1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: یکشنبه 25 فوریه 2018. برابر با یکشنبه, 06 اسفند 1396

امربه‌معروف، نهی از منکر و فرارسیدن دوران کفر!

.



به‌راستی، چه اتفاقی رخ‌داده است که حکومت اسلامی را وادار ساخته است یکی از مهم‌ترین احکام قرآنی، امربه‌معروف و نهی از منکر که فریضه‌ای واجب دینی بشمار می‌آید پس از 36 سال قانونمند و حمایت از آنانی که به وظیفه دینی خود عمل می‌کنند قانونی نمایند؟ بچه دلیلی حکومت اسلامی تاکنون وظیفه شرعی و الهی خود را بر زمین نهاده است؟ چه چیزی می‌تواند این بی‌اعتنایی به احکام قرآن را توضیح دهد. آیا فراموش کرده بودند که الله گفته است:

باید برخی از شما مسلمانان را به خیر و صلاح دعوت کنند و ایشان را به نیکی امر و از بدی تهی نمایند، این گروه به حقیقت رستگارند.(کناهان کبیره، ص 328).

چرا از همان آغاز سپاه آمران به معروف و ناهیان از منکر را تشکیل ندادند تا از غلتیدن جامعه در منجلاب کفر جلوگیری کنند؟ آیا کمی دیر به فراستش نیفتاده‌اند؟ به‌رغم آنچه می‌خواهند وانمود کنند، جا دارد که بپرسیم، مجلس شورای ولایت با تصویب طرح حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر، آن‌هم با دو فوریت بر کدامین یک از زخم‌های ملت مرحم می‌گذارد؟ کدامین بار را از پشت‌خمیده‌شان برگیرد؟ کدامین درد ملت را شفا بخشد؟ معلوم است که تصویب قانونی این‌چنینی درد ملت را تشدید نموده و انسانیت آن‌ها را کاهش می‌دهد؛ اما نشانی‌ست از یک بیماری مهلک که گریبان نظام ولایت را گرفته است، بیماری انحطاط، یا فرسودگی، پوسیدگی و سالخوردگی اعضای نظام. از آن روی که منکر فراگیر شده است و دوران کفر آغاز گردیده است، دوران زوال و بی‌ارزش شدن با ارزش‌ترین ارزش‌ها؟ بگذار که برای امام حسین بیش از همیشه خود را بزنند و گریه و مویه نمایند، اما در کنارش اسیدپاشی زنجیره‌ای هم از سلسله جنایاتی ست که در جهت جلوگیری نظام ولایت از غلتیدن در سراشیب انحطاط به وقوع می‌پیوندند همچنان که حکم بی‌رحمانه و غیرانسانی قصاص ریحانه جباری، جنایتی بود سیاسی. ارزش‌های دینی از سر ضرورت بی‌ارزش می‌شوند و شده‌اند.

برخی از "مقدسین" معتقدند که شرایط برای ظهور امام عج فراهم‌شده است و نشانه‌هایی هم در دست است. بگذریم که رئیس‌جمهور سابق، محمود احمدی‌نژاد، بدون امام عج در کنار او لقمه‌ای آبگوشت از دهانش پائین نمی‌رفت. مدیریت او اصلاً بخشی از مدیریت جهانی امام عصر بود. احمدی‌نژاد بر آن باور بود که اگر آمریکایی‌ها به عراق حمله کردند به آن دلیل بود که بوی امام عج از آن منطقه به مشامشان رسیده بوده است.

روایت فراوان است که یکی از نشانه‌های ظهور امام زمان، فرارسیدن دوران کفر است، دورانی که آمران و ناهیان امربه‌معروف، آنانی که خواسته‌اند به وظیفه‌ای که الله بر دوش آن‌ها نهاده است عمل کنند، خوار و حقیر شمرده می‌شوند و مزدوری فرومایه. وقتی مؤمنین و رستگاران یک جامعه ذلیل و بی‌اعتبار گردند و مورد لعن و نفرین قرار گیرند. این واقعی ست که حکایت از دل‌های آلوده به گناه می‌کند، از نفس‌هایی اسیر غرایز و خواهش‌ها و شهوات درونی، از فرورفتن جامعه در قعر کفر. همه از بالا تا زیر کنند آنچه را که نباید کنند و یا هستند آنچه نباید باشند. آنکه نباید ظلم کند، می‌کند. آنکه باید صادق و وارسته باشد، دروغ‌گو و ریاکار است. آنکه باید پاک و باشرف و زهد و تقوا باشد، ناپاک و بی‌شرف و دزد و کلاه‌بردار است. آنکه وزیر است و رئیس و مدیر یا باید گماشته باشد و یا پادو و یا جاروکش. چون همه مفتخرند به عبودیت و بندگی. چون از تف لیسان ولایت‌اند. حجاب باید نشان عفاف باشد، نشانی‌ست بر اسارت و بردگی. آیا این شرایط خبر از فرارسیدن دوران کفر را نمی‌دهد؟ در چنین شرایطی ست که کفر گرایی رشد و نمو می‌کند و بارگاه دین و قدرت را از هم فرومی‌پاشد. رژیم دین از فراگیری کفر است که هراسان است...

رحمان دوست، یکی از نمایندگان شورای ولایت در توجیه تصویب طرح حمایت از آمران.. و ناهیان... با دو فوریت به خبرگزاری مجلس می‌گوید:

در ماه‌های اخیر متأسفانه به کسانی که اقدام به امربه‌معروف و نهی از منکر کرده بودند، بی‌احترامی شد و چند تن از این عزیزان شهید شدند.

وی در ادامه توجیه قانونمندی امربه‌معروف... و حمایت از آمران و ناهیان آن می‌افزاید:

در روزهای گذشته شخصی به خانمی که در اتومبیل خود حجاب خود را برداشته بود، تذکر داده بود اما در مقابل آن خانم اقدام به درآوردن لباس خود درملأعام کرده و در ادامه وقتی‌که کار به مراجع قضایی کشیده شده است، شخص آمر به معروف محکوم و با قید ضمانت آزاد می‌شود.

آیا دلیل و سندی بیش از این نیاز است برای قانونی ساختن تجاوز به حقوق انسانی مردم و تقلیل انسان به حیوان؟

روشن است که آقای رحماندوست، تجاوز به حقوق آن خانم را نه می‌بیند و نه زشتی و پلیدی آن را احساس می‌کند. نمایان شدن چند تار موی زن که گفته می‌شود بر اساس احکام شرعی باید پوشیده باشد، بسنده است برای قانونی ساختن حق تجاوز فرد غریبه‌ای که تنها خدا داند که چه در دل دارد- به حریم خصوصی یک خانم؟ آنچه در منظر رحماندوست اصلاً تهی از اهمیت است، آن است که چه چیزی بر آن خانم گذشته است که سبب شده است که تمامی مرزها و ممنوعیت‌های اخلاقی را زیر پا گذارد، دیوارهای بلند معروف را بشکند و به عملی دست برند چنان اعجاب‌آور، عملی کفرآمیز، عملی ارزش شکن. یعنی که زن تن را در برابر چشمان عموم عریان کردن. در منظر تف لیس ولایت در مجلس، به آن خانم ظلم نشده است بلکه این آمر معروف بوده است که مظلوم واقع گردیده است که به‌هیچ‌وجه معلوم نیست هرگز مورد تنبیه و مجازات دستگاه قضایی حکومت اسلامی قرار بگیرد. این بدان معنی است جامعه‌ای که متجاوزین به حقوق ملت را موردحمایت قانونی قرار می‌دهد، روی به زوال نظام اخلاقی و گسترش کفر دارد. چراکه قانونگزار یک نظام از درک توهین‌آمیز بودن رفتار آمر به معروف، از حیوانی بودن آن عاجز است، از این حقیقت که امربه‌معروف و نهی از منکر تنها درخورشان حیوان و زندگی گله‌ای ست نه انسان. آن خانم با عریان شدن از انسانیت خود دفاع می‌کند. بر اطاعت می‌شورد، دست به اعتراضی میزند و درواقع حجاب را از ارزش ساقط می‌کند. اگر تار موی زن الله را می‌رنجاند وای به حال عورت عریان زن؟ از کجا معلوم الله در کهکشان‌ها به رقص درنیاید؟

آیا اسیدپاشی‌های زنجیره‌ای را نباید واکنش کسانی بدانیم که از مرتبه لسانی امربه‌معروف عبور کرده و برای هدایت به‌سوی آن، یعنی وا‌داشتن زنان به اطاعت، خشونت‌بارترین ابزار انتقام ستانی را برگزیده‌اند؟ در حالی که افزایش منکر، بدحجابی و گسترش کفر، عدم اطاعت، خود معلول‌اند، نه علت. علت آن را باید 36 اجرای امربه‌معروف و هدایت جامعه به‌سوی یک مدینه فاضله ولایت، به‌سوی جامعه‌ای برساخته از الگوی حوزه‌های علمیه، آنجا که به هیچ نیاندیشند مگر به الله و احکامی که برای سراسر بشریت صادر نموده است، جامعه‌ای که زن را از چشمان مردان پنهان می‌سازد، چنانکه گویی که عامل اساسی گناهکاری‌ها و گسترش رفتار و گفتمان کفرآمیز را از میان برمی‌دارد. او را برده مردی می‌کند که خود بنده و عبدالله است، بنده و عبدی با چشمان بسته، نه خدا را می‌بیند و نه انسان را؛ یعنی که امربه‌معروف و نهی از منکر، چیزی نیست مگر فراخوانی به‌سوی تسلیم و اطاعت، یعنی تن دادن بداده شده‌هایی که بجای آنکه انسان را به‌سوی رهایی و آزادی رهنمون سازد، به‌سوی بندگی و عبودیت، به‌سوی حیوانیت، به‌سوی زندگی گله وار، سربه‌زیر افکندن، چشم‌بسته و بع بع کنان و زنگوله به گردن به چرا رفتن و نشخوار کردن.

برافراشتن پرچم امربه‌معروف و نهی از منکر و حمایت قانونی آمران و ناهیان... در مجلس، بهانه‌ای بیش نیست. آنچه در پس این معرکه قرار می‌گیرد درواقع انکار و پوشاندن این حقیقت است که حکومت اسلامی از آغاز بر اساس احکام قرآنی امربه‌معروف و نهی از منکر بنیاد گذارده شده است. وضع موجود استبداد مضاعف دین و قدرت چیزی نیست مگر ماحصل اجرای این حکم الهی.

رحماندوست چنان سخن می‌گوید گویی که برای اولین بار است که غریبه مردی، سر در داخل خودروی‌ای می‌کند و به خانمی تذکر می‌دهد که روسری‌اش را بالا بکشد. گویی که امربه‌معروف با پدیده اسیدپاشی زنجیری پا به میدان گذاشته است. چر که اگر منظور از امربه‌معروف، بنا بر تعریف یکی از آیت‌الله‌های مقدس، سید عبدالحسین دستغیب که شربت شیرین شهادت را نوشیده است، واداشتن دیگری را بر اطاعت و نهی از منکر بازداشت از معصیت است، در چنین صورتی آیا هست کسی که آزاد باشد و از اطاعت سرباز زند؟ آنهائیکه سرباز زده‌اند یا در حصرند و یا در اسارت و یا به دست آمران به معروف و ناهیان از منکر با طناب شریعت بدار انتقام آمیخته‌شده‌اند. مگر نه اینکه دادگاه‌های انقلابی، کمیته‌ها، سپاه پاسداران، نیروهای امنیتی و انتظامی بکار گرفته شدند که همگان را وادار به اطاعت نمایند. درست بر اساس مراتب امربه‌معروف از آغاز به نرمی، قول آزادی و رفاه و آسایش همگانی، قولی که می‌دانستند هرگز به اطاعت و فرمان‌بری و واداشتن از رفتارهای هنجارشکن منجر نمی‌شود، چون مفاهیمی چون آزادی و رفاه و آسایش، غریبه‌اند در قاموس دین اسلام؛ بنابراین باید به مرتبه بالاتری از امر معروف صعود نموده و به‌منظور واداشتن مردم به اطاعت و یاز داشتن از معصیت به‌زور، به خشونت و قوه قهریه متوسل شوند و شدند.

مگر نه اینکه حجاب و جدایی جنسیت‌ها از نمودهای امربه‌معروف‌اند از همان آغاز بر زنان و جامعه تحمیل گردید؛ اما نه با ابزار زبانی بلکه با ابزار قهر و خشونت، تعقیب و دستگیری، تعهد و جریمه. بدحجابی نه‌تنها شفا نیافت بلکه به کنشی تبدیل گردید هنجارشکن، بیان شجاعت و اعتراض به اسارت در دست شریعت؛ بنابراین، بدحجابی به کنشی کفرآمیز تبدیل گردید که باید از بیخ و بن برکنده شود. مگر انواع گشت‌های ارشادی، نیروهای انتظامی و امنیتی برای نهی از منکر بدحجابی به وجود نیامدند که نهایتاً به آنجا رسید که خانمی در پاسخ به امر معروف و اطاعت از مقررات حجاب به کنشی رهایی‌بخش، کنشی کفرآمیز دست زند: عریان شدن در انظار عمومی - بنا بر قول نماینده مجلس شورای ولایت همجنانکه کمی زودتر بدان اشاره شد.

مگر مردم از نوشیدن می و تولید و خریدوفروش آن، با ابزار خشم و خشونت، نهی نگردیدند؟ مگر درملأعام به تخت شلاق بست و بر جسمشان زخم وارد نشده و روحشان شکنجه نگردید؟ آیا می نوشان و ساقیان ناپدید شدند؟ خیر. به زیرزمین فرورفتند. واردات و تولید و مصرف آن بیش از همیشه در جامعه رواج پیداکرده و بداد و ستد میلیاردی تبدیل گردید. مگر نه اینکه مستی و شیدایی غدغن و ممنوع است. آن را مشکل ساخته است اما نه‌تنها آن راکمی تخفیف هم نداده است بلکه بر خواست آن افزوده است و یا آن را به راه‌ها خسارت باری کشانده است: مصرف مواد مخدر و تعداد اعتیاد به یک اپیدمی علاج ناپذیر منجر شده است. مگر به آتش کشیدن فاحشه‌خانه‌ها، شعله‌های غرایز طبیعی انسان را نیز خاموش نمود؟ روسپیگری یک حرفه زیرزمینی و بسی بسیار شکوفا گردید. همچنان که شرایط اقتصادی سختر و به‌سوی فقر و عقب‌ماندگی پیش می‌رفت، زنان بیشتری را از اقشار مختلف جامعه برای اولین بار به حرفه روسپیگری جلب نمود، ازجمله زنان طبقه متوسطه و زنان مزدوج و حتی زنانی در سنین خردسالی در حدود 12 و 13 سال- بنا بر گزارش‌های رسمی.

مگر وزارتخانه "ارشاد،" گشت‌های مختلف ارشادی، نیروهای قضایی و انتظامی و امنیتی را برای اجرای نهی از منکر و یا واداشتن به اطاعت و بازداشتن از معصیت به وجود نیامده‌اند؟ آیا آن‌ها پلیس اخلاق در جامعه نیستند. آیا وقتی وزارت ارشاد مجوز انتشار کتاب و یا قطعه‌ای موزیک و یا تولید یک فیلم سینمایی، خودداری می‌کند اگر به دلیل "منکرات" درون آن‌ها نبوده و نیست، به چه دلیلی دستگاهی به ممیزی و کنترل و خفه ساختن نیروهای خلاقه در جامعه می‌پردازد؟ آیا وزارت ارشاد می‌تواند از انتشار کتاب، مجله و یا روزنامه‌ای دست بزند، بدون اینکه منکر و یا کفری را در برداشته باشد؟

یا زمانی که زنان را به جرم بدحجابی، دستگیر و در درون یک "ون" محبوس می‌کنند، به وظیفه دینی خود امربه‌معروف و نهی از منکر عمل نمی‌کنند؟ مگر از زنانی که بازداشت می‌کردند، به آن دلیل نبود که آن‌ها را به اطاعت از معروف و اجتناب از "منکر" وا‌دارند؟ یا وقتی نیروهای انتظامی به حریم خصوصی مردم تجاوز و به دیش‌های ماهورهای بر پشت‌بام‌ها حمله می‌بردند و آن‌ها را از بیخ و بن برمی‌کنند، نهی از منکر نمی‌کردند؟ مگر نه اینکه در لباس نیروی انتظامی به وظیفه دینی خود عمل می‌بردند بر اساس یکی دیگر از مراتب امربه‌معروف و نهی از منکر، استفاده از ابزار قهر، قدرت؟ آیا اینان از حقوق‌بگیران و مأموران دولت نبودند و یا نیستند؟ اگر نهی از منکر نمی‌کردند تحت کدام قانون کسی را که می‌نوشیده و یا آن را خریده و یا فروخته و یا تولید نموده است درملأعام به تخت شلاق می‌بندند، هم زخم برجسمش وارد می‌کنند و هم روحش را شکنجه می‌دهند؟ آیا می‌تواند گفت که 8 سال جنگ با "کفر،" سرکوب قهرآمیز مخالفین و کشتار و قتل‌عام آن‌ها در اسارت و نیز بر اساس وظیفه قرآنی نهی از منکر صورت نگرفته؟

حکومت آیت‌الله‌ها به‌رغم داد و فغان بر فراز منبرها علیه حجاب، رابطه اسیدپاشی‌های زنجیره‌ای با بدحجابی را انکار می‌کنند گویی که خشونت و جنایاتی که تاکنون در این کشور به وقوع پیوسته برخاسته از چیزی دیگری جز احکام قرآنی بوده است. در این مدت دست شیاطین در همه‌جا بکار بوده است. حتی در اعدام دختر جوان بی‌گناهی که از خود در برابر تجاوز مردی به مقاومت برخاسته است، ریحانه جباری. آنچه به گسترش بدحجابی، گفتمان و رفتار کفرآمیز، دامن زده است، توطئه ایست که به دست آمریکا و انگلیس و اسرائیل طراحی‌شده است و به‌هیچ‌وجه‌ی به اجرای واداشتن مردم به اطاعت و بازداشتن از معصیت یا امربه‌معروف و نهی منکر، با ابزار خشونت و بی‌رحمی و انتقام ستانی، تعقیب و دستگیری و زندان و شکنجه و تنبیه و مجازات اعدام و سنگسار و قصاص نبوده است. نه حتی سرکوب هرگونه تمایلی به آزادی. روشن است بنای مدینه فاضله ولایت، نمی‌تواند چیز دیگر جز کفر در درون خود بیافریند و پرارزش‌ترین ارزش‌ها را بی‌ارزش نکند.

برگه درخواست عضویت
ایمیل دبیرخانه حزب
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما همراه باشید

روشنگری لازم

مقالاتی که از دگراندیشان و هم‌اندیشان در سامانه حزب مشروطه ایران (لیبرال دموکرات) درج می‌شوند، تنها برای آگاهی‌رسانی، ترویج رواداری و نهادینه کردن چندگرائی در فرهنگ سیاسی کشورمان می‌باشد و حزب هیچ‌گونه مسئولیتی در قبال محتوای آنان ندارد. مقالات می‌توانند با نظرگاه‌های حزب هم‌خوانی نداشته باشند. سامانه حزب در انتخاب مقالات آزاد است.

آخرین مقالات درج شده جدید

مشروطه ایرانی و گفتمان ملی…

22 بهمن و خیزش مردم ایران…

تلاش بیهوده حجاریان…

هفدهم ماه دی، روز زن در ایران…

بیانیه جبهه ایران‌گرایان در پشتیبانی از تظاهرات گسترده مردم در ایران…

مقالات دگراندیشان جدید

مشکل، مردم ایران نیستند؛ رژیم جانی‌شان است…

قیام ملی نقاب (نجات قیام ایران بزرگ)…

آیت‌الله مایک؛ آمریکاییِ مسلمان‌شده‌، رئیس جدید میز ایران سازمان سیا…

ایران را چرا باید دوست داشت؟…

در باغ وحش آخوندها!…

مقالات هم‌اندیشان جدید

بحثی در مقوله رفراندوم درخواستی و بیانیه پانزده اصلاح‌طلب پشیمان…

آیا هدف روسیه تبدیل ایران به یک «حکومت اقماری» است؟…

مارتین لوتر: مردی که به قرون‌وسطی فرمان ایست داد…

تشدید «جنگ سرد» در مناسبات آمریکا و ایران…

جشن مهرگان، تجدید پیمان با مهر و روشنایی…