1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: یکشنبه 25 فوریه 2018. برابر با یکشنبه, 06 اسفند 1396

اسلام هراسی: خدمت و یا خیانت

.



سخنگویی به نفی و یا به نقد در پیرامون هر موضوعی در جهان، یک‌طرف، درباره اسلام هم دریک طرف دیگر. در جوامع دمکراتیک غربی، درباره هر مشکل و مسئله‌ای، ازجمله، دین می‌توان فیلم و یا موزیک ساخت و یا نقاشی و کاریکاتور کشید و یا طنز و شوخی و مزاح نمود، اما درباره اسلام، هر یک از این فعالیت‌ها اگر به وقوع بپیوندد، چنان غوغایی در اطراف‌واکناف جهان بر پا می‌شود، چنانکه گویی آسمان و زمین به هم دوخته‌شده‌اند.

مثلاً تاکنون فیلم‌ها، تصاویر، مقاله‌ها و آهنگ‌ها و موسیقی‌های بسیاری درباره موسی و عیسی و دیگر پیامبران، ساخته‌شده و به نظم درآمده‌اند، اما یک فیلم راجع به پیامبر اسلام، پیامبری که آخرین است و نزدیک به دو میلیارد از نسل بشر بدان معتقدند، هرگز ساخته نشده است. هر زمان که داستانی گفته و یا نوشته شود و یا تصویری ترسیم گردد که پیامبر اسلام در آن چیزی کمتر از یک فرشته آسمانی، ظاهر شود، جهان اسلام آشفته می‌شود، در کشورها و شهرهای مختلف دینا کفن پوشان بیرون می‌ریزند، عصیان و طغیان به اوج خود می‌رسد و چند نفر کشته و زخمی بجای می‌گذارد. معلوم است که سرخود بر باد دهی اگر دهان برعلیه اسلام بگشایی. همین چندین روز پیش بود که امیر محسن اصلانی به جرم خوانش و درک متفاوتی از کتاب آسمانی، قران، بدار مجازات آویخته شد که مبادا دهان دیگری به‌نقد مقدسات جامعه گشوده گردد، کنش خشونت باری که پیامبر اسلام بدان تقدس بخشید. کشتار مخالفین در اسلام با پیامبری محمد آغاز گردید.

آقای بن افلک هنرپیشه و کارگردان هالیوود سازنده فیلم "کارگو" که داستان فرار 6 گروگان آمریکایی که در سفارت کانادا پنهان‌شده بودند به نمایش درآورده و جایزه اسکار گرفت، در یک برنامه تلویزیونی کسانی که اسلام را به‌طور کلی، دینی آلوده به قدرت، سختگیر و خشک، دین بی‌رحمی و خشونت و انتقام سانی می‌خوانند سخت مورد انتقاد قرارداد و آن‌ها را به اسلام هراسی و "نژادپرستی" و برتری خواهی غربی متهم نمود و به دفاع از اکثریت مسلمانانی پرداخت که از خشونت و انتقام ستانی بیزارند؛ که اکثریت مسلمانان جهان خواهان جنگ و خونریزی و تخریب و ویرانی نیستند و اعمال خشونت باری که داعشی‌ها به نمایش می‌گذارد محکوم می‌کنند.

مقاله‌نویس نیویورک‌تایمز، نیکلس کریستوفر که در همان برنامه تلویزیونی حضور داشت به دنباله اتهامات افلک، در مقاله اخیر خود (چهارشنبه 9 اکتبر) بار دیگر به دفاع از اکثریت مردم مسلمان به‌عنوان انسانی‌هایی مسالمت‌جو می‌پردازد و دو مطلب را نیز یادآوری می‌کند که "خشونت" یک پدیده اسلامی نیست که غربی‌ها در آن تاریخ خون‌آلودی دارند؛ و از همه مهم‌تر مسلمانان در نقاط مختلف جهان، متفاوت از یکدیگر به مسائل می‌اندیشند. اسلام بسی متنوع و گوناگون است.

این آقایان، همراه بسیاری از هم‌وطنان، دین اسلام را قربانی توطئه‌ها، دست‌اندازی‌های استعماری و امپریالیستی و نوعی برتری‌طلبی می‌بینند، نه دینی ذاتاً در ستیز و خصومت با انسان و آزادی انسان، دینی که در آن نه از آزادی سخنی رفته است و نه از انسان. دینی که انسان را کور و نابینا بار می‌آورد، متعصب و مطلق‌گرا و جزم‌اندیش. دینی که افسانه‌ها و اسطوره‌ها، حقایق مطلق‌اند و چون‌وچرا ناپذیر. مثل لا الله الا الله، باوری که خط بطلان بر زمان می‌کشد و درواقع پایان زمان را اعلام می‌دارد. چراکه همه هرچه که هست در برابر حقیقت مطلق و غایی پوچ و بیهوده می‌شود. زندگی وقتی معنا پیدا می‌کند که درراه یکتایی و یگانگی الله فدا شود.

درست است، تردیدی هم نیست ای مسلمانان، سرخ و آتشین در اطراف‌واکناف جهان اقلیتی کوچک‌اند و همه مسلمانان خشک و متعصب نبوده، اهل تعامل و خردورزند. با این وجود بسیاری آب طهارت بر سر دین می‌ریزند و آن را و دستگاه قهر و قدرت را جدا از دین می‌بینند. این در حالی ست که دست اسلام از دیرزمان به خون‌آلود بوده است. در توجیه اصل و اصول اسلام، میگویند که آنچه در حکومت آیت‌الله‌ها می‌گذارد و یا جنایاتی که به دست طالبان و داعشی‌ها و النصره ها صورت می‌گیرد و داغ شرم را بر پیشانی بشریت می‌نهد، نباید بازتابی از اسلام و ارزش‌های اسلامی، دانست. آن‌ها از دین سوءاستفاده نموده و همچون ابزاری برای کسب و بقای قدرت و انباشت ثروت، بکار می‌برند.

اما آن اکثریت مسلمان که نرم و انعطاف‌پذیرند، در کجا هستند، آنان که ظرفیت و تحمل دیگری را که همچون آنان نمی‌اندیشد و نمی‌زیید، دارا می‌باشند؟ تا حالا کسی صدای آن‌ها را شنیده است؟ مثلاً در سراسر جهان در کدام کشور مسلمانان در اعتراض به صدور فتوای آیت‌الله خمینی در فوریه 1989 که در طی آن سلمان رشدی "مؤلف" کتاب "آیه‌های شیطانی" را محکوم به مرگ کرد، به خیابان‌ها ریختند و به تظاهرات پرداختند؟ در حالی که کفن پوشان در واکنش به کتاب سلمان رشدی، خوانده یا نخوانده، حرفش را فهمیده یا نفهمیده- مانند خمینی- چندین روز دست به تظاهرات و اغتشاش زدند، تظاهراتی که همیشه بدون چند تن کشته پایان نمی‌گیرد.

و یا وقتی تسلیمه شرین، نویسنده بنگلادشی، در 1375 پس از سه ماه زندگی در اختفا، سرانجام پس از تظاهرات پی‌درپی خیابانی، در دادگاه داکا به جرم بی‌احترامی به مقدسات اسلام به تبعید از کشور محکوم گردید. البته فقط بنیادگرایان و علما و فقها نبودند که خواهان تنبیه و مجازات تسلیمه نسرین بودند و بر سر او قیمت گذارده بودند، فعالین حقوق زنان نیز شدیداً از او به انتقاد پرداخته و او را عامل بیگانه و بی‌اعتنا به روند حقوق زن شناختند. یکتی که تسلیم، یک مؤلف باید می‌پذیرفت ممنوعیت‌ها را و تن به اطاعت می‌داد و خیلی محتاطانه سخن می‌گفت. حتی از آن‌ها که خریدار آثار او بودند و با آنچه نسرین درباره کهنه و پوسیده بودن احکام اسلام بیان نموده و با دیدگاه‌های وی موافق بودند، هرگز صدایی به گوش نرسید.

و یا وقتی نجیب محفوظ، نویسنده معروف مصری، برنده جایزه نوبل در ادبیات در سال 1988، موردحمله مسلمانان سرخ قرار گرفت و بریدن گلوی او را ناتمام گذارده و پا بگریز، گذاشتند. بر سرکوب خرد انتقادی در کشورهای اسلامی، صدها نمونه دیگر می‌توان افزود، اما نمی‌توان در اینجا به همه آن‌ها پرداخت. همین بس که به قشقرقی که در جهان اسلام بر سر کاریکاتوری که از پیامبر اسلام در یک نشریه دانمارکی انتشار یافت، اشاره‌ای کنیم که کاریکاتوریست را مجبور ساخت که بی‌درنگ برای حفظ جان خود در گوشه‌ای از کشور به اختفا رود. بیان چنین وقایعی البته که باید از "اسلام هراسی" برخیزد، از آن دیدگاه تنگ و کوتاهی که اسلام مولانا را نمی‌بیند و نمی‌فهمد، از دیدگاهی که دانسته و یا نادانسته در خدمت استعمار و امپریالیسم نو است.

نه اینکه وقتی علما و فقها و آیت‌الله‌ها و حجت‌الاسلام‌ها به رهبری ولی‌فقیه به قدرت رسیدند، شمشیر برکشیدند و سرها بر زمین افکندند و دهان‌ها را بستند، اسلام را بدنام نمودند. بعضاً، حتی وقتی در حوزه‌های علمیه سر در احکام الهی فروبرده و به طلبه‌های جوان راه و روش کسب اجتهاد را می‌آموختند، فتوای قتل احمد کسروی، تاریخ‌نگار، پژوهشگر و منتقد مذهب "شیعی گری" را صادر نمودند، قتل کسی که بگفته خود با پیرایه‌ها و موهوماتی که به اسلام بسته بودند، به مبارزه برخاسته بو، د نه اسلام. شناسایی کسروی بر فراز منبر به‌عنوان یک "ملعون" نواب صفوی، طلبه نوجوان 21 ساله را به فکر قتل کسروی انداخت.

همچنان که کمی زودتر اشاره شد، حتی در کشورهایی که سیاست از دین جداست مثل مصر در دوران حسنی مبارک و یا در بنگلادش و پاکستان، دین اسلام نیازی ندارد که حتی شمشیر برگیرد. در یک کشور مسلمان، ممنوعیت‌ها و مرزهای غیرقابل دین پابرجا هستند. دادگاه داکا اگر چه به سبک نظام انگلیسی تنظیم گردیده است، تسلیمه شرین را به جرم بی‌احترامی به موازین اسلام مورد محاکمه قرار می‌دهند. احمد کسروی درواقع به جرم "ارتداد" به دادگاه سکولار شاهی احضار شده بود و در آنجا بود که به دست نواب صفوی و چند تن دیگر، به قتل رسید. درست است، اگر تسلیمه به دست آیت‌الله‌ها و یا طالبان و یا داعشی‌ها می‌افتاد یا طناب شریعت بر گردنش می‌افتاد و یا همچون شتری قربانی سرش از تن با چاقوی اسلام جدا می‌گردید.

زمان آن فرا رسیده است که مسلمانان ساده‌دل و مسالمت‌جو بدانند که آنچه امروز در کشورهای اسلامی به وقوع می‌پیوندد، کشتار و تجاوز و غارت و گردن زدن، همه در دوران رسالت محمد، پیامبر اسلام اتفاق افتاده است. محمد تمامی دشمنان خود از شاعرانی که هجوش می‌کردند تا کسانی که از باور به اسلام سرپیچی می‌کردند، به قتل می‌رساند. اسیران جنگی را یا در قبال دریافت هزاران درهم آزاد می‌کرد و یا گردن آن‌ها را می‌زد. چه باک اگر بیان حقایق تاریخی و نقد کلام‌الله، اسلام هراسی نامیده شود. نه‌تنها از اسلام ناب محمدی، از اسلام طالبانی و اسلام القاعده‌ای و داعشی باید هراس داشت از اسلام به‌طور کلی باید هراسان بود، از دینی که به‌جز تسلیم و اطاعت و بندگی عبودیت چیزی دیگری از انسان نخواهد. چه باک اگر نقد دین را به اسلام هراسی متهم ساخت. چه باک اگر حقیقت را آشکارسازیم که مطلق‌گرایی و جزم‌اندیشی، بی‌رحمی و خشونت و انتقام ستانی از باور مشترک به لا الله الا الله و بعد محمد رسول‌الله برمی‌خیزد. اگر بیان حقیقت، اسلام هراسی و خیانت است، این نگارنده به گناه خود اعتراف می‌کند.

برگه درخواست عضویت
ایمیل دبیرخانه حزب
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما همراه باشید

روشنگری لازم

مقالاتی که از دگراندیشان و هم‌اندیشان در سامانه حزب مشروطه ایران (لیبرال دموکرات) درج می‌شوند، تنها برای آگاهی‌رسانی، ترویج رواداری و نهادینه کردن چندگرائی در فرهنگ سیاسی کشورمان می‌باشد و حزب هیچ‌گونه مسئولیتی در قبال محتوای آنان ندارد. مقالات می‌توانند با نظرگاه‌های حزب هم‌خوانی نداشته باشند. سامانه حزب در انتخاب مقالات آزاد است.

آخرین مقالات درج شده جدید

مشروطه ایرانی و گفتمان ملی…

22 بهمن و خیزش مردم ایران…

تلاش بیهوده حجاریان…

هفدهم ماه دی، روز زن در ایران…

بیانیه جبهه ایران‌گرایان در پشتیبانی از تظاهرات گسترده مردم در ایران…

مقالات دگراندیشان جدید

مشکل، مردم ایران نیستند؛ رژیم جانی‌شان است…

قیام ملی نقاب (نجات قیام ایران بزرگ)…

آیت‌الله مایک؛ آمریکاییِ مسلمان‌شده‌، رئیس جدید میز ایران سازمان سیا…

ایران را چرا باید دوست داشت؟…

در باغ وحش آخوندها!…

مقالات هم‌اندیشان جدید

بحثی در مقوله رفراندوم درخواستی و بیانیه پانزده اصلاح‌طلب پشیمان…

آیا هدف روسیه تبدیل ایران به یک «حکومت اقماری» است؟…

مارتین لوتر: مردی که به قرون‌وسطی فرمان ایست داد…

تشدید «جنگ سرد» در مناسبات آمریکا و ایران…

جشن مهرگان، تجدید پیمان با مهر و روشنایی…