1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: یکشنبه 25 فوریه 2018. برابر با یکشنبه, 06 اسفند 1396

ولی‌فقیه، شاه نیست، مظهر دین است

.



هنوز تحلیلگران و کارشناسان وضع حاکم بر جامعه، تمایلی به روی در روی شدن با دین در عرصه سیاست، از خود نشان نمی‌دهند. پیوسته سعی می‌کنند که با «نرمش،» گاهی «قهرمانانه» از کنار دین بگذرند و از هرگونه تماسی با آن اجتناب بورزند. غالباً ولی‌فقیه را همچون یک رهبر سیاسی می‌نگرند، چنانکه گویی او تبلور قدرت است نه تبلور دین، دین اسلام، چنانکه گوئی ولی‌فقیه، شاه است و شاهی می‌کند، نه اینکه جانشین امام است و ادامه رسالت و امامت. گویی که حضرت ولایت تاج شاهی بر سرنهاده است نه عمامه‌ای چند مرتبه، متمایز از تمام عمامه‌های دیگر. انیفورم درخشنده و پرشکوه شاهنشاهی، مزین به مدال‌هایی رنگ و ارنگ به تن دارد و بر سینه فراخ و سپر گونه‌اش مدال‌های درخشان نصب گردیده است، نه یک‌لاقبا و عبای سرتاسری. یکی ظاهرا نشان بر زر است و زور، دلاوری و سلحشوری، دیگری نشان بر زهد و تقوا و رسته از مادیات و وسایس نفسانی.

آیا می‌شود تصور کرد که ولی‌فقیه لحظه‌ای به یکتایی و یگانگی الله و ولایتی که به رسول‌الله سپرده بوده است غافل بماند؟ مگر ولایت‌فقیه همان ولایت رسول‌الله نیست؟ آیا ممکن است ضربت شمشیری که بر فرق امام اول وارد آمد و یا مقاتله امام سوم در صحرای کربلا از خاطر ولی‌فقیه زدوده گردد. آیا ممکن است ولی‌فقیه برای اخذ تصمیمات بزرگ به نص صریح قرآن مراجعه نکند؟ مسلم است که الگوی رهبری، نه هیتلر است نه استالین و نه چرچیل و یا روزولت آمریکایی. نه اینکه برای چگونگی ساختار یک جامعه بدون طبقه اسلامی، از مارکس و لنین می‌آموزد. ولی‌فقیه البته که از آموزگار بزرگ الله، داناترین دانایان می‌آموزد، از پیامبر اسلام و از امامانی بادانش ماورایی. سر منافق و مشرک و مخالف یا بر زمین افکند و یا با طناب شریع بدار مجازات می‌آویزد.

به‌جرئت می‌توان گفت که در تاروپود رفتار و گفتار «رهبر معظم انقلاب،» همچنین آیت‌الله‌های حاکم، ذره‌ای اتمی، نتوان یافت که آغشته به دین اسلام نباشد؛ بنابراین، آیا می‌توان تصور کرد که گفتار و رفتار و به‌طورکلی درون‌مایه شخصیت ولایت‌فقیه با علم و دانش و ایمان به اسلام و جهانی که اسلام خلق کرده است، شکل به خود نگرفته و قوام نبافته باشد؟ او و هم‌ردیفان وی، تمامی عمر خود را در خدمت فهم تنها یک کتاب، کتاب قرآن، در حوزه‌های علمیه و در حجره‌های تنگ و تاریک، سپری کرده‌اند. بزرگ‌ترین درسی که ولی‌فقیه و همچنین تمامی طلبه‌های حوزه‌های علمیه از راس تا ذیل می‌آموزند، اخلاق «تسلیم» و «اطاعت» است، یعنی اخلاقی که در اصل چیزی نیست مگر یک مفهوم سیاسی و بیانگر رابطه نابرابری قدرت، مثل رابطه فرمانروا و فرمان‌بر، ارباب و رعیت، کنشی که محور تمامی ادبیات و فلسفه و فقه و دیگر علوم اسلامی است. آغازیدن بانام الله و ایمان به لا الله الا الله (خدا یکتا است و به‌جز او کسی دیگری نیست) یک کنش اسلامی ست که بیانگر چیزی نیست مگر بیان تسلیم و اطاعت که معمولاً چنان به زبان رانده می‌شود گویی که سرشت ما از ازل نهاده شده است. این اخلاق اسلامی ست که در تمام زوایای زندگی، به‌ویژه زندگی روزمره فقها و علما به‌ویژه ولی‌فقیه بازتاب می‌یابد، چه در عبادت پنج‌گانه، چه در عادات روزانه. نام الله لحظه‌ای نیست که بر زبانشان رانده نشود. به‌عبارت‌دیگر، کسی که تمام دقایق زندگی خود را به اسلام تسلیم نموده و در اطاعت و «خوف» از اراده و امیال الله دقایق زندگی را می‌گذراند، هر کنش و اندیشه‌ای که از او سر میزند نمی‌تواند در اصل دینی نبوده و بیانگر «اسلام ناب محمدی» نباشد.

این در حالی ست وقتی آقای رضا علیخانی به «رفتارشناسی» حضرت ولایت دست میزند، رفتار او را دین زدایی می‌کند چنانکه گویی علم و دانش و شخصیت ولایت از چیزی دیگر جز دین برخاسته است. آقای علیخانی یکی از تحلیل‌گرانی ست که «نرمش قهرمانانه» را بسیار سودمند یافته ست، به‌ویژه به‌عنوان ابزاری برای گذار از کنار دین.

همچنان که امام خمینی، امامت خود را بر دوش گروگان‌گیری و هشت سال جنگ بیهوده تأسیس نمود، خداوندگار یکتا و یگانه، آقای خامنه‌ای ادامه رسالت خود را بر برنامه «غنی‌سازی هسته‌ای بهر قیمتی» بنیان گذارد. چراکه حضرت ولایت به‌خوبی آگاه بود برنامه هسته‌ای، حکومت اسلامی را در برابر قدرت‌های غربی به رهبری آمریکا قرار می‌دهد، رویارویی که چندان برابر نبود؛ اما این رویارویی نابرابر درست همان چیزی بود که حکومت آیت‌الله‌ها سخت بدان نیازمند بود. چه نبود یک قدرت بزرگ سلطه گستر، قدرتی ظالم و جبار، قدرتی که از آن جز شر و شرارت، توطئه و فتنه چیزی دیگر برنخیزد، حضرت ولایت را از ادامه «رسالت» آسمانی خود بازمی‌داشت. فراخوان او به‌سوی «تسلیم» و «اطاعت» بی‌تردید بر زمین مِهم‌اند. مگر همه فرستادگان الله بت‌شکن و سلطه ستیز نبودند؟ بی‌تردید بر شکستن پلمپ‌های سازمان انرژی جهانی را باید بتی بشمار آورد که به دست برگزیده الله، ولی‌فقیه بر شکسته گردید، اقدامی بس جسورانه که حضرت ولایت را همچون دیگر پیام‌آوران الهی، درگیر نبرد با شیطان بزرگ می‌ساخت، نبردی که هدف آن نه پیروز بر شیطان که از ناممکن بودن آن حضرت ولایت به‌خوبی آگاه بوده است، بلکه تحکیم اخلاق تسلیم و اطاعت، نیز فرمان‌بری و فرمان‌بری بود، کنشی در اصل فریبکارانه که همچون کنش امام خمینی از یک منشأ مشترک برخاسته بود، از دین اسلام، دینی که بر اساس فریبکاری بنیان گزاری شده است.

بنابراین، حضرت ولایت زمانی می‌توانست بار امامت را بدوش بکشد که قدرت فرعونیان زمان را به چالش بکشد و پنجه در پنجه بزرگ‌ترین قدرت‌های جهان به رهبری آمریکا و یا کشوری که امام کبیر، امام خمینی، «شیطان بزرگ» نامیده بود، درافکند. برنامه هسته‌ای درواقع ابزار این مبارزه مقدس الهی گردید، مبارزه‌ایکه، حضرت ولایت امیدوار بود که نفسی تازه در کالبد نیمه‌جان «اخلاق شهیدپروری» بدمد، اخلاقی که در دوران طلایی ولایت امام خمینی قوام یافت و در سال‌های اخیر به زوال گراییده بود.

با زیر پا گذاردن یک تعهد بین‌المللی و مردود شمردن مفاد توافقنامه سعدآباد بین دولت اصلاحات و سه قدرت اروپایی انگلیس و آلمان و فرانسه مبنی بر تعلیق موقت غنی‌سازی هسته‌ای یعنی فک پلمپ سازمان انرژی اتمی بین‌المللی، ولی‌فقیه را در برابر قدرت‌های جهانی به رهبری آمریکا گذارد. بیش از ده سال ما شاهد نبرد ولی‌فقیه با شیطان بزرگ بوده‌ایم، البته بر فراز منبر دینی بود که ولی‌فقیه خطبه قدرت را می‌خواند و بر روی دشمن شمشیر می‌کشید و او را خوار و حقیر می‌ساخت. بر فراز منبر پیوسته از تعداد سانتر فیوژه ها و تکمیل حلقه غنی‌سازی خبر می‌داد، از پیشرفت‌های شگفت‌انگیز در تمام زمینه‌های علم هسته‌ای، صنعت و تکنولوژی پرده‌برداری می‌کرد، چنانکه عن‌قریب از آمریکا هم سبقت خواهد گرفت. بدین ترتیب خط بطلان بر ادعای اسلام هراسانی که اسلام را علم ستیز و دمکراسی ستیز می‌خوانند کشید. رشد و تکامل اقتصادی و اجتماعی با امدادهای قدرت‌های بزرگ جهانی؟ چه یاوه‌ها، حضرت ولایت بارها بر فراز منبر اعلام کرده بود.

مذاکرات هسته‌ای، فرصتی برای خداوند خامنه‌ای به وجود آورد که نشان دهد که ولایت از تبار امامت است و همچون امامان ذاتاً سلطه‌جوست و در تبعیت از امام حسین آماده شهادت به دست یزید است؛ اما برخلاف امام که در جنگ بایزید کشته شد، حضرت ولایت پوزه قدرت‌های جهانی را به زمین می‌مالد. در کدامین صحنه است که حکومت اسلامی می‌توانست خود را هم‌وزن قدرت‌های بزرگ نشان دهد؟ اما ضربات مهلکی که قدرت‌های جهانی بر پیکر ولایت فروآورده بودند، اگرچه ولی‌فقیه را به ضعف و زبونی کشاند اما نه آن‌چنان‌که به استقبال نوشیدن شربت شیرین شهادت بشتابد، برخلاف امام حسین، حتی برخلاف امام حسن که با معاویه مذاکره نمود و اندکی ثروت به دستش رسید، ولی‌فقیه برای حفظ منبر قدرت به قراردادی نگین با قدرت‌های جهانی تن داد، درحالی‌که در شیپور نبرد صحرای کربلا می‌دمید.

غائله غنی‌سازی هسته‌ای نیز بهمان سرنوشت دچار شد که غائله‌های بزرگ گروگان‌گیری و جنگ هشت‌ساله دچار گردید؛ اما شمشیر به دست ولایت است، کیست که بتواند برجام را ننگ آلود خواند نه برای اینکه امروز به انجام رسیده است بلکه به آن دلیل که ولایت‌فقیه با خط بطلان برقرار داد سعدآباد بین حکومت اسلامی و سه قدرت بزرگ اروپایی، انگلیس، آلمان و فرانسه، قراردادی را ملغی نمود که بسی بسیار شرافتمندانه‌تر بوده است نسبت به برجام. این فریبکاری برخاسته از دین است که پیوسته ننگ و شرمساری ببار می‌آورد و برای پوشاندن آن ابزار خشونت و انتقام ستانی بکار می‌گیرند. نظام ولایت بر آن تصور است که می‌تواند حقیقت را با دستگیری چند روزنامه‌نگار تا ابد در پس ابرهای تیره نگاه دارد. زهی خیال باطل.

برگه درخواست عضویت
ایمیل دبیرخانه حزب
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما همراه باشید

روشنگری لازم

مقالاتی که از دگراندیشان و هم‌اندیشان در سامانه حزب مشروطه ایران (لیبرال دموکرات) درج می‌شوند، تنها برای آگاهی‌رسانی، ترویج رواداری و نهادینه کردن چندگرائی در فرهنگ سیاسی کشورمان می‌باشد و حزب هیچ‌گونه مسئولیتی در قبال محتوای آنان ندارد. مقالات می‌توانند با نظرگاه‌های حزب هم‌خوانی نداشته باشند. سامانه حزب در انتخاب مقالات آزاد است.

آخرین مقالات درج شده جدید

مشروطه ایرانی و گفتمان ملی…

22 بهمن و خیزش مردم ایران…

تلاش بیهوده حجاریان…

هفدهم ماه دی، روز زن در ایران…

بیانیه جبهه ایران‌گرایان در پشتیبانی از تظاهرات گسترده مردم در ایران…

مقالات دگراندیشان جدید

مشکل، مردم ایران نیستند؛ رژیم جانی‌شان است…

قیام ملی نقاب (نجات قیام ایران بزرگ)…

آیت‌الله مایک؛ آمریکاییِ مسلمان‌شده‌، رئیس جدید میز ایران سازمان سیا…

ایران را چرا باید دوست داشت؟…

در باغ وحش آخوندها!…

مقالات هم‌اندیشان جدید

بحثی در مقوله رفراندوم درخواستی و بیانیه پانزده اصلاح‌طلب پشیمان…

آیا هدف روسیه تبدیل ایران به یک «حکومت اقماری» است؟…

مارتین لوتر: مردی که به قرون‌وسطی فرمان ایست داد…

تشدید «جنگ سرد» در مناسبات آمریکا و ایران…

جشن مهرگان، تجدید پیمان با مهر و روشنایی…