‌ نه ملت صدای ما را شنیدند و نه اپوزیسیون ملی‌.. امثال بنده هم کم نبودند و هر آنچه که توانستیم و در توان داشتیم به کار گرفتیم ولی‌ کافی‌ نبود و زورمان نرسید که این ملت و این اپوزیسیون ملی‌ را متقاعد کنیم که این رژیم را می‌‌شود سرنگون کرد، زود هم می‌‌شود سرنگون کرد و نیازی به خون ریزی و کشت و کشتار در آن سطحی که برخی‌‌ها می‌‌پنداشتند هم نیست.

حال باید چه کرد؟

معتقد هستم دوران مخالفت با شیوه مبارزه به پایان رسیده است. چرا؟ چون سی‌ و هفت سال گذشت و همراه با آن هر آنچه که میهنپرستان نمی‌‌خواستند بر سر ایران و ایرانی‌ بیاید آمد. همه ما شاهد سقوط مطلق یک ملت و کشور بودیم و دیگر چیزی بر جای نمانده که انرژی خودمان را صرف مخالفت با شیوه مبارزه کنیم. اگر این رژیم حتی چند سال پیش تر‌ از این سرنگون می‌‌شد باز این ملت و این کشور صد‌ها سال جلو تر‌ از این می‌‌بود. اما گذشته گذشته و آنهایی که راه طولانی‌ را انتخاب کرده بودند حرف‌شان به کرسی نشست و حال این ملت و این کشور و همه ما در این نقطه هستیم که هستیم. ویرانی مطلق کشور و خون‌های پاک بر خاک ریخته شده بیشمار..

اپوزیسیون باید بحث‌های گذشته را پایان دهد و در یک دگرگونی کلی‌ فقط به حال، آنچه که هست و وجود دارد، و به هدف نهایی بنگرد.

در داخل باید از هر طریق ممکن اعتراض‌های پراکنده یک پارچه شوند... ملت از قبل بداند، کدام نهاد‌ها در کدام مراکز و نقاط حرکت‌های اعتراضی خواهند داشت، و ملت بسیج شوند و به آن اعتراضات بپیوندند بدون اینکه در نظر بگیرند که کارگر هستند یا نه، معلم هستند یا نه، ارتشی هستند یا نه، مربوط به این شرکت و آن معدن و آن بیمارستان و آن حرفه هستند یا نه.. این نوع اطلاع رسانی و هم آهنگی از دست نسل جوان که به سیستم‌های ارتباطی‌ پیشرفته و دنیای مجازی و غیره اشنا هستند بهتر بر می‌‌آید. جوانان غیور ما، باید قبل از سینه سپر کردن اول فکر را به کار بیندازند و ترتیب هم آهنگ کردن اعتراض‌ها را بدهند و در واقع نقش وصل کردن ملت به هم را بازی کنند، و در اطلاع رسانی در سطح شهر و کشور بسیار فعال شوند... تا این اعتراض های کوچک تبدیل به همایش‌های بزرگ شود و سرانجام به اعتصابات در سطح کشور تبدیل شود. آن وقت می‌‌شود با شعار‌های ملی‌ و کوبنده وارد خیابان‌ها شد و حتی با رژیم یقه به یقه شد.

یقین دارم رژیم توانایی یقه به یقه شدن با ملت و حرکت‌های گسترده در سطح شهر‌ها و کشور را ندارد. به همین دلیل است که رژیم این همه کشت و از طناب آویزان کرد تا به فکر این ملت خطور نکند که بخواهد روزی با رژیم یقه به یقه شود. رژیم همیشه می‌‌دانست روزی که این ملت در پناه شعار‌های ملی‌ یکپارچه و با هدف سرنگونی وارد میدان شود، کار این رژیم تمام است.
بازگو کردن
 
 
#1472 ایرانی 1395-08-12 12:55

شیر و خورشید و تاج گرامی، با درود

کاملا" درک میکنم چه می‌فرمایید. تا حد زیادی هم با فرمایش‌های حضرتعالی موافقم. این ملت ایران است که باید تاج پهلوی را به او بازپس دهد. دیگر فرصتی نمانده، اما اختلافات داخلی در حال فرسایش حرکت ملی ملت ایران است، پرسش من از برنامه‌سازان با کمال تأسف گفته‌های چند روز اخیرشان است، از کسانی در مورد نژاد پرستی شنیدیم که انتظار از آنان نمیرفت. انتظار نمیرفت تا درک نکنند تازش به عرب، در واقع تازش به حاکمیت است و حتی کمترین خدشه نژاد پرستی ندارد.
مسئله بعدی، منتقدان سابق و معاندان امروز هستند، چه کسی به امید دانا نامی اجازه داده است با ادبیاتی اینچنین سخیفانه، تنها وارث قانونی تاج و تخت در ایران را خطاب قرار دهد؟، مورد دیگری را نیز وجدانی گرامی به اطلاع رساند که حداقل بنده ندیده بودم. برنامه افق ایران را معمولا" نمی‌بینم، زیرا از سطح سواد و نوع مجری گری مجریان، سختی فراوان میکشم، اما هر بار که شاهزاده در این برنامه ظاهر شدند، آن را دیده‌ام، انتقاداتی به سخنان شاهزاده دارم، اما کجا صحبت از ملیت (!) های ایرانی شد که ایشان با ادبیاتی سخیف مورد هجوم واقع شوند؟ اصولا" منکوب کردن ایشان چه نقشی در مبارزه دارد جز خیانت خودی به خودی؟ تازه اگر بپذیریم که اینها خودی هستند!. انتقاد محترمانه، آری، بکار بردن ادبیات سخیف هرگز!.
ما ایران‌پرستان نه به شاهزاده و نه به هیچ کس دیگری اجازه نخواهیم داد صحبت از ملیت‌های موهوم نمایند، اما حرف واضح بود، سیستم ورشکسته آخوندی به دنبال آن است تا رنگ نژادی به حرکت ملی مردم ایران بدهد، باید مراقب این بود، تأیید حرف‌های شاهزاده فردا از مجلس ایران درآمد، تشکیل فراکسیون ترک‌ها!!، دقت می‌فرمایید، ترک‌ها و نه آذری‌های غیور. سیستم به دنبال آن است که با زدن رنگ و بوی نژادی به حرکت ملی مردم ایران، آن را تجزیه کند تا بتواند با این پاره‌ها مقابله کند، این هشداری بود از جانب شاهزاده، که صحیح تر از این هشدار وجود نداشت. اطمینان دارم اینبار نیز با هوشیاری آذری‌ها مانند آن سال های تاریخی که شاهسون‌ها و اسلحه‌دار باشی‌ها و ... در مقابل پیشه وری و غلام یحیا قیام کردند، این حرکت شوم نیز به سر انجام نخواهد رسید.
به همه توصیه میکنم همگام با ملت ایران حرکت کنند، ملت ایران ملی گرایی دفاعی را سرلوحه کار خویش قرارداده، حتی اگر شعار بر ضد اعراب باشد، چرا وقتی آنها به خلیج فارس نام جعلی میدهند، غیرتمان گل نمیکند؟ چرا وقتی در مورد جزایر ایران صحبت می کنند، کسی نگران نمی شود؟ وقتی از جانب مردم ایران عکس العمل نشان داده می شود، ما می شویم نژاد پرست؟!!، چشم داشت به خاک ما از جانب اعراب قانونی است؟!!.
کلام آخر آنکه، مهمترین لیدر مخالفان نباید جایگاه پوزسیون و اپوزسیون را با هم اشتباه کند، در جایگاه یک مسئول سیاسی باید حسن همجواری با همه را تبلیغ کرد، اما در جایگاه اپوزیسیون شرایط متفاوت است.
حرکت ملی مردم ایران، لرزه بر اندام ناساز رژیم انداخت، تنها آفت تدام این حرکت ملی، خود ما هستیم، مراقب باشیم، همه، همه و همه.

پاینده ایران
بازگو کردن
 
 
#1471 وجدانی 1395-08-10 13:39

تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف!

از جمله شعارهای مهم و نهائی ایرانیانی که در روز کورش در پاسارگاد می دادند این شعارها بودند: (پهلوی، پهلوی، پهلوی) و (شاهزاده تولدت مبارک!، شاهزاده تولدت مبارک!) و ( ای شهریار ایران برگرد به خاکِ ایران!، ای شهریار ایران برگرد به خاکِ ایران!) و... حال سؤال این است که در این شعارها منظور ایرانیان از "پهلوی"، "شاهزاده" و "شهریار ایران"، چه شخصیت و یا چه شخصیتهائی هستند؟! بدونِ تردید خیلیها و چه بسا همه خواهند گفت که منظور مردم، همان خاندانِ پهلوی و وارث آن شاهزادۀ محبوبِ ایران رضا پهلوی بوده و می باشد. اگر این چنین است که هست، پس جناب آقای مسعود صدر به چه تأویلی و به چه منظوری در برنامۀ روز گذشتۀ خود بار دیگر غرور و تکبر ورش داشته و به یک خانمِ ایرانی که وقتی از شاهزاده رضا پهلوی بعنوان ولیعهد یاد کرد می تازد و اینچنین داد سخن می دهد: "کدام ولیعهد؟ ولیعهدِ ما تمامِ آن یک، یکِ هزاران نفری هستند که در پاسارگد. اینها اثر وجودشان صدبار از ولیعهد بیشتر و بیشتر است!!!. چرا تعارف کنیم با همدیگر؟. یک عمر سنگ به سینه کوبیدیم. یک عمر هر مسیری که باید برویم در این ارتباط، دنبال ایشان رفتیم ولی راه اشتباه، اشتباه و اشتباه! چقدر اشتباه؟ چقدر تعارف؟ چقدر مماشات؟ بس کنید دیکر! بس کنید لطفآ...!"؟؟؟!!!

خیلی عجیب است، چقدر ما از مردممان عقب هستیم! مردم با دادن شعار " ای شهریار ایران برگرد به خاکِ ایران!" به استقبال مرگ می روند و با جانِ خود بازی می کنند وآنوقت برخی از ماها در نهایتِ بی توجهی به همان چیزی و شخصی حمله می کنیم که همۀ امیدِ این مردم است و جانشان را بخاطر او به خطر انداخته اند. آیا این است معنی دوستدار پهلوی بودن؟ نهایتِ بی انصافی و بی وفائیست این! من گاهآ این تصور را دارم که نکند بعضی ها دچار توهم شده باشند و می خواهند ولایتعهدی و پادشاهی را از شاهزاده رضا پهلوی بدزدن و بگیرند تا خودشان شاه شوند. اما زهی خیالِ باطل، چرا که از قدیم گفته اند: " تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف". و از همه مهمتر، ملتِ ایران آخرین ارادۀ آریامهر خود را تا ابد بخاطر داشته و حافظ ولیعهد و شهریار آیندۀ خود بوده و هست.

لینکهای منابع مذکور:

الف_ شعارها:
https://www.facebook.com/ShorayeMeliIran/videos/1320481204679994/?hc_ref=SEARCH

ب_ سخنانِ مسعود صدر ( حداقل ۲۷ دقیقۀ نخست و بویژه از دقیقۀ ۲۴ ببعد):

http://parstv.tv/?p=5117
بازگو کردن
 
 
#1470 شیر و خورشید و تاج 1395-08-10 07:35

***** پایان - هیچ ایرانی‌ بیش از رضا شاه دوم عجله ندارد که ایران را آزاد ببیند، اما... *****

دلیل اینکه رضا شاه دوم، با هر فریاد کوچکی پیام نمی‌فرستند این است که ایشان منتظر رای نهایی یک ملت هستند.

ایشان در این سنّ که هستند نه فرصت زمانی‌ بسیاری دارند و نه حوصله‌‌ این را دارند که پس از آزادی ایران دوباره با یک دسته کوچک و هیچ خود فروخته (که حتما در ایران فردا هم خواهند بود و حضور خواهند داشت) در گیر بازی این شوند که کدام کشور شما را به ایران آورد و به مردم تحمیل کرد؟

این شاه می‌‌آید که قبل از مرگش ایران را بسازد و به دست مردم ایران بسپارد. این شاه می‌‌آید که مردم ایران را در آزادی و استقلال و پاسداری از میهن مسئول و سهیم کند. این شاه نمی‌‌آید که پس از این همه ویرانی، دوباره روز و شب خود را صرف توجیه خود کند، و به دشمنان این سرزمین فرصت دهد که جلوی پیشرفت کشور را بگیرند.

معتقد هستم مردم ایران هر روز که می‌‌گذرد دارند بزرگترین شانس تاریخی‌ خود را برای رسیدن به دروازه‌های تمدن، و برای استقلال بی‌ چون و چرای ایرانزمین از دست می‌‌دهند.

پیشنهاد من به این ملت این است، که دست از موش و گربه بازی بر دارند، حال که می‌‌دانند چه بر سرشان آمده و چرا؟ وارد میدان شوند. بدون هیچ تاخیری با پرچم‌های تاریخی‌ و ملی‌ شیر و خورشید نشان و با فریاد جاوید شاه وارد میدان رهائی ایران شوند، و از فردای سرنگونی "حکام خرافات هزار و چهار صد ساله الله و اکبر" مانند کوه البرز در کنار پادشاه ایرانزمین قرار بگیرند و برای ساختن آینده خود استین‌ها را بالا بزنند.

همیشه گفته‌ام رضا شاه دوم چریک نبوده و نیست، او یک سازنده است، و معتقد هستم می‌‌آید که ایران را در کنار ملت بسازد، کار چریکی و بر اندازی با مردم ایران است، پیام اصلی‌ به ایران و جهان دست مردم ایران است نه دست رضا شاه دوم.

این شاه، تاج پادشاهی ایرانزمین را، فقط از دست مردم ایران میطلبد و می‌پذیرد، و حاضر نیست که این تاج را خودش بر سر خودش بگذارد. روزی که مردم ایران، به این حقایق برسند، تردید ندارم که رضا شاه دوم بی‌ درنگ و با اشتیاق بی‌ سابقه، خود را به ایران خواهند رساند.

این مرد (رضا شاه دوم) افکار بسیار بزرگتر از آنچه که ما ایرانیان فکر می‌‌کنیم برای آینده ایران در سر دارد.. اما عملی‌ شدن همه آن آرزوها بستگی به حمایت مردم دارد، و نه بر عکس.

می‌ بخشید از طولانی‌ شادان مطلب .. اما در یک جمله خطاب به مردم ایران و هم میهنانم این را می‌گویم، شما منتظر پیام رضا شاه دوم نباشید، ایشان به اندازه کافی‌ پیام داده اند... این رضا شاه دوم است که منتظر پیام شفاف، و روشن مردم ایران، نه تنها به جهانیان، بلکه ایشان منتظر پیام شفاف و غیر قابل بحث مردم ایران (به اتحاد سرخ و سیاه که در آینده هم با نام‌های دیگر برای فتنه افکنی در خاک ایران حضور خواهند داشت)، هستند.

پیشنهاد من به مردم ایران این است که به رضا شاه دوم اعتماد کنید، در کنار او مانند کوه بیاستید، و به جهانیان و خود فروختگن داخلی‌ بفهمانید که دوران فریب مردم ایران به پایان رسیده است، تا کشور هر چه زودتر در مسیر درست سازندگی قرار بگیرد.

معتقد هستم اگر مردم ایران، هشیارانه و یکپارچه از ناسیونالیسم ایرانی‌ و نماد آن پشتیبانی کنند، کشور ما بی‌ هیچ تردید می‌‌تواند یکی‌ از ابر قدرت‌های بسیار مؤثر و مفید نه تنها برای امنیت و رفاه ایرانیان بلکه برای امنیت و رفاه بشریت باشد. برای همین هم است که همیشه می‌گویم مردم ایران در چهار راه تصمیم‌ها و همت‌های بزرگ قرار دارند که آن تصمیم و همت می‌‌تواند ایران را برای همیشه از زمین بلند کند یا در صورت سهل انگاری و بی‌ تفاوتی‌ ایران را برای همیشه زمین گیر کند.

زمان آن رسیده که ملتی بزرگ، با تاریخ و فرهنگی‌ بزرگ، از بازی‌ها و افکار کودکانه عصر حجری و خرافات دست بردارد، استین‌ها را بالا بزند، و با افکاری بزرگ دست به کار‌های بزرگ بزند و وارد میدان بزرگان تاریخ و جهان شود.

کشور ما با این شناسنامه اصیل، حقیقی‌ و کهن این حق را دارد که در میان ملت‌های جهان عرض اندام کند، و در سرنوشت ملت خودمان و دیگر ملت‌های جهان مؤثر باشد.

پس از هزار و چهار صد سال خفتن، زمان بیداری ایرانیان است، زمان تاریخ سازی است، و می‌‌توانیم دورانی که در مورد شکوه ما ایرانیان در کتاب‌های تاریخی‌ می‌‌خواندیم را پشت سر بگذاریم، و خودمان دوباره تاریخ ساز باشیم. این تصمیم با رضا شاه دوم نیست (زیرا ایشان تصمیم خود را گرفته اند و آماده هستند)، این تصمیم بزرگ با ملت بزرگ ایرانزمین است.

روزی که این ملت تصمیم بگیرد که هر روز ما باید روز کورش بزرگ باشد، و مسئولانه به همان شیوه نیاکان تاریخی‌ ما زندگی‌ کند، آن روز ایران ما می‌‌رود که قدم‌های بزرگی‌ را در سطح ایران و جهان بر دارد.

برای همین است که می‌‌گویم رضا شاه دوم منتظر تصمیم و پیام ما ایرانیان به جهان هستند و ما لازم نیست که منتظر تصمیم و پیام ایشان باشیم. ایشان تصمیم خود را مدت‌ها است که گرفته... و بی‌ صبرانه آماده آغاز کار است..

در هر حال این اعتقاد بنده است، نسبت به آنچه که از ایشان تابحال دیده و شنیده ام.. همیشه ایستاده و پیروز باشید

این جهان به ملتی با فرهنگ کهن و پویا و توانمند ایرانزمین نیاز دارد. اما قبل از هر چیز ما ایرانیان باید هم درک کنیم و هم تصمیم بگیریم که ما ملتی هستیم که در برابر تاریخ کشور مان مسئول هستیم و در برابر سرنوشت بشریت نیز جای برای سخن فراوان داریم.

به توانایی خود باورمند باشیم.. آنوقت میتوانیم مانند نیاکان بزرگ خود، کار‌هایی‌ نه تنها در سطح ایران بلکه در سطح جهانی‌ ارائه دهیم کارستان.
بازگو کردن
 
 
#1469 شیر و خورشید و تاج 1395-08-10 07:31

***** هیچ ایرانی‌ بیش از رضا شاه دوم عجله ندارد که ایران را آزاد ببیند، اما... *****

با درود به ایرانی‌ محترم،

نوشتید: "نسل حاضر را من هر روز می‌بینم، آنها توقع دارند یک رضاشاه و محمدرضاشاه دیگر ببینند. باید ملت را مخاطب قرار داد و به زبان ملت سخن گفت، کنش و واکنش با مخالفان مثلا" روشنفکر (!) تنها زمان آزادی ایران را به تأخیر می‌اندازد."

پاسخ: ایرانی‌ عزیز، با آنچه که گفتید همراه هستم و درک می‌‌کنم. اما اجازه دهید مطلبی را در مورد رضا شاه دوم با شما در میان بگذارم.

اگر فتنه پنجاه و هفت را با انصاف بنگریم اولین مطلبی که با آن بر خورد می‌‌کنیم این است که خاندان پهلوی در واقع اولین قربانی آن توطئه ضّد ایران و ایرانی‌ بودند.

فرزندی می‌‌نگرد چگونه پدر بزرگ و پدری از عشق به میهن سخن می‌‌گویند، و چگونه یکی‌ پس از دیگری در راه میهن و ملت قدم‌های بزرگ، اساسی‌، و ملی‌ بر می‌‌دارند. اما ناگهان، ملتی در دام تبلیغات دروغین جهانیان و اتحاد سرخ و سیاه داخلی‌ می‌افتد و نه تنها به هویت خود پشت می‌‌کند، و پرچم یک هویت ضّد ایرانی‌ را در دست می‌‌گیرد، بلکه آن فرزند می‌‌بیند که آن ملت تاریخی‌ به پدر او دشنام می‌‌دهد، پدر او را دشمن ملت می‌‌خواند، آرزوی خروج پدر او از کشور را می‌‌کند، و آرزوی مرگ پدر او را می‌‌کند. و آن فرزند هر روز شاهد آن است که چگونه یک اتحاد زشت و دروغ، به ملت می‌‌گوید این شاه را آمریکا و انگلیس و این و آن آوردند و زمان آن رسیده ما مردم او را از کشور بیرون کنیم.

تا اینجای کار را داشته باشید.. حالا می‌‌رسیم به آن فرزند یعنی‌ رضا شاه دوم و امروز ما...

چنین فرزندی با آن تجربه و قضاوت غیر منصفانه یک ملت فریب خورده نمی‌‌تواند بازگشت خود را به میهن بر اساس، حرکت یک طرفه خود یا خواست قلبی خود بنا کند. او از تجربه بسیار سخت، و از بازی زشت و خطرناک و کثیف جهانیان با کشور ایران، و از سازمان‌های بسیار مجهز و قوی و هدفمند تبلیغاتی آنان (جهانیان) که توانستند ملتی را فریب دهند، درس‌های سنگینی‌ آموخته است. این فرزند ایرانزمین (رضا شاه دوم)، می‌‌داند که درد جهانیان در پنجاه و هفت، پدرش نبود بلکه پیشرفت ایران بود که آنان تحمل دیدن آن را نداشتند. و این فرزند ایرانزمین، می‌‌داند زمانی‌ که به تخت پادشاهی ایرانزمین بنشیند، بی‌ وقفه و درنگ، او نیز در مورد ایران و مردم ایران و حفاظت از تاریخ شکوهمند ایرانزمین همان راه را خواهد رفت که پدر و پدر بزرگ او رفتند، با همان دقت و درایت، با همان عشق و افتخار، اما با شدت و سرعت بیشتر از آنها..

اما و یک امای بزرگ در اینجا وجود دارد... لازمه همه اینها این است که این پادشاه پشتیبانی‌ و حمایت اکثریت مردم ایران را داشته باشد. او نمی‌‌خواهد وارد ایران شود، و زمان را مانند پدر و پدر بزرگ خود به یکی‌ به دو کردن با دشمنان ایران صرف کند، یا زمان را به این صرف کند که چه کسی‌ او را به ایران آورد؟ و اینکه آیا بازگشت او به دست آمریکا و انگلیس بود؟ یا مردمی؟

رضا شاه دوم، سی‌ و هفت سال خودش را نه برای سرنگونی حکومت سرخ و سیاه الله و اکبر، بلکه سی‌ و هفت سال خودش را برای باز سازی ایران نوین و ایران فردا آماده کرده است... با حمایت، رای، و پشتیبانی‌ ملت ایران، پشتیبانی‌ که دیگر هرگز قابل بحث، و قابل منحرف کردن ملت و پادشاه در باز سازی ایران نباشد.

رضا شاه دوم می‌‌خواهد به این بازی موش و گربه‌ای که در مورد مصدق و پدرش در ایران بر پا کردند، و جلوی پیشرفت سریع کشوری را گرفتند و سر انجام در ادامه آن کشوری را از دروازه‌های تمدن به عصر حجر پرت کردند، پایان دهد.

رضا شاه دوم می‌‌آید که از ثانیه نخست استین‌ها را بالا بزند، و تا روزی که جان در بدن دارد، ایرانی‌ را تحویل ملت دهد، که بزرگترین حامیان، بزرگترین سپاه، بزرگترین قدرت سیاسی و اجتماعی آن کشور پس از ایشان، خود مردم ایران باشند. تا دیگر هیچ فتنه‌ای دوباره این ملت را فریب ندهد، و باز پس از چندی جهانیان نتوانند از ترق دیگر این ملت را به پرتگاه ویرانی سوق دهند.

رضا شاه دوم مانند بسیاری از ما معتقد هستند، ایران و تاریخ و فرهنگ ایرانزمین یکی‌ از تمدن‌های بسیار ارزنده جهانی‌ می‌‌باشد، و کشور ما، و مردم ما می‌‌توانند، و این توانایی را از هر نظر دارند، که یکی‌ از قدرت‌های تصمیم گیرنده جهانی‌ باشند، و نه فقط کشوری در میان کشور‌های دیگر. یعنی‌ دقیقا راهی‌ که پدر آریامهر می‌‌رفتند و برای مردم ایران و کشور ایران آرزو داشتند.

برای رسیدن به آن دوران ما باید ملتی داشته باشیم که دیگر به هیچ فتنه‌ای تن در ندهد، اسیر فتنه و بازی سرخ و سیاه که "کی‌ این شاه را آورد" نشود. ملتی باشد که سخت از هویت و تاریخ پر افتخار خود دفاع کند، و به پادشاه ایرانزمین (یعنی‌ نماد و حافظ تاریخ، فرهنگ، هویت، اخلاق، یکپارچگی...) نه به دید بت یا از ما بهتران، بلکه ملت باید پادشاه خود را دوست، حامی‌، و پدر ایرانزمین پندارد، و مانند یک ورقه از شناسنامه تاریخی‌ خود، از نماد پادشاهی ایران حمایت کند. تا بجای اینکه ملتی (در برابر بدخواهان) هر روز را صرف دفاع از هویت و نماد و تاریخ و آیین کند...، بجای آن، ملت در کنار پادشاه به سازندگی و پیشرفت کشور بیندیشند، و دست در دست زندگی‌ بهتری برای مردم آن کشور فراهم آورند.

برای اینکه ما با آن دوران برسیم، مخصوصاً پس از این همه هزینه سنگین، رضا شاه دوم فقط به مردم و رای مردم ایران پاسخ خواهند داد، و آنقدر منتظر خواهند ماند که این ملت با صدای رسا و بسیار شفاف، او را بخواهند، به او یک بار برای همیشه رای اعتماد بدهند، و یک بار برای هممشه دهان بد خواهان ایرانزمین را با رای و خواست خود و حمایت خود از پادشاه، ببندند.
بازگو کردن
 
 
#1468 ایرانی 1395-08-09 14:19

با درود خدمت دوستان و سروران
شیر و خورشید و تاج گرامی، بسیار زیبا فرمودید، به تمامی مورد تأیید من هم هست، البته شعارهای جاوید شاه نیز داده شد که چون ویدیوهای آن عموما" منتشر شده پس شما هم دیده‌اید.
امروز در ایران فکر و یادی بجز پهلوی نیست، هر بحثی در مکان‌های عمومی به آن خدابیامرز ختم می‌شود. حتی کار به افراط میکشد و من به عنوان مدافع پادشاهی، پادشاه فقید و والاحضرت رضا، باید کمبودها و مشکلات را نیز یادآوری کنم. کسانی که مرا نمی‌شناسند، مثلا" در تاکسی، اگر با یادآوری کمبودها در زمان شاه فقید صحبت را شروع کنم، افراد دیگر آماده هستند تا من را با کمال میل از تاکسی به بیرون پرتاب کنند!.
پس از 37 سال حاکمیت اتحاد نامقدس ارتجاع سرخ و سیاه و آفرینش وحشت بزرگی که شاهنشاه فقید هشدارش را داده بود، مردم به ریشه‌های ایرانی خود بازگشته‌اند. پهلوی در ایران امروز محبوبیتی را تجربه میکند که حتی بعد از انقلاب سفید تجربه نکرد.
به نظر من مشکل اساسی آنجاست که واکنش‌ها و برنامه از جانب شاهزاده، پاسخی به مخالفان پهلوی است، مردم عادی "فقط و فقط" بازگشت به دوران پادشاه فقید ذا میخواهند حتی اگر در ارزیابی رفاه و آزادی آن دوران گاهی دچار برآوردهای اشتباه نیز شده باشند. نسل حاضر را من هر روز می‌بینم، آنها توقع دارند یک رضاشاه و محمدرضاشاه دیگر ببینند. باید ملت را مخاطب قرار داد و به زبان ملت سخن گفت، کنش و واکنش با مخالفان مثلا" روشنفکر (!) تنها زمان آزادی ایران را به تأخیر می‌اندازد. ایران آزادی که برای همه ایرانیان است و اقوام آریایی در آن مانند پدران خویش در صلح و آرامش و رفاه زندگی می‌کنند.
دست آخر آنکه، امیدوارم همیشه زنده و پاینده باشید و در ایران آزاد گرد هم آییم و ایرانسازی را با پهلوی از نو آغاز کنیم.

پاینده ایران
بازگو کردن
 
 
#1467 شیر و خورشید و تاج 1395-08-09 01:20

***** پایان - روز کورش بزرگ روز اقوام ایرانزمین، روز همه ایرانیان *****

هنوز هم بر این باور هستم که آنتی تز‌ مرگ بر شاه... جاوید شاه است. یعنی‌ ملتی که با فریاد مرگ بر شاه به همه چیز خود پشت پا زد و همه چیز را از دست داد، فقط با فریاد جاوید شاه که نه یک شعار خالی‌ بلکه از دید من فلسفه ایرنیت، هویت و یک تاریخ زنده و بقای ملتی پشت این دو واژه وجود دارد. برای همین هم بود که دشمنان ایران با مرگ بر شاه وارد صحنه شدند، و از آنتی تز‌ آن یعنی‌ جاوید شاه بیش از هر چیز دیگر وحشت دارند و در هم می‌‌ریزند.

جاوید شاه شعار نیست بلکه نام، پیام، و شناسنامه تاریخی‌ مردم ایران است. در کشور شاهان نماد تاریخی‌ ملتی را از او گرفتن نتیجه آن همین می‌‌شود که دیدیم، جمهوری اسلامی و مرگ یک ملت...

امروز همبستگی‌ ملی‌ ایرانیان را باید بسیار جدی گرفت، و به همه مردم ایران شاد باش گفت، زیرا قدم مهمی‌ را در راه آزادی و دوباره سازی ایران برداشتند، و به خودشان ثابت کردند که در کنار هم می‌‌توانند مانند مردم مصر از پس این حکومت جهنمی که هیچ بلکه از پس یک جهان بر آیند.

روز کورش بزرگ روز استقلال و آزادی و تولد ملت ایران است. روز بزرگداشت یک پادشاه ایرانی‌ است که به تمام اقوام ایرانزمین در سراسر ایرانزمین همراه با پیام آزادی فرمان آزادی صادر کرد و همه آنها و ویژگی‌‌های آنها را به رسمیت شمرد، و در برابر اقوام سراسر ایرانزمین ادای احترام کرد.

استقلال و آزادی، چیزی که سی‌ هفت سال پیش ملتی که تاریخ خود را فراموش کرده بود یا نمی‌‌دانست، مدعی شد که در طول تاریخ میهنش هرگز آن را نداشته. غافل از اینکه سرزمین ما زادگاه استقلال و آزادی بشریت بوده است. روزی ملتی با کتاب‌های تاریخی‌ خود فوتبال بازی می‌‌کرد، اما امروز همان ملت دانست که داشته با سرنوشت و بقای خود فوتبال بازی می‌‌کرده.. قابل توجه نسل آینده و اهمیتی که باید به تاریخ و تدریس صحیح تاریخ کشور بدهند. و قابل توجه پژوهش گران تاریخ ایرانزمین که در ایران آزاد فردا بروند بدنبال حقایق تاریخی‌ کشور ما تا دوباره ملت ما در دام تاریخ نویسان آن سوی مرز‌های کشور نیفتند و به هویت خود پشت نکنند.

***


رضا شاه دوم همیشه بودند، هنوز هم هستند اما همیشه منتظر تصمیم مردم ایران... امروز این ملت یک قدم به تصمیم بزرگی‌ که باید بگیرد نزدیکتر شد. شاید بشود گفت که امروز قدم اول برای نجات نسل فردا بر داشته شد.

درود من به جوانان ایرانزمین که توانایی فکری و بدنی برای مقابله با آن حکومت منفور را دارند و درود ویژه من به همه اقوام ایرانزمین که با همبستگی‌ خاک نیاکان و اجداد خود را نورانی کردند و روح آنان را شاد.


ما ملتی مغرور نیستیم از اینکه پادشاهان بزرگی‌ داشتیم، ما ملتی مغرور هستیم زیرا به اندازه تاریخ جهان هویت و شناسنامه داریم، و به هیچ کسی‌ در جهان اجازه نمی‌‌دهیم که این شناسنامه و این تاریخ بزرگ را به آتش فراموشی بکشد.

نماد پادشاهی همیشه در کنار ملت ایران است، زمان آن فرا رسیده که ملت نیز در کنار او باشد تا دوباره این سرزمین را شخم بزنیم و تولدی دیگر را در کنار هم آغاز کنیم. باید به آن روز برسیم که همه فرزندان ایرانزمین در رفاه و امنیت لبخند رضایت بر لب داشته باشند و به ایرانیت خود مانند نیاکان خود افتخار کنند، و در سازندگی آن کوشا باشند و از یکپارچگی آن سرزمین پر افتخار دفاع کنند.

سی‌ و هفت سال طول کشید اما پس از بیش از هزار و چهار صد سال سرانجام کتاب فریب خلفای راشدین در ایرانزمین برای همیشه بسته شد. ایران می‌‌رود که دوران شکوفایی نوینی را آغاز کند..

نسل من آن دوران را نخواهد دید و شاید تا آن دوران شکوفایی نباشیم، اما فرزندان ما بیدار تر‌ از ما، و بهتر از ما این سرزمین اهورایی را پاس خواهند داشت. پیروزی نور بر تاریکی‌ حتم است، تاریخ ایران شاهد و گواه زنده این حقیقت است.

همیشه پاینده سرزمین ما... ایرانزمین
بازگو کردن
 
 
#1466 شیر و خورشید و تاج 1395-08-09 01:18

***** روز کورش بزرگ روز اقوام ایرانزمین، روز همه ایرانیان *****

با درود به هم میهن بیدار ما ایرانی‌ عزیز و درود بر همه عاشقان ایرانزمین،

ایرانی‌ گرامی‌ نوشتید: "همیشه میگفتی‌ مردم باید نام رهبر و پادشاه را صدا بزنند، امروز در آرامگاه کورش کبیر روزی تاریخی‌ ثبت شد، آیا اعلاحضرت رضا شاه دوم فریاد مردم را شنیدند؟..."

پاسخ: ایرانی‌ جان امروز رضا شاه دوم پیامی خطاب به مردم ایران فرستادند و ضمن سپاس از حضور هم میهنان در پاسارگاد خطاب به مردم ایران گفتند:

"از همگی شما هم میهنانم به ویژه جوانان برومند ایرانزمین برای تبریک تولدم در پاسارگاد به مناسبت روز کورش بزرگ نهایت سپاسگزاری را دارم. بهترین هدیه تولدم در سال‌های گذشته بود. مهرتان مستدام و پاینده ایران"

همیشه معتقد بودم و هنوز هم معتقد هستم که رضا شاه دوم بی‌ شک در کنار مردم ایران هستند. اما ایشان نیز مانند همه ما خواهان این هستند که مردم ایران در سرنوشت خود شرکت کنند، ایران را با دست خود آزاد کنند، و رهبران سیاسی ایران فردا را خودشان با رای خود آزادانه انتخاب کنند.

رای مردم ایران به رهبران آینده ایران فردا، کلید موفقیت ایران در پیشرفت و باز سازی میهن است. زیرا رای و اعتماد مردم ایران کلام آخر است و بهانه "چوب لای چرخ پیشرفت میهن" گذاشتن را از خود فروختگان‌ای که در خدمت قدرت‌های خارجی‌ هستند را از آنها می‌‌گیرد.

رضا شاه دوم نیاز داشتند و دارند که بدانند مردم ایران پیام‌های متعدد ایشان را در طی‌ سی‌ و هفت سال گذشته درک کرده‌اند و بدرستی آرزو‌های رضا شاه دوم را برای ایران فردا و نسل فردا درک می‌‌کنند.

رضا شاه دوم نه‌ خود را در ماه یافته‌اند، نه خود را پیامبر می‌‌دانند، و نه از سنگ هستند. ایشان از همان خاک هستند، از همان مردم هستند، همان درد را دارند که مردم ایران دارند و به همان اندازه نیاز دارند که دل گرم شوند و بدانند مردم ایران از دید ایشان برای باز سازی ایران پشتیبانی‌ می‌‌کنند.

رضا شاه دوم یک بار تصمیم گرفتند که هرگز خود را به مردم ایران تحمیل نکنند و فقط، صدای مردم ایران باشند در برابر این زندان بزرگی‌ که جهان به دست اتحاد سرخ و سیاه برای مردم ساخت.

همانگونه که فعالیت‌های رضا شاه دوم در طی‌ سی‌ و هفت سال گذشته توام بوده با سر و صدا و نظرات مختلف، به همان اندازه سکوت ایشان در مراحل مختلف نیز بسیار پر سر و صدا و قابل تامل بوده است. سهیم کردن مردم در سرنوشت خود گاه فریاد لازم دارد، و گاه سکوت پر معنی‌...

هیچ کدام ما بی‌ عیب نبودیم انتظار هم نمی‌‌رود که با این همه تحول در جهان و این همه نامردمی‌هایی‌ که چه از سوی جهانیان و چه از سوی خود فروختگان بر همه ما وارد شد، هر کاری که در برابر این نامردمی‌ها کردیم بی‌ نقص می‌‌بوده یا پیروز...

در سی‌ و هفت سال گذشته همه ما ایرانیان عاشق میهن با هم برای ویرانی ایران زجر کشیدیم، با هم در پیروزی‌های کوچک و بزرگ لبخند زدیم، و با هم برای خون‌های پاکی که در راه ایران بر زمین ریخته شد در خود پیچیدیم... اما هرگز هیچ کدام از عاشقان ایران چه امثال بنده و شما و چه رضا شاه دوم که تاریخ ملت و کشوری بر شانه‌‌های ایشان سپرده شده، هیچ کدام ما از هم دور نیفتادیم، و یکدیگر را تنها نگذاشتیم. حتی سکوت مطلق ما گاه از فریاد‌های ما پر معنی‌ تر‌ می‌‌بود و قابل تامل آنهایی که با بی‌ تفاوتی‌ به رژیم میدان می‌‌دانند تا به ایران و ایرانی‌ توهین کند و کشور ما را ویران و ویران تر‌ کند.

امروز، در این سال، در بزرگداشت کورش بزرگ، پس از سی‌ و هفت سال، با ملتی و با نسلی سر و کار داریم که سرانجام پس از همه پندار‌ها و گفتار‌ها و کردار‌ها به این نتیجه رسیده است که باید به زندگی‌ باز گردد، و از همه مهمتر اینکه مردم ما امروز می‌دانند که ایرانیان هنوز هم در میان ملت‌های جهان حرفی‌ برای گفتن دارند، و باید به دور باطل سکوت پایان داد و اجازه نداد که جهان صدای تاریخی‌ مردم ایران را برای همیشه خفه کند و این سرزمین را از صفحه روزگار پاک کند.

مردم ما کم کم دارند متوجه می‌‌شوند که پادشاه و پادشاهی بر خلاف تبلیغات دروغین آنان که این ملت را مرده می‌‌خواهند، در سرزمین ایران یک نوع بت پرستی‌ نیست، بلکه پادشاهی و پادشاه در سرزمین ایران جزعی‌ از هویت و در واقع صفحه‌ای از دفترچه شناسنامه ملت ایران است. و هیچ ملتی با یک شناسنامه ناکامل و پاره پاره دوام نمی‌‌آورد.

روز کورش بزرگ، روز اقوام ایرانی‌ است، و روز مردم ایران... روزی است که مردم ایران می‌‌روند به پیشواز پادشاهی که گفت در سرزمین من همه اقوام و مردم آزاد هستند آنگونه که دوست می‌‌دارند بپوشند، سخن بگویند، و مراسم محلی خود را اجرا کنند، بدون هیچگونه مزاحمتی از سوی سپاه من. روزی که پادشاه ایرانزمین اعلام کرد، حتی با آنهایی که مرا به عنوان پادشاه خود نپزیرند جنگ و ستیزی نخواهم داشت (احترام به رای مردم).

به عنوان یک ایرانی‌ آذری از اینکه دیدم سرانجام اقوام ایرانی‌ با لباس‌های محلی خود در پاسارگاد حضور یافتند و در جاده‌ها در یک همبستگی‌ ملی‌ با پایکوبی نام ایران را فریاد می‌زدند بسیار شاد شدم، و منتظر چنین روزی بودم، و همیشه اعتقاد داشتم اقوام ایرانزمین هرگز به نیاکان خود پشت نخواهند کرد و به همان راه خواهند رفت که نیاکان آنها رفتند، یعنی‌ دفاع از خاک ایرانزمین. همبستگی‌ اقوام ایرانزمین و کل ملت در این روز آتشی انداخت بر جان آنهایی که سی‌ و هفت سال پیش با فریاد مرگ بر شاه ایران ما را ویران می‌‌خواستند.
بازگو کردن
 
 
#1465 ایرانی 1395-08-08 21:29

بهمن خان گرامی، دوست و سرور نازنین، با درود

گمان کردم بررسی کننده کامنت‌ها کس دیگری است، شعر زیر تقدیم به شما و همه عاشقان وطن، این شعر از دیروز در ایران دست به دست می‌گردد، شاعر بر من معلوم نشد کیست:

ایران به آتش می‌کشد خاموشی تاریخ را
هوشیار پایان می‌برد مدهوشی تاریخ را

ایران به شوق زندگی در مرگ رویین تن شده
مرد و زنش تلفیقی از ابریشم و آهن شده

ایران پر است از عاشقان، این گنج‌های بی‌شمار
مرزی است پر گوهر ولی با رنج‌های بی‌شمار

دربند بنشانم ولی از بندها آزاد شو
قلب مرا ویران کن و با خون من آباد شو

ما قرن‌ها پای وطن پیدا و پنهان مانده‌ایم
ما پای فرهنگی کهن با نام ایران مانده‌ایم.

ارادتمند ایرانی
بازگو کردن
 
 
#1464 بهمن زاهدی 1395-08-08 18:27

با درود خدمت ایرانی عزیزم،

کار، فعالیت سیاسی و زندگی روزمره وقتی دست در دست هم دهند زمان طلا می‌شود.

اگر در آزاد شدن کامنت شما زمانی بیشتر از گذشته‌ها نه‌چندان دور صرف شده پوزش مرا پذیرا باشید.

هنوز هم آزادی بیان در این کانون برقرار است هیچ نگران نباشید. روزی حداقل دو بار به این سامانه سرکشی می‌کنم.

ارادتمند
بهمن زاهدی
بازگو کردن
 
 
#1463 ایرانی 1395-08-08 18:10

بهمن خان گرامی، دوست و سرور نازنین با درود

ظاهرا" کامنت قبلی تأیید نگردید!، گله‌ای ندارم، صبر صفتی است که از بهمن 57 به این سو سال‌هاست به آن خو کرده‌ایم.
کامنت شما سرور گرام مورد تأیید است، این جوانان را من هر روز می‌بینم، با آنها گفتگو میکنم، میدانم چه در سر دارند، دیدگاهشان را نسبت به پهلوی می‌دانم، دیدگاهی که در خروش ملی پیش رو، همگان را به شگفت درخواهد آورد.
مهم نیست کجا باشیم و چه می‌کنیم، همواره ایران‌یار خواهیم بود.

ارادتمند ایرانی
بازگو کردن
 
 
#1462 ایرانی 1395-08-08 12:19

بهمن خان گرامی، دوست و سرور نازنین با درود

در طول تاریخ ایران، هستیم که ایران هست، حتی اگر مانند فضل ابن سهل در جامعه دیگری ایران را حفظ کرده باشیم.
وقایع فرخنده دیروز، همان نویدی است که همواره به دوستان میدادم، این تازه شروع ماجراست.
همواره از جوانان ایرانی گفتم و نوشتم، اعتقادی راسخ دارم این نسل ایران را باز پس خواهد گرفت، بازها گفتم جمهوری ایرانی و نه غزه و نه لبنان، تنها ابراز مخالفت با جمهوری جنون است و بس، حالا مخالفت ها رنگ ملی و پادشاهی دارد، این همان رودخانه ای است که پادشاه فقید اعتقاد داشت از انظار پنهان شده و روزی دوباره از زیر کوه ها نمایان خواهد شد.
با وقایل دیروز، به عقیده من شاهزاده باید در تاکتیک ها و استراتژی مبارزه تجدید نظر اساسی و کلی نمایند.
در مورد سم پاشی ها نگران نباشید، پیش از شورش 57 هم عده ای در آن وزارتخانه معروف مانند افعی پنهان شده بودند که دائم با دولت و مسئولین جنگ و گریز داشتند، اینها را شهبانوی گرامی که با آن آدم ها بسیار مخالف بودند خوب میدانند، امیدورام این ها را برای شاهزاده بازگو کنند.
سر آخر اینکه، زادروز فرخنده اعلیحضرت محمد رضا پهلوی، آریامهر، شاهنشاه ایران، بر ایران پرستان گرامی باید.

ارادتمند ایرانی
بازگو کردن
 
 
#1461 بهمن زاهدی 1395-08-08 09:41

با درود خدمت ایرانی عزیزم،

نگران نباشید بلکه شادباشید!

جوانان ایران می‌دانند چه می‌خواهند و بالاخره ناسیونالیسم ایرانی دوباره شکوفه داده.

شاهزاده زیر فشارهای زیادی هست! چه از سوی امریکا و چه از سوی جمهوری اسلامی که زیر نظر امریکا خاورمیانه را به خاک و خون کشیده و چه سازمان امنیت فرانسه که کارمندی در دفتر ایشان گماشته!

زمانی که مردم راه خود را انتخاب کنند، شاهزاده را هم آزاد خواهیم کرد. با تمام برچسب‌های که دفتر شاهزاده بر من زده و تمام نابخردهای که شورای ملی تاکنون انجام داده تا من را ساکت کند، هنوز هم امیدم را به شاهزاده کسی نتوانسته از بین ببرد، زیرا شاهزاده امانتی از پادشاه ایران در دست ماست! و ما ایرانیان به امانت‌داری معروفیم.


خوشبختانه عامل خیابان دیگر در دست بی‌بی‌سی، صدای امریکا، رادیو زمانه، رادیو فردا و به‌طورکلی رسانه‌های خارجی و جمهوری اسلامی نیست! این خود بزرگ‌ترین پیروزی ماست!

بااینکه دیگر رسماً نه در این حزب هستم و نه مدیر این سامانه، ولی هستم درحالی‌که نیستم!

شاد و پیروز باشید

ارادتمند
بهمن زاهدی
بازگو کردن
 
 
#1460 ایرانی 1395-08-07 21:58

با درود خدمت دوستان و سروران گرام

شیر و خورشید و تاج گرامی، همیشه میگفتی مردم باید نام رهبر و پادشاه واقعی را صدا بزنند، امروز در مقبره کوروش کبیر روزی تاریخی ثبت شد، آیا اعلیحضرت رضا شاه دوم فریاد مردم را شنید؟ شنید که مردم تنها چیزی که از او میخواهند "پهلوی" است و بس؟
این روزها بسیار غمگینم، مردم پهلوی میخواهند اما پهلوی به دنبال چیست؟

جاوید شاه، پاینده ایران
بازگو کردن
 
 
#1459 وجدانی 1395-07-07 11:27

داریوش همایون: یکی از همکاران که خیلی هم مورد احترام و علاقه‌ی ما است ضمن حمله و استهزاء موضع حزب در مورد حمله به ایران و به خطر افتادن تمامیت و بگانگی ملی ما به عنوان دلیل قاطع می‌فرمایند: "تنها جنگ دلیل تجزیه ایران نخواهد شد". مثل این است که بگوییم تنها راه کشتن سر بریدن نیست، پس سربریدن اشکالی ندارد! من البته می‌دانم داستان چیست و از کجا آب می‌خورد. ولی این حساب‌ها به نظر ما بی اساس است. اشاره‌ای هم به سخنان دوست کُرد آقای مختاری بکنم؛ اگر ایشان به "قومِ غالب" که منِ فارسی زبان اصلا خودم را قوم نمی‌دانم و یکی از افراد ملت ایران هستم، اعتماد ندارند و حکومت فدرال و ارتش مجهز می‌خواهند، ما هم به وعده‌های ایشان و ایران را دوست داریم، اعتماد نمی‌کنیم و زیر بار فدرالیسم نمی‌رویم. همان‌طور که آقایان اشاره کردند من هم به این نتیجه رسیده‌ام که موضع ما موضع بسیار درستی بوده است در همه این موارد. چه تصمیم به افزودن عنوان لیبرال دموکرات، چه ایستادن در کنار جمهوری اسلامی در صورتِ حمله به ایران در صورت به خطر افتادن تمامیت ایران فقط به مدتی که خطر برطرف نشده است و چه در مورد فدرالیسم ما بهترین موضع را گرفته ایم و حقیقتا" بدون خودستایی باید عرض کنم که "برای اولین بار است یک حزبی جرات این را دارد که تا آخر حرفش برود و هیچ مصالحه‌ای نکند که این (ایران) را از دست می‌دهیم. یکی می‌رنجد یکی می‌پسندد، حزب روی اصولش ایستاده! اولین بار است! چون ما سیاست را به عنوان بهره‌برداری از موقعیت و فرصت‌طلبی و استفاده و چی برای من دارد و کجایش ضرر دارد و برویم ببینیم نظر مردم چیست همان را دنبالش برویم نگاه نمی‌کنیم. سیاست برای ایرانی‌ها این است! ما اولین حزبی هستیم که می‌گوییم نه، نظر مردم را نمی‌دانیم، اصلا" وارد نیستیم. نظرما این است! مردم اگر پذیرفتند چه بهتر؛ (اگر) نپذیرفتند تا دلیل درستی برای‌مان نیاوردند از نظر خود برنمی‌گردیم! این درس‌ها، درس عملی گذاشتن، سرمشق عملی، بسیار قیمت دارد. بعد هم ایستادن جلوی نمادها و اسامی مشهور و افرادی که یا نهادهایی که مدتها مورد تعظیم و تکریم بوده‌اند و عده‌ی زیادی حالا یا درست یا غلط هزار امید به آنها دارند و تملق و چاپلوسی و تعریف‌های عجیب غریب می‌کنند بکلی بی‌سابقه است. این مصدقی‌ها هنوز یک کلمه حاضر نیستند راجع به مصدق حرف راست ولی نه چندان خوش آیند بشنوند بعد از پنجاه سال. ولی ما نه، (ما) جرات داریم حرف‌مان را می‌زنیم هیچ‌طوری هم نمی‌شود و نخواهد شد. باید این جوری سیاست را دنبال کرد! اما نتیجه‌ای که می‌خواهم بگیرم این است که؛ یک جایی نوشتم ایرانی‌های بیرون – نیروهای مخالف در بیرون- بیش از اندازه فرصت دارند و در ایران کمتر از آن فرصت دارند و این درست است. حقیقتا" مردم در ایران گرفتارند و درگیر روزانه‌اند با جمهوری اسلامی و وقت پرداختن به این چیزها ندارند. در ایران کسی راجع به اینکه چهار استان ایران؛ ایلام و آذربایجان غربی و کردستان و کرمانشاه جزء کردستان هستند، بحثی ندارد اصلا" مطرح نیست این حرف‌ها. البته دوستان فراموش می‌کنند که در آذربایجان غربی و ایلام به هیچ وجه تکلیف روشن نیست و جنگ است. یک عده دیگر می‌گویند مال ماست. حتی کرمانشاه هم متحد الشکل نیست! حال این را می‌گذاریم کنار. منظورم این است که این بحث بیشتر بیرون جریان دارد و گرم است. در ایران هر چه به من می‌نویسند دوستان ایرانی، یا صحبتی می‌شود اصلا" این مسایل مطرح نیست و این است که ما خیلی دیگر به این موضوعات نپردازیم و رهایش کنیم چون این بحث‌ها فایده ندارد. من در حدود هژده سال است مشغول این بحث‌ها هستم و هیچ نتیجه‌ای نگرفتم واقعآ. هر روز هم موضع دوستان سخت‌تر شده است این است که من دارم می‌کشم کنار و به مسایل مهم‌تری می‌پردازیم. ولی خدمتتان عرض کنم که خیلی خیلی قضیه جدی است. بیش از اینها جدی است و ایران در یکی از آن بزنگاه‌های تاریخی‌اش است که سرنوشتش معلوم خواهد شد. طوری هم معلوم خواهد شد که برگشت ناپذیر خواهد بود. بسیار باید مراقب باشیم و اولویت ما بیش از همیشه باید "حفظ این کشور باشد. به هر قیمت و از هر راه". به هیچ وجه ما با این موضوع شوخی نخواهیم کرد. هر اتفاقی بیفتد، هر اتفاقی در حزب یا بیرون از حزب بیفتد، ما این کار را دنبال خواهیم کرد. یک قدم آنور تر نخواهیم گذاشت. هرچه می‌شود بشود. برای این که می‌دانیم چه خبر است. دوستان مسائل دیگر برای‌شان مطرح است. خیلی خوب اشکال ندارد ولی "من هفتاد سال است دارم تاریخ می‌خوانم و می‌دانم چه خبر است در دنیا و می‌دانم در ایران چه خبر است". این را ادعا نمی‌کنم و غیر ممکن است یک ذره در این موضوع کوتاه بیایم، هرچه بشود! از حالا خدمت‌تان عرض کنم. ایران را باید نگهداشت. با این حرف‌ها و با این سادگی‌ها، این مهم نیست آن اشکالی ندارد، این جوری فایده ندارد و باید ما همه را متوجه بکنیم که داستان چیست!
بازگو کردن
 
 
#1458 وجدانی 1395-07-02 19:47

زنده یاد داریوش همایون، رایزن فقیدِ حزب مشروطه ایران، در مقاله ای تهحتِ عنوان " راه سراشیب فدرالیسم زبانی (قومی)*" از یک پژوهشگر خستگی ناپذیر فدرالیسم، به گفتۀ خودش، نام می برد بنالمِ " محمد رضا خوبروی پاک".

داریوش همایون در این مقالۀ هشدار دهندۀ خویش ضمن ارج نهادن و یگانه شمردن این کار پژوهشی جناتِ دکتر محمد رضا خوبروی پاک، ار جمله چنین می نویسد:

«بررسی "آقای خوبروی پاک" که در فارسی یگانه است و "مرجع مسلمی خواهد ماند"، سرتاسر جغرافیا و تاریخ کشور‌های شانزده‌گانه و خطوط اصلی قانون اساسی آنان را می‌پوشاند و ناکامی‌های یکایک را بر می‌شمارد. در عموم این کشور‌ها، فدرالیسم حتی در آزمایش دمکراسی نیز کامیاب نیست و الیگارشی‌ها و ماشین‌های سیاسی فاسد جانشین فساد و ناکارائی نظام‌های عمومآ استعماری پیشین شده‌اند. هزینه‌های ادارئ واگذارئ قدرت در واحد‌های فدرال به صورت افزایش ناکارائی و ریخت و پاش و کند شدن فرآیند توسعه در بیشتر کشور‌های فدرال بروز کرده است، به گونه‌ای که دستخوش بی ثباتئ درمان ناپذیر و صحنۀ تجاوزاتِ زننده به حقوق بشر شده‌اند. نکتۀ دیگری که هیچ نمی‌تواند بر "ملت سازان خوش آید" آن است که هیچ کدام از این کشور‌ها پیش از در آمدن به فدراسیون، واحد یکپارچه مستقلی نبوده‌اند و تقریبا همه از خرده ریز‌های امپراتوری‌های مستعمراتی بر سر هم شده‌اند.»

امروزه- در غیابِ رایزن فقیدِ حزب مشروطه ایران و لیکن حضور شاگردان آن زنده یاد- که "ملت سازان" بار دیگر قصدِ آنرا دارند تا عَلمِ فدرالیسم برای ایران را به اهتزاز درآورند، مراجعه به بیانات و سفارشاتِ حکیمانۀ داریوش همایون و دادنِ گوش جان به آنان نتنها ضروری که از واجبات است و سکوت را جایز نمی شمارد.

نگارنده ضمن جلب توجه خوانندۀ فهیمِ و ایراندوست به گفتارها و نوشته های در نوع خود گم نظیر رایزن فقید که هم اینک در سامانۀ حزب مشروطه ایران به وفور در دسترس می باشد، آدرس مقاله ای از جنابِ دکتر محمد رضا خوبروی پاک تحتِ عنوان "سخنی دیگر دربارۀ فدرالیسم"، به عنوانِ مرجع مسلمی در خصوص فدرالیسم را نیز ذیلآ تقدیم میدارد. باشد که نقشه ها و توطئه های ضد ایران و ایرانی سیدضیاءالدین طباطبائی های تازه به دوران رسیده ها و مبلغانِ "ايالاتِ متحدۀ ايران" هم همانندِ نقشۀ اسلافشان نقشِ بر آب گردد.

منبع و عنوان مقاله:

"سخنی دیگر دربارۀ فدرالیسم"
از محمد رضا خوبروی پاک
آدرس اینترنتی:

http://namir.info/Neuer%20Ordner/05-Spalte%20Links/mr.%20khoubrouye%20pak/130921-federalism.htm

(*)- پرانتز از نگارنده
بازگو کردن
 
 
#1457 شیر و خورشید و تاج 1395-06-14 20:55

***** و اما ... هر دم از این باغ بری می‌‌رسد *****

در لابلای گزارش‌ها خبری هم از رادیو فردا به تاریخ شنبه ۱۳ شهریور ۱۳۹۵:

دو ناو جنگی روسیه «در مأموریتی غیررسمی» در انزلی پهلو می‌گیرند

خبرگزاری دولتی ایران، ایرنا، در گزارشی به نقل از دفتر مطبوعاتی «حوزه نظامی فدرال جنوب روسیه» اعلام کرد که دو ناو جنگی روسیه در «سفری برنامه‌ریزی» شده اما «غیررسمی» در هفته‌های آینده راهی بندر انزلی خواهند شد.

ایرنا روز شنبه ۱۳ شهریور نوشت که «سفر برنامه‌ریزی شده» ناو موشک‌انداز تاتارستان و ناوچه موشکی گرادسوژیاسک، اوائل اکتبر (اواسط مهرماه) انجام خواهد شد.

این دو ناو روسی بخشی از ناوگان خزر روسیه هستند که در «مأموریت دو هفته‌ای غیررسمی» خود راهی بندر اکتائو (آق‌تاو) در قزاقستان و پس از آن بندر انزلی در ایران می‌شوند، و در قالب این مأموریت مسیری به طول ۱۵۰۰ مایل دریایی را طی خواهند کرد.

گزارش ایرنا به نقل از دفتر مطبوعاتی حوزه نظامی فدرال جنوب روسیه همچنین می‌افزاید که «برنامه‌ریزی‌ها ی لازم برای حرکت ناوهای روس در این سفر صورت گرفته و محل‌های استقرار آنها نیز تعیین شده است».

ایرنا همچنین یادآور شده که «ایران و روسیه در چارچوب روابط دفاعی و همکاری‌های خزری، انجام این برنامه‌ها را به صورت متقابل در دستور کار دارند».

در اواسط مرداد ماه روزنامه ایزوستیا به نقل از یک منبع آگاه از احتمال برگزاری رزمایش مشترک نظامی میان ایران و روسیه خبر داده بود.

در آن زمان خبرگزاری مهر نیز به نقل از اسپوتنیک نوشت که مسکو و تهران در حال بررسی برگزاری رزمایش‌های نظامی مشترک و تبادل نظر هستند.

همچنین در اوائل شهریورماه آسوشیتدپرس به نقل از وزارت دفاع روسیه گزارش داد که ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، برنامه یک رزمایش نظامی زمینی و دریایی را در دریای سیاه و دریای خزر اعلام کرده است.

مشخص نیست اعزام دو ناو جنگی روسیه به آب‌های ایران در اوائل اکتبر بخشی از تصمیم مشترک برای برگزاری رزمایش‌های نظامی است یا نه.

***

فکر نکنم این خبر نیازی به توضیح داشته باشد. آنهایی که باید بدانند می‌‌دانند که چه دارد بر سر میهن می‌‌آید.. به بقیه ملت عزیز هم باید گفت اصلا نگران نباشید، فعلا نگران فوتبال ضدّ اقوام ایرانی‌ ساخت رژیم باشید... چون این مسائل به شما مربوط نمی‌‌شود و به آمریکا و انگلیس و روس و چین و قدرت‌های جهانی‌ مربوط می‌‌شود.. فقط اینکه انگلیسی که بلد هستید، روسی را هم یاد بگیرید ممکن است در آینده نزدیک به دردتان بخورد! راستی‌ در این مسابقه اخیر بالاخره قطر برد یا تیم‌ پر افتخار "ملی‌ ایران"؟

ای داد ‌ای بیداد.. به چیز‌های دیگر که وقت نکردید برسید، دست کم امیدوارم به جام جهانی‌ برسید! البته اگر تا آن موقع چیزی از شما باقی‌ مانده باشد!

به زبان بچه‌های امروزی باید گفت:

اما خودمونیم، می‌‌گم این روز‌ها ایرانی‌ بودن هم افتخاری داره. روس‌ها و انگلیس‌ها و سازمان‌های اطلاعاتی‌ غربی که می‌‌آیند و می‌‌روند گویی ایران کاروان سرای سر راه است. فوتبال ساخت آخوند هم که داریم و پرچم خرچنگ بالا می‌‌بریم و با افتخار دو تا فحش هم نسیب اقوام و برادران و خواهران اقوامی خودمان می‌‌کنیم و شاد و خندان رهسپار چاه جمکران می‌‌شویم. آقا از این بهتر دیگه نمیشه، اصلا ما فردوسی‌ می‌‌خواستیم چی‌ کار وقتی‌ فوتبال سیاسی ساخت الله را داریم؟

ای لعنت به کره ماه و هر که تصویر نحس او را در آن دید! تفو بر تو ‌ای چرخ گردان تفو..
بازگو کردن
 
 
#1456 شیر و خورشید و تاج 1395-06-01 19:54

بهمن زاهدی گرامی‌،

کاملا جریان موشک‌ها را به یاد می‌‌آورم، و حتی به یاد دارم زمانی‌ که خبر فروش چند هواپیمای جنگی روسی به جمهوری اسلامی را دریافت کردیم، از جمله در همین سامانه هشدار دادیم که آن هواپیما‌ها با پول مردم ایران برای آینده و برای استفاده روسیه از خاک ایران، در ایران کاشته شده. آن آینده ای، که ما در آن زمان به آن اشاره کردیم، همین امروز است و (برای روز‌هایی‌ که در پیش خواهد بود برای جنگی که روس‌ها دارند جمهوری اسلامی را برای آن جلو می‌‌اندازند.. که آن هم مبحث جدائی است.)

با شما هم عقیده هستم که هنوز فرصت کوچکی برای نجات ایران داریم اما باید بخشی از مردم (بالخص جوانان و اقوام ایرانزمین)، سپس نیروهای ملی‌ (چه افراد، چه گروه‌ها یا سازمان‌ها و غیره)، و سرانجام شخص پادشاه، همگی‌ هر چه زودتر غبار ناامیدی و یاس و سهل انگاری و بی‌ تفاوتی را از روی خود پاک کنند و دست به دست دهند و قبل از اینکه همه ما ایرانیان، چه در داخل و چه در خارج، غافلگیر شویم و در برابر عمل انجام شده بسیار گدترده و خطرناک قرار بگیریم، کار جمهوری اسلامی را تمام کنیم.

خطر‌های چند جانبه به مردم ایران نزدیک و نزدیکتر می‌‌شود و این بی‌ تفاوتی‌ که بسیاری دچار آن شده‌اند پیامد‌های بس بدتر و غیر قابل جبران تر‌ از اشتباه مردم ایران در پنجاه و هفت را در بر خواهد داشت.

مانند شما معتقد هستم این کار شدنی است اما باید هر چه زودتر بخشی از مردم که هنوز می‌‌توانند، بعلاوه نیرو‌های ملی‌، بعلاوه پادشاه همگی‌ برای مدت کوتاهی حساب شده و هم گام و بدون وقفه کار مبارزه را تا سرنگونی مطلق رژیم پیش ببریم و تا به هدف نرسیده ایم از پا ننشینیم و به بیراهه هم نرویم.

یک بار قدرت‌های خارجی‌ در پنجاه و هفت قبر مردم ایران کندند، این بار خود مردم با بی‌ تفاوتی‌ دارند قبر خودشان را گود تر‌ از سال پنجاه و هفت با دست خودشان می‌‌کنند. اگر این ملت هر چه زودتر به خود نیاید اطمینان داشته باشید که بسیار زود تر‌ از آنچه که فکر می‌‌کنند جمهوری اسلامی آنها را به روزی خواهند رساند که سی‌ و هفت سال گذشته را بعنوان بهترین روز‌های زندگی‌ خود بشمارند و بنامند.

آن دسته از ما که خود را به در و دیوار می‌‌زنیم تا شاید این ملت را بموقع وارد میدان مبارزه کنیم، در سی‌ و هفت سال گذشته موهای خود را در بیهودگی و بی‌ تفاوتی‌ و غفلت و خواب سپید نکرده‌ایم. و امیدوارم آنهایی که فریاد ما را می‌‌شنوند یقین بدانند که ما دلیل داریم که بسیار نگران آینده آنها و خاک میهن هستیم. یک روزی بود که این ملت به میهنپرستان این سرزمین پشت کرد و به حرف دشمنان ایران گوش داد و خود را به روز سیاه نشاند، امیدوارم امروز به حرف میهنپرستان ایران گوش دهند و بموقع وارد میدان شوند و برای نجات میهن و آینده خودشان آستین‌ها را بالا بزنند.

آرزو می‌‌کنم، اجداد ما که در آن خاک به خواب ابدی رفته‌اند شاهد باشند که ما همه تلاش و توان خود را بکار گرفته ایم تا بموقع این ملت را به خود آوریم، و امیدوارم دست کم اجداد ما در صورتی که مردم ما بموقع وارد میدان مبارزه نشوند، در روز‌های فاجعه بار و نه چندان دور، گناه تکان نخوردن ملت را به حساب و بر شانه‌‌های ما و بر وجدان ما ننویسند، زیرا ما با تمام توان داریم تلاش خود را می‌‌کنیم که این ملت به خود آیند و برای نجات خود از نیستی‌ بهانه‌ها را کنار گذاشته و بموقع وارد میدان شوند.

این رژیم را باید هر چه زودتر سرنگون کرد.
بازگو کردن
 
 
#1455 بهمن زاهدی 1395-05-31 21:51

با درود خدمت شیر و خورشید و تاج

امروز نوشته:

سال پیش، زمانی که موشک‌های هدایت شوند روسی از حریم هوایی ایران با اجازه خامنه‌ای به سوی سوریه در پرواز بودند، چند موشک روسی در شمال غربی ایران سقوط کردند. امروز که فردای آن روز است و کسی هم مشکلی با استفاده روسیه با حریم هوایی ایران پیدا نکرد، پایگاه نیروی هوایی نوژه (شاهرخی) مستقر در همدان کاملاً به دست نیروی هوایی روسیه افتاده است. امروز اگر ساکت بنشینیم فردا، بندرعباس و خرمشهر به بندرهای نظامی روسیه تبدیل خواهند شد.
برای خامنه‌ای یا اسلام‌گرایان حاکم بر ایران، «ایران» هیچ ارزشی نیست. آیا دیگر بر ما ثابت نشده است که چپ‌گرایان افراطی ایران همان جاسوسان روسیه هستند که زمانی هم با ایدئولوژی چپ نمای خود، تنها برای تضعیف ایران فعالیت می‌کردند و می‌کنند!
فردای امروز ما هنوز فرانرسیده و هنوز امیدی هست که بتوانیم ایران را از دست مافیای اسلام‌گرایان و چپ‌گرایان جاسوس روسیه که می‌خواهند ایران دودستی تحویل آن کشور دهند، آزاد کنیم. این در دست ماست که از حاکمیت ملی‌مان دفاع کنیم و نگذاریم خامنه‌ای ایران را به روسیه بفروشد!

ارادتمند
بهمن زاهدی
بازگو کردن
 
 
#1454 شیر و خورشید و تاج 1395-05-31 14:56

وای بر ما، اگر در کتاب‌های تاریخ بنویسند که راه بازگشت اتحاد جماهیر شوروی اول از جاده‌های ایران خدا بیامرز میسر شد و عبور کرد!
بازگو کردن
 
 
#1453 شیر و خورشید و تاج 1395-05-31 01:28

***** وای بر ما، وای بر ما... *****

"روسیه دوباره رسما وارد خاک ایران شد... و بقیه ماجرا‌..."


گفتند آزادی و استقلال؟

گفتم سی‌ و هفت سال پیش آزادی و استقلال را مفت واگذار کردند.

گفتند جمهوری اسلامی؟

گفتم باید دید با چه قیمتی می‌‌رود؟

گفتند قیمتش را کی‌ تعیین می‌‌کند؟

گفتم ملتی که هم آزادی بخواهد و هم استقلال.

گفتند اگر سر و کله آن ملت پیدا نشد، آنوقت چه؟

قطره اشکی از چشمانم بر خاک ایران افتاد و نوشت:

"وای بر ما، اگر در کتاب ‌های تاریخ بنویسند که راه بازگشت اول از جاده ‌های ایران خدا بیامرز میسر شد و عبور کرد!"



شیر و خورشید و تاج
بازگو کردن
 
 
#1452 شیر و خورشید و تاج 1395-05-23 14:38

بهمن زاهدی محترم،

در پاسخ به پرسشی که مطرح کردید: "آیا انتقال کانون گفتگوی لیبرال دموکراسی ایران به سامانه لیبرال دموکراسی پسندیده است؟"

پاسخ کوتاه: هم آری و هم نه. یعنی‌ چه؟ یعنی‌ اینکه برای افرادی که می‌‌خواهند تحقیق کنند و کارشان سیاست است، دانشجو و کنجکاو و غیره.. بله کار خوبی‌ است.. اما برای آن دسته که فرق بین تویتر و فیسبوک را نمی‌‌دانند اما می‌‌توانند و حوصله‌‌ و توجه محدود این را دارند که به یک لینک مراجعه کنند و اطلاعاتی‌ کسب کنند و به دیگران منتقل کنند.. نه، چون برای آنها مسیر و رفت و آمد از یک لینک به لینک دیگر راحت نیست. چرا که بقول آن دسته گرفتاری روزانه و شکم مهمتر است تا گرفتاری رهائی میهن، و تحقیق اصولی و دقیق و مبارزه و و و ...

با این مقدمه مطلب را اینگونه عنوان می‌‌کنم که - گر چه در عصر اطلاعات و شاهراه اینترنتی هستیم اما هنوز چند موضوع را باید در نظر داشت، مخصوصاً در رابطه با دموگراف جهانی‌، سنی‌ و دست رسی‌ ایرانیان به اینترنت و در اینترنت.

- یکی‌ اینکه با تمام پیشرفت تکنولوژی، هنوز و همواره باید کم بود وقت، فرصت جستجو، و گردش کاربران، حوصله‌‌ و هدف آنها در اینترنت را مدّ نظر داشت. بعنوان نمونه رضا شاه دوم چندین و چند لینک مختلف در شاهراه اینترنتی دارند، اما به دلیل کم بود وقت، و گاه عدم آشنائی شهروندان به اینترنت در حال حاضر مهمترین و پر رفت و آمد‌ترین سامانه ایشان همان فیسبوک ایشان است. نتیجه اینکه مردم خود را عادت می‌‌دهند که در کمترین وقت بیشترین اطلاعات را دریافت و بهره برداری کنند. در نتیجه از یک یا دو سامانه مربوط به هر تفکر و اندیشه و جنبش استقبال می‌‌کنند و بقیه لینک‌ها را کمتر سر میزنند - زیرا هم وقت کم است، هم شاید به یک سامانه نسبت به استقبال از آنجا بیشتر کشیده میشوند.

- یک مطلب دیگر اینکه اگر بعنوان نمونه بحث لیبرال دموکراسی را در شاخه یا صفحه دیگری در اینترنت بکشانید باید لینک کافی‌، هم در سامانه اصلی‌ حزب مشروطه و هم در شاخه دیگری که در آنجا بیشتر بحث لیبرال دموکراسی خواهد بود، وجود داشته باشد تا رابطه یک شاخه به آن یکی‌ و بر عکس را برای مراجعه کنندگان روشن کند. بعنوان نمونه هنوز هم که هنوز است بسیاری فرق بین و رابطه بین سامانه حزب مشروطه و لینک حزب در فیسبوک یا راه آینده یا ارتباط، یا عدم ارتباط همه اینها را به هم درست متوجه نمی‌‌شوند.

چون هم مردم وقت کم دارند که به ارتباط‌ها یا عدم ارتباط‌ها دقیق شوند و هم خود لینک‌ها اطلاعات کافی‌ ندارند که ارتباط یا عدم ارتباط به یکدیگر را روشن کنند. و در بسیاری موارد به خود رجوع کننده مربوط می‌‌شود که بداند دارد به کجا سر میزند و آن سامانه به کدامین لینک ‌های دیگر یا تفکر یا جنبش‌ها مربوط می‌‌شود یا نمی‌‌شود.

- سومین عامل مسئله اتصال و وصل شدن برای بسیاری است. از جمله سرعت کند و تند و فیلترینگ و این نوع مطالب است که هنوز هم نسبت به اینکه افراد از کجا به یک سامانه وصل می‌‌شوند وجود دارد.

در نتیجه هر چه شاخه شاخه شدن کمتر بشود، هم از لحاظ وصل شدن، هم از لحاظ ربط شاخه‌ها و پیوند آنها با هم، و هم از لحاظ محبوبیت و عادت و و و ...، هم برای کاربران بهتر خواهد بود و هم برای سامانه‌هایی‌ که می‌‌خواهند به کاربران اینترنتی و مراجعه کنندگان اطلاع رسانی کنند.

حتی برای آن دسته که بهترین و بالاترین استفاده را از شاهراه اینترنتی می‌‌برند فقط حساب کنید اگر یک کاربر قرار باشد روزانه به فقط ۵ فیسبوک، ۵ سامانه خبری در جهان، ۵ ارگان یا به ۵ سامانه سازمان ‌های جهانی‌، ۵ سامانه شخصی‌ (رضا شاه دوم، نخست وزیر اینجا یا آنجا، سناتور و و و)، ۵ سامانه غیرو، و در اکثر موارد در سامانه‌ها به زبان ‌های گوناگون ... سر بزند تا مطلبی دریافت کنند، تحقیق کند یا حتی پیامی بگذارند... حساب کنید آن افراد چه زمانی‌ را باید برای شاهراه اینترنتی کنار بگذارند... در نتیجه باید همه اینها را مدّ نظر داشت و حساب کرد هر فرد می‌‌تواند حد میانی چند دقیقه یا ساعت در یک سامانه یا شاخه ‌های آن صرف کند - مخصوصاً در ارتباط با ایرانیان و علاقه آنها و محدودیت ‌های آنها و و و و...


امیدوارم پرسش شما را درست متوجه شده باشم و پاسخ در آن ارتباط را در حد توان خود داده باشم. موفق باشید.
بازگو کردن
 
 
#1451 زاهدی 1395-05-17 14:55

با درود به دوستان،

آیت به نظر شما انتقال «کانون گفتگوی لیبرال دموکراسی ایران» به سامانه لیبرال دموکراسی پسندیده است؟

ارادتمند
بهمن زاهدی
بازگو کردن
 
 
#1450 شیر و خورشید و تاج 1395-05-14 13:22

بهمن زاهدی گرامی‌،

در سامانه جدید و فیسبوک جدید گردشی کردیم و طرح آن را بسیار ماهرانه و پر محتوا و مفید یافتیم. امیدوارم که ایرانیان عزیز به آنجا سر بزنند و بهره برداری لازم را به عمل آورند. در دورانی از تاریخ کشورمان زندگی‌ می‌‌کنیم که همه این زحمات بسیار بجا و به درد بخور و لازم است. خسته نباشید.


با درود و سپاس بیکران،

شیر و خورشید و تاج
بازگو کردن
 
 
#1449 زاهدی 1395-05-13 12:35

با درود خدمت دوستان گرامی،

بالاخره سامانه جدیدی که گفته بودم راه‌اندازی کردم.
تنها قسمت کامنتگذاری هنوز درست‌کار نمی‌کند ولی تا آخر این هفته آن قسمت هم تمام خواهد شد.

ارادتمند
بهمن زاهدی

http://www.liberaldemocracy.info/ir/

https://www.facebook.com/Iranliberaldemocracy/
بازگو کردن
 
 
#1448 شیر و خورشید و تاج 1395-05-12 17:21

***** برای یک میهن‌پرست درد بالاتر از این نیست که... *****

هر بار که نام میهنپرستان ی را که دیگر در میان ما نیستند را بر زبان می‌‌آورم یا به آنها می‌‌اندیشم، یزدان ایرانزمین را هزاران بار سپاس میگویم که آنها امروز در میان ما نیستند، زیرا برای یک میهن‌پرست درد بالاتر از این نیست که در میان نسلی زندگی‌ کند که آن نسل نسبت به آینده میهن و در نهیات نسبت به آینده خود بی‌ تفاوت باشد.

انقلاب سفید را دادند و بجای آن انقلاب سیاه گرفتند - شیر‌ها را شکار کردند و بجای آنها کفتار‌ها را نشاندند، سپس بجای جبران بزرگترین جنایت تاریخی‌، سی‌ و هفت سال را صرف توجیه این جنایت بزرگ کردند.

همه جهان در فکر نقل مکان به کرات و سیاره‌های دیگر هستند و در کشور ما دلشان را خوش کرده‌اند در سر هر کوچه‌ یک امامزاده ساخته‌اند.

یکی‌ هم نیست از این ملت عزیز و خوب بپرسد اگر این امامزاده‌های شما قرار بود معجزه کنند پس چرا شما ملت عزیز این همه گرفتاری دارید؟

آنهایی که باید بدانند می‌‌دانند که کجا بودیم، کجا هستیم (و گر هر چه زودتر به خود نیاییم و این مسیر را تغییر ندهیم) به کجا خواهیم رفت.

***

هزاران درود بر فرزندان ایران که به این میهن و به این ملت خدمت کردند و با وجدانی پاک از میان ما رفتند - و هزاران بار یزدان ایرانزمین را سپاس که امروز نیستند و این جنایت بزرگ تاریخی‌ را نمی‌بینند.

تاریخ قضاوت کرد، تاریخ عدالت خود را به اجرا گذاشت و تاریخ حکم کرد، که با فریاد مرگ بر شاه همه چیز را از دست دادند، فقط با فریاد جاوید شاه می‌‌توانند همه چیز را دوباره پس بگیرند... امنیت، رفاه، سلامتی، شادمانی، موفقیت... آزادی.

تا آن روز بگرد تا بگردیم...

***

پهلوان (رضا شاه بزرگ، آریامهر جاودان، و هزاران میهن‌پرست پاک سرشت) افتاد از بالا به خاک از خیانت‌های آن مکار ها... اینچنین شد بهره ایرانیان از جفا‌های ابو عمار ها...

اما بدان و آگاه باش...

بار دیگر باز گردد کاروان از سر یاری به شهر یارها، بار دیگر باز گردد کاروان از سر یاری به شهریار ها..



زیرا در ایرانزمین، اولین زادگاه شاهان بزرگ، شاهنشاهی همیشه دوباره جوانه میزند - روزی شیر‌ها دوباره سر بر آورده و کفتار‌ها را می‌‌بلعند.



شیر و خورشید و تاج
بازگو کردن
 
 
#1447 ایرانی 1395-05-05 10:29

با درود خدمت دوستان و سروران

یاد و خاطره بنیانگذار ایران نوین، اعلی‌حضرت رضاشاه کبیر گرامی باد. شاید بهترین جمله در وصف او را از زبان پسر تاجدار و شایسته‌اش شنیدم. در آن روز بارانی در مقابل آرامگاهی که بدست جلادان ویران شد:

او جز به ایران نیندیشید، برای ایران زیست و برای ایران مرد.

یادش گرامی.

پاینده ایران
بازگو کردن
 
 
#1446 ایرانی 1395-04-07 11:57

با درود خدمت دوستان و سروران

ابتدا از حضور دوباره جمشاد خان خوشحالم. امیدوارم این حضور ادامه یابد. از دوست گرامی‌مان حق نازنین خبری نداریم. امیدوارم ایشان نیز خبری از سلامتی خود به ما بدهند.

بهمن‌خان گرامی، متأسفانه شرایط وخیم اقتصادی اتحادیه اروپا، ناشی از تصمیم‌های سیاسی عجولانه بدون در نظر گرفتن پیش شرط‌های اقتصادی لازم است. گسترش همه جانبه به شرق بدون در نظر گرفتن پارامترهای مهم اقتصادی، عواقب وخیمی را ایجاد کرده است که چنانچه مدیریت نشود (چگونه؟) بحران عظیمی را ایجاد خواهد کرد، چه با بریتانیا و چه بدون بریتانیا.
جمشاد گرامی، احتمال فراوان دارد نامه خمینی به کارتر به تحریک و دیکته علی امینی نوشته شده باشد. اگر این فرضیه که در ایران رایج شده و نقل محافل است صحیح باشد، پس باید معرف خمینی به آمریکایی‌ها را امینی بدانیم. در مورد تاریخ مصرف و این مسائل که گاهی ما ایرانی‌ها آن را تکرار می‌کنیم، سخت با شما مخالفم. برنامه کارتر برای مقابله با بلند پروازی‍های ایران حتی در تبلیغات انتخاباتیش مطرح شد. آنچه در تعریف از شاهنشاه فقد در جلوت میگفت، تنها پوشاندن توافقات در خلوت بود. اینگونه هم نبود که ایران از وقایع بی‌خبر باشد و تعاریف کارتر برایش اهمیت داشته باشد، متأسفانه نبردی نابرابر آغاز شده بود. نبردی که سازمان‌های امنیتی ایران چند سال قبل آغاز آن را به شاهنشاه فقید اطلاع داده بودند.

پاینده ایران
بازگو کردن
 
 
#1445 بهمن زاهدی 1395-04-06 21:46

قرار بود یونان را از اتحادیه اروپا بیرون کنند، انگلستان استعفا داد!

انگلستان و امتیازهای استثنایی که گرفته بود، مزاحم اتحادیه اروپا شده بود. مهم این نیست که چه بلایی بر سر انگلستان نازل خواهد شد، بلکه موقعیتی برای باورمند کردن و نوزایی دوباره اتحادیه اروپا به وجود آمده که می‌تواند از فروپاشی اتحادیه اروپا جلوگیری کند. اتحادیه اروپا بدون انگلستان اتحادیه بهتری خواهد شد ولی انگلستان خارج از اتحادیه اروپا دوران کسادی اقتصادی سختی را باید بگذراند.
بازگو کردن
 
 
#1444 جمشاد پرچمشاهی 1395-04-01 16:10

جناب بهمن زاهدی، درود بر شما

انتخاب خمینی بعنوان رهبر انقلاب توسط آمریکا زمانی مشخص شد که به اصطلاح تاریخ مصرف شاه فقید بسر آمده بود. در دوران ریاست جمهوری کندی خمینی که کاره ای نبود که نامه به کندی بنویسد یا نه! کارتر هم همان فردیست که بارها گفته بود شاه ایران از بهترین دوستان اوست. ولی در روزهای آخر حکومت پهلوی وی تنها گذاشت. چرا؟ چون این هم مشخص بود و هست!

شاد و کامیاب باشید
بازگو کردن
 
 
#1443 بهمن زاهدی 1395-03-31 22:41

درود بر جمشید پرجمشاهی گرامی،

وقتی‌که مشخص‌شده امریکا خمینی را رهبر انقلاب کرده و خمینی نامه به کندی و کارتر نوشته که منافع امریکا را تأمین خواهد کرد، دیگر پرسشی بدون پاسخ نیست.

ولی انقلابیون فریب‌خورده هنوز می‌خواهند گناه ناآگاهی‌شان را بدین گونه بشویند.

کبک‌های که سرشان را زیر برف کرده‌اند و فکر می‌کنند کسی آنان را نمی‌بیند. مصداق این افرادی هست که هنوز می‌خواهند انقلابی بمانند.


ارادتمند
بهمن زاهدی
بازگو کردن
 
 
#1442 جمشاد پرچمشاهی 1395-03-31 20:27

من هنوز پس از گذشت سی و هفت سال از آغاز انقلاب اسلامی در ایران، در شگفتم که چگونه در مورد خروج محمدرضا شاه از کشور بحث و اختلاف نظر وجود دارد! مگر شما دوستان نشنیدید و نخواندید مصاحبه های آن مرحوم با رسانه های خارجی که بارها و بارها تکرار کردند که مسبب اصلی سقوط رژیم پهلوی و ترک (یا به عبارت دیگر، رانده شدن ایشان از) کشور، فقط کنسرسیوم های عظیم نفت بودند که با پافشاری های بی وقفه و فشار دائم به دولتهای غربی بویژه آمریکا لحظه ای کوتاه نیامدند چون به هیچ‌وجه حاضر نبودند زیر بار افزایش بهای نفت به میزان بسیار بالا که شاه ایران خواستار آن شده بود، بروند؟ نتیجه این اقدامات را امروز به وضوح می بینیم!
بازگو کردن
 
 
#1441 فرهاد 1395-03-28 05:42

با درود به شما گرامیان

گرچه رسیدگی و گردانندگی هازمان ایرانی پس از 3754 سال فرازها و نشیبهای خود را داشته و در دورانهایی که ایرانیان فرنشین این هازمان بودند روشهایی نیز برای این گردانندگی هازمانی ایجاد کردند که یکی از این روشها مجلس و هازمان بود که در آن دو مجلس بنام مهستان و مغستان هازمان را با نمایندگانشان اداره میکردنند ولی امروز ایرانیان به میراث و برجایمانده این فرهنگ توجهی ندارند و حتی اهمیتی هم نمیدهند برای نمونه سالشمار امروزی ما ایرانیان در قانون اساسی برگرفته شده از دو ماخذ تازی شمسی و قمری و یک ماخذ تازی سریانی میلادی است که هیچ سنخیتی با دیرینه ایرانی-اهورایی ندارد و ما ایرانیان حتی بدنبال ایجاد تغییر و درج درست دیرینه این خاک اهورایی را نداریم و یا دیگری نبود مناسبتهای ملی ایرانی-اهورایی در تقویم رسمی کشور در کنار جشن نوروژگان چون تیرگان مهرگان دیگان پرسه های دی اسفند تیر وحتی در خواست تعطیلی برای تمامی ایرانیان در این روزها برای پاس داشت و گرامی داشت فرهنگ آسمانی و اهوراییمان را نداریم خوب است که اکنون که مغستان و مهستان را نداریم دستکم پاسدار برجایمانده این فرهنگ آسمانی باشیم و همه اهورا باوران را در سراسر ایران از خود بدانیم و در غم و شادی هم شریک باشیم و به دنبال رشد آن نیز باشیم به امید آن روز که ایدون باد
بیست و هشتم خورداد سهزاروهفتصدوپنج اه و چهار
بازگو کردن
 
 
#1440 بهمن زاهدی 1395-03-18 10:58

با درود خدمت ایرانی عزیزم،

انگاری ما مشروطه خواهان بااینکه دور را دور همدیگر را می‌شناسیم در اندیشیدن به آینده ایران فاصله‌ای نداریم. واقعیت‌گرایی، انسان‌گرایی و قانون‌گرایی ما را آن‌چنان با واقعیت زمانه آشنا کرده که دیگر به‌هیچ‌عنوان کسان نمی‌توانند با دموکراسی نمایی خودشان ما را از اهدافمان منحرف کنند.

در ضمن برای کسانی که نمی‌دانند: سامانه «راه آینده» دو ماهی هست که تنها از طریق (http) قابل‌دسترسی هست، البته از طریق (https) هم می‌توان وارد شد ولی بار اول مرورگر اعلام‌خطر می‌کند که زیاد هم مهم نیست.

اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
وین حرف معما نه تو خوانی و نه من
هست از پس پرده گفتگوی من و تو
چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من


ارادتمند
بهمن زاهدی
بازگو کردن
 
 
#1439 ایرانی 1395-03-18 10:21

بهمن خان گرامی، دوست و سرور نازنین
با درود
متأسفانه جمهوری‌خواهان میهن ما، در دو خصلت شریکند. خصلت نخست گمراهی سیاسی است که شادروان همایون به درستی به آن اشاره کرده است. موضوع دوم همان خصلت اندیشیدن است، اندیشه در نزد جمهوری‌خواهان تنها از دو منشاء ناشی می‌شود، نخست ترجمه آثار علوم اجتماعی غرب، هر چند مغلوط، سر دستی و از سر عدم فهم کامل، سپس، ساختن یک ربات حل مشکلات از مفهومی پیچیده و چند بعدی مانند دموکراسی!. رباتی که همه مشکلات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و همه انواع دیگر مشکلات را به ثانیه‌ای حل می‌کند. شاید این مثال در شکل دیروزی آن همان غول چراغ جادوست!. برنامه اقتصادیشان چیست؟ دموکراسی!، برنامه سیاسیشان چیست؟ دموکراسی!. برنامه اجتماعیشان چیست؟ دموکراسی!. منظور از این دموکراسی چیست؟ کسی تا کنون ندانسته است!. روزی رای دادن و فحاشی است ، روزی سکولار دموکراسی و ملیت!های ایران، روزی خلق!.
متاسفانه شبهه روشنفکری مترجم در ایران، همین است که هست. اما این حضرات از ایران به دور هستند، حداکثر برداشتشان از مقبولیت پهلوی در ایران امروز، تئوری بد و بدتر است!. درست یا غلط، دوران پادشاه فقید در رویای جوانان امروز ایران، بهشت موعودی است که توسط پدرانشان از آنها گرفته شده است، نه تنها برداشت بدی ندارند، بلکه گاهی برای من مایه نگرانی هم هستند. نباید کاستی‌ها را به فراموشی سپرد و در فردای جمهوری جنون، تکرارشان کرد.
روزی در فردای انتصاباتی، والاحضرت رضا (اعلی‌حضرت رضاشاه دوم) جمله فوق‌العاده‌ای را در پاسخ به خبرنگاری فرمودند. فرمودند اگر من در ایران حتی نیم ساعت فرصت گفتگوی مستقیم با هم میهنانم را داشتم، شما میدیدی چه می‌شد. امروز باید گفت، حتی به همان زمان محدود هم نیازی نیست، سره از نا سره برای نسل‌های جدید روشن است. حتی هیچ "شهرزاد" رنگ و لعاب داری نیز موجب گمراهی نسل نو نمی‌شود. شاید برخی جذب تعریف داستان شوند، اما حقیقت، تمام حقیقت و نه چیزی بجز حقیقت را همه می‌دانند.
دوران غول چراغ جادویی به نام دموکراسی (آنگونه که در ذهن فعالان سیاسی سابق ایران نقش بسته بود) مدتهاست که سپری شده. دموکراسی شرط لازم اما نه کافی برای یک جامعه باثبات است. دموکراسی نیازمند وجود بستر، ساختار، استقرار و هزار مسئله ای است که بهتر از دوستان گمراهمان به جای پرداختن به اینکه ما در دوران پهلوی چه جایگاهی داشته‌ایم، به تدوین برنامه حود برای آینده ایران بپردازند. البته رویای ملیت‌ها! که برباد رفت. نقدا" همان سکولار دموکراسی!! را روشن بفرمایند که چیست؟.

ارادتمند ایرانی
بازگو کردن
 
 
#1438 بهمن زاهدی 1395-03-16 11:32

با درود خدمت دوستان،

نوشته‌ای از آقای جهانشاه رشیدیان تحت عنوان «تضادهای حل ‌ناشدنیِ اپوزیسیون» در سامانه جنبش سکولار دموکراسی ایران توجه من را این هفته به خود جلب کرد. جمهوری‌خواهی که فراموش کرده رژیم فعلی ایران «جمهوری» هست، نوشته: «گزینه جمهوری پارلمانی: این نوع تجربه‌شده در اکثر ملل جهان تا حد ۹۴%، است. این گزینه موردنظر کسانی است که دموکراسی را تا حد انتخاب بالاترین مقامات حکومتی و شایسته‌سالاری لازم دانسته و بنا بر تجارب تاریخی در اکثر دمکراسی‌ها موجود به اعتبار این نظام مطمئن‌تر هستند.» در ادامه این هم‌وطن گرامی توضیح می‌دهد: «حامیان حکومت موروثی در خانواده پهلوی بیشتر از بازماندگان کسانی هستند که مزایای بهتری در دوران شاه داشته‌اند و یا افرادی عامی هستند که بین بد و بدتر، رژیم شاه «بد» را به رژیم «بدتر» اسلامی ترجیح می‌دهند. حامیان این گزینه تابع منافع یا احساس خود هستند تا منطق سیاسی!»

نمی‌خواهم پاسخی به این شخص بدهم، زیرا دیدگاهش آن‌چنان کلیشه‌ای و دور از آگاهی سیاسی و تجربه تاریخی در خاورمیانه نقش بسته که نمی‌توان با ایشان وارد گفتگو شد. این در حالی هست که ایشان در نظر داشته تضادهای حل ناشدنی اپوزیسیون را موردبحث قرار دهد. آیا دیکتاتوری‌های خاورمیانه اکثراً جمهوری نیستند؟ آیا در ترکیه که در حال حاضر جمهوری هست، سلطان عثمانی دیگری در حال رشد نیست؟ و آیا رئیس‌جمهوری عراق را مردم عراق تعیین می‌کنند یا رئیس‌جمهور امریکا؟ جمهوری در خاورمیانه زمانی پاسخگو هست که زمینه‌های اصلی یک دموکراسی برقرارشده باشد، احزاب بتوانند برنامه سیاسی ارائه کنند، جامعه مدنی پویایی خود را به دست آورده، مردم از امنیت و رفاه اجتماعی نسبی برخوردار شده باشند و رسانه‌های داخلی در آزادگی کامل به سر ببرند، وگرنه به‌مانند سال هزار و سیصد پنج و هفت بی‌بی‌سی و صدای امریکا دوباره توانایی این را خواهند داشت که در ایران صرف شش ماه انقلاب اسلامی دیگری را به سرانجام برسانند و یا در همین دوران هم روزگارمان سوریه را به بهانه «بهار عربی» به جنگ داخلی بکشانند. به همین دلایل و دلایل بسیار دیگری از دیدگاه من برای رسیدن به دموکراسی در ایران پادشاهی تنها گزینه منطقی و کم‌هزینه‌ترین گذرگاه برای سرنگونی جمهوری اسلامی هست.

در ثانی این نویسنده فراموش کرده که بهترین دموکراسی‌های جهان از نوع پادشاهی هستند! در این مورد که ایشان مشروطه خواهان را افرادی احساساتی و بدون منطق سیاسی برشمرده‌اند، تنها کافیست که ایشان بداند و یا بخواند که پویاترین منشور و بهترین برنامه سیاسی برای آینده ایران را یک حزب طرفدار پادشاهی پارلمانی به مردم ایران ارائه کرده، جمهوری خواهان هنوز نتوانسته‌اند که یک حزب سیاسی برای خود تشکیل دهند، چه برسد که بخواهند یک جمهوری پارلمانی در ایران تشکیل دهند، با کدام حزب سیاسی و با کدامین برنامه سیاسی جمهوری خواهان ایران می‌خواهند برای گذر از جمهوری اسلامی و جلب آرای مردم بشتابند! شاید نویسنده فراموش کرده که اکثر جمهوری خواهان ایران تک‌نفره فعالیت می‌کنند و تک‌نفره می‌خواهند جمهوری پارلمانی در ایران برقرار کنند!

یکی از تضادهای حل ‌ناشدنیِ اپوزیسیون ایران در این است که جمهوری خواهان ایران هنوز گمراه هستند و ایدئالیستی می‌اندیشند. آنان واقعیت زمانه، تاریخ و فرهنگ ایران را با عینک ایدئولوژیکی خود می‌نگرند. داریوش همایون حق داشت که بگویید: «جمهوری خواهان ایران گمراه‌اند!». نویسنده «تضادهای حل ‌ناشدنیِ اپوزیسیون» گمراه‌تر از این‌هاست که به نظر می‌رسد! ولی به نظرگاهش احترام می‌گذارم، زیرا حداقل خود را به اندیشیدن وادار کرده!


ارادتمند
بهمن زاهدی
بازگو کردن
 
 
#1437 بهمن زاهدی 1395-03-04 17:13

با درود خدمت دوست عزیزم ایرانی،

زمانی که کم‌کم سپاه پاسداران مافیای اسلامی در فکر قاچاق شهید هست، میزان حمایت مردم از این رژیم ضد ایرانی مشخص‌شده. اشکال اپوزیسیون در این است که هنوز تئوری پردازی خود را به عمل‌گرایی نرسانده.

هرروز که از عمر جمهوری اسلامی می‌گذرد هزینه بازسازی ایران سنگین‌تر می‌شود.

خوشبختانه افراد عمل‌گرا در حال رشد هستند و اشخاصی که کارشان تنها ممانعت کردن در مبارزه هست ساکت‌تر!

این حزب هم پوست‌اندازی خواهد کرد!

ارادتمند
بهمن زاهدی
بازگو کردن
 
 
#1436 ایرانی 1395-03-02 16:56

با درود خدمت دوستان

همه کسانی که فکر می‌کنند جمهوری اسلامی قابل اصلاح است و بالاخره جمهوری است، نگاهی به آمار اسفناک خودکشی در ایران امروز بکنند. از بچه 13 ساله تا مرد میانسال، تا دخترکان میهنم در آتش جنون آخوندی می‌سوزند. چگونه تاب آوریم به دار آویخته شدن مردی را توسط خودش در میرداماد تهران؟
دوستان گرام، بسیار خشمگین هستم. جمهوری جنون اسلامی ایستاده تا به قیمت همه هستی ایران و ایرانی، حتی یک روز بیشتر بر مسند قدرت بماند، آیا وقت آن نرسیده تا با اتحادی ملی، بنیانش براندازیم؟

پاینده ایران
بازگو کردن
 
 
#1435 بهمن زاهدی 1395-02-25 21:46

با درود خدمت دوستان


صحبت درباره اینکه شاهزاده رضا پهلوی چه باید بکند و چه نکند، دوباره در دنیای مجازی اینترنت زیاد شده. اکثراً می‌خواهند درس سیاسی به شاهزاده بدهند و این در حالی است که مشخص نیست معلمی، دبیری و یا استادی را این افرادی که با نام مجازی خود را معرفی می‌کنند، در کجا آموخته‌اند! شاید به همین دلایل هست که شاهزاده به دور خود دیوار «شورای ملی» را کشیده! تا از دسترس این افراد در امان بماند!

افرادی که می‌خواهند شاهزاده به پادشاهی ایران برسد، یک‌چیز را هنوز نیاموخته‌اند: «شاهزاده را باید به پادشاهی رساند. به پادشاهی رساندن شاهزاده وظیفه طرفداران نظام پادشاهی در ایران هست و نه وظیفه شاهزاده!»

زمانی که طرفداران پادشاهی به این مهم پی ببرند، شاهزاده ایران هم وظیفه‌ای خود را انجام خواهد داد.

مشروطه پادشاهی به این معناست که: «پادشاه ایران در سیاست دخالت نمی‌کند، بلکه پادشاه تنها نماد همبستگی ایرانیان است.» در این مورد شاهزاده تاکنون کارنامه درخشانی در دست دارد و توانایی این را دارد که هم‌اکنون پادشاه ایران بشود، مشکل یا پرسش تنها در این است: آیا کسانی که طرفداران پادشاهی در ایران هستند توانایی رساندن شاهزاده به پادشاهی را دارند یا نه؟!

از دیدگاه من پاسخ به سؤال بالا در حال حاضر «نه» هست، زیرا در تجربه‌ای که در این سال‌ها به دست آورده‌ام، اکثر کسانی که خود را حتی متشکل کرده‌اند، سازمان و یا حزبی را برقرار کرده‌اند، به‌غیراز «بله قربان» گفتن هیچ اندیشه‌ای برای آینده ایران در سر نپرورانده‌اند.

شاهزاده ولی آینده ایران را مسالمت‌آمیز، درآمیخته با گفتگو یا دیالوگ و هدف خود را رساندن ایران و خاورمیانه به صلح دائم و همزیستی برنامه‌ریزی کرده. دوست دیروز و دشمن امروز را می‌توان دوست فردای کشورمان بکنیم ولی نه با اسلحه و زور بلکه با منطق و خرد به همراه ایران‌دوستی و انسان‌دوستی. این راهی است که به نظر من شاهزاده انتخاب کرده. بخشش دوجانبه می‌تواند زمینه‌های دوستی برای آیندگان ایران و همسایگان دور و نزدیکش را هموار کند.


ارادتمند
بهمن زاهدی
بازگو کردن
 
 
#1434 بهمن زاهدی 1395-02-19 12:10

با درود خدمت دوستان،

پوزیسیون و اپوزیسیون در جمهوری اسلامی مشخص‌شده هستند. خامنه‌ای پوزیسیون هست و رئیس دولت اپوزیسیون! در دموکراسی‌های جهان اپوزیسیون به مخالفان دولت یا اقلیتی که در هیئت دولت حضور ندارد ابلاغ می‌شود. در دموکراسی دینی خود درآوردی جمهوری اسلامی این معادله برعکس شده است. رئیس دولت که همان رئیس‌جمهور نام دارد اپوزیسیون را تشکیل می‌دهد و خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی پوزیسیون را هدایت می‌کند! هر چه را که خامنه‌ای بیان می‌کند روحانی برعکس آن را می‌گوید و هر چه روحانی می‌خواهد انجام دهد خامنه‌ای با آن مخالفت می‌کند.

این نمایش سیاسی از پیش برنامه‌ریزی‌شده ، می‌خواهد به مردم این را نشان دهد که در جمهوری اسلامی مخالف و موافق از حقوق برابر برخوردار هستند و به‌نوعی مردم را سرگرم به مسائلی بکنند که چندان مهم نیستند، ولی توانایی این را دارند که مشکلات واقعی کشور را از ذهن مردم به‌دور نگاه‌دارند. تاکنون بیش از یازده مورد اختلاف‌نظر مابین خامنه‌ای و رئیس‌جمهورش را می‌توان برشمرد: «دین دولتی و دولت دینی، اشتغال زنان، حکومت و بهشت، علوم انسانی، شورای نگهبان و رد صلاحیت‌ها، مذاکره با آمریکا، نفوذ امریکا، لیست انگلیسی، انقلابی ماندن، برجام ۲ و زبان انگلیسی» هیچ‌کدام از این موارد به مشکلات روزمره مردم نمی‌پردازد. زمان‌بندی در گفتار و مخالفت آن‌چنان کوتاه است که کسی نتواند به متن گفتار بپردازد، بلکه بیشتر اختلاف روحانی و خامنه‌ای بر سر هیچ و پوچ واضح‌تر نمایان شود! تا زمانی که خامنه‌ای و روحانی بدین گونه رفتار می‌کنند، اپوزیسیون جمهوری اسلامی سخنی برای گفتن پیدا نمی‌کنند و مشکلات اساسی کشور به زیر فرش جارو می‌شوند.

ارادتمند
بهمن زاهدی
بازگو کردن
 
 
#1433 ایرانی 1395-02-12 10:54

با درود خدمت دوستان و سروران
بهمن خان و شیر و خورشید و تاج گرامی

شیر و خورشید و تاج گرامی، بسیار خرسندم که پس از مدتی با هم به گفتگو نشسته ایم. همه آنچه فرمودید صحیح و به جاست.
بهمن خان گرامی، آنچه فرمودید به تمامی مورد تأیید من نیز هست.

دوستان گرام، به نظرم نبرد اصلی با جمهوری جنون، نبرد با عوام فریبی و طرح اندازی اپوزیسیون جعلی درون نظام است، در طرح جدید بعد از دولت احمدی نژاد، دولت به پوزسیون و خامنه ای و اعوان و انصارش به اپوزیسیون تبدیل شده اند!. واقعیات برجام و سایر مسائل اجتماعی و اقتصادی ملکتی، در سرمقاله های کیهان و بیانات آغا ارائه می شود و دولت نیز در بسیار موارد با دروغ از عملکرد خود دفاع می کند!. چه کسی به حرف های آغا و کیهان اهمیت می دهد؟ در این ماجرا و پروژه "اعتدال"، هدف بازی کردن با طبقه متوسط شهری و خروج نسبی این طبقه از فشار دوران احمدی نژاد است تا همچنان بخشی از این طبقه، پشتیبان اصلاح طلبان باشد. حتی این پروژه زائده خارجی نیز دارد، تبلیغ برای اصلاح طلبان، توسط طیف وسیعی از مأموران آنها در خارج، در رسانه های بیگانه انجام می شود. حال با این قلت رسانه های آزاد، برای ارتباط و روشنگری در بین این طبقه، باید شیوه های نوینی را ابداع نمود. مثلا" در روزهای اخیر در تهران، دیگر در اتومبیل ها، حجاب اجباری جایی نداشت، از زمانی که گشت نامحسوس به را افتاده، باید خیابان های فرعی تهران را ببنید، آنجا هم دیگر حجاب جایی ندارد و روسری ها تنها در دست گرفته می شود تا زمانی که به خیابان اصلی میرسند آن را تنها روی سر بیندازند. این یعنی "مبارزه مدنی" توسط "طبقه متوسط شهری". باید این مطالبات را با روشنگری آنچنان توسعه داد، که از پازل و توان اصلاح طلبان حکومتی خارج شود، باید به زنان میهن گفت، آزادی حق شماست، آزادی در همه جا، نه تنها در خیابان های فرعی.
تا نظر دوستان چه باشد.

پاینده ایران
بازگو کردن
 
 
#1432 بهمن زاهدی 1395-02-10 14:22

با درود خدمت شیر و خورشید و تاج گرامی و ایرانی عزیزم،


لیبرالیسم ایرانی پرقدرت‌ترین اندیشه ایرانی هست که در طی عمر کوتاه صدساله خود از انقلاب مشروطه، بیست شهریور هزار و سیصد بیست، بیست‌وهشت مرداد هزار و سیصد سی‌ودو، انقلاب شاه و ملت در سال هزار سیصد و چهل، انقلاب اسلامی هزار سیصد پنجاه‌وهفت تا جنبش سبز را تجربه کرده. لیبرالیسم ایرانی یا همان مشروطه‌خواهی هیچ‌گاه خصومتی با چپ‌گرایان، اسلام‌گرایان و ملی‌گرایان نداشته ولی از سوی آن سه اندیشه رادیکال همیشه ضربه خورده، زیرا لیبرالیسم ایرانی با دگراندیشان خود همیشه با احترام و اخلاق سیاسی متمدن برخورد کرده است. به همین دلیل برقراری «لیبرال دموکراسی» هدف اصلی این اندیشه گشته. لیبرال دموکراسی رقابت سیاسی احزاب مختلف را به روی برنامه‌های سیاسی متمرکز می‌کند که آینده‌نگر باشند. اگر امروز چپ‌گرایان، اسلام‌گرایان و ملی‌گرایان با لیبرال دموکراسی سر ستیز دارند به‌این‌علت هست که هنوز به قدرت مردم نمی‌خواهند تکیه‌ای داشته باشند و هنوز حس فرصت‌طلبی سیاسی در آنان فروکش نکرده. لیبرال دموکراسی ایرانی ولی تنها نجات‌دهنده ایران نخواهد بود، بلکه همسایگان ایران را هم که هم‌اکنون یا در جنگ‌های داخلی فرورفته‌اند و یا ثابت سیاسی ندارند به آرامش سیاسی و امنیت در خاورمیانه دعوت می‌کند.

پایگاه اصلی لیبرالیسم ایرانی طبقه متوسط ایران هست که در سال پنجاه‌وهفت با نیرنگ اسلام‌گرایان، چپ‌گرایان و ملی‌گرایان نادان آن زمان تن به جمهوری اسلامی داد ولی از این اشتباه خود درس فراوان فراگرفته، از همین روی طبقه متوسط ایران بدون برنامه‌ای جامع و آینده‌نگر هرگز تن به دگرگونی سیاسی در ایران نخواهد داد. وظیفه اپوزیسیون درگیرهای لفظی نیست، بلکه ایجاد تفاهم برای آینده سیاسی کشور است. تا این مهم را احزاب سیاسی به وجود نیاورند، مردم به‌ویژه طبقه متوسط ایران اقدامی در جهت سرنگونی جمهوری اسلامی انجام نخواهند داد. جنبش سبز ناهماهنگی در آینده‌نگری سیاستمدارن اپوزیسیون جمهوری اسلامی را به‌خوبی برای مردم ایران نمایان کرد. امروز این اپوزیسیون جمهوری اسلامی هست که باید چالشی در خود پدید آورد وگرنه مردم زندگی کردن با رژیمی ضد ایرانی را به‌خوبی فراگرفته‌اند و تن به دگرگونی سیاسی نخواهند داد. البته اپوزیسیون جمهوری اسلامی در مرحله اول باید به خودباور داشته باشد و اعتمادسازی بنیادینی را ما بین مردم پایه‌ریزی کند.

ارادتمند
بهمن زاهدی
بازگو کردن
 
 
#1431 شیر و خورشید و تاج 1395-02-10 11:58

***** دستم بگرفت و پا به پا برد - تا شیوه راه رفتن آموخت *****

بهمن زاهدی گرامی‌،

کاملا صحیح می‌فرمائید و هیچ بحثی‌ در مورد آنچه که نوشتید نیست. جمله آخر شما بسیار بجا و به دل نشست... آری، "کار زیاد است و کار کن کم". نه تنها آن، بلکه باید مشکل پراکندگی که در میان کار کن‌ها وجود دارد نیز حل شود تا بقیه هم به صرافت بیافتند و وارد میدان نبرد شوند. زیرا برخی‌‌ها حاضر به ترک این میدان نبرد و حاضر به تسلیم نیستند، اما برخی‌ دیگر برای ورود به این میدان نبرد به همه نوع کمک و تشویق و دلیل نیاز دارند. ملتی که هویت خود را گم کند دچار این گرفتاری‌ها نیز می‌‌شود.

جالب در این است که، هم این رژیم می‌‌داند و هم بسیاری از ما می‌دانیم که این رژیم سرانجام رفتنی است - بحث بر سر این است که هر چه رفتن رژیم به عقب میافتد، هزینه و قیمت این سرنگونی برای میهن بالاتر می‌‌رود و سنگین تر‌ می‌‌شود. و از آن طرف هزینه دوباره ساختن میهن نیز بالاتر می‌‌رود..

نوشتید: "ایران بیشتر از آنچه که ما فکر می‌‌کنیم به ایده‌های سیاسی خردمندانه احتیاج دارد.".. کاملا صحیح می‌‌فرمایید.. اما پرسش این است، که آیا ملتی که زندگی‌ خود را بر پایه‌های فساد استوار کرده و به هویت و غرور و غیرت و میهن و آینده خود پشت کرده، و حاضر نیست قدمی‌ در راه بهبود اوضاع وخیم و ننگین خود بر دارد، ملتی که در واقع به همه چیز پشت کرده و تسلیم این خرافه پروران شده، آیا چنین ملتی می‌‌تواند ناگهان بدون بر داشتن قدم‌های اولیه و لازم، خالق "ایده‌های سیاسی خردمندانه" باشد؟

ایده‌های سیاسی خردمندانه از ملتی می‌توان انتظار داشت که فرق بین مرگ و زندگی‌ را درک کند و در راه سازندگی و بهبود زندگی‌ خود و جامعه بکوشد..، نه از ملتی که تمام انرژی خود را صرف این می‌‌کند که امروز را به فردا برساند، حتی به قیمت به لجن کشیدن میهن و جامعه‌ای که در آن زندگی‌ می‌‌کند.

تا این ملت معنی‌ "از خود گذشتن و برای دیگران زندگی‌ کردن، و برای میهن و نسل فردا فداکاری کردن و زیستن..." را درک نکند، و در آن راه همت نکند.. خلاقیت خردمندانه چه سیاسی چه غیر سیاسی، اگر هم بروز کند، در این فساد خانه‌ای که همگان خود را در آن غرق کرده‌اند، نتیجه‌ای بس باطل خواهد داشت.

این ملت با از دست دادن فرصت ها، دیگر در جایگاهی‌ نیست که بتواند چند کار و چند هندوانه را با هم از زمین بردارد. باید به این کودک راه گم کرده دوباره از نوع قدم‌های اولیه را آموخت، تا چه رسد به ایده‌های سیاسی خردمندانه.. مشکل ایران مدت‌ها است که دیگر "فقط" سیاسی نیست..

این ملت دلیلی‌ برای ادامه زندگی‌ پیدا نمی‌‌کند، چه رسد به اینکه به فکر همت در راه خوب و بهتر شدن باشد. هنوز هم که هنوز است فلسفه انتخاب بین "بد و بدتر"، تفکر و روح و جان این ملت را رها نمی‌‌کند. در چنین جوی به امید ایده‌های خردمندانه سیاسی که هیچ به امید هیچ ایده خردمندانه‌ای حالا حالا‌ها نباشید.

به قول شاعر:

گویند مرا چو زاد مادر - پستان به دهان گرفتن آموخت

شب‌ها بر گاهواره من - بیدار نشست و خفتن آموخت

دستم بگرفت و پا به پا برد - تا شیوه راه رفتن آموخت

یک حرف و دو حرف بر زبانم - الفاظ نهاد و گفتن آموخت

لبخند نهاد بر لب من - بر غنچه ی گل شکفتن آموخت

کار ما با این ملت به اینجا کشیده است. آری، کار فراوان و کار کن کم. حق دارید.
بازگو کردن
 
 
#1430 بهمن زاهدی 1395-02-10 01:22

با درود خدمت شیر و خورشید و تاج گرامی،

من هم خوشحالم که این سامانه دوباره جان گرفته و هم خوشحالم که مدیر جدید سامانه حزب مشخص‌شده. من بااینکه منشور و بنیاد نامه این حزب را هنوز قبول دارم تنها به‌عنوان یک هوادار این حزب به وظایف خود عمل خواهم کرد و در گفتگوها شرکت خواهم داشت.

نوشته‌اید : «ایران اول باید تکلیف این لانه فساد "ولایت‌فقیه" را روشن کند.»

به نظر من این جمله کمی ناقص است. در منشور حزب مشروطه ایران (لیبرال دموکرات) می‌خوانیم:

«به عقيده ما سرنگونی رژيم جمهوری اسلامی نخستين مرحله پيکار است. مرحله دوم که به همان اندازه اهميت دارد ساختن يک جامعه نوين ايرانی است که تنها با مشارکت همه مردم و گرایش‌های گوناگون ميسر خواهد بود. »

به نظر من سرنگونی رژیم کافی نیست. اپوزیسیون جمهوری اسلامی در حال حاضر خود را برای وضعیت بعد از سرنگونی به‌هیچ‌عنوان آماده نکرده. برنامه جامع و مشخصی موجود نیست. به‌غیراز اینکه عده‌ای بر این هستند که انتقام‌جویی کنند (این هم به نظر من اگر در چهارچوب اعلامیه جهانی حقوق بشر انجام شود با آن مشکلی نخواهم داشت). بی‌کاری، تورم اقتصادی، ارزش واحد پولی کشور، روابط دیپلماتیک با دیگر کشورهای جهان، بی‌آبی، تولید انرژی و بسیاری از مشکلات دیگر مردم به‌اضافه فرهنگ رشوه‌گیری و رشوه دادن، دروغ‌پردازی، رسانه‌های دولتی بایستی که با برنامه‌های کوتاه و درازمدت از هم‌اکنون موردبررسی علمی قرار گیرند و راه چاره‌ای پیدا کرد، حتی اگر این راه‌ها در آینده با ارقام و آمار واقعی که به دست خواهد آمد، منطقی و قابل عمل نباشند.

ایران بیشتر ازآنچه که ما فکر می‌کنیم به ایده‌های سیاسی خردمندانه احتیاج دارد. کار زیاد است و کارکن کم!

ارادتمند
بهمن زاهدی
بازگو کردن
 
 
#1429 شیر و خورشید و تاج 1395-02-09 16:47

***** تا زمانی‌ که چرخ لانه فساد می‌‌گردد.. *****

با درود ویژه خدمت ایرانی‌ و بهمن زاهدی،

از اینکه هر دو تندرست می‌‌باشید خوشحال شدم و امیدوارم که همیشه تندرست باشید. از اینکه سامانه حزب مشروطه ایران (لیبرال دموکرات) نیز دوباره به حرکت در آمد خرسند شدیم. در زمانی‌ که مغز و قلب و وجدان در کشور ما خفته و به اعماق تاریکی‌ سقوط کرده، هر تکانی در جهت روشنایی و روشنگری و بیداری هر چقدر هم کوچک، نعمتی تلقی‌ می‌‌شود، و بسیار لازم.

امیدوارم این تحرک و تکان جدید سامانه حزب مشروطه همچنان مانند گذشته تاکید را بر روی رعایت اصول اخلاقی‌ و آزادی بیان بگذارد، تا همه آنان که می‌‌دانند و همه آنان که نمی‌‌دانند اما وقتش رسیده است تا بدانند، بتوانند از خدمات سامانه بهره برده و هر چه زودتر به نتایج لازم برسند.

آزادی بیان بدون رعایت اصول اخلاقی‌، آزادی بیان بدون رعایت وجدان، آزادی بیان بدون تفکر، آزادی بیان بدون مسٔولیت پذیری مخرب تر‌ از هزاران بمب و هزاران سرب داغ و جان سوز است.

آری، ویروس غریبی به جان میهن و ملت ما افتاده است - باید این سرزمین و این ملت را دوباره شخم تازه زد - باید دوباره ساخت و تمیز کرد - و باید از روش‌های آنان که تخم زشتی و پلیدی و نیستی‌ و هیچ را در کشور ما کاشتند و میهن زیبای ما را به این روز انداختند پرهیز کنیم.

اگر می‌‌خواهیم ایران بماند و ایرانی‌ دوباره جان بگیرد و سرنوشت خود را خود رقم زند، باید در جنگ خوبی‌ و روشنایی، بر زشتی و تاریکی‌ که بر سر کشور ما چادر فساد افکنده چیره شویم. به زبان ساده، با فساد اخلاقی‌ و فساد سیاسی نمی‌‌شود به جنگ فساد اخلاقی‌ و فساد سیاسی رفت. کثیف را تمیز پاک می‌‌کند. و این مسئولیت و وظیفه هر ایرانی‌ است که تمیز زندگی‌ کند تا بتواند این تمیزی را به اطرافیان خود منتقل کند. باید دوباره تمیز شد و دوباره ایران را شخم زد و ایران را از زشتی‌های سیاسی و اخلاقی‌ پاک کرد.

طنز روزگار در این است که برای پاک شدن دو راه عمده وجود دارد - یا آب، یا آتش. باید دید که ایرانیان مانند آب روان یکپارچه آب پاکی بر سر پلیدی‌ها خواهند ریخت یا صبر خواهند کرد که همگی‌ در آتش بسوزند تا سرانجام درس پاک شدن بیاموزند؟

داشتیم در طول تاریخ زمانی‌ که ملتی را میلیون میلیون سوزاندند و پس از آن بود که آنها یاد گرفتند تا یکپارچه عمل کنند و در برابر مشکلات یکپارچه مقاومت کنند... کاش ما از تاریخ درس‌ها و عبرت‌ها می‌‌گرفتیم...

ایران اول باید تکلیف این لانه فساد "ولایت فقیه" را روشن کند.

شیر و خورشید و تاج
بازگو کردن
 
 
#1428 ایرانی 1395-02-07 17:24

بهمن خان گرامی، دوست و سرور نازنین
با درود

نباید تجربه ها را دوباره تجربه کنیم. آنچه موجب بازخوانی اندیشه مشروطیت در بستر لیبرال دموکراسی توسط شادروان همایون شد، "انسداد سیاسی" منتج از شرایط سیاسی دهه های سی تا پنجاه بود. من دلیل رادیکال شدن فضا در بین نیروهای ملی را میفهمم، اما این رادیکالیزه شدن نباید به قیمت از دست رفتن اصول لیبرال تمام شود، چنانچه این اصول از دست برود، در بهترین شرایط ما به شرایطی باز میگردیم که پیش از این داشته ایم. با همان مشکلات سیاسی و تنگناها که به خارجی و عواملش مجال جولان در سال 57 را داد.
البته باید به همه کسانی که کورنومتر تاریخی آنها در سالهای نخست شورش 57 متوقف شده، نکته اساسی را یادآور شد، زمان، زمان حاکمیت طبقه متوسط شهری است، اخلاق این طبقه به شدت لیبرال، فردگرا و گریزان از حرکت های توده وار (پوپولیستی / عوام گرا) است. تلاش برای بازسازی یک حرکت اجتماعی عوام گرا به جای یک حزب متکی به اصول مورد قبول این طبقه، بزرگترین اشتباه ممکن است، نگاهی به اصلاح طلبان حکومتی بکنیم، حتی این چپ های اسلامی سابق نیز، قاعده بازی را (هر چند ناقص و با بی صداقتی محض) آموخته اند. حال سقوط ما به ورطه "سلطنت طلبی" به جای پادشاهی مدرن پارلمانی بر مشی لیبرال، قطع ارتباط با قدرتمند ترین نیروی اجتماعی حال حاضر ایران است. امیدوارم به این بحث ادامه دهیم.

ارادتمند ایرانی
بازگو کردن
 
 
#1427 زاهدی 1395-02-07 11:52

درود خدمت ایرانی عزیزم،

از لطف شما به بنده بسیار سپاسگزارم. من امیدوارم که مدیریت جدید این سامانه این امکان را به ما بدهد که بتوانیم به گفتگوهای خود ادامه دهیم. شاید به‌عنوان یک دگراندیش بتوانم بهتر در گفتگوها شرکت کنم.

شاید امروز بهتر علت کناره‌گیریم از این حزب را دریابید. سلطنت‌طلبان در این حزب بیشتر از مشروطه خواهان لیبرال دموکرات شده‌اند.

ارادتمند
بهمن زاهدی
بازگو کردن
 
 
#1426 ایرانی 1395-02-07 10:34

با درود خدمت دوستان و سروران

سلطنت طلب ایرانی گرامی، چند نکته:
1. حتی شاهزاده رضا پهلوی نیز فرمودند خود را سلطنتطلب ننامیم. ما طرفدار نظام پادشاهی پارلمانی هستیم و نه سلطنتی از نوع قجری.

2. بهمن زاهدی را کسی از حزب بیرون نکرد، او به خواست خودش کناره گرفت که البته به شخصه امیدوارم این کناره گیری دائمی نباشد.

اما سخنی با سایر دوستان، سروران گرام، چنانچه سامانه حزب به حالت عادی بازگشت، امیدوارم همه ما دوباره گرد هم آییم و بحث های تازهای را آغاز کنیم.

پاینده ایران
بازگو کردن
 
 
#1425 سلطنت طلب ایرانی 1395-01-29 17:03

سلام

از اینکه سایت حزب مشروطه دوباره کار می کند خوشحال شدم ولی برای من معلوم نیست چه کسی مدیر جدید این سایت شده. آیا بعد از بیرون کردن به موقع بهمن زاهدی از این حزب تغییرات در نحوه اداره این سایت بوجود خواهد آمد؟

سلطنت طلب ایرانی
بازگو کردن
 
 
#1424 ایرانی 1395-01-01 22:46

با درود خدمت دوستان و سروران

نمیدانم آیا این پیام در سامانه درج میشود یا خیر، اما نوروز را به همه دوستان و سروران شادباش عرض میکنم. سخت دلتنگ همه شما سروران هستم. دیدگاهها و تحلیلهای شما دوستان، به بخشی جدایی ناپذیر از زندگیم تبدیل شده بود. امیدوارم در سال جدید دوباره گرد هم آییم و مبارزه تازه ای را برای آزادی میهن آغاز کنیم.

شاد و سربلند باشید، نوروزتان پیروز

پاینده ایران
بازگو کردن
 
 
#1423 شیر و خورشید و تاج 1394-10-24 13:00

***** پایانی ناتمام - ما وظیفه خود را می‌‌دانیم، باشد که بقیه هم بزودی به ما بپیوندند و به راز حضور خود در این جهان پی‌ ببرند *****

همه ما که با نام ایران بیدار می‌‌شویم و با نام ایران سر بر بالین می‌‌گذاریم، چه بخواهیم و چه نخواهیم، قلب تپنده ایران هستیم.. قلبی که این سرزمین دردمند را هنوز هم بر پا و استوار نگاه داشته... در نتیجه هر کجا که هستید می‌‌دانم که همیشه برای میهن هستید و در راه میهن هستید... زیرا هنوز هم از دولت سر عاشقان ایران صدای ضربان قلب ایرانزمین به گوش می‌‌رسد... و هنوز امید وجود دارد که این میهن دوباره به پا خیزد و جان بیگرد و راه خود را پیدا کند. پاینده این عشق و پاینده ایران ام

امروز روزی است که مام میهن نام همه عاشقان ایرانزمین را بر زبان آورده و آنها را صدا می‌‌کند و به یاری می‌طلبد و اینگونه است که ما وظیفه خود را می‌‌دانیم، باشد که بقیه هم بزودی به ما بپیوندند و به راز حضور خود در این جهان پی‌ ببرند...

* ناامیدی مرگ است...، ما خود امید هستیم.. *

شیر و خورشید و تاج
بازگو کردن
 
 
#1422 شیر و خورشید و تاج 1394-10-24 13:00

***** بخش اول - ما وظیفه خود را می‌‌دانیم، باشد که بقیه هم بزودی به ما بپیوندند و به راز حضور خود در این جهان پی‌ ببرند *****

بهمن زاهدی گرامی‌،

برای تصمیمی که گرفتید احترام قائل هستیم و در این روزگار تلخی‌ که همه ایرانیان خوب در سراسر جهان به سر می‌‌برند، هر کدام ما باید در ضمن تلاش برای همکاری با یاران، آن راهی‌ را که بیشتر به بودن ما در صحنه کمک می‌‌کند را طی‌ کنیم.

گر چه با هم میهن خوب ما، ایرانی‌ گرامی‌، کاملا موافق هستم که زمان، زمان بسیار حساسی است، مخصوصاً برای تصمیم‌هایی‌ از قبیل آن چه که شما اخیرا اتخاذ کرده‌اید.

امیدوارم ترتیبی بدهید که دست کم سامانه حزب به روال همیشگی‌ تحت نظارت شما روند همیشگی‌ خود را ادامه دهد؛ چون کاری که شما در طی‌ سال‌ها در این سامانه انجام داده‌اید جزو کارهای اساسی‌ است که برای این ملت دربدر هویت و راه گم کرده بسیار لازم و ضروری و حیاتی است. حتی اگر اینگونه به نظر نیاید یا به اندازه کافی‌ قدر دانی‌ نشده باشد، تا به ارزش کار به درستی‌ پی‌ ببرید.

گر چه اطمینان دارم شخصیتی‌ که این سامانه را بنیان گذاشت خود بخوبی از اهمیت کار مطلع می‌‌باشد.

در هر حال در هر کجا که هستید و از هر طریقی که در برابر این ظلم بزرگ مبارزه می‌‌کنید همیشه پاینده و تندرست و پر توان باشید.

به امید آن روز که هر چه زودتر در خاک پاک میهن و در کنار یک ملت بیدار و مسئولیت پذیر، در کنار هم گرد آییم و از میهن آزاد شده یک بار دیگر پس از سی‌ و اندی سال سرانجام لبخند رضایت بر لب داشته باشیم و خاطری آسوده داشته باشیم با این دانسته که میهن این بار در دست یک ملت بیدار است.. با آینده‌ای درخشان در انتظار فرزندان آن میهن بزرگ و پر افتخار...

باید دوباره ملتی درس عشق به میهن را از نو بیاموزد... تا میهن دوباره جان بگیرد و زنده شود و پایدار بماند...

به قول مارک تووین ( Mark Twain ): "دو روز مهم در زندگی‌ شما وجود دارد، یکی‌ روزی است که به دنیا می‌‌آیید و دیگری روزی است که سر انجام می‌فهمید برای چه به دنیا آمده‌اید!"

سی‌ و هفت سال گذشته اگر هیچ چیزی را روشن نکرد، یک چیز را برای همه ما عاشقان ایران روشن کرد.. و آن این بود که چرا ما به دنیا آمده‌ایم؟ دست کم نسل ما برای این به دنیا آمد که برای دیگران زندگی‌ کند، برای فرزندان فردای ایران و برای آزادی ایران تلاش کند...

هیچ عشق ی برای ما مهمتر و هیچ وظیفه‌ای برای ما عاشقان ایران بالا تر‌ از آن نیست که در راه آزادی میهن قدم برداریم، زندگی‌ کنیم، و تلاش کنیم که فرزندان ی باشیم که میهن به ما افتخار کند... ما نه برای آسایش خود، نه برای شکم خود، نه برای وقت تلف کردن و خوشی‌‌های تو خالی‌... ما برای آن در این لحظات حساس تاریخ ساز به دنیا آمدیم که وقتی‌ از این جهان رفتیم، هرگز وقتی‌ نام ما را می‌‌برند، نگویند بی‌ تفاوت آمد، بی‌ تفاوت زندگی‌ کرد، و بی‌ تفاوت و بدون اینکه تاثیری برای میهن داشته باشد از جهان رفت...
بازگو کردن
 
 
#1421 محمد 1394-10-19 22:57

سلام
من یک ایرانی هستم که در آلمان زندگی میکنم و خواستار عضویت در حزب
مشروطه ایران هستم زیرا یک حزب غیر تروریستی و ریشه دار است لطفا نحوه عضویت در حزب را به ایمیلم بفرستید
به امید سرنگونی جمهوری اسلامی
خدا نگهدار
بازگو کردن
 
 
#1420 ایرانی 1394-09-26 22:03

با درود خدمت دوستان و سروران

خداداد فرمانفرماییان هم رفت، فردی دیگر از جمع تکنوکرات‌های برجسته نسلی که ایران را متحول کرد. چه تصویر زیبایی در کیهان بر یادنامه او ضمیمه شده است، به یاد هویدا افتادم، وقتی با او در اثر عصبانیت تند سخن می‌گفتی، با "جانم" و "عمرم" آرامت می‌کرد. روزهایی که همه برای آبادانی ایران به رهبری شاهنشاه فقید می‌جنگیدند، اگر چه رقابت‌ها و ناملایمات نیز بود، اما برآیند پیکار، پیشرفت ایران و رفاه ایرانی بود. از دولت روضه‌خوان‌ها و اوباش،انتظار حل مشکلات داریم؟ باید در این خیال تجدید نظر کنیم که این وادی مرد کهن می‌خواهد.
یاد و خاطره همه کسانی که برای اعتلای نام ایران و رفاه ایرانی تلاش کردند، گرامی باد.

پاینده ایران
بازگو کردن
 

کانون گفتگوی لیبرال دموکراسی

  • راه‌حل‌هایی برای مبارزه با رژیم جمهوری‌اسلامی
    امید امید 19.03.1396 13:21
    تظاهرات همگانی را هرگز نمیتوان سرکوب کرد، اگه همه مردم بریزن تو خیابونا، جمهوری اسلامی نمیتونه سرکوب کنه تظاهراتو، اگه همه مردم تو تظاهرات شرکت کنن، اون وخ میتونن همه کلانتری های پلیس و پادگان های ارتشو بگیرن ، اگه تظاهرات همگانی باشه ، مثه سیل که هیچی نمیتونه جلوشو بگیره ، جمهوری اسلامی هم نمیتونه سرکوب کنه تظاهراتو ، و مردم میتونن سرنگون کنن جمهوری اسلامی، زنده باد ایران ، زنده باد آزادی

    ادامه مطلب ..و

     
  • کانون گفتگوی لیبرال دموکراسی ایران
    کهنه رفیق کهنه رفیق 10.03.1396 16:34
    تازمانیکه به فرداامیدواری اقتدارازان توست .ناپلئون-تازمان یکه به فرداامیدواری بدان درمسیرزندگی اشتباه نکرده ای.کورش کبیر

    ادامه مطلب ..و

     
  • کانون گفتگوی لیبرال دموکراسی ایران
    علی علی 13.02.1396 02:01
    با این وضعیت اعدام ها و بیکاری و نبود آزادی نباید بیکار نشست و باید با تک تیرانداز این موجودات آخوندک را هدف حمله قرار داده و مردم از خود دفاع کنند .

    ادامه مطلب ..و

     
  • کانون گفتگوی لیبرال دموکراسی ایران
    بهمن زاهدی بهمن زاهدی 26.10.1395 19:47
    زبان آخوند را باید شناخت؛ زیرا گفته‌های هر آخوندی مفهوم زیرکانه‌ای دارد که گه گاهی هشداریست به همدیگر. چندی پیش خامنه‌ای‌ گفته بود: «آن‌چنان‌که فکر می‌کنند مظلوم هم نیستم.» درزمانی که این گفته انتشار یافت، کسی نمی‌دانست منظور اصلی خامنه‌ای از بیان آن چیست! شاه‌کلید این معما پس از کشتن (شهید شدن) رفسنجانی به دست مافیای رهبری جمهوری اسلامی، بر همگان آشکار شد: آخرین هشدار خامنه‌ای به رفسنجانی پس از انتخاب ترامپ در امریکا! با شکست سیاسی لابیگران اصلاح‌طلب در امریکا و انتخاب ترامپ از حزب جمهوری‌خواه، قرارداد برجامی که تضمین‌کننده حیات جمهوری اسلامی بود و به امضای کشورهای گروه 1+5 (آمریکا، روسیه، چین، فرانسه، انگلیس و آلمان) رسیده بود، ضمانت اجرایی خود را از دست داد؛ خامنه‌ای برای رودررو شدن با امریکا بهترین موقعیت را به دست آورد تا با بستن پرونده‌ی اصلاح‌طلبی، مافیای جمهوری اسلامی را یکدست کند؛ و این بهانه‌ای بود که رفسنجانی با اشاره به لغو ولایت‌فقیه در قانون اساسی جمهوری اسلامی به دست او داد و این‌گونه گور خود را کند و با مرگش مقوله اصلاح‌طلبی یا اپوزیسیون ساختگی نظام را با خود به گور برد! با رفتن اوباما و به قدرت رسیدن ترامپ صدای امریکا از وجود اصلاح‌طلبان شکست‌خورده جمهوری اسلامی پاک خواهد شد؛ باید منتظر ماند و دید گروه جایگزین تا چه حد سیاست‌های پیشین حزب دموکرات امریکا همچون فدرالیسم فرمایشی و اسلام سیاسی در آن رسانه به ارث خواهند برد! شوک بی‌بی‌سی از کشته شدن رفسنجانی تا آنجا پیش رفت که او را مدافع حقوق بشر قبل و بعد از انقلاب اسلامی برشمرد! با این تفاصیل ملکه انگلستان می‌تواند به‌پاس خدمات رفسنجانی در اقتصاد و نفوذ سیاسی بریتانیای کبیر، دکترین دروغین حقوق بشری به وی اهدا کند! البته در بی‌بی‌سی هم تغییراتی به وجود خواهد آمد، زیرا منافع ملی انگلستان و امریکا تقریباً در ایران یکی است «نفت ارزان»! ...و اما؛ در مراسم تدفین رفسنجانی این قاتل است که بر جنازه وی نماز میت می‌خواند؛ گفته می‌شد که آخوندها اگر گوشت یکدیگر را هم بخورند، استخوان‌های هم‌کیشان خود را دور نمی‌اندازند. خامنه‌ای اما؛ این سُنت آخوندی را هم شکست! از سوی دیگر؛ آزار جنسی از پیش برنامه‌ریزی‌شده و به‌مانند همیشه خودجوش (!) به بانوان در زیر نظارت نیروهای انتظامی رژیم هم بیانگر کینه‌ عمیقی‌ست که خامنه‌ای ...

    ادامه مطلب ..و

     
  • هیچ گروه سیاسی ایرانی، خفت تجزیه کشور را نمی‌پذیرد
    کیهان کیهان 22.10.1395 05:03
    با این روش ها ولیعهد در خاک امریکا در سن 85 سالکی دار فانی را وداع خواهد کرد برای ازادی ایران باید مردم را به جسارت و اقدام و عمل سوق داد با دست خالی یک حکومت سراپا اسلامی را نمیشود از پا در اورد جمهوری اسلامی حکومت شاهنشاهی یا لیبرال یا کمونیستی نیست که به خواست ملت و حقوق مردم توجه کنه حکومت اسلامی تنها و تنها زور میشناسد باید کلاشینکف هارو به آحاد مردم رسوند مردم باید در خانه هایشان تفنگ داشته باشند اگر انقلابی دیگر قراره در راه باشه این بار نه مثل سال 88 ملت باید مسلح به خیابان ها بریزند جواب هر خشونتی رو با گلوگله بدهند تنها به این طریق هیچ نیروی مسلح رژیمی جرات مداخله نخواهد داشت و خود بخود تسلیم خواهد شد

    ادامه مطلب ..و

     
  • راه‌حل‌هایی برای مبارزه با رژیم جمهوری‌اسلامی
    کیهان کیهان 22.10.1395 04:53
    سال یک هزار و سیصد و نود و پنج زمانی به نتیجه خواهید رسید که دیگر زمان زیادی گذشته و متوجه خواهید شد که درگیری مسلحانه با رژیم اسلامی فقط و فقط تنها راه چاره ست

    ادامه مطلب ..و

     
  • کانون گفتگوی لیبرال دموکراسی ایران
    بهمن زاهدی بهمن زاهدی 16.10.1395 20:56
    سکوت، فریاد دیگریست وقتی راهی شدم کسی همراهم نبود بارها شنیده بودم تنهایی جرأت می‌خواهد ولی زمانی که هیچ‌کس نمانده تا همراهم شود، تنها راه افتادن آخرین گزینه‌ای خواهد بود که انتخابی در آن نیست! هوا تازه تاریک شده و مه‌آلود بود. سکوت همه‌جا را فراگرفته بود حتی؛ عوعوی سگ‌های درنده سگ‌مذهب هم به گوش نمی‌رسید! همه باخته بودند، حتی کسانی که خود را برنده می‌دانستند! دیگرکسی نبود که مظلومانه بگوید انقلاب شکوهمندش را ربوده‌اند زیرا آن‌ها هم پشیمان از انقلاب ننگین خود سکوت اختیار کرده و فهمیده بودند که بازیچه‌ای بیش نبوده‌اند بجای اینکه مهره‌ای باشند عمل‌گرا برای کشوری که شناخت درستی از آن نداشتند. همگان از مرد و زن، برده نابخردی‌های خود شده بودند. در این میان وقاحت به‌جایی رسیده که بی‌وطنی که خود نمی‌داند فرزند کدامین پدرش هست، روایت می‌کند که «فروغ» هم‌بستر فلان شخص بوده، دیگر کدامین آیه «قران» بت‌پرستان را می‌توان باور کرد. گویی روایت سرا، کنار بستر فروغ به‌مانند «الله» پرستان ازخدابی‌خبر، مأمور شمارش آمیزش جنسی برای گرفتن مواجب مذهبی،‌ پاسبانی می‌کرده‌! در این آشفته‌بازار تنها بودن افتخار بزرگی‌ست و تنها راهی شدن بهترین گزینه ممکن! لحظه حرکت فرسنگ‌ها با مقصد فاصله داشتم. راه طولانی و بی‌انتها جلوه می‌کرد، زیرا شب یلدا تازه شروع‌شده بود. خوشبختانه زمان کافی برای اندیشیدن داشتم. آخرین روز پاییز بود و وقت شمردن جوجه‌ها! بااینکه دیگر جوجه‌ای باقی نمانده بود ولی آن‌هایی که بودند و دیگر نیستند را، یکی‌یکی شمارش کردم. افسوسی از بی‌رحمی زمانه با من نبود، زیرا باور داشتم بهار و سالی دیگر خواهد آمد و دوباره می‌توان جوجه‌های تازه‌ای را پرورش داد. تردیدی به خود راه ندادم و با عزمی که شوق رفتن و رسیدن به طلوع خورشید و راهی شدن در من پدیدار کرده بود، تنها دلگرمی بود که بر درد تنهایی‌ام مرهمی می‌گذاشت. آنچه را که پشت سر می‌گذاشتم پر بود از خاطراتی تلخ و شیرین همراه با فراز و نشیب‌های فراوان. در فکر نو شکوفه‌ای زمستانی فرورفته بودم که در ذهنم نقش و انگیزه‌ام بخشیده بود! به قله اولین کوه که رسیدم ستاره‌های آسمان یلدایی، تنهایی را از من ربودند و نیمه‌شب نشده روشنایی نیم قرص ماه قوت قلبی شد برایم که ظلمت ابدی نیست! و این نوید را داد که هدف نزدیک است و مقصد رسیدنی. برف و باران و ابرهای ...

    ادامه مطلب ..و

     
  • گفتگوهای هفتگی (هفته اول آبان)
    فيروزه غفارپور فيروزه غفارپور 02.10.1395 22:30
    با احترام و درود بعنوان يكى از امضاء كنندگان بيانيه هشدار به اخرين وليعهد ايران لازم ميبينم كه جناب بيت الهى و ديگر أعضاء حزب مشروطه را در مورد اين بيانيه روشن كنم ١- به هيچ عنوان اين بيانيه نه مفهوم و نه منظورى از خلع وليعهدى شاهزاده رضا پهلوى داشته و اين جز يك تحريف و شيطانت چيزى نيست . امضاء كنندگان اين بيانيه منجمله خود من از خادمين و وفاداران ديرينه شاهزاده بوده و هنوز هم ايشان را بعنوان تنها الترنانيو براى نحات ايران و جانشينى نظام پادشاهى ميدانم . ٢- متن بيانيه نه تنها توهين أميز نبود كه كاملا تمامى أصول احترام به وليعهد قانونى ايران را رعايت كرده بود . شايد دور از تعارفات و تملغهاى رايج در ميان بعضى از أفراد بوده باشد كه مخصوصا متن بدرست بسيار رسمى و بدور از تعارفات اضافة بود . ٣- خوشبختانه شاهزاده در مصاحبه شب گذشته خود در تلوزيون انديشه با اقاى كاردان بدرستى پاسخ امضاء كنندگان هشدار را دادند و بصورتى كه خود مناسب ميدانستند به اصولى كه مورد سؤال ما بود پاسخ دادند . بعنوان يك ايرانى ملى گرا و تماميت خواه بخود اين حق را ميدهيم كه از رهبر خود در موارد أصول ملى سؤال كرده و جوياى پاسخ باشيم و پرسش را نه توهين و نه بى احترامى و نه سوء نيت ميدانيم كه بلكه دوستداران بدون ريا و خادم صادق دانسته و بخود اجازه داديم كه از رهبر خود سؤال ان هم در مورد أصول ملى كرده و جوياى نظر مستقيم ايشان شويم . لطفا به مصاحبه ايشان با اقاى كاردان را توجه فرماييد . به هر حال اين اگر نظر كلبه امضاء كنندگان نباشد به جرّأت نظر من است با مهر فيروزه غفارپور

    ادامه مطلب ..و

     
  • هیچ گروه سیاسی ایرانی، خفت تجزیه کشور را نمی‌پذیرد
    فيروزه غفارپور فيروزه غفارپور 02.10.1395 22:28
    با احترام و درود بعنوان يكى از امضاء كنندگان بيانيه هشدار به اخرين وليعهد ايران لازم ميبينم كه جناب بيت الهى و ديگر أعضاء حزب مشروطه را در مورد اين بيانيه روشن كنم ١- به هيچ عنوان اين بيانيه نه مفهوم و نه منظورى از خلع وليعهدى شاهزاده رضا پهلوى داشته و اين جز يك تحريف و شيطانت چيزى نيست . امضاء كنندگان اين بيانيه منجمله خود من از خادمين و وفاداران ديرينه شاهزاده بوده و هنوز هم ايشان را بعنوان تنها الترنانيو براى نحات ايران و جانشينى نظام پادشاهى ميدانم . ٢- متن بيانيه نه تنها توهين أميز نبود كه كاملا تمامى أصول احترام به وليعهد قانونى ايران را رعايت كرده بود . شايد دور از تعارفات و تملغهاى رايج در ميان بعضى از أفراد بوده باشد كه مخصوصا متن بدرست بسيار رسمى و بدور از تعارفات اضافة بود . ٣- خوشبختانه شاهزاده در مصاحبه شب گذشته خود در تلوزيون انديشه با اقاى كاردان بدرستى پاسخ امضاء كنندگان هشدار را دادند و بصورتى كه خود مناسب ميدانستند به اصولى كه مورد سؤال ما بود پاسخ دادند . بعنوان يك ايرانى ملى گرا و تماميت خواه بخود اين حق را ميدهيم كه از رهبر خود در موارد أصول ملى سؤال كرده و جوياى پاسخ باشيم و پرسش را نه توهين و نه بى احترامى و نه سوء نيت ميدانيم كه بلكه دوستداران بدون ريا و خادم صادق دانسته و بخود اجازه داديم كه از رهبر خود سؤال ان هم در مورد أصول ملى كرده و جوياى نظر مستقيم ايشان شويم . لطفا به مصاحبه ايشان با اقاى كاردان را توجه فرماييد . به هر حال اين اگر نظر كلبه امضاء كنندگان نباشد به جرّأت نظر من است با مهر فيروزه غفارپور

    ادامه مطلب ..و

     
  • هیچ گروه سیاسی ایرانی، خفت تجزیه کشور را نمی‌پذیرد
    بردیا پارس بردیا پارس 27.09.1395 19:07
    در کمالِ احترام، فرمایش‌شان در باره‌یِ سرگشاده‌نامه‌یِ "آخرین هشدار به آخرین ولیعهد" سراسر بی‌ربط ‌ست؛ ۱. ایشان اصطلاح "خلعِ ید" را بی‌ جا نقد می‌‌فرمایند، چون هیچ جا در بیانیه این اصطلاح نیامده ‌ست! بنابراین به‌کلّ بی‌ ربط به نامه پاسخ فرمودند. ۲. می‌‌فرمایند: "پذیرفتنِ امکانِ تقسیمِ حاکمیت «خفت» است"، اتفاقا شخصِ شاهزاده در کنگره‌یِ ۲۰۰۸ حزبِ مشروطه ایران، خیره در چشمانِ جنابِ بیت‌اللهی می‌‌فرمایند "خفت که نی‌ ‌ست هیچ! خیلی‌ هم ممکن ‌ست؛ خیلی‌ هم دمکراتیک ‌ست"، تا همین امروز هم این رویکرد را ادامه می‌‌دهند. حالا اگر بنا بر هر مصلحتي نمی‌‌خواهند خدای‌نه‌کرده علنی ایشان را نقد فرمایند، به خودشان مربوط ‌ست. ولی‌ دیگر چرا آنچه دیگران نه‌گفته اند را به دیگران برمی‌بَندند؟

    ادامه مطلب ..و