1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: یکشنبه 25 فوریه 2018. برابر با یکشنبه, 06 اسفند 1396

جنایتکار کیست؟

.



حکومت آیت‌الله‌ها، ارتباط برقرار کردن بین جنایت اسیدپاشی زنجیره‌ای و آنچه "بدحجابی" می‌خواند و با حکم قرآنی "امربه‌معروف و نهی از منکر، ممنوع و غدغن ساخت. حجت‌الاسلام علی یونسی مشاور رئیس‌جمهور، حسن روحانی، ربط دادن این با آن را" "اقدامی علیه امنیت ملی" خواند؟ یعنی که جرمی بس بسیار سنگین. البته که باید چنین تهدیدهایی را جدی گرفت، چون در حکومت اسلامی خشونت مقدس است به‌ویژه علیه کسی بکار گرفته شود که مرتکب منکر شده باشد. حال آنکه مجرمان اسیدپاشی زنجیره‌ای، آن آیت‌الله‌ها، از جمله ولی‌فقیه هستند که آمران به معروف و ناهیان از منکراند؟ چگونه می‌توان این حقیقت را انکار کرد که احکام قرانی همچون "امربه‌معروف و نهی از منکر" وقتی در زمان کنونی و همان‌گونه از آن بهره‌برداری شود که در 1400 پیش از این برای اشاعه آئین اسلام بکار گرفته می‌شده است، پیاده‌سازی نمود به چیزی جز "جنایت." ختم نمی‌شود. امروز بیش از همیشه روشن‌تر گردیده است که جنایتکاران این جامعه، آن‌هایی هستند که لباس زهد و تقدس به تن دارند و از سر تقدس و تعهد است که دست به جنایت می‌زنند. این بار همچون دفعات گذشته، نیز سعی می‌کنند دست‌های آلوده به جنایتشان را پنهان سازند. بی‌جهت نیست نیروی قهار انتظامی حکومت اسلامی هنوز در پی جنایتکار است. شاید هنوز می‌اندیشند که چه داستانی را بر سازند که رد پایی از خود بجای نگذارند. روشن است به سرکوب و تهدید و خاموش‌سازی کسانی می‌پردازند که انگشت به‌سوی رابطه‌ای نشانه روند که مثل خورشید می‌درخشد، رابطه احکام قرآنی و جنایت اسیدپاشی زنجیره و اعدام متهمی که در دادگاهای نظام، پشت درهای بسته، بدون وکیل و دفاعیه‌ای، در سکوت دفن گردید؟

خبرگزاری مهر نقل می‌کنند که آیت‌الله احمد خاتمی، گفته است که موضوع اسيدپاشی جنايتی فردی و اجتماعی است. درنتیجه از قوه قضائيه خواسته است رسانه‌هايی را که بی‌دليل اين جنايت را منتسب به امربه‌معروف و نهی از منکر کردند تحت تعقيب قانونی قرار دهد.

یعنی اگر کسی و یا کسانی با دلیل و برهان اسیدپاشی زنجیره‌ای را به امربه‌معروف و نهی از منکر نسبت دهد/دهند، مورد پیگرد قانونی قرار نمی‌گیرد؟ در چنین شرایطی می‌توان از شما سؤال کرد که منظورتان چیست وقتی به آن‌هایی که به شما گوش فرا می‌دهند میگویید که:

دیگر باکار فرهنگی نمی‌توان جلوی بدحجابی در جامعه را گرفت و فکر می‌کنم برای حل این مسئله باید خون‌های پاکی ریخته شود تا این معضل از جامعه ما ریشه‌کن شود.

آیا در اینجا شما از منکر سخن نمیرانید؟ مگر "بدحجابی" از منظر شما و تمام هم‌ردیفان حوزه‌ای و غیر حوزه‌ای شما منکر محسوب نمی‌شود؟ مگر نه اینکه فرض را بر این گذاشته‌اید که در 36 سال گذشته کارهای فرهنگی برای ریشه‌کن ساختن منکر بدحجابی، نتیجه‌ای نداده است- البته اگر تعقیب و دستگیری و توهین و تحقیر و ارشاد و جریمه و اخذ امضای توبه را کار فرهنگی بدانیم؛ یعنی که پس از گذشت این دوران طولانی، منکر بدحجابی نه‌تنها از بین نرفته است بلکه به چنان وخامتی دچار شده است که به نظر شما باید پای آن "خون‌های پاک ریخته شود،" یعنی خون چند نفر بی‌گناه. آیا می‌شود خون پاک انسانی را ریخت و دست‌ها آلوده به جنایت نشوند؟ آبا بدحجابی از آن نوع منکراتی ست که برای ریشه‌کن ساختن آن باید خون ریخت؟ اگر خون پاک چند نفر بی‌گناه هم‌ریختید منکر بدحجابی از بد و بدتر، بسی بسیار بدتر گردید، آنگاه باید دست به قتل‌عام بزنید و صحرای محشر بپا نمایید.

فرض که آقای خاتمی، همچون امام علی و خلیفه عمر، سرداران اسلام، شمشیر نمی‌کشد و گردن کسی که مرتکب "منکر" مشود، از تن جدا نمی‌سازد. ولی آقای خاتمی خوب می‌داند نابینایان و فرومایگان بسیارند که حاضرند خون پاک چند نفر را بریزند که ریخته‌اند. آقای خاتمی در جمع طلاب قم از ریختن خون پاک چند نفر سخن به میان می‌آورد، بدون آنکه احساس کند که دست‌هایش به جنایت آلوده می‌شود. هم‌اکنون شمشیر شریعت نیز به دست دارد، به‌دلخواه بر گردن هرکسی که بخواهد فروآورد و او را خاموش سازد.

بنابراین، سکوت موجود از سر ترس و وحشت است، ترس دستگیری و بازجویی، ترس شکنجه و تجاوز و تر س سرنوشت نامعلوم. با این وجود، دیگر نمی‌توان دامن دین اسلام را پاک و مطهر نگاهداشت. حقیقت این است که در ایران این‌یک رژیم سیاسی نیست که فرومی‌ریزد بلکه این ساختار دین است که رو به تباهی نهاده است. اگر دست دین را، دینی که ذاتاً سیاسی ست در جنایت اسیدپاشی و اعدام ریحانه جباری نبینیم، باید دچار نابینایی باشیم.

اگر بیماری منکری همچون حجاب با ریختن خون پاک چند نفر بی‌گناه سرانجام ریشه‌کن خواهد گردید، امربه‌معروف نیست، چه چیزی می‌تواند باشد؟ مگر اینجا شما، آقای خاتمی، دست به نهی از منکر نمی‌زنید. شما اگر اینجا ادعا بکنید که آنچه میگویید چیزی ست بسی بسیار متفاوت از حکم قرآن، امربه‌معروف و نهی از منکر و اصلاً نیت جنین کنشی را در سر نداشته‌اید، بنا بر فتوای، آیت‌الله عبدالحسین دستغیب "فاسق" محسوب می‌شوید. وی در جمع‌بندی از آیاتی که در قرآن درباره امربه‌معروف و نهی از منکر صادرشده است می‌گوید:

از این آیات شریف به‌خوبی دانسته می‌شود که ترک امربه‌معروف و نهی از منکر از گناهانی است که در قرآن مجید بر آن وعده عذاب داده‌شده و ترک‌کننده نهی از منکر با بجا آورنده آن در استحقاق عذاب برابرند زیرا اگر فاعل منکر حرامی بجآورده؛ ترک‌کننده نهی از او هم واجب الهی که نهی از منکرات است ترک کرده و فاسق شده است (گناهان کبیره ص 339).

تردیدی نیست که شما نمی‌خواهید فاسق شناخته شوید. در چنین صورتی سخن شما دارای ماهیتی ست جایت کارانه. چراکه مبارزه با آنچه منکر میدانید به چیزی جز ارتکاب جنایت ختم نمی‌شود. مضاف بر این بنا بر قول آیت‌الله دستغیب، امربه‌معروف و نهی از منکر از واجبات الهی ست. کوتاهی در انجام آن جزو گناهان "کبیره،" و یا گناهان غیرقابل بخشایش بشمار می‌رود. کدام طلبه‌ای می‌تواند نام طلبه بر خود نهد و به این حکم قرآنی عمل نکند. البته مجتهد دستغیب مراتبی نیز برای نهی از منکر قائل می‌رود، مرتبه اول (نقل به مضمون) ناهی از منکر باید "کراهت" خود را آشکار سازد و اگر با او سخن می‌گوید "روی خودترش" کند و یا از او برگرداند. در مرتبه دوم با فاعل منکر باید با درشتی سخن گفت، البته نه ناگهانی بلکه در آغاز به نرمی. در مرتبه سوم است که "خشونت" وسیله‌ای برای نهی از منکر تجویز می‌رود. وی می‌گوید:

در صورتی که انکار به زبان اثر نمی‌کند انکار به دست است خواه به زدن خواه گوشمالی دادن یا غیر آن باشد و تا اثر کردن البته در ادامه می‌افزاید که سخت زدن به شرطی که تأثیر داشته باشد مانعی ندارد.

به نظر می‌رسد که آقای خاتمی خود را در مرتبه سوم می‌بیند که ریختن خون پاک چند نفر را برای برکندن منکر از بیخ و بن لازم می‌داند. روشن است که احمد خاتمی تنها نیست که گفتمان زن‌ستیزی را دامن میزند و خشونت علیه زنان را پیوسته تنها راه شفای بیماری بدحجابی می‌داند. امام‌جمعه اصفهان، سید یوسف طباطبایی نژاد، در کنار دیگر هم‌ردیفان خود یکی دیگر از زن‌ستیزان شهیر است که جنایت اسیدپاشی زنجیره‌ای را در اصل برانگیخته است. وی بر فراز منبر خطبه می‌گوید:

مسئلهٔ حجاب دیگر از حد تذکر گذشته است و برای مقابله با بدحجابی، باید چوب‌تر را بالا برد و از نیروی قهریه استفاده کرد.

آیا این مرتبه سومی نیست که آیت‌الله دستغیب از آن سخن میراند. دیگر کاسه صبر لبریز گردیده و دوران نرمش به پایان رسیده است. هم‌اکنون باید عملاً اقدام نمود "بالا بردن چوب‌تر،" " استفاده از نیروی قهریه" برای "مقابله با بدحجابی" اگر امربه‌معروف و نهی از منکر نیست چیست؟ اگر برای برانداختن منکر بدحجابی توصیه به خشونت و بی‌رحمی و انتقام ستانی نیست، چه می‌تواند باشد؟ آیا بالا بردن چوب‌تر و بکار گیری نیروی قهریه فراخوری به‌سوی ملاطفت و مهربانی ست؟ در هرکجای دیگری از جهان امام‌جمعه اصفهان را به‌عنوان متهم در جه اول به دادگاه می‌کشاندند.

مسئله آن است که آیت‌الله‌ها و حجت‌الاسلام‌های حاکم به رهبری ولی‌فقیه، به مردم همچون کودکی نادان و کم فهم می‌نگرند. نگاه آن‌ها بازتابی ست از نگاه الله، خداوند یکتا و یگانه به انسان در کتاب قرآن. الله احکامی که در کتاب مقدس خود صادر می‌کنم برای انسان‌هایی ست که نه فهمی از خوددارند، نه از جهانی که در آن می‌زیید. هنوز نه طبیعت و قوانینی که بر تو حاکم است مورد شناسایی قرار داده و نه نیروهای طبیعت را مهار و بر آن‌ها سلطه افکنده است و نه به ماهیت روابط اجتماعی، وقوفی دارد. احکامی که الله به رسول خود مخابره می‌کنم برای مردمی است معصوم، بی‌زبان، ساده که در شرایطی زندگی می‌کرده‌اند بس بسیار ابتدایی و وابسته به بک سامان قبیله‌ای، یکی از بدوی‌ترین نوع زندگی اجتماعی؛ یعنی که الله درخور مردمی که از آنان شناسایی داشته و به‌رسم و رسوم و از همه مهم‌تر به زبان آنان آگاهی داشته است، احکام صادر نموده است، نه برای انسان که از بردگی و رعیتی رها یافته گام در قلمرو "آزادی" گذارده و با ابزار خرد بر نیروی طبیعت سلطه انداخته و با علم و تکنولوژی جهان را دگرگون ساخته است. احکام قرآن برای انسانی مستقل و آزاد و خودگردان، چیزی نیست مگر نزول به سطح حیوان. احکام قرآن برای انسان‌هایی صادرشده است که از حق‌وحقوق انسانی خود بویی نبرده بودند. الله در کتاب خود به انسان به‌عنوان "بنده" می‌نگرد، بنده‌ای که برای تسلیم به اراده و اطاعت از فرامین خود آفریده است، مفاهیمی محوری در کلام‌الله و هم‌چنینی در "اخبار" و "رویات."

اگر الله انسان را خردورز و رها یافته و آزاد و مستقل می‌نگریست، نه نیازی به صدور حکمی مثل "امربه‌معروف و نهی از منکر" داشت و نه به‌حکم تهوع‌آوری مثل، حکم "قصاص،" حکمی که "دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضائیه،" جواد لاریجانی، یکی دیگر از اعضای خانواده تف لیس ولایت، "حکم نورانی قرآن" می‌خواند. چراکه قصاص دست قدرت را از دخالت در امور خصوصی و محرمانه قاتل و مقتول کوتاه می‌کنم. چقدر انسانی، بیان بهترین وبرترین احساسات و عواطف انسانی، خشونت، بی‌رحمی و انتقام ستانی. این است پرارزش‌ترین ارشی که جنایتکارانی که بر ما حکومت می‌کنند بدان ایمان‌دارند.

برگه درخواست عضویت
ایمیل دبیرخانه حزب
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما همراه باشید

روشنگری لازم

مقالاتی که از دگراندیشان و هم‌اندیشان در سامانه حزب مشروطه ایران (لیبرال دموکرات) درج می‌شوند، تنها برای آگاهی‌رسانی، ترویج رواداری و نهادینه کردن چندگرائی در فرهنگ سیاسی کشورمان می‌باشد و حزب هیچ‌گونه مسئولیتی در قبال محتوای آنان ندارد. مقالات می‌توانند با نظرگاه‌های حزب هم‌خوانی نداشته باشند. سامانه حزب در انتخاب مقالات آزاد است.

آخرین مقالات درج شده جدید

مشروطه ایرانی و گفتمان ملی…

22 بهمن و خیزش مردم ایران…

تلاش بیهوده حجاریان…

هفدهم ماه دی، روز زن در ایران…

بیانیه جبهه ایران‌گرایان در پشتیبانی از تظاهرات گسترده مردم در ایران…

مقالات دگراندیشان جدید

مشکل، مردم ایران نیستند؛ رژیم جانی‌شان است…

قیام ملی نقاب (نجات قیام ایران بزرگ)…

آیت‌الله مایک؛ آمریکاییِ مسلمان‌شده‌، رئیس جدید میز ایران سازمان سیا…

ایران را چرا باید دوست داشت؟…

در باغ وحش آخوندها!…

مقالات هم‌اندیشان جدید

بحثی در مقوله رفراندوم درخواستی و بیانیه پانزده اصلاح‌طلب پشیمان…

آیا هدف روسیه تبدیل ایران به یک «حکومت اقماری» است؟…

مارتین لوتر: مردی که به قرون‌وسطی فرمان ایست داد…

تشدید «جنگ سرد» در مناسبات آمریکا و ایران…

جشن مهرگان، تجدید پیمان با مهر و روشنایی…