1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: یکشنبه 25 فوریه 2018. برابر با یکشنبه, 06 اسفند 1396

دین‌ستیزی و یا قدرت ستیزی!

.



بسیارند کسانی که بر آن باورند در شرایط موجود به صلاح نیست که وارد نقد دین بشویم و اسلام را مسئول تیره‌بختی‌ها و سیه‌روزها در داخل و آتش‌افروزی‌ها در خارج، به‌ویژه در منطقه بدانیم. حمله‌بر دین ماجراجویی ست. مردم، دین‌باورند و نقد باور آن‌ها خصومت و خشم برانگیز است و بی‌احترامی و بی‌اعتنایی به عقاید و ارزش‌های مردم. حال هرقدر که آن عقاید خرافی، واپس‌گرا و بازدارنده عقل و خرد باشد، چندان مهم نیست، چنانکه گویی باورها و عقاید مردم تغییرناپذیرند. به همین دلیل، نظر پردازان و تحلیل‌گران و خبرگزاری‌ها اغلب شرایط کنونی را به‌گونه‌ای تجزیه‌وتحلیل می‌کنند گویی که دین در شکل بخشیدن به آن نقشی نداشته است و هنوز هم ندارد، گویی فقها و آیت‌الله‌ها می‌توانند به‌گونه‌ای دیگری جز اسلامی به جهان هستی بنگرند، از دیدگاه انتقام ستانی از آنانی که سر اطاعت در برابر وحدانیت الله فرود نمی‌آورند. همین بس که به نامه‌ای لشگر و سپاه و قرارگاهی ولایت، نیروهای امنیتی و ارشادی نظری افکنی همه نام خود از نامه‌ای مختلف پیامبر و یا امامان‌اند و جنگ‌های دوران رسالت، بر گفته‌اند. با رجوع به وقایعی که در دوران فرمانروایی پیامبر و یا امام علی و یا آنچه بر امامان دیگر رجوع می‌کنند که شرایط کنونی را تعبیر و تفسیر نمایند. افزوده بر این احکامی مجازات اسلامی از حد زنی‌ها و قصاص و سنگسار گرفته تا اعدام روزانه «محارب» خواه جرم سیاسی باشد و یا جنایی، حجاب و جدایی جنسیت‌ها از دینی برخاسته است که مظهر آن ولی‌فقیه، آیت‌الله‌ها و سازمان‌هایی مثل سازمان آمران به معروف و ناهیان منکر و وزارت «ارشاد» است.

برخی دین را مبرا از خطا و پدیده‌ای مجزا از قدرت می‌پندارند؛ که دین اسلام، خشم و خشونت و بی‌رحمی، فریب و حیله و ریاکاری را بر‌نمی‌تابد؛ که شریعت را با شمشیر سروکاری نیست. حساب قدرت‌مداران را باید از دین جدا ساخت؛ که شرایط کنونی آماده است برای قدرت ستیزی نه برای دین‌ستیزی. گویی که می‌توان قدرت ستیزی را از دین‌ستیزی جدا ساخت. حال‌آنکه، زمانی می‌توانی به ستیزه باقدرت برخیزی که آماده‌باشی که با دین رودررو قرار بگیری؛ یعنی که در چهره‌ی واقعی دین و تجلیات آن در واقعیت عینی بنگری، از ولایت‌فقیه گرفته که دشمنان خود را «منافق» و «کافر» شناسایی می‌کند و نابودی آن‌ها را بشارت می‌دهد تا امام‌جمعه‌ای که بر منبر خطابه به رئیس قضات برای اعدام متهمان سیاسی دست‌مریزاد گفته و خواهان اعدام‌های بسیاری می‌شود تا اقتدار نظام اسلامی پایدار بماند؛ و نیز تا آن بازجویی که شکنجه و ضرب و شتم متهم را در نیم روز متوقف می‌سازد که به حمد و ستایش خداوند بشتابد.

اگر آیت‌الله‌ها و حجت‌الاسلام‌ها و طلبه‌ها، رئیس‌جمهور و کارگزاران و فرماندهان نظامی و امنیتی ولی‌فقیه، گشت‌های ارشادی و سازمان‌های نهی از منکر و اماکن، تجلی دین نیستند، تجلی باور و ایمان به شریعت اسلام، نیستند، تجلی چه چیزی هستند؟ این پرسش از زندانیان سیاسی سال‌های 66 و 67 مبنی بر آیا مسلمانی یا مارکسیست، تجلی چیست اگر تجلی شریعت اسلامی نیست؟ آیا این دین بود که به قدرت فرمان می‌داد که مارکسیست و مجاهد را به جوخه‌های اعدام بسپاری و به‌طور دسته‌جمعی در گودال‌های گمنام مدفون سازی؟ اگر آیت‌الله و حجت‌الاسلام و پاسدار دین به حق‌وحقوق و آزادی بشر در تفکر و اندیشه، باور و ایمان داشتند، آیا وجدان آن‌ها را مجاز می‌ساخت که دگراندیشان و یا هر انسان دیگری را به مجازات و شکنجه بکشند و به جرم محاربه با الله به دار مجازات بیاویزند؟

در هیچ کجای کتاب آسمانی، قرآن مقدس، هرگز آیه‌ای مبنی بر بخشایش و گذشت منافق و مشرک و کافر، نخواهی یافت. شریعت اسلامی خون آن‌ها را مباح نموده و جنگ با کفار را تکلیف و وظیفه مسلمانان ساخته است. جهاد و شهادت فرمان الله ست. او جهاد گران و شهادت‌طلبان را در بهشت هم‌آغوش حوریان می‌سازد و زندگی ابدی می‌بخشد. ولی‌فقیه مکرر معترضین را «منافق» و «کافر» معرفی می‌کند؛ و قاضی، معترض را به جرم محاربه و یا جنگ علیه الله و یا نظام الهی، محکوم‌به اعدام می‌کند. آیا امروز می‌توان دین را از قدرت جدا ساخت؟ یکی را بشکنی بدون آنکه به دیگری لطمه‌ای وارد آوری؟ آیا می‌شود ولی‌فقیه را به جرم جنایاتی که علیه بشر مرتکب شده است به محاکمه بکشانی بدون آنکه شریعت اسلام را نیز محاکمه کنی؟ آیا می‌توانی او را به جرم چیز دیگری جز عمل به تکلیف شرعی، یعنی جهاد و شهادت محکوم نمایی؟

آتشی که هم‌اکنون در سراسر منطقه شعله‌ور گشته است اگر از دین برنمی‌خیزد از چه چیزی برمی‌خیزد. داعشی‌ها و النصره‌ها و القاعده‌ها و بوکوحرام‌ها، همان پرچمی را برافراشته‌اند که حکومت اسلامی در سال 1375 در ایران برافراشت، پرچم لا الله الا الله. آیا تاکنون کسی پیداشده است که جرعه‌ای از انسان‌دوستی از آنانی که پرچم لا الله الا الله را برافراشته‌اند، دریافت کرده باشد. شمشیر کشان اسلام از آیت‌الله‌ها گرفته تا داعشی نشان داده‌اند که اسلام دینی ست که پشیزی برای انسان قائل نیست و چیزی نیست مگر دین کین خواهی و انتقام ستانی.

در کشور ما انتقام ستانی، پس از گذشت نزدیک به چهار دهه به یک امر عادی تبدیل‌شده است و به انواع مختلف در رفتار و گفتار مردم به شکل روزمره بازتاب می‌یابد. در برابر کوچک‌ترین ناروایی انگیزه انتقام‌جویی فعال می‌شود و گاه چه نتایج اسف‌باری که ببار نمی‌آورد. گزارش‌های رسمی، ازجمله گزارش‌های پزشک قانونی از افزایش سرسام‌آور نزاع در سراسر کشور خبر می‌دهند که بعضاً به ضرب‌وجرح و قتل و جنایت خاتمه می‌یابد. جامعه شناسان و روان‌پزشکان به‌عنوان پدیده خشم شناسایی نموده‌اند و آن را معلول بیکاری و گرانی و فقر و واماندگی و مسدود بودن تمامی منافذ برای برآوردن نفسی به آزادی و از همه مهم‌تر سرکوب و محدود ساختن شادی و طرب، می‌خوانند، نه ناشی از سلطه انتقام ستانی، ارزش بینانی آئین اسلامی. آنچه به شکل نمادین و واقعی روزانه مردم شاهد آن هستند. سیاست انتقام ستانی، اساس سیاست‌های داخلی و خارجی حکومت اسلامی به رهبری آیت‌الله‌هاست و هرکجا که اسلامیست‌ها باقدرت رسیده‌اند. اگر انتقام ستانی از شیطان بزرگ محور بازی هسته‌ای از غنی‌سازی تا مذاکرات، نیست چه چیزی تحمل این‌همه ضرر و زیان را می‌تواند توجیه کند؟

ولی‌فقیه، به‌رغم قدرت نامحدودی که در دست خود متمرکز کرده است، یاران قدیمی خود را که با وی «زاویه» پیداکرده‌اند مورد کین خواهی قرار می‌دهد و محکوم‌به «حصر» می‌کند تا بپوسند و پوک شوند مگر بر روی چهاردست‌وپا با پوزش و عذرخواهی اظهار ندامت نمایند. اخیراً حضرت ولایت با بریدن سر با پنبه دست به انتقام ستانی میزند. رئیس‌جمهور سابق محمد خاتمی را که در دو نوبت انتخابات ریاست جمهوری بیش از 75% رأی مردم را کسب کرده است به جرم حمایت از جنبش اعتراضی «رأی من کجاست» در سال 88، جنبشی که نظام آن را «فتنه» خوانده است، ممنوع‌التصویر نموده است، حکمی که هنوز به‌درستی روشن نیست کدام‌یک از نهادهای امنیتی و کیفری حکومت اسلامی صادر نموده است، فتنه‌ای که آبرو و حیثیت نظام ولایت را در برابر جهانیان به زمین ریخت و نشان داد که برخلاف ادعای ولایت که ریشه در رضایت مردم و خشنودی مردم مسلمان دارد، با تکیه‌بر ابزار خشونت و انتقام ستانی ست که حکومت اسلامی دوام و بقا یافته است.

اکنون نمی‌توانی قدرت را به چالش بکشی و در برابر آن به مقاومت برخیزی، اگر به درون خود عاری از تعصب بازننگری و دین را از چینی‌جاها و سلول‌های خود فرانخوانی. وگرنه هرگز بر آلودگی آنچه مقدس پنداشته‌ای بینا نشوی. اگر هم‌اکنون در چنگال استبداد ولایت‌فقیه گرفتار آمده‌ایم به آن دلیل بوده است که به ظهور دین بر مسند قدرت، خوش‌آمد گفته‌ایم به آن امید که دامن امام پاک‌ترین دامن‌هاست. وقتی‌که مردم ایران پذیرفتند که اسلام نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد، نمی‌دانستند که در چنگال خشم و خشونت، کین خواهی و انتقام ستانی باید در برابر الله تسلیم‌شده و از اراده و شریعت الهی در زیر برق شمشیر در تمام امور زندگی اطاعت کنند. این مهر دین، نهفته در دل مردمی است که خود را مسلمان می‌دانند نه در کشور ما بلکه در کشورهای اسلامی که در آتش انتقام می‌سوزند، آن‌ها را به انفعال و تحمل و پذیرش حکومت جبار دین کشانده است.

اگرچه هم‌اکنون شرایط برای رؤیت چهره‌ی ناب و اصیل اسلام‌ها فراهم آمده است، بااین‌وجود، دین را، یعنی آن چیزی را که مقدس میدانیم و می‌پرستیم، مسئول وضع موجود نمی‌دانیم، مسئول آنچه بر ملت و کشور ایران و کشورهای منطقه در طول تاریخ رفته است، مسئول تمام نگون‌بختی‌ها و سیه‌روزی‌هایی که ملت‌ها دچار آن شده است، مسئول تحکیم و تداوم فرهنگ انتقام ستانی مستتر در ذات آئین اسلامی، نمی‌دانیم. روشن است که هرگز نمی‌توانیم ساختار قدرتی را که بر دین بنیان گذارده شده است از جای خود تکان دهیم و خودزا از غل و زنجیر شریعت رهاسازیم اگر مهر دین از دل خارج نسازیم، و بار مسئولیت را از شانه دین برگیریم. فهمیدید چه میگویم؟

برگه درخواست عضویت
ایمیل دبیرخانه حزب
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما همراه باشید

روشنگری لازم

مقالاتی که از دگراندیشان و هم‌اندیشان در سامانه حزب مشروطه ایران (لیبرال دموکرات) درج می‌شوند، تنها برای آگاهی‌رسانی، ترویج رواداری و نهادینه کردن چندگرائی در فرهنگ سیاسی کشورمان می‌باشد و حزب هیچ‌گونه مسئولیتی در قبال محتوای آنان ندارد. مقالات می‌توانند با نظرگاه‌های حزب هم‌خوانی نداشته باشند. سامانه حزب در انتخاب مقالات آزاد است.

آخرین مقالات درج شده جدید

مشروطه ایرانی و گفتمان ملی…

22 بهمن و خیزش مردم ایران…

تلاش بیهوده حجاریان…

هفدهم ماه دی، روز زن در ایران…

بیانیه جبهه ایران‌گرایان در پشتیبانی از تظاهرات گسترده مردم در ایران…

مقالات دگراندیشان جدید

مشکل، مردم ایران نیستند؛ رژیم جانی‌شان است…

قیام ملی نقاب (نجات قیام ایران بزرگ)…

آیت‌الله مایک؛ آمریکاییِ مسلمان‌شده‌، رئیس جدید میز ایران سازمان سیا…

ایران را چرا باید دوست داشت؟…

در باغ وحش آخوندها!…

مقالات هم‌اندیشان جدید

بحثی در مقوله رفراندوم درخواستی و بیانیه پانزده اصلاح‌طلب پشیمان…

آیا هدف روسیه تبدیل ایران به یک «حکومت اقماری» است؟…

مارتین لوتر: مردی که به قرون‌وسطی فرمان ایست داد…

تشدید «جنگ سرد» در مناسبات آمریکا و ایران…

جشن مهرگان، تجدید پیمان با مهر و روشنایی…