1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: پنج شنبه 16 نوامبر 2017. برابر با پنج شنبه, 25 آبان 1396

برخی کاستی‌ها در گفتگوی شاهزاده رضا پهلوی با «فوکوس اُنلاين»

.

شاهزاده رضا پهلوی بِسالمه هفتم ژوئن ٢٠١٢ با روزنامه‌ی «فوکوس انلاين» Fokus Online يک سُخن‌ديدار interview کوتاه انجاميده [١]، و در آن به پرسش‌های آن رسانه پاسخ‌ها-ای دادند (ترجمه‌ی فارسی [٢]: ترجمه-ای ميانگين با برخی کاستی‌ها).

در برآورد بنده بخش-ای از آن پاسخ‌ها دارای سستی‌ها-ای بودند، که بی‌درنگ دستاويز-ای خُجَسته برای واکنش «جمهوری‌خواهان ايدئولوگ» شدند. نمونه‌-ای از آن واکنش را می‌توان در نوشته‌ی محمد امينی بنام «آرزوهای محمدعلی شاهی»[٣] اندرنگريست.

سستی‌ها-ای همانند آنچه در اين سخن‌ديدار رخ‌ داده، به گذار سال‌های گذشته اينجا و آنجا در پاسخ‌ها و سخن‌های شاهزاده پيش‌ آمده اند. من اين گفتگو با فوکوس انلاين را پَروا (فرصت) شمردم تا به برخی از آنها سامانه‌وَرانه systematically بپردازم. اميد است که ايشان بهمراه «انجمن رايزنان» شان به بهبود بنيادی آن نکته‌ها کوشا باشند.

بنده در اين بررسی به نوشته‌ی امينی، که بخش بزرگ آنرا ناپخته، ناتَرازمند و کينه‌انگيخته (در کنار کمی انديشه‌های سودمند) می‌پندارم، نمی‌پردازم. روی واکافت analysis من تنها به بررسی کاستی‌ها در پاسخ‌های شاهزاده است، زيرا که خويشکاری بررسی خردمندانه و ترازمندانه‌ی آن بيش از همه بر دوش ما مشروطه‌خواهان است.

(( پيش‌آگاهی: ترجمه [٢] از برخی کاستی‌ها برخوردار است که نمود سخن شاهزاده را در برخی نکته‌ها از آن که در سخن‌ديدار بوده است، بی‌نياز احساسی‌تر و پررنگ‌تر می‌سازد. برای نمونه گزينش واژه‌ی "صدالبته" برای "natürlich" آلمانی بجا و درخور نيست. "صدالبته" به آلمانی می‌بود "aber selbstverständlich" و يا "aber klar doch". ترجمه‌ی درست "natürlich" به فارسی عربی‌آميخته‌ی امروزی می‌بود "طبيعتاً" و يا به پارسی "چنين بُوَد". البته اين ترجمه‌ی کاستْوار تنها به ناتوانی ترجمنده برنمی‌گردد بلکه نيز به شيوه‌ی سخن گفتن «خودمانی» شاهزاده که ترجمنده را به اينگونه واژه‌گزينی‌ها وسوسه می‌کند. اين نکته در آغاز همين نِوِشتْمان (مقاله) واکافته خواهد شد. ))


الف) واژه‌گزينی پاسخ‌های شاهزاده بيش از اندازه احساسی و گاه حتا «خودمانی» است. اين پديده در همه‌ی گفته‌های ايشان، چه به انگليسی، چه به فرانسوی (آنجا کمتر) و از همه بيشتر به فارسی هويدا است. اين روش از ديدگاه سخن‌آوری rhetoric با جايگاه نامزد تخت پادشاهی ايران سازگار نيست. اين بدان‌ برداشت نيست که شاهزاده می‌بايست پيچيده، بَرآهيخته abstract و سَرد سخن گويد، بلکه بدان شيوه که از سخن او، در کنار «سادگی» و «فروتنی»، «والايی» و «انگيزه‌بخشی» برتابد. سخن او می‌بايست الگو-ای برای هر کنشگر سياسی ايرانی باشد. نيز سخن بايد بدان‌سان سنجيده و پُرمنش باشد که از آن نتوان برداشت‌ها-ای بُرون ‌هيخت (بدانگونه که برای نمونه محمد امينی می‌‌کوشد) که او نمی‌خواست و يا نمی‌شايست گفت.

نمونه‌ی يکم، برگرفته از [٢]:

فوکوس انلاین: "آرزو دارید روزی تاج شاهی ایران را برسرگذارید؟"
شاهزاده پهلوی: "صدالبته. اصولاٌ برای من چیزی از این بهتر نیست که با همۀ آنچه در اختیار دارم به کشورم خدمت کنم. در غیر اینصورت همۀ این زحمت‌ها را بر خود روا نمی‌داشتم و داوطلبانه خودم را در تیررس قرار نمی‌دادم."

گزاره:
دريافت-ای که از اين واژه‌گزينی برمی‌آيد تا اندازه-ای جاه‌جويانه و خويش‌پسندانه است. نگاه نامزد تخت پادشاهی ايران بايد بيشتر به پذيرش فروتنانه‌ی خويشکاری باشد. دوديگر آنکه، آنجا که سخن از «خدمت» می‌رود بايد هميشه يادآوری کرد که در سازگاری با «روان پادشاهی مشروطه»؛ زيرا ايشان هر اندازه که پافشاری کنند، يک کنشگر ساده‌ی سياسی نيستند. اين سازگاری با «روان پادشاهی مشروطه» آن است که ايشان پشتيبان و «کاتاليزاتور» کوشش‌های آزادی‌خواهانه‌ی ايرانيان باشند و نه رهبر. پافشاری بر اين نکته بر ايشان بايسته، و برای پيروزی آزادی‌خواهی و مشروطه‌خواهی بسيار کارگر است.

--> الگو-ای پيشنهادی برای پاسخ بهتر به پرسش بالا:
«من بر اين باور هستم که بازگشت پادشاهی مشروطه می‌تواند برای برپايی آزادی و نيک‌بختی همه‌ی ايرانيان سودمند باشد. سرنوشت بدون آنکه از من بپرسد، بار نامزدی پادشاهی را بر دوش من نهاد. من با همه‌ی توان-ام در انجام اين خويشکاری خواهم کوشيد، حتا اگر در پشتيبانی از آزادی‌خواهی ايرانيان و نيکبختی آنان، در اين راه جان من ستانده شود. انديشه‌ی من پيوسته با آزادی‌خواهان زندانی است. سخت‌کوشی و پايمردی آنان برای من نيروبخش و الگوآفرين است.»

نمونه‌ی دوم، برگرفته از [٢]:

فوکوس انلاین: "می‌توانید تصورش را بکنید که دست از خواسته‌های سیاسی خود بردارید و تنها مانند یک فرد معمولی زندگی کنید؟"

شاهزاده پهلوی: "فکر می کنید که مثلاٌ هوادارانم چنین چیزی را می پذیرند؟ اینان زندگی را بر من جهنم خواهند کرد و من را خائن خواهند دانست! بنابراین من برخلاف خواهران و برادرانم اصولاٌ چارۀ دیگری ندارم. و از این رو تصمیم گرفته ام این نقشی را که سرنوشت برایم رقم زده است خیلی جدی بگیرم. وگرنه نمی توانم به چشمان خود نگاه کنم."

--> الگو-ای پيشنهادی برای پاسخ بهتر به پرسش بالا:
«در اين روزگار سياه و آسيب‌ديدگی ايران، بار سترگ تاريخ اين کشور پرمايه و سرفراز، و نيز کوشش برای بهزيستی و آزادی مردم-اش چنان خويشکاری سنگين-ای بر گردن هر ايرانی نهاده، که همه در تکاپو می‌باشند. اين بار بر بنده چندين برابر بيشتر سنگينی می‌بايد کرد، و می‌کند.»


ب) نامزد پادشاهی ايران می‌بايست در سخنرانی‌ها و سخن‌ديدارهای همگانی از کاربرد واژ‌های «خودی‌ناخودی‌انگيز» بسان «هواداران من [چنين و چنان]»، و يا «به هوادارن-ام می‌گویم» پرهيز کند. اگر کسی می‌بايد هواداران پادشاهی را سازمان بخشد و يا آنان را رهنمايی ‌کند، سازمان‌ها و کنشگران پادشاهی‌خواه هستند، نه خود نامزد پادشاهی. نامزد تخت شاهنشاهی ايران می‌بايد هميشه رو به «همگانِ ايرانيان»، با واژگان-ای برجسته، سنجيده و ترازمند سخن گويد، تا آنان را همدلی، نزديکی و همکاری بخشد؛ بويژه در سخن‌ديدار با رسانه‌های بيگانه.

نمونه‌ی سوم، برگرفته از [٢]:

فوکوس انلاین: "خودتان را امروز شاه می دانید؟"
شاهزاده پهلوی: "در روستاها هنوز من را «ولیعهد» می نامند. اما همیشه به هوادارنم می‌گویم من را فقط باید فردی ببینند که برای آزادی ایران مبارزه می کند. اینکه آیا روزی بر تخت خواهم نشست به ارادۀ مردم وابسته است. هیچکس نمی داند چند درصد مردم در انتخابات آزاد به نفع سلطنت رأی خواهند داد."

گزاره‌:

آلفا) اينکه آيا بيشتر روستانشينان هوادار بازگشت پادشاهی هستند تا شهرنشينان، نه تنها ارزش بنيادی ندارد، بلکه بيشتر نشانگر آن می‌تواند بود که تنها توده‌های کمتر انديشنده هوادار پادشاهی هستند.

بتا) اينکه کار شاهزاده‌ی ايرانزمين کوشش در راه آزادی ايران و برپايی مردمسالاری در کشور است چيزی نيست که ايشان تنها به "هواداران" برگويند، بلکه رو به «همگانِ ايرانيان».

--> الگو-ای پيشنهادی برای پاسخ بهتر به پرسش بالا:
«تا آنجا که به خواست و گزينش بنده برمی‌گردد، من خويشتن را بايسته به انجام خويشکاری تاريخی-ام در راستای نيکبختی، آزادی و آسايش ايرانيان می‌دانم. اين خويشکاری تاريخی آن است که به بهترين شيوه و با همه‌ی نيرو نامزد-ای درخور برای تخت پادشاهی ايران، در چهارچوب يک پادشاهی مشروطه، باشم. پاسخ فرجامين به پرسش شما را تنها مردم ايران می‌شايند داد، نه من.»


پ) شاهزاده بايد از برآوردهای تاريخی درباره‌ی روزگار پادشاهی پدر-اش، شاهنشاه آريامهر، پرهيز کند. و اگر هم چيزی درآن باره می‌گويد بيشتر فَرسَنجنده (نقد‌کننده) و موشکافانه باشد و نه نيک‌گويی سرسری. روزگار پهلوی دوم، پس از ٢۸ مرداد، دچار بحران سخت مشروعيت بوده است. اينکه آنرا با يک جمله سرسری برآورد کرد، نه شدنی است نه خردمندانه. اگر کسی بخواهد رويدادهای پيچيده‌ی آن‌ روزگار را برآورد کند، و فرايند آنرا بيشتر سودبخش تا زيان‌آور پندارد، اين تنها و تنها از دست يک تاريخ‌شناس بی‌طرف برمی‌آيد. از اين گذشته، روی هم رفته درست نيست که کسی خود-اش از کارکردهای پدر-اش نيک‌گويی کند. اين منش اگر برای همگان شايسته باشد برای نامزد پادشاهی ايران دوچندان بايسته است.
(نيز فراموش نشود که از ديدگاه برنامه‌سازی خواست طبيعی همه‌ی پرسش‌گران رَسانِگی آن است که با پرسش درباره‌ی کاستی‌های آنروزگار ايشان را به تله بياندازند، تا برنامه‌ی خويش را داغ‌تر کنند.)

نمونه‌ی چهارم، برگرفته از [٢]:

فوکوس انلاین: "در سنجه با اسپانیا البته ایران در زمان پدر شما کشورِ چندان دمکراتیکی نبود."

شاهزاده پهلوی: "پدرم براین باور بود که باید ابتدا به مردم تا حدی آموزش بدهد تا دمکراسی امکان پذیر شود. می خواست ابتدا جامعۀ مدنی ایجاد کند. نظامش اصلاح پذیر بود و درآخر هم با اصلاحات مؤافقت کرد."

--> الگو-ای پيشنهادی برای پاسخ بهتر به پرسش بالا:
«کشور ايران، پيش از انقلاب مشروطه و نيز پس از آن، دچار کاستی‌های چندگانه‌ی فرهنگی و زيرساختی بود. پدر من با تمرکز قدرت، پس از ٢۸ مرداد، کوشيد تا برنامه‌های گشايش‌بخش-ای را، برای نمونه در راستای آزادی زنان و زيرساخت دانشگاهی و سازندگی، شتاب بخشد؛ البته به بهای کاهش آزادی سياسی و پايمالی قانون اساسی. آيا روی هم رفته اين فرايند سودبخش بود و يا بيشتر زيانبخش، می‌بايست از سوی تاريخ‌شناسان در برآوردهای ميانبرد و دوربرد بررسی شود. من در اينباره خاموش می‌مانم و داوری را به کاوش‌گران و به مردم ايران می‌سپارم. باور من آن است که با آنچه ما ايرانيان از گذشته آموخته ايم در آينده يکی از کامياب‌ترين، قانونمندترين و آزادمنش‌ترين پادشاهی‌های مشروطه‌ را خواهيم برساخت، که حتا در سنجش جهانی بتواند الگو باشد.»

نمونه‌ی پنجم، برگرفته از [٢]:

فوکوس انلاین: "آنگونه که بسیاری از هموطنانش در آن زمان فکر می کردند دیگر خیلی دیر شده بود." (درباره‌ی آمادگی شاهنشاه آريامهر بسوی ويراست و بازديسی reform، بهنگام انقلاب.)

شاهزاده پهلوی: "فراموش نکنیم: پدرم در آن زمان داوطلبانه کشور را ترک کرد. قذافی نبود، صدام حسین نبود، بشار اسد نبود که به قدرت بچسبد. و راه صلاح کشورش را درنظر داشت. بسیاری از انقلابی های آنموقع امروز نزد من می آیند و می گویند: «بهتر بود پدرت ما را بازداشت و اعدام می‌کرد. ما که خبر نداشتیم چه پیش خواهد آمد!»"

گزاره: بيش از اندازه ساده‌کرده‌ی رويدادهای پيچيده‌ی تاريخی و با زبان-ای بی‌اندازه خودمانی.

--> الگو-ای پيشنهادی برای پاسخ بهتر به پرسش بالا:
«گرچه پدر من روزگار امباشت قدرت و سياست «سازندگی از بالا» را ٢٥ سال بدرازا کشانيد، اما هنگاميکه ناخرسندی‌ها بالا گرفت بسيار آرام‌تر و آسان‌تر از ديگر کشورداران خاور نزديک کناره گرفت. نيز فراموش نشود که کشور را به يکی از کنشگران آزادی‌خواه بسان روانشاد بختيار سپرد. کم نيستند کسانيکه آنروز هوادار انقلاب ٥۷ بودند و امروز چنين می‌پندارند که شايد برای آينده‌ی کشور بهتر می‌بود اگر پدر-ام نخست خيابان‌ها را، حتا با دست‌يازی به زور، نخست آرام ساخته و تازه پس از آرام‌سازی کار را به کسی بسان شاپور بختيار و يا غلامحسين صديقی می‌سپرد.»


ت) شاهزاده می‌بايست در سخن‌های خويش ايران را، چنانکه روانشاد داريوش همايون پيوسته پافشاری داشت، هميشه از گروه کشورهای جهان‌سومی خاور نزديک جدا پنداشته، همکوش و هم‌انديش آينده‌ی کشورهای پيشرفته بشمارد. در اين راستا آنچه کشورهای نامردمسالار عربی بسان "قطر" يا "عربستان سعودی" پيشنهاد می‌کنند نمی‌تواند برای آينده‌سازی ايران چندان مايه‌وَر باشد (به خودی خود البته آن کشورها همسايه‌های گرامی ايران هستند، اينجا سخن از شايستگی آنها درباره پيشنهاد دادن برای آينده‌ی ايران است).

نمونه‌ی ششم، برگرفته از [٢]:

فوکوس انلاین: "بنابراین منظورتان این است غرب باید برای تغییر حکومت فشار بیاورد تا دولت ایران را از ساخت سلاح اتمی بازدارد؟ این راه حل است؟"

شاهزاده پهلوی: "حتماٌ. زیرا مسئلۀ اصلی نه برنامۀ اتمی که حکومت است. سعودی ها و بحرینی‌ها و قطری‌ها این را می‌دانند. چنین می‌نماید که فقط غرب فراموش کرده است. این حکومت بهترین پوکرباز دنیاست. پوکر بازی می کند تا بقای خود و قدرتش را با رهبری فعلی حفظ کند. برای این کار به سلاح نیاز دارد."

--> الگو-ای پيشنهادی برای پاسخ بهتر به پرسش بالا:
«فرمانروايان بر ايران چيره‌گشته ، گروهک-ای بی‌وجدان و ايدئولوگ هستند. آنها هر نيرنگ-ای را بکار می‌برند و خواهند برد تا به جنگ‌افزار هسته‌ای دست‌يابند. اين جنگ‌افزار در دست‌ آنان خطر بزرگ-ای برای مردم جهان و دوچندان برای آينده‌ی مردم ايران خواهد بود. مردم ايران در گذار تاريخ حق بزرگ-ای به گردن فرهنگ و شهريگری جهانی دارند. اين امروز نه تنها خردمندانه بلکه بسيار وجدانی است که ديگر مردمان و کشورهای مردمسالار به مردم ايران ياری رسانده، به فرايند «خويش‌آزادسازی» آنان نيرو و پشتگرمی بخشند. اين ياری بيش از همه چيز پشتيبانی از صدای کنشگران آزاديخواه و روشن‌انديشان ايرانی در درون و بيرون از ايران می‌بايست بود.»


در کنار کاستی‌های برشمرده، بر بررسی نمودهای نيک سخن شاهزاده، بسان پافشاری هميشگی ايشان بر انجام حقوق بشر و جدايی نهاد دين از نهاد کشورداری، چشم‌ می‌پوشم؛ زيرا آنچه درست پيش می‌رود نياز به بررسی فراتر ندارد.

اميد من آن است که شاهزاده پيوسته انجمن-ای از رايزنان فراگروهی را به همکاری خويش داشته باشد و کنش‌ها و سخن‌های خويش را باريکوارانه با بررسی‌های آنان بهينه سازد. بويژه پيش از سخن‌ديدار با رسانه‌ها نياز به رايزنی با دو گروه از کارشناسان می‌باشد: آلفا) کارشناسان سياست روز، بتا) کارشناسان درباره‌ی آن رسانه‌ی ويژه (دست کم کارشناسان-ای که زبان و فرهنگ کشور آن رسانه را ژرف بشناسند).

جايگاه و نقش شاهزاده در آزادسازی ايران و در برپايی مردمسالاری چنان کليدی و مايه‌ور می‌تواند بود، که کوچک‌ترين کوتاهی و ندانم‌کاری از ديدگاه تاريخی در آينده نابخشودنی شمرده خواهد شد.

ايران، شهر آزادگان، پيروز

[١] نوشتار آلمانی سخن‌ديدار شاهزاده رضا پهلوی با
Fokus Online http://www.focus.de/intern/impressum/autoren/?id=5863&art=764055

[٢] ترجمه‌ی فارسی سخن‌ديدار شاهزاده رضا پهلوی با Fokus Online http://www.irandarjahan.net/%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%D8%AA/%D8%A7%DB%8C%D9%86%DA%A9%D9%87-%D8%A2%DB%8C%D8%A7-%D9%85%D9%86-%D8%AA%D8%A7%D8%AC.html

[٣]محمد امينی، «آرزوهای محمدعلی شاهی»
http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=46304

اضافه کردن نظر

کد امنیتی
تازه کردن

برگه درخواست عضویت
ایمیل دبیرخانه حزب
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما همراه باشید

کتاب‌های علی‌اصغر حقدار

آخرین مقالات درج شده جدید

بیانیه ایران‌گرایان در رابطه با زمین‌لرزه در غرب ایران…

فاجعه زمین‌لرزه در غرب ایران…

حمایت دولت‌های خارجی از مردم ایران باید مشروع و ریشه‌دار باشد…

چشم‌اندازی به هویّت و ملیّت…

بیانیه جبهه ایران‌گرایان برای روز کوروش…

مقالات دگراندیشان جدید

مشکل، مردم ایران نیستند؛ رژیم جانی‌شان است…

قیام ملی نقاب (نجات قیام ایران بزرگ)…

آیت‌الله مایک؛ آمریکاییِ مسلمان‌شده‌، رئیس جدید میز ایران سازمان سیا…

ایران را چرا باید دوست داشت؟…

در باغ وحش آخوندها!…

مقالات هم‌اندیشان جدید

آیا هدف روسیه تبدیل ایران به یک «حکومت اقماری» است؟…

مارتین لوتر: مردی که به قرون‌وسطی فرمان ایست داد…

تشدید «جنگ سرد» در مناسبات آمریکا و ایران…

جشن مهرگان، تجدید پیمان با مهر و روشنایی…

آمریکا و آینده مبهم توافق اتمی با ایران…