1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: یکشنبه 25 فوریه 2018. برابر با یکشنبه, 06 اسفند 1396

حقیقت نه بمب

.



ائتلاف جهانی به رهبری رئیس‌جمهوری آمریکا، بارک اوباما، به‌منظور نابودسازی "خلافت اسلامی" سازمان یافته است، نه به آن علت که یک جنبش "اسلامی" ست بلکه به آن دلیل که"داعشی" ها یک گروه تروریستی‌اند که از شکم جنبش القاعده بیرون آمده‌اند. آن‌ها اسلامی نیستند، دشمنان اسلام‌اند. در بی‌رحمی، خشونت و انتقام ستانی، حتی از القاعده و النصره سبقت‌گرفته‌اند. به سرزمین‌های دیگر هجوم می‌برند و به هر جا که می‌رسند، می‌کشند، غارت می‌کنند، زنان را به تصاحب درمی‌آورند به آن‌ها تجاوز می‌کنند و در بازار بفروش می‌رسانند، نه به‌پیر رحم می‌کنند نه به جوان و کودک. مبادا کسی لحظه‌ای رفتار داعشی‌ها را که برخاسته از درنده‌خویی، با اسلام شناسایی نماید یا آن را بازتاب اسلام و تمدن اسلامی بپندارند.

مراجع تقلید، بعضاً علمای سنی، نیز همه فتوای "جهاد" علیه خلافت اسلامی داده‌اند، چنانکه گویی اسلام با گردن زدن و کشتار، شکنجه و تجاوز، غارت و چپاولگری بیگانه است و یا آن را اکیداً ممنوع ساخته است. برخی اصرار بسیار بر آن دارند که هرگز قرآن برداشتن اسلحه را به‌جز درزمانی دفاع از خویشتن مجاز ندانسته است. حال آنکه غارت کاروان قریشی‌ها که به جنگ با لشگر بزرگ قریش که برای حفظ اموالشان به بدر گسیل داشته بودند، بر طبق آیات قرآن به‌وسیله الله طرح‌ریزی‌شده است. چراکه حضور فرشته‌های امدادی الله در جنگ و شکست لشگر عظیم قریشیان، به تمام کافران ثابت نمود که لا الله الا الله حقیقت است. که تنها الله هست و به‌جز او کسی دیگری نیست. اسلام داعشی‌ها را حتی باید ناب‌تر از "اسلام ناب محمدی" خمینی دانست.

راجر کهن مقاله‌نویس نیویورک‌تایمز ، می‌گوید طبیعی‌ست اگر در برابر جنایت‌های هیتلر و نیز بی‌رحمی و خشونت داعشی در پی دلایل آن به جستجو بپردازیم، اما، همچنان که در آنمان چرایی وجود نداشت امروز هم چرایی وجود ندارد. گویی که اگر در فهم چرایی چنین اعمال غیرانسانی بپردازی درصدد توجیه آن برآمده‌ای. مگر اینکه فهم آن منجر بشود به مقاومت در برابر آن، همچنان که آمریکا و انگلستان دو رقیب و خصم آشتی‌ناپذیر کمونیسم در برابر هیتلر با استالین عهد اتحاد بستند. اما معلوم نیست بجه دلیل کهن و بسیاری دیگر از تحلیل گران و ناظران فکر می‌کنند وقایعی که در منطقه اتفاق می‌افتد، بدون حضور حکومت آیت‌الله‌ها، حل ناشدنی ست. در حالی که گسترش نفوذ حکومت اسلامی نظم و ثبات منطقه را ازهم‌پاشیده است.

شاید اگر راجر کهن می‌توانست به معنا و مفهوم و راز و رمز لا الله الا الله، جمله‌ای که بر پرچم داعشی‌ها و هم‌چنین بر چم دیگر کشورهای مسلمان ازجمله حکومت آیت‌الله و عربستان سعود برنگاشته شده است واقف می‌گردید، می‌توانست بپرسد "چرا" و رفتار غیرقابل درک و غیرانسانی داعشی را مورد فهم قرار دهد. چراکه مهم نیست چه شرایط اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و یا استثمار و استعمار داخلی و خارجی، سبب ظهور پدیده داعشی‌ها شده است، اگر لا الله الا الله وجود نداشت، یعنی اگر این پندار که خدایی نیست مگر الله، به حقیقت مطلق و چون و چرا ناپذیر تبدیل نمی‌شد، هیچ‌یک از جنبش‌های اسلامی از اخوان المسلمین از اوایل قرن بیستم گرفته تا ظهور ولایت در ایران و طالبان در افغانستان، از حزب‌الله و القاعده گرفته تا النصره و خراسان و داعشی هرگز وجود خاری نمی‌یافتند. آن‌ها همه، هرچه که میگویند و هرچه که می‌کنند فرآیند باور به لا الله الا الله، الله، خدای سخنگو. لا الله الا الله، همچنان که در جای دیگری این نگارنده بدان پرداخته است، فراخوانی‌ست به‌سوی تسلیم و اطاعت. چرا که الله است که در زندگی در این جهان سراسر پوچ و از خود بیگانه غایت و هدف می‌بخشد. حقیقت غایی و نهایی ست. اشتراک در این به او، تسلیم و اطاعت از اراده و امیال خدایی با دانایی و توانایی نقصان ناپذیر، هر کنش زشت و خشونت باری را می‌تواند زیبا جلوه‌گر سازد، چنانچه اگر زنده‌ای در راه خشنودی الله و دفاع از یکتایی و یگانگی او، خون مشرکان و کافران بریزند تا آخرین قطره خون خود، به بهشت الله راه پیدا می‌کنند. باور به لا الله الا الله یعنی یافتن هستی ابدی در نیستی.

طبری یکی از تاریخ نویسان اولیه اسلام، از روایتگران نقل می‌کند که پس از آنکه فراخوان محمد طی 13 سال در مکه کار بجایی نمی‌برد، به‌منظور حفظ جان به مدینه می‌گریزد. تنگدست و درمانده با انصار خود طرح بستن راه بر کارون قریشی را می‌ریزد. اما لشگر پیامبر اسلام، همچنان که بدان زودتر اشاره شد، با لشگر عظیمی روی در رو قرار گرفتند، لشگر بزرگی که قریشی‌ها برای حفظ کاروان و اموال خود و کوتاه کردن دست محمد به بدر گسیل داشته بودند. لشگر 900 نفری قریشی‌ها، محمد را با لشگری بسی بسیار کوچک‌تر به هراس انداخته بود. اما الله با نزول آیه‌ای محمد را از امداد الهی مطمئن می‌سازد. لذا محمد به ترغیب لشگر خود به جنگ می‌پردازد و "غنیمت را از آن غنیمت گیر شمرد" و گفت قسم به خدایی که جان محمد به‌فرمان اوست هرکه امروز در جنگ به رضای خدا پایمردی کند و پشت به دشمن نکند و کشته شود، به بهشت رود. آنگاه طبری به نقل می‌نویسد که "عمیربن حمام که مشتی خرما داشت و از آن میخورد گفت: "به ، به،" برای آنکه به بهشت در آیم باید اینان مرا بکشند" و خرما را بینداخت و شمشیر برگرفت و بجنگید تا کشته شد." خون ژورنالیست‌های آمریکایی، خون بهشت است. خون ایزدی‌هایی، خون کُردها و شیعه‌هایی را که سربریده‌اند و یا اعدام نموده‌اند، خون بهشت است. اگر خلافت اسلامی به‌سرعت می‌تواند توسعه‌یافته و هرروز سرزمینی‌های بزرگی را به دست آورند و دست به غارت و چپاولگری بزند به آن دلیل است که آن‌ها خود را فدایی الله می‌دانند و خشنودی او را در نظر دارند. بدین لحاظ داعشی را باید نماد اصیل اسلام دانست.

در همین راستا طبری گزارش می‌دهد که عوف بن حارث از پیمبر پرسید: "چه چیز خدا را از بنده خرسند می‌کند؟ " پیمبر گفت: "اینکه بی زره دست به خون دشمن بیالاید." عوف زره خویش را درآورد و بینداخت و شمشیر برگرفت و بجنگید تا کشته شد." (طبری،ص 968).

بی‌رحمی و خشونت و انتقام ستانی که داعشی‌ها در کمال غرور و افتخار در معرض دید جهانیان می‌گذرد تنها بافهم دیرینه لا الله الا الله میسر می‌گردید، با رجوع به گذشته‌ای که الهام‌بخش جنبش‌های اسلامی ست. چرا که برای جنبش‌های اسلامی، رجعت به گذشته، حال است و آینده، گذشته‌ای که پیامبری محمد آغاز می‌شود، گذشته‌ای که پیامبر با دریافت بیش از یک هزار فرشته امداد الهی بر لشگر قریشیان پیروز می‌شود، پیروزی‌ای که سندی شد بر حقانیت محمد که به‌جز الله هیچ‌کس دیگری نیست. این حقیقت مطلق، غایی و نهایی ست و او رسول اوست. چه جای مقاومت است، زندگی در آن دنیا البته که ارجح است بر زندگی در این جهان برای کسانی که به فراخوان محمد پاسخ مثبت می‌دادند. هستی تنها می‌توانست در نیستی به وجود آید. یعنی که تنها وقتی می‌توانی به بهشت راه‌یابی که خون بدهی و نیست شوی. بنابراین آنکه هستی را در نیستی می‌جوید، هرچه که هست معنی خود را از دست می‌دهد عمیربن حمام و عوف نه تنها زندگی خود را تهی از هرگونه ارزشی می‌دیدند بلکه به زندگی دشمنان نیز همان‌گونه منی گریست، بدون ارزش. البته در عمل مسلمان به نیروی چنین باوری ایمان آوردند به آن دلیل که سبب پیروزی و غنیمت گیری و به دست آوردن کنیزان در این دنیا می‌گردید. بگذریم از اینکه که نسخه عرفانی همین موهوم پرستی در ادبیات ما فراوان است.

به عبارت دیگری داعشی‌ها بازتابی‌اند از رجعت بگذشته، اما دیرینه‌تر و اصیل‌تر از ولایتمداران و طالبان و حزب‌الله و غیره. آن‌ها در آن گذشته‌ای زندگی می‌کنند که خشونت تقدس پیدا می‌کند. درست است که لشگر خلافت اسلامی با توپ و تانک می‌جنگد و غنیمتی مثل نفت به دست می‌آورد ولی این بدان معنا نیست، درگذشته زندگی نکنند، گذشته‌ای که گردن زدن سربریدن عادی بود چراکه ابزار اصلی کشتار شمشیر بود و دشنه. غنیمت گری و یا غارت و چپاول، تجاوز و تخریب، پاداش الهی بود در دفاع از یکتایی و یگانگی او. حلال‌ترین حلال‌ها ریختن خون دیگری "بدون زره به تن" تا آخرین قطره خون خویش درراه خشنودی الله، گمان نمی‌رود که جایی برای رحمت و ترحم، بگذارد. روشن است زندگی‌ای که با گذاردن یک چاقو بر گلو، به پایان می‌رسند، چیزی نیست مگر پوچ و بیهوده چون هستی در آنجایی آغاز می‌گردید که به نیستی به پیوندی، چه‌بسا که بسیاری از کشته‌شدگان در برابر دادگاه الهی بی‌گناه شناخته شوند که در آن صورت زندگی حقیقی را به دست آورده‌اند. در اصل داعشی‌ها به پوچ کردن هستی و نفی زندگی بهمان گونه که در دوران رسالت رایج و یا مرسوم بوده است، دست می‌کنند عیان و شفاف در برابر انظار جهانی.

آری داعشی‌ها و یا خلافت گرایان به هر جنایت و قساوتی که دست می‌کنند آن را به معرض نگاه جهانیان می‌گذارند، چنانکه گویی قصد دارند بیننده را قانع کنند که این نه یک فیلم و یا بازیگری ست که آنچه را که مشاهده می‌کنند واقعیتی ست غیرقابل تردید. که چه ساده است که چاقوی انتقام سر انسان را از تن همچون یک شتر قربانی جدا کند، برخلاف حکومت‌هایی همچون حکومت آیت‌الله‌ها که دیرزمانی ست پرچم الا الله الا الله را بر دوش می‌کشند و قبل از آنکه داعشی‌ها پا به عرصه وجود بگذارند، گذشته را به حال و آینده تبدیل کرده‌اند، به هرگونه جنایتی به‌منظور خشنودی الله دست‌زده‌اند، چنانکه داعشی‌ها هرگز به‌پای آن‌ها نرسند. ولایت پیشگان انسان‌ها را سر می‌برند و قصابی هم می‌کنند، اما به شیوه‌ی مافیایی، آدم‌ربایی می‌کنند، دست به قتل‌عام می‌کنند شکنجه می‌دهند، تجاوز می‌کنند، اما در تاریکی و مخفیانه، همچون پرچم رسمی حکومت اسلامی که صرف‌نظر از رنگ‌های سبز و سفید و قرمز، بر آن لا الله الا الله در نقشی سحرآمیز پنهان گردیده است که خود بازتابی ست از فریبکاری آیت‌الله‌ها.

ائتلاف ملت‌ها، دولت اسلامی عراق و سوریه و یا خلافت اسلامی را ممکن است به لحاظ نظامی شکست دهند و به نابودی تهدید کنند. اما، پرچم لا الله الا الله بار دیگر به‌وسیله فرد و یا گروهی دیگری برافراشته می‌گردید. چراکه وقتی حقیقت مطلق شناخته شد، راهی نیست مگر تسلیم و اطاعت. این خواست و اراده خدایی ست که تنها او هست و هیچ‌کس دیگری نیست. بمب‌های آمریکایی به الله صدمه‌ای وارد نمی‌کند تنها بیان حقیقت است که حکومت الله را به خطر می‌اندازد.

برگه درخواست عضویت
ایمیل دبیرخانه حزب
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما همراه باشید

روشنگری لازم

مقالاتی که از دگراندیشان و هم‌اندیشان در سامانه حزب مشروطه ایران (لیبرال دموکرات) درج می‌شوند، تنها برای آگاهی‌رسانی، ترویج رواداری و نهادینه کردن چندگرائی در فرهنگ سیاسی کشورمان می‌باشد و حزب هیچ‌گونه مسئولیتی در قبال محتوای آنان ندارد. مقالات می‌توانند با نظرگاه‌های حزب هم‌خوانی نداشته باشند. سامانه حزب در انتخاب مقالات آزاد است.

آخرین مقالات درج شده جدید

مشروطه ایرانی و گفتمان ملی…

22 بهمن و خیزش مردم ایران…

تلاش بیهوده حجاریان…

هفدهم ماه دی، روز زن در ایران…

بیانیه جبهه ایران‌گرایان در پشتیبانی از تظاهرات گسترده مردم در ایران…

مقالات دگراندیشان جدید

مشکل، مردم ایران نیستند؛ رژیم جانی‌شان است…

قیام ملی نقاب (نجات قیام ایران بزرگ)…

آیت‌الله مایک؛ آمریکاییِ مسلمان‌شده‌، رئیس جدید میز ایران سازمان سیا…

ایران را چرا باید دوست داشت؟…

در باغ وحش آخوندها!…

مقالات هم‌اندیشان جدید

بحثی در مقوله رفراندوم درخواستی و بیانیه پانزده اصلاح‌طلب پشیمان…

آیا هدف روسیه تبدیل ایران به یک «حکومت اقماری» است؟…

مارتین لوتر: مردی که به قرون‌وسطی فرمان ایست داد…

تشدید «جنگ سرد» در مناسبات آمریکا و ایران…

جشن مهرگان، تجدید پیمان با مهر و روشنایی…