1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: شنبه 27 می 2017. برابر با شنبه, 06 خرداد 1396

ميدان مبارزه بر همه گشاده است

.



مصاحبه با تلاش آنلاين به مناسبت انتخابات شورا‌ها


تلاش: نزديک شدن انتخابات جديد مجلس خبرگان، میان‌دوره‌ای مجلس شورای اسلامی و شوراهای شهری زمينه بحث دوباره بر روی سياست تحريم يا شرکت در انتخابات را فراهم نموده است. در درجه نخست بفرمایيد؛ در وضعيت امروز ايران و احتمال تغييرات جديدی که در سطح بين‌المللی و در رابطه با مسئله ايران می‌رود، بازتاب اين تغييرات احتمالی بر روی توازن نيروها در داخل دستگاه حکومتی و جناح‌های مختلف آنچه بوده و اين انتخابات به‌ویژه انتخابات مجلس خبرگان رهبری چقدر از آن متأثر خواهد بود؟


همايون: هنوز بسيار مانده است که امريکا و بريتانيا درِ گفتگو و از آن دور‌تر معامله را با جمهوری اسلامی بگشايند. بااین‌همه نمی‌توان حساسيت بیش‌ازاندازه سياستگران اسلامی را به رابطه با امريکا ناديده گرفت. نزديک شدن با امريکا يا ادامه دشمنی با آن از سه دهه پيش مسئله اصلی سياست‌های داخلی و خارجی رژيم بوده است؛ رقابت بر سر اينکه کدام گروه ابتکار مذاکرات با امريکا را در دست داشته باشد مسئله مهم ديگری است؛ اما نبرد انتخاباتی که در پيش است در ميدان‌های ديگری جريان دارد. در اين انتخابات یک‌طرف برای موجوديت خود می‌جنگد.


تلاش: درباره اين مجموعه انتخابات آنچه روشن است؛ مردود بودن هرگونه شرکت در انتخابات مجلس خبرگان از سوی همه نيروهای خارج از دايره خودی‌هاست. نه ماهيت بسته انتخابات اين نهاد و نه حساسيتی که برای حفظ کل نظام و حفظ قدرت ولایت‌فقیه و رهبری دارد، جای هیچ‌گونه توجيهی برای توصيه به شرکت در آن باقی می‌گذارد؛ اما درباره نهادهای ديگر اين نظام و ازجمله شوراهای شهری وضع به گونه ديگری است. بی‌تردید در شرايط سختی که پس از تشکيل دولت احمدی‌نژاد بر کشور حاکم شده است، نيروها و نهادهای مستقل و نیمه‌مستقل، نيمه علنی و مخفی‌ای که از هرگونه تلاش برای باز شدن فضای جامعه بازنمی‌نشینند، اين انتخابات را زمينه‌ای برای فعاليت‌های جديد و بسيج نيروهای مأيوس شده خود خواهند ديد. آيا اين طريق را می‌توان روزنه‌ای برای تغيير وضعيت کنونی ديد؟ آيا شرکت با چنين قصدی در انتخابات شوراهای شهری می‌تواند موفقيت‌های قابل‌لمسی ببار آورد؟


همايون: اين درست است که در انتخابات شورا‌ها ناراضيان فرصتی دارند که با بهره‌گیری از کارنامه مصيبت‌بار دار و دسته جمکرانی، جبهه خود را تقويت کنند ولی باز تا تغيير وضع کنونی راه درازی است و انتخابات شورا‌ها تنها می‌تواند موقعيت آنان را در انتخابات مهم‌تر آينده بهتر سازد. این‌همه البته بستگی به اين دارد که کمبود‌های بزرگ خود را چه در سازمان‌دهی و چه استراتژی برطرف سازند؛ امری که ما هنوز نشانه‌ای بر آن نمی‌بينيم. کارنامه مهم‌ترين هماوردان «حکومت پادگانی» کنونی، جای زيادی برای خوش‌بینی به آينده آنان نمی‌گذارد. ما می‌دانيم که نيرو‌های قابل‌ملاحظه‌ای در جامعه هستند که آرزوی دگرگونی‌های اساسی دارند ولی رهبری آنان تاکنون با عناصر ناتوان و بی‌شهامتی بوده است که يک فرصت را پس از ديگری ازدست‌داده‌اند. انتخابات خبرگان اصلاً در چهارچوب حوزه جريان دارد و از اين مقوله‌ها بيرون است.


تلاش: آيا در اين زمينه ميان مواضع ايرانيان تبعيدی مخالف نظام دينی با هم‌وطنانمان‌ که در داخل کشور و در مرکز رودررویی با رژيم و زير فشار سياست‌های سرکوبگرانه آن قرار دارند بايد همسویی و يگانگی وجود داشته باشد؟ به‌عبارت‌دیگر آيا تعيين تکليف برای مردم در داخل و توصيه به شرکت يا تحريم انتخابات از بيرون از مرزهای کشور درست است؟ جايگاه اصول و مبارزات آزادی‌خواهانه پرنسيب‌های ارزشی در مخالفت با رژيم اسلامی از يکسو و احترام به تجربه‌ها و تلاش‌های مردمی که از هر وسيله برای بهبود وضع خود می‌کوشند از سوی ديگر را چگونه می‌توان توضيح داد و توجيه نمود؟


همايون: ما در بيرون هستيم و درنتیجه نمی‌توانيم مانند نيرو‌های درون رفتار کنيم. مردمان گوناگون‌اند و بسته به نگرش و منافع خود واکنش‌های گوناگون دارند و تأثیر رهنمود‌ها از بيرون بسيار محدود خواهد بود. ما می‌بايد به اصول خود وفادار باشيم و با فراز و نشيب‌های ناگزير افکار عمومی يا بخش‌هایی از آن مواضع خود را جابجا نکنيم. اگر کسانی تصميم به پشتيبانی از گروه‌های ناراضی بگيرند به دليل تشويق ما نخواهد بود. آن‌ها به کارکرد سياستگران رقيب دارو دسته فرمانروای کنونی می‌نگرند. آنچه در ايران به نام جناح اصلاح‌طلب شهرت يافته تاکنون بيشتر مردم را ناامید کرده است. بااین‌همه نمی‌توان کسانی را که به‌هر دليل و نه کمتر از همه به اميد بهبود اوضاع در انتخابات شرکت می‌جويند نکوهش کرد. مردم حق‌دارند از وسایلی که در اختیاردارند بهره گيرند. ما نيز وظیفه‌داریم برای آنچه نيست و می‌بايد باشد مبارزه کنيم. درجاهایی ما به درون نزديک‌تر و درجاهایی از آن دور‌تر می‌شويم ولی لازم نيست پيوسته در غم آن باشيم. هیچ‌کس در ايران انتظار ندارد که ما چنان رفتار کنيم که گویی سايه زندان در پشت سر ماست.


تلاش: گفته می‌شود که برخلاف انتخابات مجلس خبرگان و مجلس شورای اسلامی، امکانات کمتری برای کنترل کانديداهای شوراها وجود داشته و شانس عبور نمايندگان غيرخودی از فيلترهای سخت‌گیری و ورودشان به شوراهایی که در مناطق کمتر مهم مانند شهرهای کوچک و بی‌اهمیت‌تر ازنظر حکومت، وجود دارد. فرض بر صحت اين اميدواری، شانس چنين نمايندگانی برای تأثيرگذاری و تغيير وضعيت چقدر خواهد بود؟


همايون: به‌خوبی احتمال دارد که نمایندگانی کمتر خودی به شورا‌ها راه يابند ولی غیرخودی‌ها در ايران‌همان اندازه با دشمنی خودی‌ها روبرويند که با کمتر خودی‌ها. اصلاح‌طلب و جمکرانی در اين زمينه فاصله چندان با يکديگر ندارند. اصلاح‌طلب برای مشارکت در قدرت مبارزه می‌کند و از جنبش مردمی، از نافرمانی مدنی و از به خطر افتادن نظام به همان اندازه بيمناک است. استدلال اصلی او اين است که بهتر از جمکرانی می‌تواند رژيم را نگه دارد.

در آنجا که به تغيير وضع ارتباط می‌يابد، شورا‌های شهر‌ها با دايره تنگ اختياراتشان بخت چندانی ندارند و بيش از تخته پرشی برای انتخابات آينده نخواهند بود. در بيشتر شهر‌های ايران، شورا‌ها حتی در همان دايره تنگ نيز از کار زيادی برنیامده‌اند.


تلاش: طرفداران شرکت در انواع انتخابات تحت کنترلی که از سوی حکومت برگزار می‌شود ـ به‌ویژه انتخاباتی که مربوط به يکی از نهادها به قول آنان «نهادهای جمهوريت نظام» می‌گردد ـ هرگز از تکرار اين نکته خسته نشده و نمی‌شوند که تحريم انتخابات دوره پيشين رياست جمهوری موجب به قدرت رسيدن دولت احمدی‌نژاد و سخت‌تر شدن اوضاع شده است. آيا چنين تحليلی پايه‌ای در واقعيت دارد؟


همايون: برای پاره‌ای دوستان‌ همان لفظ جمهوری بس است که رژيم جمهوری اسلامی را نيز در پرتو بهتری ببينند. «نهاد‌های جمهوريت نظام» تنها هنگامی شايسته پشتيبانی هستند که اثری از زندگی در آن‌ها باشد و روياروی دستگاه‌های سرکوب و غارتگری بايستند، بگذريم از اينکه «جمهوريت» موردنظر دوستان بااین‌همه محدوديت‌ها و دست بردن‌ها، از نامزدی گرفته تا خواندن رأی‌ها، سازگاری ندارد؛ اما گناه پيروزی احمدی‌نژاد را درجاهای ديگری می‌بايد جستجو کرد. دوستان فراموش نکنند که احمدی‌نژاد در برابر رفسنجانی پيروز شد و انتخابات رياست جمهوری به دنبال يک سلسله انتخابات ديگر بود که در همه آن‌ها مردم بيشتر با پا‌های خود رأی دادند. تحريم کنندگان دست‌کم اعتبار خود را با پشتيبانی از رفسنجانی‌ها پایين نياوردند. آيا به سود مبارزه می‌بود اگر همه مبارزان و نه پاره‌ای از آن‌ها داغ رفسنجانی‌ها را بر پيشانی داشته باشند؟

هیچ‌گاه نمی‌بايد فراموش کرد که ما بيرون از کشوريم و اين مزيت و وظيفه را داريم که به‌کلی بيرون از اين نظام فعاليت کنيم. من می‌پذيرم که مبارزه و مخالفت با هر رژيمی صورت‌ها و درجات گوناگون به خود می‌گيرد و نمی‌توان حکم داد که همه راه و روش يگانه‌ای در پیش گيرند. ازاین‌رو به خود حق نمی‌دهم کسانی را که حتی از بيرون می‌کوشند با قواعد رژيم بازی کنند و از هر کمترين فرصتی برای اندکی بهتر کردن اوضاع بهره گيرند نکوهش کنم. اگر عناصری در مخالفان می‌خواهند با بخشی از رژيم که به نظرشان بهتر می‌رسد نزديک باشند و آنان را تقويت کنند اختيار خود را دارند و محکوم کردنشان درست نيست. هر کس از هر راهی به نظرش بهتر می‌آيد دستی در کاستن از بار شوربختی ملی برمی‌آورد.

ولی ما به‌عنوان مخالفان رژيم نمی‌توانيم بخشی هم از خود آن، اگرچه به‌عنوان منتقد يا مخالف مشروط، باشيم. شان مخالفت در اوضاع ‌واحوالی که ايران از آن رنج می‌برد و هيچ نيازی به دراماتيک کردن ندارد، عرضه کردن يک جایگزین (آلترناتيو) در برابر رژيم است که ناچار می‌بايد تفاوت‌های بنيادی با آن داشته باشد. بجای آنکه مخالفان به نام مصلحت و عمل‌گرایی به رنگ رژيم درآيند می‌بايد کوشيد که عناصری از رژيم ريزش کنند و خود را با مخالفان‌همانند سازند. مخالفانی که هرروز به سياست‌های رژيم اسلامی و سياستگران تر‌دامن آن آلوده شوند و يک روز از خاتمی در برابر ناطق نوری دفاع کنند و روز ديگر از رفسنجانی در برابر احمدی‌نژاد و فردا مثلاً از احمدی‌نژاد در برابر جنتی، ديگر نمی‌توانند جایگزین رژيم بشمار آيند. شناخت و در شمار آوردن تفاوت‌های ميان جناح‌ها و شخصيت‌ها و سياست‌های رژيم البته هم ازنظر سياسی و هم اخلاقی لازم است. اگر ما چشم خود را حتی بر کمترين تابش (نوانس) ببنديم از سياستگر به هوچی‌هایی فرو کاسته می‌شويم که سی سالی است افشاگری می‌کنند و دشنام و اتهام می‌پراکنند.

اما شناخت واقعيات و سازگار کردن سياست‌ها که اگر نباشد سياست را به خیال‌بافی می‌کشاند با همرنگ شدن با هر گوشه‌ای از رژيم تفاوت دارد. جمهوری اسلامی می‌خواهد همه‌چیز را در کشور ما انحصار کند. نمی‌بايد اجازه داد که مخالفت و مبارزه و استراتژی پيکار را هم به انحصار خود درآورد. در برابر چنين نظام حکومتی و گروه فرمانروایی که کمر به تباه کردن سرتاسر جامعه ايرانی بسته است گروه‌های مخالفی نيز می‌بايد باشند که برای يک نظام به‌کلی متفاوت بجنگند. سياست همه‌اش مصالحه و تن دردادن به کمترين درجه پليدی و جنايت نيست. در شرایط عادی البته می‌بايد سازش را با مبارزه درهم آميخت تا پيکره سياسی body politics بتواند يکپارچه برای خير عمومی کار کند. در شرايط عادی، جايگزين وضع موجود، با آن در مخالفت وجودی نيست و مخالف، بهای متفاوت بودنش را با زندان يا اعدام و شکنجه نمی‌پردازد.

ما در ايران با سياست چنانکه در دمکراسی‌های ليبرال ورزيده می‌شود سروکار نداريم. گروه‌هایی در رقابت با یکدیگر ولی همدست در يک طرح کلی، سه دهه است کشور ما را دچار يک ايدئولوژی و نظام مذهبی کرده‌اند که نزديک است چيزی ازآنچه به نام ايران می‌شناختيم باقی نگذارد. طرح کلی ديگری در برابر اين آزمايش ويرانگر و مايه شرمساری جهانی ما، هست که می‌بايد از سوی مخالفان عرضه شود. آن‌ها نيز می‌بايد در فضای آزاد دمکراسی‌های غربی، در رقابت با يکديگر ولی همدست در آن طرح کلی، بکوشند که ايران را از اين پارگين بيرون بکشند.

سياستگران مخالف اگر در دام سياست‌های رژيم بيفتند به اين معنی که فاصله‌ای ميان مصلحت و سازش‌کاری نشناسند اعتبار و کارسازی خود را به‌عنوان مخالف از دست خواهند داد. اين بازی بسيار ظريفی است و بيشتری در آن بازنده شده‌اند. به نام واقع‌بینی و مصلحت‌گرایی نمی‌بايد با هر که يک آب شسته‌تر است و از آن بد‌تر با کسانی‌که به هيچ آبی شسته نخواهند شد يکی شناخته شويم. در خود ايران به‌اندازه کافی هستند ايران دوستان و آزادمنشانی که از ناچاری به «مار غاشيه» پناه می‌برند. ما ناچار نيستيم. ما ارزش مبارزات آن‌ها را هرکدام در اندازه خود می‌شناسيم و همين بس است که رابطه با درون را نگه دارد؛ اما معيار‌های ما برای کسانی که در آزادی بيرون يا در اسارت درون برای دمکراسی پيکار می‌کنند نمی‌تواند يکی باشد.

از اينجاست که هيچ ضرورتی ندارد خود را موظف بدانيم که در برابر هر رويدادی موضع بگيريم و ازجمله برای هر انتخاباتی اعلاميه صادر کنيم. اصلاً در اين عادت اعلاميه صادر کردن در هر مورد می‌بايد بازنگری کرد.


تلاش: انتخابات دور گذشته و درستکاری‌هایی که در آن به‌منظور رساندن رقم شرکت‌کنندگان به سقف بيشتر از شصت درصد صورت گرفت، هرچند نشانگر توجهی است که رژيم اسلامی به اين امر و به‌منظور نشان دادن پايگاه خود در جامعه و يا حداقل تلقين کنار آمدن اکثريت مردم با اين حکومت است، اما از سوی ديگر با باز بودن دست رژيم در دست‌کاری در هر انتخاباتی و اساساً آزاد نبودن آن‌ها، همواره ريختن و تهيه رأی ۶۰ درصدی امکان‌پذیر است؛ و نتيجه آن بی‌تأثيری فزاينده نقش مردم و کنار کشيدن آن‌ها از حوزه فعاليت و طرح مطالبات خود و عدم شرکت در فرآيند انتخابات در عمل است. بنابراين و به‌این‌ترتیب سياست تحريم چه تأثيری می‌تواند داشته باشد؟ درهرصورت مردم بدون آن‌که درجایی بازتاب يابد ميل به شرکت در انتخابات نخواهند داشت.


همايون: اين بسته به تشخيص رأی‌دهندگان است که سودی در شرکت در انتخابات ببينند يا نه. در انتخابات شورا‌ها موضوعات محلی، ازجمله رقابت‌ها و دسته‌بندی‌های خانوادگی و خاندانی، جای مهم‌تری دارد و تحريم کردن و نکردن عملاً بی‌اثر است. مردم درجاهایی به سود خود می‌دانند که برای جلوگيری هم شده رأی بدهند. جمهوری اسلامی نظام درهم‌جوش آشفته‌ای است و با کره شمالی و حتی سوريه تفاوت دارد. رأی دادن در اين نظام در پاره‌ای اوضاع‌واحوال می‌تواند تا اندازه‌های معينی اثرگذار باشد. در اين نمی‌توان ترديد کرد که مثلاً در عراق صدام حسين هیچ‌گاه به‌اندازه جمهوری اسلامی نگران انتخابات نمی‌بودند.


تلاش: تلاش‌های تبليغاتی نيروهای طرفدار شرکت در انتخابات حکومت اسلامی در ميان صف مخالفين اين رژيم همواره دارای دو سمت‌وسو بوده است. يکی تلاش برای عبور از فيلترهای حکومتی و به‌منظور نفوذ در ارگان‌های انتخابی باهدف تغيير توازن نيرو و ايجاد تغييراتی در نظام به نفع دمکراسی. ديگری نفی و تخريب هرگونه حرکتی که در جهت شکل‌گیری نطفه‌ها و پايه‌های نزديکی ميان نيروهای لائیک و دمکرات که راه‌حل تغيير ساختاری نظام را در بيرون از آن جستجو می‌کنند.

درست است که تلاش اين نيروها برای رفتن به درون نظام به‌قصد متحول ساختن آن به نفع دمکراسی هرگز نتيجه‌ای در برنداشته است، اما از سوی ديگر تلاش‌های بيرون از اين نظام نيز تاکنون به سرانجامی دلگرم‌کننده و امیدبخش نرسيده است. نتيجه چنين وضعيتی گسترش يافتن و دامنه‌دارتر شدن يأس و نااميدی مردم و تن دردادن هرچه بيشتر آنان به بقای نظام اسلامی است. چگونه می‌توان بر چنين وضعيتی غلبه نمود؟


همايون: پيکار رهایی و بازسازی ايران از هر سو آسیب‌دیده است و نه‌تنها از سوی کسانی که در سازگار کردن خود با واقعيات از آن‌سوی بام می‌افتند. آن‌ها که شب و روز کارشان دشنام دادن و حمله به این‌وآن است درماندن و بيزار کردن هزاران ايرانی از هر چه مبارزه است سهم بيشتری داشته‌اند. نمی‌توان انکار کرد که نه کار کردن از درون رژيم به‌جایی رسيده است و نه هنوز از بيرون توانسته‌ايم دمکراسی را به ايران بياوريم. ولی هیچ‌کس زمان و موعد معينی نگذاشته است. کار ما به اين سادگی‌ها نيست و شکیبایی و پابرجایی و هشياری قابل‌مقایسه با عزم و توانایی‌های رژيمی که تنها در انديشه ماندن است می‌خواهد. چنانکه اشاره شد ما نبايد تلاش برای دگرگون کردن نظام را از درون از سوی هرکس باشد محکوم بدانيم زيرا آن‌هم سودمندی‌های خود را دارد. هر بخش نيرو‌های مخالف حق دارد استراتژی خود را برگزيند.

من استراتژی مبارزه از بيرون رژيم را کارساز‌تر می‌دانم و ممکن است زمانی هم برسد که اين هردو استراتژی همگرا شوند. در بیست‌ساله پايانی سده بيستم در بسياری کشور‌ها چنين روی داد و وجود ارتباطات گسترده ميان عناصر مخالف از مکتب‌های گوناگون به انتقال آرام قدرت کمک کرد. درست‌تر آن است که به هر که جز ما انديشيد به چشم خائن و بدخواه ننگريم و فضای سياست را از غوغا و هوچيگری پاک نگه داريم. زمان‌هایی می‌رسد که انسان می‌بايد بتواند حتی از روزنه دشمن خويش به منظره بنگرد.

کتابهای دکتر داريوش همايون