1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: یکشنبه 17 سبتامبر 2017. برابر با یکشنبه, 26 شهریور 1396

نگرش اصولی بر عوام‌گرایی در گفتمان سیاسی

.



درآمد

عوام‌گرایی یا پوپولیسم (Populism) در فرهنگ اجتماعی پدیده جدیدی نیست. اگرچه ممکن است رخدادهای دو یا سه سال گذشته نشانی از نو بودن این پدیده را آشکار سازند، امّا نگاه به خود پدیده از یک‌سو و بررسی میزان تأثیرگذاری آن بر روند فرهنگ گفتمان سیاسی از سوی دیگر، خواستار بینشی جداگانه است. واژه عوام‌گرایی برآمده از کلمه لاتین «پوپولوس» به معنی مردم (people) است. از میان مثال‌های بسیار، بسندگی به دو مثال از تاریخ یکی از دوران طلایی و دیگری از قرون‌وسطی، نشانگر مفهوم تنیدگی عوام‌گرایی و سیاست اجتماعی در گفتمان فرهنگی ست. مثال نخست: جنگ‌هایی که اسکندر مقدونی پس از فتح آتن علیه ایران و مناطق تحت فرمان پادشاهی ایران شروع نموده بود، حداقل پس از فتح ایران در معنای انتقام‌جویی از پادشاهان هخامنش و فتوحات آنان در آسیای کوچک را می‌توان به دو دلیل در چهارچوب عوام‌گرایی تعبیر کرد. یکی اینکه اسکندر پس از فتح بابل و ایران هیچ دلیل قانع‌کننده‌ای برای ادامه جنگ نداشت. دیگر اینکه، او افسانه‌ای که ارسطو در مورد کوه‌های استوار و سر فشانده به آسمان که نشان از پایان زمین می‌دهند را به‌راستی پذیرفته بود. چون گمان می‌کرد که سرزمین هند و چین امروز پایان جهان کُرَوی است. مثال دیگر: درروم قرن چهاردهم میلادی وکیلی به نام کولا دی رینزی (Cola di Rienzi) با حمایت از مردم برعلیه نجیب‌زادگانی که فاسد معرفی‌شده بودند، به پا خاست، اگرچه او نخست سیاست اعتراض گونه خود در برابر نجیب زادگان را در پشتوانی از مردم جلوه داد، امّا با دستیابی به قدرت، خود نیز به یک مستبد سیاسی بدل شد.

این ویژگی عوام‌گرایی، یعنی شوراندن مردم نخست با کمترین نیروی ممکن و با تکیه‌بر نادرستی‌ها و تبدیل گروه‌های مردمی به توده‌ای درراه دستیابی قدرت و آرزوهای فردی انسان قدرتمند، ساختار پدیده عوام‌گرایی را در قرن‌های آینده شکل می‌بخشد.

عوام‌گرایی به گونه جدال طلبی، آشوبگری و کسب قدرت، ویژه فرهنگ‌های اروپایی نیست، بلکه تاریخ هم روزگار ایران را شکل و معنی می‌دهد. نمونه‌های بارز آن در دگرگونه سازی رویدادهای تاریخی و دروغ‌پردازی است که از نیمه دوم دهه هفتاد به این‌سو گفتمان سیاسی نیروهای مخالف دولت و نظام را شکل بخشید. دروغ‌پردازی‌ها در مورد مرگ پهلوان تختی، صمد بهرنگی، پیرامون نبود استقلال ملّی و آزادی متلّق و مهم‌تر از همه طرح حکومت اسلامی به‌عنوان تنها راه نجات ایران و با ادعای برابری قشرهای مختلف اجتماعی، ازجمله شعارهای اساسی در هموار کردن راه جهت پیروزی چپ‌گرایان و اسلام‌گرایان به شمار می‌روند. گام‌هایی که روح‌الله خمینی در آغاز برداشت و بسیاری از مردم درس‌خوانده را همراه خود ساخت، بدون شباهت به روش کولا دی رینزی نیست. خمینی همچون کولا دی رینزی از حکومت وقت نیرویی فاسد ساخت و این نیرو را با تکیه‌بر دروغ‌پردازی و تحریف تاریخی مخالف اسلام معرفی کرد. پذیرفتن دروغ‌پردازی و تحریف تاریخی از سوی مردم بُعد دیگر اندرکنشی عوام‌گرایی را نشان می‌دهد. در گذشته نگاری انقلاب اسلامی می‌توان نبود یک جهان‌بینی ساختاری، تحریک احساسات عمومی، دگرگونه سازی تاریخی و انحراف اذهان عمومی در نیل به قدرت را از مشخصه‌های عوام‌گرایی در انتقال قدرت از پادشاهی ایرانی به جمهوری اسلامی دانست.

با توجّه به دو مثال یادشده و ارتباط دادن آن دو به ایران در چهارچوب انگاره عوام‌گرایی، می‌توان عوام‌گرایی را پدیده‌ای وارفرهنگی شمرد که متعلق به جامعه ویژه‌ای نیست. امّا بروز و روند آن در جامعه‌های گوناگون مبتنی بر داده‌های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی هر جامعه و انگیزه تعریف‌شده در آن جامعه است. بر اساس این انگاره، هدف من در این نوشته یکی پرداختن به یک تعریف اصولی از عوام‌گرایی است و دیگر بررسی این پدیده در راستای نگرش جامعه‌شناسی و علوم سیاسی. نقطه مشترک این دو در بینش فرهنگ شناسی بررسی می‌گردد که در پایان اشاره‌ای کوتاه به آن خواهم داشت.

عوام‌گرایی در کاربرد همادی و ویژه

معنی همادی عوام‌گرایی که می‌توان در هر واژه‌نامه‌ای یافت، عبارت است از طرح سیاست‌های موضعی و فرصت‌طلبانه به‌منظور جلب توجّه و همگام کردن توده مردم در دستیابی به قدرت سیاسی. ویژگی عوامگرایانه در ابزارسازی از مردم و عوام‌فریبی در راستای هدفمند نشان دادن طرح خود است. این تعریف برآمده از روش کاربردی عوام‌گرایی است که می‌توان آن را در چند مرحله خلاصه کرد. گام نخست عوامگرایانه در بزرگ جلوه دادن کمبودها و خواسته‌های به‌ظاهر غیرقابل دسترسی عموم است. گام دوّم در ناتوان نشان دادن دولت حاضر در برطرف سازی آن کمبودها و در جامه عمل پوشاندن به آن خواسته‌هاست. گام سوم درراه چگونگی استفاده از خواست عمومی درراه دستیابی به اهداف خود است. گام چهارم در پروراندن خواست خود در چهارچوب آنچه مردم طالب آنند. گام پنجم گذشته پردازی ایدئال و تجلیل از آن است. در چنین مکانیزمی عوامگرایانه از مردم و خواست آنان جهت هدفمندی ایدئولوژی خود ابزارسازی می‌کنند. حاصل آن خواهد بود که در پایان، دستاوردهای عوامگرایانه به خاطر مقطعی بودن و نبود اندیشه و منطق علمی همچنان چیزی دیگری غیر از خواسته‌های مردم درخواهد آمد.

عوام‌گرایی دانش واژه‌ای است که در «دانشنامه دمکراسی» این‌گونه تعریف‌شده است: «نوعی کنش سیاسی که علایق، گرایش‌های فرهنگی و احساسات لحظه‌ای را برمی‌انگیزد و عموم را در بُعد مخالف مهتران سیاسی قرار می‌دهد. این کنش برای به دست آوردن حقّانیّت خود در جهت رهبری حرکت‌های عوام گر، مردم را در درک خواسته‌ها خود مستقیماً مورد خطاب قرار می‌دهد و با استفاده از ارگان‌ها و امکانات مدنی جامعه چون تجّمع مردمی، راهپیمایی، اصلاحات اجتماعی و رجوع به دمکراسی مستقیم و بدون اهمیّت بخشیدن به تقسیم قوا، نیازمندی، علایق و حقوق اقلیت‌ها، مدعی هدفمندی خود می‌شود.» اگر این تعریف فراگیر را مدنظر قرار دهیم و جویای چگونگی عوام‌گرایی در حکم یک کنش اجتماعی و سیاسی باشیم، با دو بینش روبرو خواهیم شد.

عوام‌گرایی در بینش جامعه‌شناسی و سیاسی

بینش اصولی به عوام‌گرایی یکی از دست‌آوردهای علم جامعه‌شناسی در پایان قرن نوزدهم میلادی ست که به بررسی بروز این پدیده درکنش مزرعه‌داران تگزاس آمریکا در برابر جمع سرمایه در نیویورک و در هدف دست‌یابی و اجرای سیاست مالی مردمانه تر ازجمله برای گرفتن وام‌های مساعد و شکل‌گیری «اتحّادیه مزرعه‌داران» می‌پردازد. بدون پرداختن به جزییات می‌توان شکل‌گیری حزب کارگری ناسیونال سوسیالیسم آلمان و بر روی کار آمدن آدولف هیتلر در دهه سی میلادی، برخورد خرده‌فروش‌ها با سیستم مالیاتی فرانسه در دهه پنجاه، برخورد سنت‌گرایان سیاسی آمریکا با جنبش‌های حمایت از محیط‌زیست، حقوق زنان و طرفداران صلح در دهه هفتاد، روند انقلاب اسلامی درراه پیشبرد اهداف ایدئولوژیک، شیعه گرا و ملّی ستیزی و به قدرت رسیدن روح‌الله خمینی در سال‌های پایانی دهه هفتاد و آغاز دهه هشتاد قرن بیستم و همچنین قدرتمند شدن دوباره گروه‌های راست رادیکال و ناسیونالیست‌های افراطی در دهه دوم قرن بیست و یکم را در شمار رویدادهایی دانست که بدون تکیه‌بر عوام‌گرایی به هدف نمی‌رسیدند.

بینش مقایسه‌ای به این پدیده‌ها، عوام‌گرایی را نخست یک پدیده اجتماعی جلوه می‌دهد که انگیزه بروز آن را می‌توان در گسیختگی پیوند شهروند با جامعه، مفهوم نبودن زبان سیاست و سیاست‌گذار برای عموم و در پی آن ساده انگاشتن امور پیچیده مشاهده کرد. چنین انگیزه‌ای، راه استفاده سیاسی از عوام‌گرایی جهت تحریک جامعه برای دستیابی به اهداف ایدئولوژیک را هموار می‌کند. نقطه تشابه دیگر، نقش رهبران عوامگرایانه ست. از هیتلر در آلمان و خمینی در ایران تا رجب اردوگان در ترکیه و سران احزاب رادیکال در کشورهایی چون آلمان، هلند، فرانسه و آمریکا، همه جهان‌بینی و اهداف شخصی خود را وراتر از منافع ملّی می‌دانند و با تمایل به دستیابی به قدرت سیاسی کوشش در تحمیل اهداف خود بر جامعه دارند. اینان اگرچه در گام‌های نخستین خود را خیرخواه و ناجی جامعه معرّفی می‌کنند، امّا باقدرت رسیدن، خود به دیکتاتورهای قدرت‌طلب، آتوکرات و جنگجو مبدل می‌شوند و جوامع را تا مرز نابودی می‌کشاندند. از نتیجه به‌دست‌آمده از مقایسه کنش‌های عوامگرایانه و رهبران آن‌ها، می‌توان بینش جامعه‌شناسی به عوام‌گرایی را در سه فرا سنج خلاصه کرد:‌ ایدئولوژی، استراتژی و سَبک. این سه می‌توانند در یکدیگر ادغام شوند و با یاری‌جویی از ادبیّات ویژه، هدفمندی ایدئولوژیک خود را توجیح کنند.

بررسی دیگر عوام‌گرایی در گفتمان علوم سیاسی ست. این گفتمان بروز عوام‌گرایی را هنگامی می‌داند که گروهی یا حزبی (معمولاً در اقلیّت) باسیاست گروه و یا حزبی دیگر‌(معمولاً در اکثریّت) به کمک بافتارهای اخلاقی، احساسی و عوام‌فریبی گفتمانی جدال گرایانه (polemic)‌ و تبلیغاتی (propagandistically) پدید آورد. در این جدال، عوام‌گرایی رنگ اتّهام زنی به خود می‌گیرد و به یک نوع استراتژی در «ستیز سیاسی»‌ تبدیل می‌شود. گرایش عوام‌گرایی به جدال طلبیِ از آن یک فرایند خارج از اصول روشنگری، علمی و فراگیر گفتمان سیاسی می‌سازد. خروج از منطق و اصول، در گفتمان سیاسی تهی گاهی به سود جنبش‌های عوامگرایانه پدید می‌آورد. این جنبش‌ها با افزایش میزان تفاوت بین سیاست‌های روشنگرایانه، آن تهی گاه را به شکلی گسترش می‌دهند که گفتمان سیاسی زبان دیپلماسی را ترک گفته و گروه‌های مختلف جامعه را بر ضد یکدیگر می‌شوراند. شکاف بین گروه‌های گوناگون جامعه از سک سو و بین این گروه‌های و سیاست روز از سوی دیگر بر هم زدن صلح سیاسی را به همراه دارد که فرآیند اصلی کنش‌های عوامگرایانه است، چون ربودن قدرت سیاسی در شورش اجتماعی نیازمند اصول دمکراسی نیست، امّا امکان‌پذیر هست. اصطلاح رومی «تفرقه انداختن و حکومت کردن» (Divide et impera) و ضرب‌المثل فارسی «ماهی گرفتن از آب گل‌آلود» جلوه گره روش عوامگرایانه است. چنین واکنشی به سیاست روز در واژه‌هایی بازتاب می‌یابد که با بررسی آن‌ها می‌توان به فرا سنج ارزش‌های سیاسی عوامگرایانه پی برد. به عبارت دقیق‌تر، عوام‌گرایی گونه بارز حزب، گروه و یا دسته ویژه‌ای نیست، بلکه روشی ست که هر گروه، دسته و حزبی می‌تواند به‌واسطه آن در پیشبرد اهداف خود کوشا باشد. این اهداف می‌توانند از گروه‌های راست رادیکال تا چپ رادیکال، ملّت تا قوم و دین تا نژاد را دربر گیرند؛ بنابراین بررسی بافتارِ گفتاری و سیستم ارزش‌های هر گروه، دسته و حزب نشانگر میزان عوام‌گرا بودن آن می‌باشد. آنچه به‌طور کل دربرگیرنده سیستم ارزشی کنش‌های عوامگرایانه است، در چند فرا سنج خلاصه می‌شود: نخستین آن وجود یک هسته ایدئولوژیک است، دیگری وجود مکانیزم بی‌بهره سازی (exclusion)، سوم توانایی سازش و همکاری با هرگونه جهان‌بینی سیاسی و چهارم معترضانه بودن، امّا سازنده نبودن است. با توجّه به این فرا سنج‌ها می‌توان عوام‌گرایی را از بینش علوم سیاسی در حکم یک روش ایدئولوژیک - یا حتی خود ایدئولوژی - دانست که دو نوع یکپارچه (homogeneous) را در جامعه می‌سازد: «مردم عادی» و «مهتران فاسد» و معتقد است که سیاست اصلی کلام مردم عادی است و سیاست چیزی نیست مگر برآوردن خواست آنان.

بینش جامعه‌شناسی و علوم سیاسی به پدیده عوام‌گرایی در این مورد هم قول است که هر دو این پدیده را نه در قالب اساسی و برگرفته از دانش، بلکه در حکم یک رابطه تغییرپذیر (Relation) می‌دانند. چنین رابطه‌ای وجود خود را همواره مدیون کوشش در برقراری ارتباط مخالف در جهت ساختار اعتراضی و برانگیختن احساسات عمومی است. استراتژی این ساختار را می‌توان در اعتقاد به هویّت ملّی و فرهنگی تغییرناپذیر (Entity)، یکپارچه جلوه دادن اجتماع، فروریزی سیاست و ناموفق جلوه دادن سیاستمداران مستقر در حکومت، بستن مرزها به روی مهاجران، تکیه‌بر هویّت دینی، نژادی و از این قبیل خلاصه کرد. دیگر نشانه استراتژیک، معّرفی رهبری ست که با توانایی در رسایی سخن، عموم را همبسته کند و تابوهای اجتماعی و سیاسی را بشکند. در نظر عوامگرایانه مهم نیست که آن رهبر «چه» می‌گوید، بلکه مهم این است که او «چگونه» می‌گوید. هر چه ساختار بیان او عامیانه‌تر و به‌دوراز ادب سیاسی باشد، محبوبیّت او نیز بیشتر خواهد بود. ویژگی چنین رهبری در گفتار امروزین خود در جهت پیروزی ست و نه در ارائه برنامه‌های مفید سیاسی و اجتماعی برای آینده‌ای پربهره و دراز مدّت. سومین نشانه، جدال گرایی در گفتگوهای سیاسی و به کج‌راهی کشاندن افکار عمومی با طرح حدس و گمان و چشم‌پوشی از واقعیت‌هاست. در نظر منتقدانِ عوام‌گرایی، این‌گونه استراتژدی گویای رابطه آشفته عوامگرایانه با دموکراسی لیبرال است. شناخت ایدئولوژی، ترسیم هدفمندی و بافتار گفتاری به یافتن پاسخ پرسش به چگونگی معرّفی و فراگیرشان عوام‌گرایی یاری می‌رسانند.

در کنار استراتژدی، بررسی شیوه استدلال دربی بردن به ماهیّت عوامگرایانه یاری بخش است. نخستین ویژگی روش استدلال دوقطبی کردن جامعه به «مردم عادی» و «سیاستمداران مهتر» است. در نظر عوامگرایانه ساختار این گروه دوم می‌بایست به نفع گروه اول درهم‌شکسته شود، چون عقل سلیم نزد مردم عادی ست و نه نزد مهتران. به‌عنوان‌مثال لنین در پی «نابود کردن دولت» بود، هیتلر در پی «رستاخیزی دولت» و خمینی با مشت گره‌کرده درصدد «توی دهن دولت زدن». روش‌های دیگر این گروها در اخلاقی و ارزشی جلوه دادن گفتمان سیاسی خود، پیش‌گویی و پررنگ کردن بحران‌های اجتماعی برآمده از سیاست حاضر، فروریزی کشور، نابودی فرهنگی و پیوند مردم عادی باقدرتی واری طبیعت چون پروردگار است. مه تمرین و هم‌زمان مشکل‌سازترین روش عوامگرایانه استفاده از ارگان‌های بنیادین و مدنی جامعه دمکرات در چیرگی بر سازمان‌دهی همان جامعه است. مطبوعات یکی از ارگان‌های مهم در گسترش اهداف عوامگرایانه است.‌ استفاده از واژه‌ها و گفتارهای سمبلیک در به رخ کشاندن لغزش‌های سیاسی، تئاتر سازی از سیاست، ساختار سیاسی رویدادی و ارائه تصویر گونه از سیاست ازجمله اقدامات مؤثر عوامگرایان جهت انتشار افکار خود است. چنین روشی‌هایی را می‌توان در نظریه‌پردازی آنان در ترسیم بیکاری، کاهش امنیّت و فروپاشی اجتماعی، ایجاد ترس در از بین رفتن رفاه و افزایش جرم مشاهده کرد که با تکیه‌بر شعارهایی بر اساس پیش‌داوری، ابتذال سازی، بیگانه سازی و نابودی هویّت فرهنگی جامعه مطرح می‌شود.

عوام‌گرایی و چالش‌های فرهنگی

عوام‌گرایی در عمل به ساختار ادبیّات دوگانه منجر می‌شود. در یک‌سو پیروان خود را در جایگاه توده مردم قرار داده و به آن نام‌هایی ویژه می‌دهد. درروند انقلاب اسلامی این گروه با دو نام «مستضعفان» و «انقلابیون» در گفتمان سیاسی راه یافتند. در سوی دیگر سیاست حاکم در جامعه را در بُعد جبهه مخالف می‌نهد، یعنی «مستکبران» و »طاغوتیان«. گروه اول خودی و ناجی است، امّا گروه دوم غیرخودی و خرابکار. طبقه‌بندی اجتماعی می‌توان شکل‌های گوناگونی، چون زن و مرد، هم‌جنس‌گرا و ناهم‌جنس گرا، چپ و راست سیاسی، خارجیان و بومیان و ازاین‌گونه به خود گیرد. قرار دادن این‌گونه گروه‌ها به هر نحوی در برابر هم جدال اجتماعی و آلوده کردن فضای سیاسی را پدید می‌آورد که در صورت کوتاه آمدن جامعه سیاسی حاکم در ارائه راه چاره مؤثر، به پیروزی عوامگرایانه می‌انجامد. راه‌حل مفید در برخورد مؤثر با پدیده عوام‌گرایی، سازمان‌دهی کاملاً مشخص احزاب سیاسی، رویکرد به یک سیاست آشکار و فراگیر در جامعه، تأمین رفاه، امنیت، عدالت اجتماعی و واقعیت گویی ست. در نظام‌های لیبرال - دمکرات، عوام‌گرایی پدیده‌ای ست چالش‌برانگیز چون هدف آن دستیابی به پیروزی لحظه‌ای و نه درراه یابی برای حل مشکلات اجتماعی در دراز مدّت است. آنان رقیب سیاسی خود را «دشمن» خود جلوه می‌دهند و چیرگی یا نابودی او را تنها راه‌حل اجتماعی می‌دانند. علم فرهنگ شناسی در این روش یک نوع ماهیت گرایی فرهنگی می‌بیند که در بر اساس گفتار «من و تو» (مارتین بوبر) یا منکر گوناگونی فرهنگی ست، یا وجود گوناگونی فرهنگی را معادل نابودی ماهیت و هویّت فرهنگی می‌داند.

تنها یک‌گونه گفتمان سیاسی عوامگرایانه را رسوا می‌سازد و آن گفتمانی است بر اساس واقعیت‌ها (facts) و در چهارچوب منطق علمی و سیاسی. ریشه چنین گفتمانی به آنچه پس از کشف صنعت چاپ یعنی «انقلاب رسانه‌ای» (Lorraine Daston) روی داد، بازمی‌گردد. آنچه این نوآوری به همراه آورد در دو دوره با چالش اساسی روبرو شد: یکی در زمان کشف رادیو و دیگری در عصر اینترنت؛ اما «انقلاب رسانه‌ای» که راه گشای صنعت چاپ و مطبوعات چاپی بود و صنعت رادیو دارای موردی متشابه‌اند، یعنی هرگونه خبر پیش از انتشار از یک فیلتر کیفیتی که حقیقت بودن آن خبر را تضمین می‌کند، عبور می‌کند. نقش چنین فیلتری را از خبرنگار تا نویسنده و سردبیر که همه در کار مطبوعاتی متخصص‌اند، بر عهده‌دارند. این ویژگی در مورد اینترنت و استفاده همگانی از آن در فرم مثلاً فیس‌بوک وجود ندارد. کیفیت در چنین رسانه از طریق کمییت مشخص می‌شود و این کمییت حاصل آمار هر چه بیشتر «پسندیدن» است. می‌توان مدعی شد که کیفیت مطبوعاتی در برابر کمییت عمومی قرار می‌گیرد. جامعه امروز نمی‌تواند چون جامعه قبل از فرهنگ اینترنت، تنها متکی بر نیروی فیلتر مطبوعاتی باشد بلکه خود موظف دریافتن حقیقت آنچه است که می‌خواند و می‌بیند. نبود فیلتر کیفیتی در گسترش عمومی خبر، تهی گاهی ست به نفع عوامگرایانه و این تهی گاه اکنون دمکراسی لیبرال را به چالش کشانده است.

منابع

- Doris Daston: “Bauchgefühl ist nicht Wahrheit”, in: Süddeutsche Zeitung, 55, 2017, p. 14.
- Frank Decker (ed.): Populismus in Europa, Wiesbaden: VS Verlag, 2006.
- Torcuato S. Di Tella: “Populism”, in: Seymour Martin Lipset (ed.): The Encyclopedia of Democracy, Washington, D.C.: Congressional Quarterly Books, 1995.
- Lawrence Goodwyn: The Populist Moment in America, London: Oxford University Press, 1976.
- Jan Jagers et al.: “Populism as political communication style. An empirical study of political parties’ discourse in Belgium”, in: European Journal of Political Research 46, 3 (2007), pp. 319–345.
- Stijn van Kessel: Populist Parties in Europe. Agents of Discontent?, Basingstoke (Hampshire) et al.: Palgrave Macmillan, 2015.
- Thomas Meyer: “Populismus und Medien”, in: Frank Decker (ed.): Populismus in Europa, Wiesbaden: VS Verlag, 2006.
- Benjamin Moffitt et al.: “Rethinking Populism. Politics, Mediatisation and Political Style”, in: Political Studies, 62, 2 (2014), pp. 381–397.
- Cas Mudde: “The Populist Zeitgeist”, in: Government and Opposition 39, 3, (2004), pp. 541–563.
- Teun Pauwels: Populism in Western Europe. Comparing Belgium, Germany and The Netherlands, Abingdon (Oxon) et al.: Routledge, 2014.
- Anton Pelinka: “Populismus – zur Karriere eines Begriffes”, in: Anton Pelinka et al. (eds.): Populismus. Herausforderung oder Gefahr für die Demokratie?, Wien: New Academic Press, 2012, pp. 9–20.
- Karin Priester: Populismus. Historische und aktuelle Erscheinungsformen. Frankfurt a.M.: Campus, 2007.
- Karin Priester: “Wesensmerkmale des Populismus. Bundeszentrale für politische Bildung”, in: Bundeszentrale für politische Bildung. Aus Politik und Zeitgeschichte, 5-6 (2012). URL: http://www.bpb.de/apuz/75848/wesensmerkmale-des-populismus?p=all
- Marc F. Plattner: “Populism, Pluralism and Liberal Democracy”, in: Journal of Democracy 21, 1 (2010), pp. 81-92.
- Nora Räthzel: Theorien über Rassismus, Argument: Hamburg, 2000.
- Cornelia Schmitz-Berning: Vokabular des Nationalsozialismus, Berlin et al.: De Gruyter, 2007.
- Peter Sloterdijk: “Vom Unbehagen der Demokratie”, in: Die Zeit 49 (2016), p. 49.

اضافه کردن نظر

کد امنیتی
تازه کردن

برگه درخواست عضویت
ایمیل دبیرخانه حزب
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما همراه باشید

کتاب‌های علی‌اصغر حقدار

آخرین مقالات درج شده جدید

بیانیه جبهه ایران‌گرایان درباره پدیده کولبری و رخدادهای اخیر بانه…

۷ آبان ۱۳۹۵ ـ چرا کوروش؟…

١٤ امرداد ماه سالروز انقلاب مشروطه ایران…

پیش به‌سوی همگامی ملی‌گرایان ایران…

درگذشت بانو مريم ميرزاخانى…

مقالات دگراندیشان جدید

مشکل، مردم ایران نیستند؛ رژیم جانی‌شان است…

قیام ملی نقاب (نجات قیام ایران بزرگ)…

آیت‌الله مایک؛ آمریکاییِ مسلمان‌شده‌، رئیس جدید میز ایران سازمان سیا…

ایران را چرا باید دوست داشت؟…

در باغ وحش آخوندها!…

مقالات هم‌اندیشان جدید

آمریکا و آینده مبهم توافق اتمی با ایران…

وقت فراموشی نیست…

سیاست در ایران طوری دوقطبی شده که هر یک حیات خود را در مرگ دیگری می‌بیند…

در انتخابات بریتانیا همه احزاب بازنده شدند…

ترجمه مصاحبه شاهزاده رضا پهلوی با i24News…