1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: یکشنبه 25 فوریه 2018. برابر با یکشنبه, 06 اسفند 1396

امام حسین: اسطوره یا انسانی زمینی؟

.



قریب به هزار و چهارصد سال است که از واقعه کربلا و مقاتله امام حسین، سومین امام، می‌گذرد. شک و تردید نباید داشت که در طول این زمان آلایش و پالایش بسیار یافته و با اسطوره و افسانه درهم‌آمیخته است؛ یعنی هر آنچه در اصل به وقع پیوسته است با آنچه رسم و رسوم و سُنت گردیده و از نسلی به دیگر نسل انتقال‌یافته است، تفاوت‌های بسیار است. آنچه یک دعوای ایلی و قبیله‌ای و خاندانی بوده است، تبدیل گردیده است بیک واقعه تراژیک و غم و اندوه سازی که تحمل هر درد و شکنجه و ریختن هر خونی را در انتقامش بی‌رنگ می‌سازد.

داستان سفر امام حسین به‌طرف عراق به دعوت مردم آن دیار و سپس رویگردانی آنان از امام و سرانجام مقاتله وی تحقیقاً یک واقعه‌ی دنیوی و تاریخی ست، مبارزه بر سر قدرت و حکمرانی، پیروزی حاکم ظالم و شکست محکوم مظلوم، جوهر اصلی داستان غم‌انگیز عاشورا است. حتی بعضی از محققین بر آنند که دشمنی امام حسین و یزید تااندازه‌ای نیز ریشه در حسادت و رقابت‌های عشقی و خصومت و کین خواهی بین دو خاندان هاشم و عبدالشمس، دو طایفه از قبیله پرقدرت قریش، داشته است؛ بنابراین عشق و حسادت، خیانت و توطئه، اختلافات دیرینه بر سر کنترل ثروت و قدرت و تأمین سلطه خانوادگی ازجمله عواملی هستند که منجر به واقعه کربلا می‌گردد. البته بدون تردید با پایانی تراژیک و غم‌انگیز.

تاریخ عرب همانند تاریخ جوامع بشری مملو است از وسوسه‌ها و دسیسه‌ها و توطئه‌ها، درگیری‌ها و زدوخوردهای خونین، به‌منظور در آغوش کشیدن عروس زیبا و فریبنده‌ی قدرت. شاید بی‌نیاز از بیان است که هم‌آغوشی با عروس قدرت مستی آورد و مدهوشی، حرص و آز و بی‌خبری. پس حاکم، شر شود و نماینده بدی و زشتی و آنکه ناکام ماند، به نیکی نام‌آور شود و نماینده خوبی و پاکی.

بنابراین دشوار است که واقعه کربلا را یک پدیده استثنائی و بیش‌ازحد تکان‌دهنده انگاشت، به‌ویژه در مقایسه با آنچه در شرایط کنونی در عراق یعنی همان سرزمینی که امام در آن به هلاکت رسید، واقع می‌شود. روزی نیست که صدها نفر انسان‌های بی‌گناه از زن و مرد گرفته تا پیر و جوان تکه‌پاره نشوند و به خاک و خون خود نغلتند؛ اما داستان کربلا، داستانی ست دیگر. پس از گذشتن قرن‌ها هنوز احساس درد و رنج و محنت را در درون امام پرستان برانگیزد. صدها سال است که مردم در ماه محرم به عزا نشینند، در غم و اندوه فروروند، گریه و شیون و زاری کنند، نه برای لحظاتی کوتاه و زودگذر، بلکه چندین روز متوالی. عزاداری و سوکواری رسماً از روز اول ماه محرم آغاز می‌گردد، اما به نرمی و آرامش. در روز نهم و دهم و یا در تاسوعا و عاشورا به اوج خود می‌رسد. در عاشوراست که امام حسین و هفتاد دو تن از همراهان و اعضای خانواده‌اش درنبرد با لشگر خلیفه یزید به قتل می‌رسند، آنگاه فرونشیند عزاداری تا "اربعین" چله ی امام.

عاشورا، دهمین روز و روز نهائی‌ست. روزی که فرزند پیامبر خداوند به امر خلیفه یزید و به دست شمر، به طرز فجیعی به خاک و خون کشانده شود. در این روز نهائی است که عزا سطح جامعه را بپوشاند. سیاهی و خاموشی فراگیر شود. کمتر کسی است که شرکت نجوید در غم و اندوه جمعی، چنانکه جامعه یکی شود و یگانه. حتی اگر در حاشیه‌های جامعه هم که قرارگرفته باشی غرق شوی در امواج ناله‌های سوزناک و دل‌آزار عزاداران. عزاداران در آفرینش صحنه‌های درد انگیز و هولناک از یکدیگر سبقت جویند. بعضی تیغ بر جان خودکشند و سر و روی خود را خونین سازند. برخی دیگر بر سر و سینه خود سخت کوبند یا با دسته‌ای سنگین یا با زنجیرهای تیز و درد انگیز. منبر نشینان، موعظه گران، خطبه گویان، سخنرانان، روضه‌خوانان، تعزیه‌گردانان، مرثیه‌سرایان، مدحان و نوحه‌خوانان را نیز باید بخش عمده صحنه آفرینان درد و رنج، محنت و مصیبت عاشورا دانست.

واقعیت آن است که کمتر داستانی می‌توان در امتداد تاریخ یافت که از نسلی به نسلی دیگر انتقال یابد و معانی متعدد و متضاد و متغیر نیابد و رفته‌رفته به اسطوره تبدل نشود، به‌ویژه اگر غور و تفحص و نقل‌وانتقال آن به شکل حرفه‌ای پرنفوذ و قدرت درآید و مولد ثروت و درآمد شود. در دست صحنه آفرینان حرفه‌ای، از فقها و مجتهدان گرفته تا مداحان و روضه‌خوانان، داستان کربلا بیک اسطوره مابعدالطبیعی و دینی تبدیل یافته است. حادثه کربلا از یک واقعه تاریخی و بشری و نسبتاً عادی بیک پدیده آسمانی و الهی درآمده است. اسطوره سازان شخصیت اصلی داستان کربلا، حسین را از یک انسان بیک موجود غیرانسانی، بیک فرشته الهی در ارتباط با عالم دیگر، مبدل ساخته‌اند. ریشه و نسبت او، نه انسانی که الهی است.

آقای آیت اله محمدحسین حسینی طهرانی در کتاب امام شناسی خود (7 مجلد) اظهار می‌دارد که:

عثمان بن عفان از پیغمبر اکرم روایت کرده است که آن حضرت فرمود: خداوند تبارک و تعالی چهارده هزار سال پیش از آنکه آدم بوالبشر را خلق کند من و علی را از نور واحد بیافرید، چون آدم را خلق کرد من و علی را از نور واحد بیافرید، چون آدم را خلق کرد آن نور را در صلب او قرارداد و دائماً آن نور نسلا بعد نسل واحد بود تا در صلبب عبدالمطلب بدو قسمت منقسم شد نیمی به من و نیمی به علی بن ابیطالب منتقل شد پس خداوند نبوت را در من قرارداد و وصایت و ولایت را در علی قرارداد (جلد اول ص 26).

واضح است که مرگ امام حسین (امامان به‌طورکلی نی) مرگ یک انسان عادی نیست که درنبرد عشق و قدرت، جان خود و خانواده‌اش را برحسب رسم و رسوم جامعه عرب از دست دهد. او فرزند معصوم و مظلوم خداوند است که به دست نابکاران و شمر ملعون هلاک می‌شود. او تبلور خوبی است و شجاعت و تجسم جهاد است و شهادت. عالم هرگز مثلش ندیده است و نخواهد دید. هزاران هزار روایت است مبنی بر آسمانی بودن امام حسین و ارتباط او با فرشتگان الهی. آیت‌الله شیخ عباس قمی در تألیف «ذکر تاریخ چهارده معصوم» نقل می‌کند که جبرییل، هرگاه که به دیدار پیامبر بر زمین می‌نشست حسین (حسنین) را در آغوش می‌کشید و مسرتش را با اهدای میوه‌های آسمانی بجای می‌آورد. روایت است که وقتی امام متولد می‌شود جبرییل فرود آید و به پیغمبر ابلاغ کند که اراده حق‌تعالی بر آن است که او را حسین بنامی (منتهی الامال، ذکر تاریخ چهارده معصوم، ص 392).

جبرییل نیز مانند پیامبر از سرنوشت محتوم حسین آگاه بود. این اراده الهی بود. آن‌ها بدان آگاهی داشتند که حسین را خداوند برای شهادت برگزیده است. روایات بسیاری‌ست مبنی بر گریستن پیامبر بر شهادت حسین هنگامی‌که حسین گام به عرصه وجود نهاد. امام حسین بالا و برتر از انسان است. او فرشته شهادت است. او ساخته‌شده از نور الهی است. تاسوعا، خاموشی نور الهی ست. عاشورا پایان خوبی و رحمت الهی است. حتی اگر ولایت به حکومت رسد. مرگ حسین آغاز دوران غم و اندوه است و سیاهی و تاریکی. مرگ او مرگ یک موجود مقدس است و الهی نه انسانی عادی.

بر این اسطوره است که جامعه، از زیر تا زبر، از پائین تا بالا، از دارا و ندار، از قوی و ضعیف، اشک می‌ریزند. آنچه آنان را غمگین و اندوهناک می‌کند و به هم پیوند میزند، احساس عجز و ناتوانی است در برابر مرگ نور و رحمت الهی. کیست که توان کسب فضائل و خصائل امام حسین را در خود جوید. چگونه ممکن شود از انسانی زمینی ناپاک و آلوده آن برآید که از امام حسین برآمده است. برخلاف امام که تلخی مرگ را بر زندگی تحت ستم ترجیح دهد، عزادار، زندگی را دوست دارد و برای ماندن و بقا و بهتر زیستن تلاش کند. این دل‌بستگی به زندگی حتی در دوران تاریکی و سیاهی، در دوران استبداد و ستمگری، او را لبریز از گناه کند. بار این گناه را اسطوره سازان و صحنه آفرینان درد و رنج و محنت، - با مداحی و ثنا و ستایش امام به‌عنوان یک فرشته الهی- چنان سنگین سازند که توان اعتراف به دون‌همتی و پستی را از آدمی سلب سازد. تنها با خودآزاری و خود ستیزی، شیون و گریه و زاری در مرگ امام است که می‌توان انتظار رحمت الهی را داشت. روایت از حضرت صادق است که:

هرکه شعری در مرثیه‌ی حضرت حسین (ع) بخواندو پنجاه کس را بگریاندذ بهشت او را واجب گردد؛ و هرکه سی کس را بگریاند بهشت او را واجب گردد؛ و هرکه بیست کس را و هرکه ده کس را و هرکه پنج کس را و هرکه یک کس را بگریاند، بهشت او را واجب گردد؛ و هرکه مرثیه بخواند و خود بگرید بهشت او را واجب گردد؛ و هرکه مرثیه بخواند و خود بگرید بهشت او را واجب گردد؛ و هرکه او را گریه نیاید، پس تباکی کند بهشت او را واجب گردد. (منتهی الامال ص 404)

از آغاز محرم، صحنه آفرینان درد و رنج و محنت، روضه‌خوانان و مداحان، واعظین و خطبه‌خوانان، مصائب امام گویند، یک‌به‌یک و جزئیات به خون غلتیدن یک و یا چند تن از هفتاد دو تن، به‌ویژه دو فرزند امام حسین، اصغر و اکبر به شرح و یا با آوایی حزن برانگیز، شور و غوغا در دل‌ها برپا کنند. احساسات را چنان برانگیزانند که سوکواران خاک به سرخود ریزند، پیکر خود را زخمین و خونین سازند و صحنه‌های دردآلود و درد انگیز به وجود آورند. اعتراف بی‌گناه در مذهب کاتولیک فردیست در خلوت واقع شود و در حضور پدر روحانی. در مذهب شیعه به شکل فستیوال درد است و غم و اندوه، اشک‌ریزی و سوکواری جمعی است و اجتماعی. در این فستیوال آنچه امام پرستان را در کنترل خود در آرد، احساس است و عواطف انسانی. چون راه حسین یک‌راه الهی است نه یک‌راه انسانی. ناتوان در پیمودن این راه همراه است بااحساس شرمندگی. عزاداری را نباید فرصتی برای گشودن عقده‌ها دانست، بلکه باید آن را یک اعتراف بی‌گناه جمعی تلقی نمود که شکل فستیوال به خود گیرد. در این فستیوال بازار روضه‌خوان‌ها و خطبه گویان و واعظان، نوح خوانان و مرثیه‌سرایان رونق گیرد. همه فعالیت‌ها و جنب‌وجوش‌ها در جامعه شکل نمایشی به خود گیرد و همه‌چیز تماشائی شود: پرچم‌های رنگین، علامات تزئینی، دسته‌های مرتب و منظم سینه‌زنی و زنجیرزنی همراه موزیک سنج و دهل و نوحه‌خوانی، انواع و اقسام تعزیه‌گردانی، در خاتمه طعام‌های مجلل و خوشبو و اشتهاآور، همه هم تماشائی است، هم عزاداری.

آنچه حائز اهمیت است این است که این فستیوال درد و رنج همچون تیغی دو لبه است. هم می‌تواند مورد بهره‌برداری قدرت قرار گیرد و هم علیه قدرت بکار گرفته شود؛ اما ماهیت اسطوره‌ای واقعه کربلا تغییری نکند. در دوران حکومت شاهان حداقل از دوران آل‌بویه بعد یا بیش از یک هزار سال، برگزاری فستیوال‌های غم و اندوه برگزار گردیده‌اند صرف‌نظر از ماهیت ستمگرانه قدرت. هم‌اکنون که در رأس صحنه آفرینان حرفه‌ای آیت‌الله‌ها به قدرت رسیده‌اند، بیش از همیشه ساختار قدرت نیازمند است بر برگزاری هرچه باشکوه‌تر این فستیوال‌های درد و رنج و محنت.

خداوند خامنه‌ای، جانشین امام در زمان غیبت، نیازمندی ساختار قدرت به تداوم آفرینش صحنه‌های درد و رنج و محنت اشاره و تأکید دارد که:

روضه‌خوانی و ذکر مصیبت نه‌تنها منسوخ در جامعه نیست، بلکه لازم است و یاد امام حسین (ع) و ذکر مصیبت و بیان فضایل آن بزرگوار – چه به‌صورت روضه‌خوانی و چه به شکل مراسم عزاداری گوناگون- باید به شکل رایج و معمول و گریه‌آور و عاطفه بر‌انگیز و تکان‌دهنده دل‌ها، در بین مردم ما باشد و ازآنچه هست، قویی‌تر هم بشود (20/4/70، به نقل از کارگزاران، یازدهم بهمن 1385).

حضرت ولی‌فقیه به‌خوبی می‌داند که حرفه اسطوره‌سازی بر اساس شور و احساس و عاطفه است که می‌تواند تداوم یابد. درنتیجه امام حسین هرگز نمی‌تواند صورت انسانی به خود گیرد. چگونه توانی قرن‌ها در سوگ انسانی زمینی و خاکی، خود بیازاری و مجروح سازی و غبار غم و اندوه بر چهره خود پاشی. بقا و تداوم حرفه اسطوره‌سازی نیازمند غلیان شور و احساس است، نه فعال‌سازی عقل و اندیشه. عاشورا، اسطوره ایست که دریافت آن تنها از راه احساس است که میسر گردد، نه از راه عقل و خرد و چندوچون و چرا؛ زیرا که امام حسین و عاشورا در ما نهادین است و انتقالی از یک نسل به نسل دیگر؛ که امام یک موجود ماورایی ست. روشن است که کردار و گفتار امام و یا امامان را که نتوان در ترازوی عقل انسانی وزن کرد و سنجید. اراده الهی بر آن بوده است که از میان دوازده امام فقط یکی را برای شهادت در میدان نبرد برگزیند و یازده امام دیگر را به مدارا و مصالحه باقدرت وادارد. البته امام علی نیز به دست یک ضارب نه در میدان جنگ بلکه هنگام نماز. شهادت دیگر امامان ازجمله امام دوم سراسر ظن و تردید است. روشن است که هرچه کندی عقل و خرد عمیق‌تر، شور و احساسات شدیدتر و درنتیجه بهره‌برداری از آن بسود ثروت و قدرت بیشتر، نیز تحمل واقعیت و مقاومت ضعیف‌تر. تعصب و نابینایی نهادینه، بسنر استبداد مضاعف دین و قدرت است.


برای این نوشته از منابع زیر بهره گرفته‌شده است.
1.. امام شناسی، تألیف حضرت علامه آیت اله سید محمدحسین حسینی طهرانی انتشارات حکمت.
2. منتهی الآمال، ذکر تاریخ چهارده معصوم، تألیف ثعت المحدثین مرحوم حاج شیخ عباس قمی، ویراسته‌ی کاظم عابدینی مطلق، مؤسسه پخش کامکار.
3. اندیشه سیاسی در اسلام معاصر، حمید عنایت، ترجمه بهاءالدین خرمشاهی، انتشارات خوارزمی.

برگه درخواست عضویت
ایمیل دبیرخانه حزب
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما همراه باشید

روشنگری لازم

مقالاتی که از دگراندیشان و هم‌اندیشان در سامانه حزب مشروطه ایران (لیبرال دموکرات) درج می‌شوند، تنها برای آگاهی‌رسانی، ترویج رواداری و نهادینه کردن چندگرائی در فرهنگ سیاسی کشورمان می‌باشد و حزب هیچ‌گونه مسئولیتی در قبال محتوای آنان ندارد. مقالات می‌توانند با نظرگاه‌های حزب هم‌خوانی نداشته باشند. سامانه حزب در انتخاب مقالات آزاد است.

آخرین مقالات درج شده جدید

مشروطه ایرانی و گفتمان ملی…

22 بهمن و خیزش مردم ایران…

تلاش بیهوده حجاریان…

هفدهم ماه دی، روز زن در ایران…

بیانیه جبهه ایران‌گرایان در پشتیبانی از تظاهرات گسترده مردم در ایران…

مقالات دگراندیشان جدید

مشکل، مردم ایران نیستند؛ رژیم جانی‌شان است…

قیام ملی نقاب (نجات قیام ایران بزرگ)…

آیت‌الله مایک؛ آمریکاییِ مسلمان‌شده‌، رئیس جدید میز ایران سازمان سیا…

ایران را چرا باید دوست داشت؟…

در باغ وحش آخوندها!…

مقالات هم‌اندیشان جدید

بحثی در مقوله رفراندوم درخواستی و بیانیه پانزده اصلاح‌طلب پشیمان…

آیا هدف روسیه تبدیل ایران به یک «حکومت اقماری» است؟…

مارتین لوتر: مردی که به قرون‌وسطی فرمان ایست داد…

تشدید «جنگ سرد» در مناسبات آمریکا و ایران…

جشن مهرگان، تجدید پیمان با مهر و روشنایی…