1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: یکشنبه 17 سبتامبر 2017. برابر با یکشنبه, 26 شهریور 1396

صلحی به سود ايران، برضد رژيم

.



تلاش: آقای همايون توضيحات شما را درباره ناوگروه‌های ایالات‌متحده آمريکا که در آب‌های جنوب ايران مستقرشده‌اند در مصاحبه‌ای با آقای مهری شنيديم؛ اما به نظر می‌رسد چنين نيروی هولناکی تاثيری بر حکومت اسلامی نداشته است و دائما بر طبل تحريک می‌کوبد. تاکنون وضعيت وخيم عراق و گرفتاری‌های فزاينده آمريکا و همچنين خطر از دست رفتن کامل شيرازه امور در منطقه ــ در صورت به وجود آمدن يک کانون آتش ديگر ــ تصور وقوع حمله به ايران را کمرنگ می‌کرد. آيا نشانه‌هایی وجود دارد که حمله به ايران را امری محتمل بنمايند؟

همايون: در اين ترديد نيست که امريکا دستيابی جمهوری اسلامی را به بمب اتمی تحمل نخواهد کرد و هشدار معاون رییس‌جمهوری امريکا را که همه گزینه‌ها (option ها) روی ميز است می‌بايد جدی گرفت. امریکاییان يک جنگ روانی به راه انداخته‌اند و اميدوارند که عامل ترس در کنار وسایل فشار ديگر، رژيم اسلامی را وادار به پذيرش قطعنامه شورای امنيت سازد؛ ولی آن‌ها بلوف نمی‌زنند. گرفتاری امريکا در عراق هرچه باشد با بمب اتمی آخوند‌ها به‌مراتب بيشتر خواهد شد. دست آن‌ها نيز چندان تهی نيست. حمله به ايران اساسا با نيرو‌های هوایی و دریایی صورت خواهد گرفت و گماشتن يک درياسالار به فرماندهی نيرو‌های امریکایی در خلیج‌فارس درست به همين دليل بوده است. ازنظر سياسی نيز امریکاییان قوی‌تر از گذشته‌اند و قدرت‌های اروپایی و جهان عرب را در مخالفت با جمهوری اسلامی با خود دارند.
اگر قطار ترمز بريده برنامه سلاح اتمی همچنان در مسير ديوانگی پيش برود احتمال حملات گستره به آماج‌های مهم در ايران افزايش خواهد يافت. بااین‌همه خوشبختانه هنوز وقت باقی است. سخت‌تر شدن تحريم‌ها و پادرمیانی اروپایيان، با امتيازاتی که عرضه می‌کنند و هراسی که در پاره‌ای محافل حکومتی احساس می‌شود شايد بتواند بالا‌ترين مقامات را بر سر عقل آورد که اگر غم کشور را ندارند دست‌کم در غم خود باشند.

تلاش: حکومت اسلامی در پی چيست؟ به‌زانو درآوردن آمريکا در منطقه، دستيابی به سلاح اتمی و از اين طريق «مصونيت» دائمی خود؟ و يا هردو این‌ها به‌منظور ترفيع مقام به رهبری نيروهای اسلامی در منطقه و جهان؟

همايون: از مردانی با سطح فرهنگی روضه‌خوانان و سینه‌زنان به‌خوبی برمی‌آید که بخواهند امريکا را به‌زانو درآورند يا با مذهبی که سرتاسرش را با بد‌ترين خرافات پوشانده‌اند در انديشه تسلط برجهان اسلام باشند. همه جنبش‌های اسلام‌گرا (Islamist)ازجمله سنيان در پی فرمانروایی بر جهان اسلام و سپس سراسر جهان بهر وسيله هستند. رويای تجديد ۱۴۰۰ سال پيش آن‌ها را گرفته است و آخوندها در ايران و بن‌لادن در کوه‌های مرز افغانستان و پاکستان راه را نشان داده‌اند. بمب اتمی مسلما به ماندگاری يک ديکتاتوری کمک می‌کند ولی برای نگه‌داشتن رژيمی که با آرزو‌های بلند و گذران روزانه يک جمعيت هفتادمیلیونی در جنگ است بس نيست. بر همه ملاحظاتی که شمرديد می‌بايد نياز به نشان دادن يک دستاورد را افزود. آن‌ها جز بمب چه دارند که در نامه سياه خود ثبت کنند؟

تلاش: نيروهای حکومتی که باکی از حمله نظامی به خاک ايران ندارند، از چه پیامدهایی ـ در صورت وقوع آن ـ غافلند؟

همايون: باک از حمله نظامی هست و از بسياری پيامد‌هايش نيز غافل نيستند ولی در ارزيابی قدرت خود و ضعف امريکا اشتباه می‌کنند. اگر به سخنان مسئولان رژيم توجه کنيم تکيه آن‌ها همه بر آسیب‌هایی است که به امريکا خواهد خورد درحالی‌که وظيفه ما رساندن خودمان به بالا‌ترين سطح جهانی است و نه آسيب زدن به ديگران. گيريم امريکا هزاران کشته و ميليارد‌ها دلار از دست داد، ما چه به دست خواهيم آورد؟

تلاش: اخيرا ليستی از سوی نيروهای مبارز داخلی منتشرشده که در آن پیش‌بینی می‌شود؛ در صورت حمله به ايران، کدام مناطق استراتژيک، کدام تاسيسات نظامی صنعتی، راه‌های ارتباطی و... هدف قرار می‌گيرند. بی‌تردید در صورت وقوع چنين حمله‌ای تلفات انسانی نيز بسيار دهشتناک خواهد بود؛ و گذشته از همه این‌ها، آيا اساسا بقای کشور و ادامه حيات ملتی به نام ملت ايران دستخوش نابودی نخواهد شد؟ آيا برای نیروهایی که در چهارگوشه ايران درکمين نشسته‌اند تا در خلا قدرت ـ يا تضعيف آن ـ تکه‌هایی از اين خاک را به يغما برند، اين فرصتی «طلایی» نخواهد بود؟

همايون: جبران ويرانی ساختار‌های صنعتی و نظامی و ارتباطی دست‌کم بيست سال ما را واپس خواهد برد. شمار کشتگان جنگ، هر چه هم بالا، در برابر کشتگان پس‌ازآن در آشوب‌های سرتاسری؛ در پاکشویی‌های قومی که از هم‌اکنون خط‌ ونشان‌هایش را می‌کشند و در ترور‌های گسترده که اسباب دست هرروزی افراد و گروه‌های مسلح بيشمار خواهد بود؛ و در جنگ‌های کوچک و بزرگ مرزی و احتمالا فرامرزی در شمار نخواهد آمد. بیست‌وهشت سال حکومت آخوند و اوباش و بازاری (از بدترين گونه آن)، شيرازه کشور را ازهم‌گسسته است. در فضای نيهيليستی انباشته از کينه و بيزاری و انتقام‌جویی، آلوده به بينوایی پردامنه توده‌های بی‌بهره‌ای که ریخت‌وپاش‌های نوکيسگان را می‌بينند همه‌چیز می‌تواند روی دهد. نمی‌توان انتظار تکرار انقلاب اسلامی را داشت. اين بار ازهم پاشيدن دستگاه حکومتی حتا در کوتاه‌مدت با غارت و کشتن و سوختن همراه خواهد بود.
حکومت اسلامی، ايران را به حال شيری زخمی انداخته است که کرکسان بسيار در پيرامونش به پروازند. آن‌ها کارگزاران سياسی و فرهنگی و اندک‌اندک نظامی خود را هم دارند. باآنکه هیچ‌گاه نمی‌باید نيرومندی درونی ملتی را که تاب بدتر از این‌ها را هم آورده دست‌کم بگيريم نگرانی ژرف هست و بجا هم هست.

تلاش: نیروهایی در ميان مخالفين حکومت اسلامی با نگاه به جدی بودن خطر حمله نظامی به ايران و با تصور درستی از پيامدهای آن، بر اين نظرند؛ که اپوزيسيون نه تاثيری روی سیاست‌های آمريکا دارد و نه بر سیاست‌های حکومت اسلامی، بنابراين نمی‌تواند جلوی حمله احتمالی به ايران را سد نمايد؛ اما برای این‌که ايران از دست نرود، بايد آماده شد و خلایی را که با در هم شکستن حکومت اسلامی ايجاد می‌شود، بلافاصله پر نمود. چنين نگاهی ظاهراً بسيار منطقی به نظر می‌رسد. نظر شما دراین‌باره چيست؟

همايون: پر کردن خلا، آرزوی بیست‌وچندساله بوده است ولی با چه؟ اينکه هرچند ده نفر يا چند صدنفری گرد هم آيند و بيانيه بدهند خلایی را پر نمی‌کند. ما درست نمی‌دانيم در درون ايران چه نیروهایی برای گرفتن جای رژيم اسلامی دارند آماده می‌شوند و طبعا هر که به صحنه نزديک‌تر باشد جای خالی را زود‌تر پر خواهد کرد. آن‌ها که در بيرون خواب پر کردن جای خالی رژيم را می‌بينند با توجه به دورافتادگی‌شان تنها در يک صورت ــ با هواپيمای جنگی امریکایی ــ می‌توانند فورا و باقدرت کافی به تهران برسند و توصيه من آن است که حتما از آن بپرهيزند. مخالفان بيرون می‌بايد نخست گره جنگ صليبی چهل پنجاه‌ساله خود را بگشايند. ازاین‌روست که به نظر من اولويت را می‌بايد به همرایی بر اصول جهان روای دمکراسی و حقوق بشر داد و از چنبر مبارزات بيهوده بر سر تعبير تاريخ هم روزگار يا شکل حکومت بيرون آمد. هر کس هم می‌تواند ديدگاه خود را داشته باشد و با همه وجود به آن بچسبد. اين بر مهم‌ترين نيرو‌های چپ و راست است که به آن جنگ پايان دهند؛ دست و پای خود را از گذشته زيان، از یخ‌زدگان تاريخ، آزاد کنند؛ و نه خلا حکومتی بلافاصله پس از جنگ، جنگی که جلوگيری از آن نخستين وظيفه همه ماست، بلکه خلا سياسی ايران را پر کنند.

تلاش: نيروهای موردبحث توافق ميان حکومت اسلامی و کشورهای غربی و در رأس آن آمريکائی‌ها را در جهت تثبيت حکومت و شکستی برای مبارزات دمکراتيک ايران تلقی می‌کنند؛ اما خلا قدرتی که در پی حمله نظامی به خاک ايران پر شود تا چه ميزان شانس پذيرش از سوی نيروهای ديگر و ادامه بقای دمکراتيک را دارد؟ آيا تجربه عراق در اين زمينه چنين تصوراتی در مورد ايران را از پيش مردود نمی‌سازد؟

همايون: رسيدن به توافق‌هایی ميان دو کشور ناممکن نيست و بهترين وسيله جلوگيری از جنگ خواهد بود که اولويت ملی کنونی ماست. مبارزات دمکراتيک ملت ايران نه از افزایش دشمنی امريکا پيروز شده است و نه از کاهش دشمنی شکست خواهد خورد. حکومت ايران تثبيت شدنی، به معنی برطرف کردن مشکلات ساختاری، نيست و مبارزات دمکراتيک مردم ايران ادامه خواهد يافت ــ رابطه با امریکا هرچه باشد.
با وضعی که ايران دارد هيچ نمی‌توان به نیروهایی که بلافاصله به دنبال جنگ در قدرت بمانند يا به قدرت برسند خوش‌بین بود. جنگ بهترين جايگزين يک رژيم بد نيست. پس از جنگ دوم استثنائا آلمان و ايتاليا و ژاپن رستگار شدند ولی هر جا پای روس‌ها رسيد دیکتاتوری توتاليتر برقرار شد. چلبی‌های وطنی از هم‌اکنون بی‌اعتبار شده‌اند؛ اما نيرو‌های سالم‌تر نيز هنوز نتوانسته‌اند شايستگی خود را نشان دهند؛ و با ماندن در حال و هوای گذشته هرگز به آن شايستگی نخواهند رسيد.

تلاش: برخلاف نيروهای فوق بخش ديگری از نيروهای سياسی ايران هنوز اميدوار است که به‌گونه‌ای جلو حمله به ايران گرفته شود. اين نيروها خود به دو بخش تقسيم می‌شوند. کسانی که صورت سازش حکومت اسلامی با آمريکا را تنها شکل تحقق صلح در منطقه می‌بينند. دامنه اين نيروها از درون حکومت اسلامی تا بخشی از اپوزيسيون کشيده می‌شود. اين نيروها گشوده شدن جبهه نيروهای صلح در آمريکا و اروپا را تقويت مواضع خود دانسته و همه ايرانيان خارج کشور را به شرکت در چنين جبهه‌ای فرامی‌خوانند. وزنه فشار چنين «صلح‌جویی» بر حکومت اسلامی به چه ميزان است؟

همايون: اگر می‌شد با زبان خوش و با تظاهرات ضد جنگ و شعر گفتن برای صلح و هم اين بد است و هم آن بد است جلو حمله به ايران را گرفت همه‌چیز چه اندازه آسان می‌شد! اصلا می‌توانستيم خود اين رژيم را عوض کنيم. مگر این‌همه از آن نخواسته‌اند که لطف کند و کنار برود؟ سازش حکومت اسلامی با امريکا نه به‌زور تظاهرات صلح جويان بلکه زير فشار‌های کمرشکن امکان‌پذیر خواهد بود. پاره‌ای هم‌میهنان ما حاضرند به هر قيمت، هيچ بهایی برای رسيدن به خواست‌های خود نپردازند. من «به هر قيمت» را به‌عمد آورده‌ام. هيچ بهایی نپرداختن، هزينه‌های سنگين دارد؛ اما برای آن‌ها که تنها می‌خواهند خوب جلوه کنند چه اهميت دارد؟

تلاش: اما بخش ديگر نيروهای مخالف حکومت اسلامی ــ ازجمله خود شما ــ درحالی‌که به‌شدت مخالف هرگونه حمله نظامی به خاک ايران است، از فشار بر حکومت اسلامی نمی‌خواهد غفلت ورزد. آيا چنين سياستی هنوز ممکن است به‌راستی بتواند مانع جنگ شود، بدون آنکه به خدمتگزار حکومت اسلامی بدل گردد؟ اين نيرو از چه امکانات درونی ــ امکانات خود ايرانيان ــ و امکانات بين‌المللی برخوردار است؟

همايون: اين دنباله همان روحيه خدا و خرما را باهم خواستن است. بلی، مطمئن‌ترين راه جلوگيری از جنگ رسيدن به توافق است ــ هرچه هم موقتا رژيم را نيرومند‌تر برجای گذارد. اگر کسی توافق را در بافتار (context) کنونی به مصلحت ملی بداند هوادار رژيم نشده است. چنانکه اشاره کردم ما می‌بايد اولويت‌های خود را مرتب کنيم. ما نمی‌بايد از بيم اتهامات کسانی که می‌دانم به آن‌ها نظر داريد آرمان‌های خود را برای ايران ــ يک کشور، يک ملت و در يک دمکراسی ليبرال ــ فدای محبوبيت در ميان واماندگان تاريخ کنيم.
امکانات بين‌المللی کسانی که می‌خواهند جمهوری اسلامی مانند کره شمالی، زير سخت‌ترين فشار‌ها به توافقی با امريکا تن دردهد دانسته نيست و نيازی هم به آن ندارند. ولی اطمينان دارم که برای مردم ايران نيز برطرف شدن بحران اتمی بی جنگ حتا اگر به بهای تحريم باشد بهترين گزينه (choice) است.

تلاش: اخيرا از سوی يکی از کادرهای سازمان فدایيان خلق ايران (اکثريت) ـ آقای سهراب مبشری ـ درزمینهٔ دفاع از صلح و توضيح چگونه صلحی، طرحی پیشنهادشده است که در آن علاوه بر مخالفت با حمله نظامی به ايران، همچنين بر ضروت مقابله باسیاست‌های تحریک‌آمیز جمهوری اسلامی و ماجراجویی‌های اتمی ايران و ادامه فشار به راین حکومت، تکيه دارد. در اين طرح پيشنهادی، تشکيل وسیع‌ترین جبهه صلح‌خواهی از سوی همه ايرانيان ـ از هر گرايش سياسی که هم مخالف جمهوری اسلامی‌اند و هم مخالف حمله نظامی ـ پیش‌بینی‌شده است. ايشان بر اين باور است که امروز ايرانيان دمکرات و صلح‌جو بايد صدايشان را بلند کنند و بگويند که بالاخره می‌خواهند صلحی را در کنار جمهوری اسلامی و علیه غرب جستجو کنند، يا در کنار جهان غرب و علیه حکومت اسلامی. نظر شما درباره چنين طرح پيشنهادی چيست؟ آيا فکر می‌کنيد شرايط مادی تحقق عملی چنين طرحی فراهم باشد؟

همايون: اين پيشنهاد يکی ديگر از نشانه‌های سرزندگی و شهامت در سازمان فدائيان ايران (اکثريت) است. هم اولويت‌ها در آن به‌درستی آمده است، هم گشاده نظری لازم در آن ديده می‌شود. اين دشمنی با امريکا و اسرایيل بسياری از چپ‌گرایان را بی‌آنکه بخواهند به رو بياورند همچنان مانند سه دهه پيش دنباله روان حزب‌اللهی‌ها نگه‌داشته است. ما به‌عنوان ايرانی چه گرفتاری با اسرائيل يا امريکا داريم؟ تا پیش‌ازاین انقلاب اسرائيل بهترين دوست ما در منطقه و امريکا کارآمد‌ترين سپر ما در برابر تهديد هميشگی شوروی بود ــ هردو هم البته به ملاحظات مربوط به خودشان که حق و وظيفه هر دولتی است. فلسطينی‌ها چه گلی به سر ما زده‌اند که می‌بايد مصالح ملی خود را فدايشان کنيم؟ با جبهه جمهوری اسلامی و حماس و حزب‌الله و حافظ اسد و مقتدا صدر و هوگو چاوز به کجا می‌توان رسيد؟
در ميان پیشنهادهایی که راه درستی پيش پای مخالفان مسئول و جدی رژيم اسلامی می‌گذارند نظر آقای سهراب مبشری از همه بهنگام تر و نتیجه‌بخش‌تر است زيرا ضمنا بسياری تابو‌های دست‌وپا گير پيشرفت و بهروزی ايران را می‌شکند.

تلاش: آيا چنين طرح صلحی از سوی حزب مشروطه ايران و ساير نيروهای طرفدار نظام پادشاهی حمايت خواهد شد، حتا اگر ابتکار عمل آن در دست نيروهای سازمان فدایيان باشد؟

همايون: حزب مشروطه ايران تاکنون هيچ مشکلی در پذيرفتن و پشتيبانی طرح‌ها و پيشنهاد‌های روشنگرايانه از هر سو بوده‌اند نداشته است و مسلما اين نظر را نيز تاييد می‌کند و به سهم خود پيش می‌برد. ما در مرحله کنونی با هيچ گروهی در رقابت نيستيم و خوشنود خواهيم شد که ديگران درراه درست پيشگام ما باشند زيرا چنانکه در کنگره ششم حزب نيز به‌تازگی اعلام کردم اولويت ما اکنون قدرت سياسی نيست، بازسازی و اصلاح سياست است که همه ايرانيان از آن برخوردار خواهند شد. بازسازی و اصلاح سياست ايران نياز به ابتکارات از هر سو دارد و کار یک‌دو گروه نيست، هرچند اگر ديگران نکردند همان یک‌دو گروه نيز نمی‌بايد دست‌بردارند.
نيرو‌های هوادار پادشاهی مانند هر گرايش سياسی ديگر بسيار گوناگون و ناهمگن هستند و من نمی‌دانم چه خواهند کرد. بيشترشان تاکنون اصلا پروای چنين مسائلی را نداشته‌اند.


مصاحبه با تلاش آنلاين
فوريه ۲۰۰۷

برگه درخواست عضویت
ایمیل دبیرخانه حزب
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

کتابهای دکتر داريوش همايون