1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: یکشنبه 25 فوریه 2018. برابر با یکشنبه, 06 اسفند 1396

آقای ظریف، ایران هراسی نه، اسلام هراسی!

.



پس از پایان یک سال مذاکرات هسته‌ای، محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجی حکومت اسلامی، همچون دیگر وزیران در برابر خبرنگاران و رسانه‌های جهانی قرار گرفت تا او نیز برآورد خود را از ناکام ماندن مذاکرات هسته‌ای و ادامه آن در آینده به مردم جهان و "مردم خوب ایران،" گزارش دهد، گویی که "مردم خوب ایران" او را به این مأموریت گیسیل داشته‌اند، نه خداوندگار خامنه‌ای، حضرت ولایت که درواقع مخاطب اصلی ست. وی در آغاز مدعی شد که در این دور از مذاکرات توانسته‌اند نمای یک توافق کلی را در آینده ببینند. راهکارهای مختلفتی ارائه‌شده است که در زمان کوتاهی می‌توان به آن‌ها دست‌یافت. آنگاه به دستاوردهای یک سال مذاکره پرداخت و اظهار داشت که امروز "پروژه ایران هراسی شکست‌خورده و تمام تلاش‌ها برای نشان دادن «ایران» به‌عنوان یک نگرانی برای جهان رنگ‌باخته است."

ایران هراسی؟ سخت می‌اندیشد، این نگارنده با خویشتن که چگونه ممکن است نیمه زنده‌ای، مثل کشور ایران که به‌زحمت بسیار نفس برآورد و فروبرد و برای دومین بار در تاریخ طناب شریعت اسلام را بر گردن خویش احساس می‌کند، هراس برانگیزد؟ آری، وارونه‌سازی حقایق خود یک خصیصه برجسته فقاهتی است، حال چه یقه کوتاه بتن داشته باشد و کت‌وشلوار اتوکشیده و چه عبا و عمامه. تفاوت چندانی ندارد وقتی‌که قدرت در دین ذوب‌شده و استبداد، مضاعف گردیده است.

به نظر می‌رسد که ظریف وقتی از تابوی ایران هراسی سخن می‌گوید، از پدیده‌ای سخن میراند که دارای وجود خارجی نیست بلکه زاییده تخیلات و دانش سیاسی اوست. گویا آقای وزیر امور خارجی، فراموش کرده است که نزدیک به 36 سال است که ایران، اسلام است. همه هرچه هست اسلامی ست، نه ایرانی؛ که ایران وجود ندارد. هرچه از تبار ایرانی بوده و هست چه بناهای تاریخی، چه نهادها و رسم و رسوم فرهنگی، زشت و پلیدند و ضد اسلامی. همین بس که عید نورز و چهارشنبه‌سوری هنوز خاری تیزی هستند توی چشم حکومت آیت‌الله‌ها، حکومت تازیان بومی. پیامبر اسلام و خاندان او، همان‌قدر از تبار تازیان‌اند که عمر و معاویه و یزید. امام هشتم ممکن است که در مشهد دفن شده باشد، اما او یک تازی و از نسل تازیان مهاجم است که ما ایرانیان او را می‌پرستیم و به‌عنوان یک موجود ماورایی به او دل‌بسته‌ایم. تازی پرست نمی‌تواند "ایرانی" باشد. تازی پرستان، مسلمانان‌اند.

از ایران هراسی، ظریف درزمانی سخن می‌گوید که نه ایران بلکه "اسلام" بوده و هست که مردم جهان را هراسان ساخته است. اسلام هراسی نتیجه نظر پردازی اندیشه‌ورزان غربی نیست. اسلام هراسی با ظهور ولایت در ایران، آغاز گردید، طولی نکشید که تاریکی، سایه شوم خود را در سراسر ایران گسترانید. شریعت اسلامی آخرین نفس آزادی را گرفت. سپس در طالبان در افغانستان و اخوان المسلمین در مصر ادامه یافت و با ظهور گروه تروریستی القاعده و در پی آن گروه داعشی‌ها، اسلام هراسی را به اوج خود رسید. هراسی که اخیراً داعشی‌ها در جهان آفریده‌اند، چهره کریه و خشونت‌بار و ضد انسان اسلام را در معرض نگاه جهانیان گذارده‌اند. داعشی‌ها برخلاف حکومت اسلامی پنهانی پشت برج‌های بلند اسارتگاه‌ها دست به قتل‌عام نمی‌زنند. آن‌ها خشونت، بی‌رحمی و انتقام ستانی نهفته در ذات اسلام را در عریان‌ترین شکل خود، بیان می‌نمایند. در برابر چشمه‌ای مردم جهان چاقوی قصابی را بر گلوی انسان‌ها بی‌دفاع می‌گذارند و سر آنان را همچون گوسفندان قربانی از تن جدا می‌سازند. البته تاکنون کسی بچشم خود ندیده است که شاهپور بختیار، آخرین نخست‌وزیر دوران شاهی چگونه به دست رسولان ولایت قصابی گردید و یا لت‌وپار کردن فروها و فریدون فرخزاد و صدها جنایت دیگری که به دست تازی پرستان بومی صورت گرفته است، کسی مشاهده کرده باشد. خشونت و انتقام ستانی ای که تازیان بومی برای برقراری حکومت اسلامی بدان دست، زدند، سنگسار، قصاص، شلاق و اعدام درملأعام و تنبیه و مجازات به‌عنوان راهکار همه مشکلات اجتماعی، اسلام هراسی را واقعیت بخشید، نه ایران هراسی. آیا می‌توان گفت که امام خمینی با فتوای قتل سلمان رشدی، مردم جهان را هراسناک نساخت؟ آیا تبدیل یک کشور پهناور تحت شریعت اسلامی به یک اسارتگاه بزرگ هراس‌آور نیست؟ طالبان و اخوان المسلمین، القاعده و داعش اسلام هراسی را حتی تازی پرستان در سراسر دنیا را به هراس واداشته است.

در بازگشت به ایران، ظریف در اولین گفتار خود بار دیگر از مذاکرات بین "ایران" و دیگر کشورها سخن گفت. او اصلاً ناکام ماندن مذاکرات هسته‌ای را به عدم درک نادرست غربی‌ها از فرهنگ مذاکرات "ایرانی‌ها" نسبت می‌دهد؛ که غربی‌ها پیوسته بر این باور بوده‌اند که ایرانی‌ها دارای روش خاص خود در مذاکرات هستند و آن را به گونه‌های مختلف تعریف می‌کنند، مثل "وقت‌کشی، تعارف، دوپهلو گویی، چانه‌زنی بازاری، فرش‌فروشی و امتیازات دهی در لحظات آخر." وی تأکید نمود که این تصور " غلط غربی‌ها" از رفتار ایرانی‌ها نگذاشت که ما به هدفمان در مذاکرات برسیم. با این وجود، ظریف اظهار می‌دارد که: "ما در این مذاکرات توانستیم روش مذاکره منطقی را جایگزین چانه‌زنی بازاری کنیم."

پس معلوم می‌شود که وزیر امور خارجه بر سر چه چیزی با کشورهای 5+1 به مدت یک سال مذاکره می‌کرده‌اند، بر سر تغییر روش مذاکرات: "روش منطقی را جایگزین روش چانه‌زنی کردن." ترسم که این چیزی نباشد بیش از کوبیدن آب در هاوان و یا روایتی برساخته شده برای پنهان نگاه‌داشتن حقیقت. ظریف یا خود کودکی بیش نیست که به زبان بزرگ‌ترها سخن می‌گوید و یا مخاطبین خود را کودک و نادان فرض می‌کند. فکر می‌کند که اگر واژه ایران را جایگزین اسلام نماید، مذاکره‌کنندگان غربی را قانع خواهد کرد که هراس آن‌ها از ایران هسته‌ای، بیجاست. مردم ایران خواهان جنگ و درگیری نیستند. چنانکه گویی مردم ایران‌اند که حاکم‌اند و او بیانگر اراده ملت است نه ولایت. در گفتمان خود سعی می‌کند با سپاسگزاری از حمایت‌های ولایت، نقش او را به‌عنوان بازیگر اصلی و گوینده حرف آخر، کمرنگ بسازد. افزوده بر این، ظریف از روش چانه‌زنی چنان سخن می‌گوید گویی که مذاکره چیزی است سوای چانه‌زنی. اگر بر سر آن چیزی که می‌خواهی به دست آوری و یا از دست بدهی- هرچه آن چیز باشد- چانه، نزنی، ضرورتاً باید به نزاع با یکدیگر بپردازید تا یک‌طرف رقیب را زخمین و خونین سازد و به‌زانو درآورد تا به آن چیزی که می‌خواهی برسد. به همین دلیل میگویند مذاکره یا ادامه جنگ است یا بازدارنده آن. بگذریم که برداشت غربی‌ها آن‌گونه که ظریف توصیف می‌کند نه‌چندان دور از حقیقت است و نه لزوماً فقط ایرانیان از آن روش‌ها استفاده می‌کنیم. تفاوت در آن است که غربی‌ها مذاکره را می‌آموزند که بخشی از آن، آموختن روش‌های مذاکره فرهنگ و کشورهای دیگر است. اکثر دیپلمات‌های کشورهای دیگر در دانشگاه‌های آمریکا و اروپا فوت‌وفن مذاکره را آموخته‌اند، ازجمله خود آقای ظریف؛ اما هنر خدعه گری را در دامن مجتهدین آموخته است، در دامان آیت‌الله‌ها. سند ایران هراسی را ظریف از درون کتاب‌ها و مقاله‌اتی استخراج نموده است که آمریکایی‌ها درباره روش مذاکرات همه کشورها ازجمله ایران انتشار داده‌اند. ظریف درباره مطالعه روش‌های مذاکرات کشورهای دیگر به‌وسیله مؤسسات علمی، به‌گونه‌ای سخن میراند، گویی که کنشی ست بس بسیار ناپسند احتمالاً آمیخته با بدفهمی و تفکر قالبی، به‌ویژه در مورد "ایران." شاید اگر در آن کتاب‌ها و مقالات از روش مذاکره‌ای بنام روش "اسلامی" اشاره‌کرده‌اند، خود می‌تواند ناشی از اسلام هراسی باشد.

واقعیت آن است که نه‌تنها وزیر امور خارجه، حتی رئیس‌جمهور هم برخوردار از اقتدار لازم برای چانه‌زنی با رقیب را ندارد. درزمانی که مذاکره‌کننده اصلی ولایت‌فقیه ست، تیم مذاکره‌کنندگان، مهره‌هایی بیش نیستند. بی‌جهت نیست که رئیس‌جمهور آمریکا هنگامی‌که مذاکرات هسته‌ای معلوم بود که بی‌نتیجه به پایان می‌رسد نه به رئیس‌جمهور حکومت اسلامی بلکه به حاکم اصلی، خداوندگار خامنه‌ای نامه‌نگاری می‌کند. وقتی رئیس‌جمهور، کسی که اگر مستقیماً به‌وسیله مردم برگزیده نشده است حداقل مورد تائید بیش از نیمی از جمعیت کشور قرارگرفته است و باید از اقتدار بیشتر و مشروع‌تری برخوردار باشد، نمی‌تواند در تصمیمات سرنوشت‌ساز کشور شرکت نماید، آیا وزیر امور خارجه می‌تواند به‌عنوان یک وزیر مستقل و مختار با همتایان خود پشت میز مذاکره بنشیند؟ بدین معنا که ظریف، وزیر نیست، "رسول" ولایت است. مسئول ابلاغ اراده ولایت است که هم مظهر دین است و هم قدرت. مأموریت رسولان ولایت، محدود به مسائل هسته‌ای است که مرزهای آن را از پیش ولایت‌فقیه خود ترسیم کرده است.

بنابراین، ظریف و تیم مذاکره‌کننده به اتریش نرفته بودند که با کشورهای 5+1 بر سر چه بدهند و چه بگیرند مذاکره کنند. آن‌ها رفته بودند که به‌طور منطقی بگویند که مذاکرات هسته‌ای هیچ‌گونه ارتباطی با حقوق بشر و به راه انداختن جنگ‌های فرقه‌ای در منطقه و یا با اهداف موشک‌های قاره‌پیما ندارد. به همین دلیل مذاکرات هسته‌ای به‌سرعت به نتیجه رسد، محدودیت بر فعالیت‌های غنی‌سازی در برابر دریافت بخش کوچکی از درآمد هنگفت حاصل از فروش نفت، پذیرفته شد؛ اما مذاکرات ناکام ماند، زیرا که غرب به رهبری آمریکا به این نتیجه رسیده است، قرارداد هسته‌ای با حکومت اسلامی، نه با ایران، زمانی می‌تواند پشتوانه اجرایی داشته باشد که راه نفس برآوردن در گشایش یابد. روشن است که بدون احترام به حقوق بشر، جامعه بسته می‌ماند و فعالیت‌های غنی‌سازی به‌منظور دست‌یابی به اسلحه کشتار جمعمی هموار می‌شود. خداوندگار خامنه‌ای نیز از قصد و نیت آمریکا و اروپا باخبر است. به همین دلیل ناکام ماندن مذاکرات را همچون یک پیروزی در آغوش کشید و اعلام نمود که:

آمریکا و کشورهای استعمارگر اروپایی دور همه جمع شدند تا جمهوری اسلامی ایران را در قضیه هسته‌ای به‌زانو درآورند، اما نتوانستند و در آینده نیز نخواهند توانست.

همچنان که ملاحظه می‌شود، حضرت ولایت هرگز اسلام را حذف نمی‌کند. بلکه به غرب و آمریکا از دیدگاه اسلام می‌نگرد، اسلامی که خود مظهر آن است. واکنش خداوندگار خامنه‌ای به نتیجه مذاکرات هسته‌ای، بیانگر ریاکاری مضاعف دین و قدرت است. چراکه روایت او روایت صحرای کربلاست، رودررویی مظلوم با ظالم و حق با کفر، روایتی که صدها سال است که به‌واسطه آن، مردم را فریفته و متعصب و نابینا پرورش داده‌اند. امام بزرگ، امام خمینی و در ادامه رهبر انقلاب، بی‌دلیل آمریکا را "شیطان بزرگ" نمی‌خوانند. حضرت ولایت آنانی که به تعامل با آمریکا دل‌بسته‌اند، ساده‌لوح، تنگ‌نظر و سیاست ورز و بی‌غیرت می‌خواند. چون در ایمان دینی خود متزلزل هستند. نمی‌دانند که با شیطان مذاکره بی‌فایده است؛ و از آغاز هم بدبینی‌های خود را به مذاکره با قدرت‌های بزرگ ابراز کرده است. چراکه آمریکا چون شیطان فریبکار است، سراسر حیله است و "مکر" و "خدعه." به تعهداتش عمل نمی‌کند. آنچه دیروز گفته است امروز مردود می‌شمارد. ولی‌فقیه، آمریکا و غربی‌ها را نه دشمن ایران بلکه دشمن اسلام می‌پندارند. استعمارگران شیاطینی هستند که بر ضد اسلام عهد اتحاد با یکدیگر بسته‌اند.

دیدگاه ولی‌فقیه نیز مورد تائید فرماندهان، سرداران و جنگنده و یا لشگرهای گوناگون ولایت است، یعنی تمامی آن نهادهایی که مظهر قدرت‌اند، ازجمله فرمانده کل سپاه پاسداران، سرلشگر محمدعلی جعفری. او سردار ولایت، سردار اسلام است نه ایران. دفاع از دین و ارزش‌ها و باورهای دینی را وظیفه خود می‌داند. او بازتابنده بدبینی‌های ولایت نسبت به مذاکره با غرب و آمریکاست، به همین دلیل، به‌قصد و نیت رئیس‌جمهور و وزیر امور خارجه سخت مظنون است. سرلشکر جعفری در سخنرانی اخیر خود در "دانشگاه تربیت مدرس" درحالی‌که مذاکرات هسته‌ای به آخرین هفته خود رسیده بود، زبان به شکوه می‌گشاید که ناشیگری‌های تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای به "عزت جمهوری اسلامی" صدمه وارد کرده است، البته صدمه نه به ملت و یا کشور ایران. او نگران "عزت اسلامی" ست، نه عزت ایرانی. وی در ادامه، با زبان ایما و اشاره دولت حسن روحانی را به‌نقد می‌کشد و می‌گوید هنوز هستند کسانی که "رفاه و آسایش و معیشت جامعه را بر باور و ارزش‌های دینی مردم" ارجحیت می‌دهند. اینان کسانی هستند، خودفروش که غرور و عزت را در بیگانگان جستجو می‌کنند نه در الله، خداوند یکتا و یگانه. اگر قدرت‌های بزرگ، نظام مقدس اسلام را زیر فشار قرار داده‌اند "به خاطر جایگاه مستقل و ایستادگی در برابر سلطه گران" است، یعنی به خاطر ماهیت اسلامی آن است و نه غنی‌سازی هسته‌ای. وی برخی "مسئولین" را به عدم شناخت از "مؤلفه‌های اصلی قدرت" و بی‌توجهی به "ایستادگی روی اصول و ارزش‌ها" متهم می‌کند. آنگاه می‌افزاید که مولقه قدرت "زیر بار زور نرفتن و باورهای دینی و اقتدارطلبی مردم ایران است."

به این معنا، ازآنجاکه مردم شیفته "ارزش‌های اعتقادی و فرهنگی" اند حاضرند فقر و گرسنگی را تحمل نمایند. لغو تحریمات از طریق مذاکره، امری ست بیهوده.

بعضاً بر آن‌اند که دفاع از دین و اسلام برای فرمانده کل سپاه پاسداران بهانه‌ای بیش نیست برای حفظ قدرت و منافع مادی، چنانکه گویی اسلام چیزی است به‌جز آئین فرمانروایی و فرمان‌بری بر اساس تسلیم و اطاعت، حال چه از نوع امامت باشد و یا خلافت؛ که اسلام آئینی ست سازگار بازور گفتن به‌منظور زیر بار زور نرفتن. سردار جعفری پرورده دست فقها است، او یک تازی بومی ست، نمی‌تواند بفهمد که اگر از مردم نخواهد که چنین و چنان باشند، برحسب بایدها و نبایدهای شریعت اسلامی، اگر احترام به حقوق ابتدایی انسان را جایگزین نظم تسلیم و اطاعت، نماید، نیازی به زورگویی، به بگیروببند و به اسارت کشیدن، نیست. درنتیجه هرگز ضرورتی به وجود نمی‌آید که مجبور شود زیر بار زور برود. چگونه می‌توانی زور بگویی و زیر بار زور نروی. سرلشگر جعفری به آخرین اظهارات اخیر محمدجواد ظریف در دانشگاه تهران مبنی بر ادعای امن‌تر شدن ایران درنتیجه مذاکرات هسته‌ای، اعتراض نموده و به مذاکره‌کنندگان هشدار داد که دچار اشتباهات "محاسباتی" نشوند که:

ما از سال‌ها قبل به یک قدرت بزرگ بازدارندگی اطمینان‌بخش رسیده‌ایم و همه مؤلفه‌های قدرت ما امروز به‌طور چشم‌گیری تقویت‌شده است.

یعنی که حکومت اسلامی خود به یک ابرقدرت تبدیل‌شده است که می‌تواند با آمریکا شاخ تو شاخ شود. تمام منطقه و فراتر از آن را زیرپوشش موشکی قرارگرفته است. سرلشگر جعفر در تبعیت از ولایت تأکید می‌کند که دشمن ضعیف شده است و این آمریکاست که باید تسلیم اراده ایران شود. اینجا باید با ظریف موافق بود که سال گذشته گفته بود آمریکا با یک بمب بنیان نظامی ولایت را درهم می‌شکند. به‌رغم موشک‌های قاره‌پیما و نیروی عظیم موشکی، سردار جعفری به‌خوبی می‌داند که او وظیفه دارد تا تاج‌وتخت ولایت و را حفظ و حکومت آیت‌الله را در داخل مستحکم نماید؛ که برای سرکوب آزادی، برای سرکوب هر خیزش درونی و برای برقراری سکوت و خاموشی، پرورش و تعلیم‌یافته است نه برای درگیری با قدرت‌های جهانی. حال از حاج‌آقا قاسم سلیمانی که مأمور گسترش نفوذ در بیرون است، سخنی بمیان نمی‌آوریم چراکه یکی از دلایل شهرت او آن است که او "شهید زنده" است، سخت تشنه نوشیدن شربت شهادت است. گفته می‌شود حتی آمریکا از او هراس در دل دارد.

در حالی که حذف اسلام در گفتمان ظریف و ایران هراسی را جایگزین ساختن اسلامی هراسی، دلگیری و شکایت سربازان ولایت را فراهم آورد ه و بسیاری از تف لیسان ولایت را "دلواپس" نموده است، "پروژه" ایران هراسی را که ظریف برساخته دست قدرت‌های بزرگ می‌داند و اساس تحریمات "ظالمانه،" درواقع پروژه‌ای ست که به امضای ولایت رسیده است. بعید به نظر می‌رسد که این نرمش قهرمانانه بتواند قدرت‌های بزرگ را قانع کند که ایران یک قدرت اسلامی نیست، جامعه ایران را به یک زندان بزرگ تبدیل ننموده و در پی گسترش نفوذ "اسلام ناب محمدی" در فراسوی مرزهای ایران نیست؛ اما گنجشکی که ظریف رنگ زده و قصد داشت آن را بجای قناری بفروش برساند، تاکنون خریداری پیدا نکرده است. قدرت‌های جهانی زیادتر از تسلیم هسته‌ای ایران که توافقنامه ژنو سند آن است می‌خواهند. به‌رغم اظهارات ظریف که ادعا می‌کند که فعالیت‌های هسته‌ای کماکان ادامه یافته است و می‌یابد. قدرت‌ها بزرگ می‌خواهند که اراده معطوف به سلطه افکنی و سلطه‌جویی نهفته در ذات حکومت اسلامی محدود و مهار نمایند. از زیاده‌خواهی آمریکا هم ولایت شکوه نموده است و هم رئیس‌جمهور و هم وزیر امور خارجه، اما هیچ‌یک تاکنون نگفته‌اند که این زیاده‌خواهی دارای چه محتوایی ست.

برگه درخواست عضویت
ایمیل دبیرخانه حزب
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما همراه باشید

روشنگری لازم

مقالاتی که از دگراندیشان و هم‌اندیشان در سامانه حزب مشروطه ایران (لیبرال دموکرات) درج می‌شوند، تنها برای آگاهی‌رسانی، ترویج رواداری و نهادینه کردن چندگرائی در فرهنگ سیاسی کشورمان می‌باشد و حزب هیچ‌گونه مسئولیتی در قبال محتوای آنان ندارد. مقالات می‌توانند با نظرگاه‌های حزب هم‌خوانی نداشته باشند. سامانه حزب در انتخاب مقالات آزاد است.

آخرین مقالات درج شده جدید

مشروطه ایرانی و گفتمان ملی…

22 بهمن و خیزش مردم ایران…

تلاش بیهوده حجاریان…

هفدهم ماه دی، روز زن در ایران…

بیانیه جبهه ایران‌گرایان در پشتیبانی از تظاهرات گسترده مردم در ایران…

مقالات دگراندیشان جدید

مشکل، مردم ایران نیستند؛ رژیم جانی‌شان است…

قیام ملی نقاب (نجات قیام ایران بزرگ)…

آیت‌الله مایک؛ آمریکاییِ مسلمان‌شده‌، رئیس جدید میز ایران سازمان سیا…

ایران را چرا باید دوست داشت؟…

در باغ وحش آخوندها!…

مقالات هم‌اندیشان جدید

بحثی در مقوله رفراندوم درخواستی و بیانیه پانزده اصلاح‌طلب پشیمان…

آیا هدف روسیه تبدیل ایران به یک «حکومت اقماری» است؟…

مارتین لوتر: مردی که به قرون‌وسطی فرمان ایست داد…

تشدید «جنگ سرد» در مناسبات آمریکا و ایران…

جشن مهرگان، تجدید پیمان با مهر و روشنایی…