1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: یکشنبه 25 فوریه 2018. برابر با یکشنبه, 06 اسفند 1396

رمضان: زمینه‌ساز نظام فرمانروایی و فرمان‌بری

.



روایات بسیاری از امامان نقل‌شده است که گفته‌اند ماه رمضان، ماهی ست «مبارک» به آن دلیل که قرآن کریم، کتاب مقدس و آسمانی، کتابی که حاوی سخنان الله، خداوند بی‌همتاست به‌واسطه «وحی» بر پیامبر اسلام نازل گردیده است. همچنین روایت است که در ماه رمضان الله، رحمت و رحمان خود را به منصه‌ی ظهور می‌رساند و همه‌ی «حاجت‌ها» را برآورده می‌کند، دروازه دوزخ را بسته و دروازه بهشت را گشوده نگاه می‌دارد که بندگان باتقوا و پرهیزکار بتوانند در این ماه وارد بهشت شده و از نعمات بی‌پایان آن بهره برگیرند.

مهم‌تر از همه، اما این واقعیت است که رمضان ماه بیداری وجدان‌هاست. چراکه تجربه درد و رنج گرسنگی و تشنگی، غنی را آگاه سازد از فقر و گرسنگی. بعضاً، برآنند که اراده الله مبنی بر صدور احکام رمضان، آموزش «عدالت» به بندگان خود بوده است که تاریخ طولانی رمضان نشان می‌دهد تاکنون پیدا نشده است ثروتمندی، مالک، فئودال و یا تاجر و سرمایه‌داری، بخشی از ثروت خود را با فقیر و گرسنه تقسیم کند و توازن و تعادلی در جامعه ایجاد نماید، نسخه‌ای برای درمان نابرابری‌های طبقاتی و بی‌عدالتی اجتماعی که بر اساس شواهد تاریخی نه ناپدید گشته است، نه تقلیل بلکه شدت پیداکرده است. حتماً الله منظوری جز پند و اندرز نداشته است وگرنه دارندگان مال و مکنت را هشدار می‌داد که چنانچه از فرمان الله سرپیچی کنند راه خود را برای ورود به دوزخ هموار می‌سازند. نه اینکه تضادها و نابرابری طبقاتی لزوماً بافرمان و اراده الهی ناپدید شدنی‌ست. برخی از اسلام شناسان اروپایی، مثل ماکسیم رادینسون شواهدی از قران ارائه می‌دهد که نشان دهد که اسلام را با سرمایه‌داری در ستیز و خصومت نیست بلکه اندیشه سرمایه‌داری را در گفتار الله می‌توان مشاهده نمود. البته دوستان مارکسیت، تعبیر و تفسیر اسلام به‌عنوان دینی عدالت‌خواه را ترجیح می‌دهند و برای توجیه وحدت با نیرویی ذاتاً ارتجاعی و وابسته بکار می‌گیرند. دفاع خسرو گل‌سرخی از اسلام در دادگاه نظامی، نقش بس بسیار بزرگ و تاریخی در مشروعیت بخشیدن به ورود دین در عرصه سیاست‌بازی کرد.

علما و فقها، صلح و صفا، گذشت و بخشندگی را از خصائص برجسته رمضان می‌دانند و برآنند که رمضان فرصتی برای ترک آن کنش‌های انسانی که همراه است با ارضای خواهش‌های نفس و لذت تن، از خوردن و نوشیدن گرفته تا چگونگی و حد و حدود آمیزش‌های جنسی؛ یعنی که ماه رمضان، زمان رفتن آلودگی‌ها از درون است و تزکیه‌ی نفس انسانی از غرایز حیوانی؛ که رمضان هدیه ایست که الله، به «بندگان» خود اهدا نموده است که آزار و سختی تن را بپذیرند تا بتواند بر امیال سرکش خود فائق آیند و خویشتن را به امر و اراده‌ی خداوند، تسلیم نموده و الله را خالصانه حمد گویند و ستایش کنند. هرچه بیشتر از خود بریده و در اندیشه‌ی الله غرق گردد بشر، هرچه بیشتر ریاضت کشد و بر تن سخت گیرد و خود را تحلیل برد، قدمی به الله نزدیک‌تر شود. معروف است که امام علی، امام امامان، روزه خود را با یک عدد خرما پایان می‌بخشید. کارنامه رمضان در این مورد نیز به سیاهی میزند. نه‌تنها انسان‌ها را انسان‌تر نکرده است به‌ویژه در کشوری مثل کشور ما که اسلام بر آن حاکم است بلکه سبب تقلیل انسان به حیوان نیز گشته است. چون سخن از حق ‌و حقوق بشر، از کفر برمی‌خیزد و کفر گرایی. چه تعجب اگر مردم به یکدیگر با خبث و کینه بنگرند و بسی بسیار سریع دست به انتقام زنی زنند. چون جبران می‌طلبد سرخوردگی‌ها و سرکوب غرایز طبیعی انسانی.

اما این بدان معنا نیست که رمضان رفتار و کردار مردم را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد. واقعیت. آنست که در ماه رمضان زندگی روزمره و هر آنچه از روی خوی و عادت انجام می‌شود، به حالت تعلیق درمی‌آید، به‌ویژه در جامعه‌ای که آئین شریعت اسلامی بر آن حکومت می‌کند، اطاعت از قواعد و مقررات رمضان اجباری ست. روزه‌خواری و کار و کسبی هم که در خدمت آن قرار می‌گیرند نه‌تنها گناه است بلکه جرمی‌ست مستحق مجازات حد و چندین ضربه شلاق درملأعام. رمضان استعمال دخانیات را در فضای عمومی دشوار می‌سازند. پیش‌ازاین نیز ماه رمضان می‌آمد و می‌رفت بدون آنکه بر زندگی اجتماعی سلطه افکند و رفتار انسان را مجبور به تبعیت از ممنوعیت‌ها و محدودیت‌های خود کند. چراکه در آن دوران هنوز آیت‌الله‌ها بر منبر قدرت جلوس نیافته بودند و بر فراز آن تفنگ به دست خطبه نمی‌گفتند و روضه نمی‌خواندند.

اما رمضان و آداب‌ورسوم آن آموختنی نیست، بلکه موروثی است. به تقلید ملزومات رمضان را همان‌گونه که از نیاکان خودآموخته‌ایم بهمان شیوه به نسل آینده انتقال می‌دهیم، چنانکه گویی رمضان صندوقچه‌ای‌ست که یک نسل برای نسل‌های دیگر به ارث بجای گذارند، بدون آنکه هرگز در آن گشوده شود. اکنون، شاید زمان آن فرارسیدهاست که لحظه‌ای درنگ نماییم و بیاندیشیم که چه اشیای درخشان و گران‌قیمتی اضافه بر آن‌هایی که رمضان دوستان برشمردند برای نسل‌های آینده در صندوقچه رمضان به ارث به‌جا می‌نهیم.

چنانچه در درون صندوقچه رمضان نیک بنگریم، مفرغ میابیم، نه جواهرات و طلا و نقره. به این معنا که رمضان مشمول بر احکام، قواعد و مقرارتی‌ست در خدمت تداوم نظام فرمانروایی و فرمان‌بری نه بهبود روابط اجتماعی، نظامی که در آن معدودی قلیل فرمانروا هستند و مردم بی‌شماری فرمان‌بر. این بی‌عدالتی و نابرابری را نه‌تنها رمضان را سرنگون نساخته، بلکه تاریخ نشان می‌دهد که رمضان با تمامی ریاضت‌ها و سختگیری‌هایی که بر بندگان الله تحمیل کرده است، لزوماً انسان‌های والاتر، عدالت دوست و برابری خواه پرورش نداده است. برعکس انسان‌هایی را پرورش می‌دهد که بهر ذلتی تن می‌دهند. خوشامدگویی به محرومیت‌ها و محدودیت‌ها، از آن نوع که در ماه رمضان به اجرا درمی‌آید. و ظاهراً انکار دنیای مادی که درواقع مخزنی می‌شود برای انباشت نفرت از آنانی که لذت تن و مظاهر دنیا مادی را می‌جویند و می‌پرستند، نفرتی که اگر فرصت بیابد به شکل کین خواهی و انتقام ستانی به منصه ظهور می‌رسد. همچنان که نظام ولایت تا ابد در پی انتقام ستانی از شیطان بزرگ است. چون شیطان بزرگ است منشأ اصلی ماده‌پرستی، لذت‌جویی، کفر گرایی و گسترش بی‌عدالتی‌ها و نابرابری‌ها در جهان است؛ و تا زمانی که نظام ولایت بر حق است و آمریکا بر کفر توافقنامه نوشته مشود و ستیز و خصومت ادامه خواهد یافت. چراکه ولایت تشنه انتقام، دشمن اسلام، شیطان بزرگ است.

مثلاً، ما می‌توانیم با خاطرجمعی بگوییم که آن‌ها که دستشان به خون جوانان دگراندیش این خاک و بوم آلوده است، از راس تا ذیل، از ولی‌فقیه گرفته تا دژخیمی که طناب شریعت را به گردن متهم می‌افکند، با خلوص نیت و دلی پاک و دهان بسته در ماه رمضان دست به انتقام ستانی می‌زنند؛ یعنی که رمضان، ماه تزکیه نفس و انکار غرایز بشری، نه‌تنها جنایتکار را از ارتکاب به جنایت بازنداشته است بلکه پروانه‌ای می‌شود برای ارتکاب به جنایت و انتقام ستانی، غارت و چپاولگری با دست‌های پاک و منزه. آیا کسی می‌تواند بگوید که احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور دوره پیشین که با «پاک دستی» به انتقام ستانی و غارت ملت پرداخت، دهان خود را در ماه پر قدر رمضان نبسته بوده است و یا غسل و طهارت نداشته است. آیا وقتی‌که حضرت ولایت به پاک دستی کارگزار خود شهادت می‌دهد، با دهان پاک، با دهانی که روزه رمضان را گرفته، دروغ نمی‌گوید؟ همچنین باید پرسید آیا می‌توانیم در تسلیم و اطاعت داعشی‌ها و بوکوحرام‌ها و یا النصره‌ها از قواعد و مقررات رمضان، شک و تردید به خود راه دهیم؟ اما رمضان آن‌ها را از انتقام ستانی به شنیع‌ترین شکلش، جدا کردن سر انسان از بدن همچون یک حیوان قربانی بازنداشته است و هرگز هم بازندارد، به‌ویژه اگر برای خشنودی الله صورت بگیرد. آیت‌الله‌ها در همین ماه رمضان طبق گزارش‌های رسمی بیش از 50 نفر آویخته گردیده‌اند. آیا می‌شود تصور کرد که آیت‌الله صادق لاریجانی، بدون روزه و وضو احکام اعدام را امضا کرده باشد، همچنین اعضای دادگاه‌های تجدیدنظر که مهر تائید بر اعدام‌ها می‌زنند کم قعود و قیام و عبادت و نیایش نکنند و پیشانی خود بر زمین نسایند.

به‌عبارت‌دیگر، رمضان را باید ماهی خواند برای تجدید و تقویت اخلاق فرمان‌بری، واجب برای نظام فرمانروایی، اخلاقی که نیاکانمان در ذات و سرشت ما نهاده‌اند. در ماه رمضان، مسلم است که وجدان بیدار می‌شود. چون آموخته است که فرمان الله را به گوش گیرد و در نیمه‌های شب از خواب شیرین سراسیمه برجهد که به مناجات و عبادات پرداخته، از بندگی و عبودیت بهره برگیرد و توشه‌ای برای گذر به سرای آخرت فراهم نماید. چراکه روزه‌داری بیانگر تسلیم و اطاعت است از فرمان الله، خداوندی که پاداش دهد عبودیت و بندگی را.

بدین لحاظ احکام رمضان، قبل از آنکه معطوف به عدالت باشد، و یا معطوف به چیره شدن بر نفس عماره و پاکی روح و تن، معطوف به قدرت است و سیاست، معطوف به نگاه داشت نظام فرمانروایی و فرمان‌بری‌ست. ماه رمضان، ماهی ست که فرمانروا و فرمان‌بردار را باهم آشتی می‌دهد. تضادها، خصوصیات فردی و اختلافات طبقاتی، موقتاً به دست فراموشی سپرده می‌شود. چراکه آداب‌ورسوم رمضان و اطاعت از قواعد و مقررات آن کنشی ست اجتماعی و در شرایط موجود اجباری‌ست. بی‌جهت نیست که فرمانروایان سعی بر آن دارند که رمضان را باشکوه هرچه بیشتری برگزار کنند. در هرماه از سال اگر گرسنه‌ای پیدا شود، در ماه رمضان شکم‌ها بیش از همیشه سیر می‌شود. در این ماه حکومت سعی می‌کند که کالاهای ضروری مثل، برنج و روغن و شکر به‌وفور در بازار عرضه شود. چراکه مصرف این کالاها در ماه روزه‌داری نه‌تنها نزول نیافته است بلکه صعود هم می‌کند. سفره‌های افطار بسی بسیار رنگین‌تر و پرتنوع می‌گردد و هیچ شباهتی به سفره امام علی، امام امان ندارد. امروز رمضان با تأثیر برکنش کنشگران اجتماعی مصرف را افزایش داده و سبب رونق بازار اقتصادی گردد. البته که ماه رمضان اغذیه و شیرینی‌جات مخصوص خود را نیز به بازار آورد، محصولاتی که تا سال آینده ممکن است نایاب شود.

این بدان معناست که جامعه در تبعیت از احکام رمضان، یکسان و یکرنگ می‌گردد، کثرت ناپدید می‌شود و ظاهراً وحدت و همبستگی افزایش میابد. چراکه در تحت حکومت دین، احکام رمضان را که درگذشته‌ای نه‌چندان دوری دلبخواهی و به اراده آزاد شخص واگذارده شده بود، اجباری گردیده است. نمی‌توانی با روزه‌خواری، به باورها و ارزش‌های جامعه بی‌اعتنایی نمایی. باید که در جماعت ناپدید شوی. آنچه هستی پنهان نمایی. مسلم است چنین وحدت و میثاق و پیوندی که در ماه رمضان به‌اجبار برقرار می‌شود، ظاهری‌ست و تحمیلی. تحمیل اراده فرمانروایان است بر فرمان‌بران. تحمیل خواست اقلیت است بر اکثریت- البته بدون اینکه این تقسیم‌بندی‌ها را از راه علمی به دست آورده باشیم. بی‌جهت نیست که از زمانی که دین بر مسند فرمانفرمایی حضور یافته است، همیشه لرزان و شکننده بوده است. چراکه امروز، حتی مسلمان هم به آن درجه از آگاهی رسیده است که بداند، اطاعت و پیروی از احکام رمضان هرگز نه متضمن تزکیه نفس است و نه عدالت در این جهان و رستگاری در آخرت. ممکن است که ریاضت کشی در ماه رمضان، روان ناآرام را آسایش و آسودگی ببخشد و یا سودهای دیگر برای بهزیستی بشر در برداشته باشد، اما این باوری بیش بر اساس پیش‌داوری نیست. چراکه ما از فرضیه‌هایی سخن بمیان می‌آوریم که ثابت نمودن آن‌ها مقرون به غیرممکن است. چه تاریخ نشان می‌دهد که بستن دهان و تحمل گرسنگی و تشنگی در یک ماه در سال، نتوانسته است که آنچه در انسان ولاست پرورش دهد.

تداوم رمضان در تاریخ درواقع در خدمت تشدید و تقویت اخلاق تسلیم و اطاعت، پذیرش ناچیزی‌شان انسان نسبت به مقام الله، خدای یکتا و یگانه و لاجرم تحکیم و نهادین ساختن نظام فرمانروایی و فرمان‌بری بوده است. روابط زیر بنایی و تولیدی جامعه، هرچند کند و تدریجی، در تبعیت از زمان دستخوش تحول و دگرگونی شده‌اند و می‌شوند، اما اخلاق فرمان‌بری بلا تغییر مانده است، اخلاقی که ماه رمضان در پرورش آن نقش مهمی بازی می‌کند اخلاقی که در ستیز و خصومت است با استقلال و آزادی‌های فردی و اجتماعی، حق‌وحقوق انسانی، با کثرت و تنوع و گوناگونی، اخلاقی که زمینه‌ساز نظام استبداد مضاعف و دین و قدرت است. حکومت ولایت‌فقیه حاصل اخلاقی ست که رمضان در ما نهادین نموده است. چراکه اخلاق فرمان‌بری، وجدانی را در آدمی پرورش می‌دهد که حقارت و خواری، بندگی و عبودیت و انکار جهان مادی را ارج می‌نهد و از تقلیل انسان به حیوانی که تنها در تسلیم و اطاعت، آزاد محسوب می‌شود، شرم به خود راه نمی‌دهد. تبعیض و تعصب و غیرت را نه‌تنها شرم انگیز نمی‌داند بلکه آن‌ها را ارزش‌هایی والا برشمرده و لازم ضروری برای حفظ نظم و امنیت اجتماعی می‌پندارد. چراکه پوششی‌ست بر ضعف و پستی و فرومایگی فرمانروا، و همچنین فرمان‌بر.

در اینجا شاید لازم باشد که توجه دوستان مارکسیست را هم به این گفتار مارکس در برومر لوئیز بناپارت هجدهم، جلب نماییم. مارکس در توضیح تکرار تاریخ، خاطرنشان می‌سازند که بشر سازنده‌ی تاریخ است، اما نه بر اساس میل و اراده خویش و در شرایطی که خود برگزیده باشد بلکه در شرایطی داده‌شده، شرایطی که راه و روش زندگی نسل‌های پیشین هنوز بر ذهن و وجود زندگان سنگینی می‌کنند.

به نظر می‌رسد که مارکس نیز از پوسته‌ی مارکسیستی خود بیرون آمده است و باور و ارزش‌هایی که از یک نسل به نسل دیگر انتقال می‌یابد در شکل بخشیدن به تاریخ را ارجح بر وضعیت مادی و روابط تولیدی بشمار می‌آورد. این بدان معناست که انسانی که اخلاق فرمان‌بری را از نیاکانش به ارث می‌گیرند، نمی‌تواند نظم و نظامی به‌جز فرمانروایی و فرمان‌بری خلق، تولید و بازتولید نماید. فرمان‌بر زندانی باور و ارزش‌هایی‌ست که کهنه و پوسیده و در زمان انجماد یافته‌اند و هرگز زمینه‌ساز رهایی انسان از چنگال مخوف خرافات و موهوم پرستی، نخواهند بود. آری مارکس هم گاهی، آنجا که لازم است، از راه و روش و باورهای خود انحراف پیدا می‌کند. چراکه او برخلاف مارکسیست‌های پیرو خویش، خشک‌اندیش نبوده است.

مسلم است که فرمانروایان از ماه رمضان و آداب و مراسمی که مردم را به‌رغم کثرت همبسته نموده و وحدت بخشد، منفعت فراوان می‌برند، چون رمضان جامعه انسانی را به یک گله وسیع فرمان‌بر تبدیل می‌نماید. چراکه اخلاق فرمان‌برید را که رمضان نهادین می‌سازند زیربنای نظام فرمانروائی و یا استبداد دین و قدرت است. اخلاقی که در ظاهر تمرین تحمل درد و رنج است و آموزش زهد و تقوا و در اصل چیزی نیست مگر خواست معطوف به قدرت. انکار وجود چنین اخلاقی نمی‌تواند ما را به آینده‌ای روشن و آزاد، امیدوار نماید، چراکه تغییر نظام فرمانروایی و فرمان‌بری تنها یک امر سیاسی نیست و از انحلال حکومت هم عبور نمی‌کند بلکه یک امر دینی ست که از ویران‌سازی ارزش‌ها و باورهایی گذر کند که بر اساس دروغ‌های بزرگ بر پا گردیده‌اند. رمضان باید از ابزار ره‌یابی به بهشت با تزکیه نفس و پاک زدایی روح به ابزار رهایی از ولایت، ابزار سرپیچی و نافرمانی تبدیل شود و اخلاق احترام به هیچ‌کس و هیچ‌چیز مگر آنچه در خدمت انسان است و آزادی، جایگزین آن گردد.

برگه درخواست عضویت
ایمیل دبیرخانه حزب
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما همراه باشید

روشنگری لازم

مقالاتی که از دگراندیشان و هم‌اندیشان در سامانه حزب مشروطه ایران (لیبرال دموکرات) درج می‌شوند، تنها برای آگاهی‌رسانی، ترویج رواداری و نهادینه کردن چندگرائی در فرهنگ سیاسی کشورمان می‌باشد و حزب هیچ‌گونه مسئولیتی در قبال محتوای آنان ندارد. مقالات می‌توانند با نظرگاه‌های حزب هم‌خوانی نداشته باشند. سامانه حزب در انتخاب مقالات آزاد است.

آخرین مقالات درج شده جدید

مشروطه ایرانی و گفتمان ملی…

22 بهمن و خیزش مردم ایران…

تلاش بیهوده حجاریان…

هفدهم ماه دی، روز زن در ایران…

بیانیه جبهه ایران‌گرایان در پشتیبانی از تظاهرات گسترده مردم در ایران…

مقالات دگراندیشان جدید

مشکل، مردم ایران نیستند؛ رژیم جانی‌شان است…

قیام ملی نقاب (نجات قیام ایران بزرگ)…

آیت‌الله مایک؛ آمریکاییِ مسلمان‌شده‌، رئیس جدید میز ایران سازمان سیا…

ایران را چرا باید دوست داشت؟…

در باغ وحش آخوندها!…

مقالات هم‌اندیشان جدید

بحثی در مقوله رفراندوم درخواستی و بیانیه پانزده اصلاح‌طلب پشیمان…

آیا هدف روسیه تبدیل ایران به یک «حکومت اقماری» است؟…

مارتین لوتر: مردی که به قرون‌وسطی فرمان ایست داد…

تشدید «جنگ سرد» در مناسبات آمریکا و ایران…

جشن مهرگان، تجدید پیمان با مهر و روشنایی…