1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: یکشنبه 25 فوریه 2018. برابر با یکشنبه, 06 اسفند 1396

بازگشت اسلام به اصل خود

.



شاید اگر لشگر اسلام به رهبری سعد بن ابی وقاص، لشگر ایران به فرماندهی رستم فرخزاد را در قادسیه شکست نداده بود، هرگز اسلام دینی جهانگیر نمی‌گردید. شاید هم اگر اسلام یک‌بار دیگر در 35 سال پیش از این، شاهنشاهی ایران را واژگون نساخته بود، نه شاهد ظهور ولایت به‌مثابه ادامه رسالت بودیم و نه ظهور جنبش خلافت از اخوان المسلمین و طالبان گرفته تا القاعده و داعشی‌ها؛ یعنی که هرگز شاهد بر بازگشت اسلام به اصل خود و یا وصلت دین و قدرت، نبودیم. درست است که این جنبش‌های اسلامی باهم در اختلاف و ستیزند و در شرایط تاریخی متفاوتی پا به عرصه وجود گذارارده اند؛ اما آنان همه همچون داعشی‌ها پرچم سیاه اسلام را برافراشته‌اند، پرچمی که بر آن شعار «لا الله الا الله» نقش بسته است، همان پرچمی که پیامبر اسلام در 1400 سال پیش از این بدوش کشیده است. پرچم اسلام در دست پیامبر در آن زمان فراخوانی بود به‌سوی تسلیم و اطاعت و هنوز هم همان فراخوان است، چه به دست خمینی و خامنه‌ای برافراشته شود و یا به دست ملا عمر و یا اسامه بن‌لادن و یا ابوبکر البغدادی، خلیفه مسلمین جهان.

همچنان که در 1400 سال پیش فراخوان به تسلیم و اطاعت، بدون قهر و خشونت، بدون جنگ و خونریزی، بدون تجاوز و گردن زنی، بدون لشگر کشی و شمشیرزنی میسر نمی‌شد، امروز هم شدنی نیست. پیامبر اسلام به‌فرمان الله و در راه خشنودی او دست به جهاد زد و دست خود را به خون بسیاری از افراد قبایلی که تن به تسلیم و اطاعت ندادند، آلوده نمود. وگرنه جز انگشت‌شماری، کسی دیگری هرگز لا الله الا الله را به زبان نمیراند. اگر بر زبان راندند از ترس فرود شمشیر بر گردن بود. تاریخ نیز شاهد بر آن است که بیش از ده سال، یعنی تا زمانی که محمد در مدینه دست به شمشیر نبرده بود به‌جز همان انگشت‌شمار به او نگرویدند. پس از گردن زدن و یا فروش اسرایی که در راهزنی بدر به دست آورده بودند، مردم به فراخوان محمد پاسخ دادند. از آن پس جهاد، جنگ و سلحشوری و به دست آوردن غنائم شیوه اصلی زندگی بود.

در پیروی از پیامبر اسلام است که دست رهبران جنبش‌های اسلامی نیز همه به خون مخالفان خود آلوده است؛ یعنی که جنبش‌های اسلامی چه از نوع ولایی و چه "خلفایی،" از امام پرستان گرفته تا اخوان المسلمین و داعشی‌ها، اسلام را به اصل خود بازگشت داده‌اند، به دین جهاد و شهادت، دین قتل فی السبیل الله، دین قهر و خشونت، تجاوز و گردن زنی، غارت و چپاولگری، دین زورگیری و غنیمت گیری و انباشت ثروت.. خمینی در سخنرانی معروف به "سخنانی که هرگز پخش نشد،" سخت افسوس می‌خورد و خود را سرزنش می‌کند که همچون پیامبر اسلام که گردن هفت‌صد یهودی را در یک روز میزند، انقلابی عمل‌نکرده است؛ که در و پیکر کشور را نبسته است و چپ‌ها و حقوق بشری‌ها را یک‌بار برای همیشه رهسپار نیستی نساخته است.

این بازگشت به دوران رسالت و خلافت، با "امامت" و یا "ولایت" خمینی، یک عالم و فقیه، مظهر دین اسلام فقاهتی آغاز گردید. او نیز در تبعیت از پیامبر اسلام، قوانین شرع اسلام را در خون و خفقان، بر زندگی ملت حاکم ساخت. امام خمینی شمشیر اسلام را برکشید و به امتناع، تمرد سرپیچی، نافرمانی پایان بخشید و نیز به دگراندیشی و دگر زیستی، پس نظام فرمانروایی و فرمان‌بری را بر اساس تسلیم و اطاعت برقرار نمودت. البته بعداً از پیامبر اسلام هم بسی سبقت گرفت. قراردادهای بین‌المللی را زیر پا گذارد، کارکنان سفارت آمریکا را گروگان گرفت. هشت سال جنگ با عراق را ادامه داد صدها کشته بجای گذارد. در زندان‌ها دست به قتل‌عام زندانیان چپ و مجاهد زد. بازگشت به دوران اصیل حکومت اسلامی، بخشا با موفقیت انجام گرفت. به‌عنوان مثال حجاب و جدایی جنسیت‌ها اجباری شد. تولید و مصرف الکل غدغن گردید. بار و کاباره بسته شد. شهر لذت فروشان را به آتش کشیدند تا غریزه جنسی امیال نفسانی را نابود سازد مردم و را به‌سوی زهد و تقوا، به‌سوی "راه مستقیم" هدایت نمایند.

این بدان معنا است که آنچه حکومت اسلامی و دیگر جنبش‌های اسلامی را به هم متصل می‌سازد، خشونت و بی‌رحمی و انتقام ستانی ست، خصیصه‌هایی که نهفته است در ذات اسلام، اسلام اصیل- نه "اسلام آمریکایی" و یا اسلامی که به‌حق و حقوق بشر احترام می‌گذارد. مگر در کلام الله می‌توان چیز دیگری یافت به‌جز تکرار کلام ترس و وحشت از "عذاب الیم،" خشونت و بی‌رحمی و انتقام ستانی، تهدید و ارعاب به تنبیه و مجازات به شدیدترین وجهی، نه‌تنها در این جهان بلکه در آخرت. حد زدن، گردن زدن، قطع اعضای بدن، قصاص و سنگسار، احکامی هستند قرآنی که در عصر معاصر به اجرا گذاشته می‌شود. داعشی‌ها، خشونت و بی‌رحمی و انتقام ستانی را با جدا ساختن سر دو خبرنگار آمریکایی، به اوج خود رساندند اما به هیچ وجه نخستین نیستند در قساوت و سفاکی. از آستین رهبران حکومت اسلامی هنوز خون بهترین فرزندان این آب و خاک می‌چکد. بی‌دلیل نیست که حکومت اسلامی اعدام در ملا عام را به مراسمی قدسی و وهم‌انگیز، روزمره و عادی مبدل ساخته است، چنانکه گویی یک یادآوری ست که لا الله الا الله، وگرنه مکافات تمرد و نافرمانی، سر بر فراز دار است، آن‌هم پس از بیش از 35 سال کشتار و سرکوب و برقراری سکوت و خاموشی.

بنابراین چندان تفاوتی نمی‌کند به دست، حزب‌الله و یا بسیجی و یا پاسدار ولایت، اسیر شوی و یا در دست داعشی‌ها و النطره و یا بوکو حرام و یا یک جنگنده خلافت خواه. اسیر را از انسانیت تخلیه می‌کنند و آنگاه لاشه‌های او را همچون خس و خاشاک به زباله‌دان می‌ریزند. حقیقت را از دهان "مادران خاوران،" باید شنید.

آخرین تصاویری و ویدیوهایی که داعشی‌ها و یا دولت اسلامی عراق و سوریه، در زیر پرچم لا الله الا الله، از جنایات خود در فضای مجازی منتشر کرده‌اند، در یکی از اخیرترین آن‌ها داعشی‌ها را پس از تسخیر یک پادگان نظامی در سوریه نشان می‌دهد که 250 سرباز سوری را به اسارت درآورده‌اند. آن‌ها را دست‌بسته عریان نموده، ردیف خوابانده و به گلوله می‌بندند. گزارش‌ها بسیار است از سربریدن‌ها و اعدام‌های دسته‌جمعی، غارت و چپاول و به اسارت درآوردن زنان و به حراج گذاردن آن‌ها به سبک تاریان بادیه‌نشین. داعشی به هر جا که می‌رسند نفس‌ها در سینه حبس می‌گردند.

به تبعیت از پیامبر اسلام، داعشی‌ها نیز شریعت را نیز همراه شمشیر نمودند و به هر شهر و دهکده‌ی که گام نهادند، قواعد و قوانین شریعت را جاری ساخته و نظام تسلیم و اطاعت را برقرار نموده‌اند، همچنان که علما و فقها به رهبری ولی‌فقیه و یا طالبان و دیگر جنبش‌های اسلامی نیز زندگی اجتماعی را به تابعیت از مقررات شریعت اسلامی درآورده‌اند. اخوان المسلمین هنوز کنترل خود را بر دستگاه قدرت و یا به تعبیر دیگری هنوز شمشیر نکشیده می‌خواستند قوانین شریعت را بر تمام نهادهای قانونی، فرهنگی و غیره حاکم سازند. فراموش کرده بودند که قدرت در دست ارتش سکولار بود.

اینجا مسئله، بازگشت اسلام به اصل خویش است، صرف‌نظر از فرقه‌گرایی؛ یعنی بازگشت به اسلامی که با همزاد خود، قدرت یکی ست و یگانه، یعنی اسلامی که با انسان، با آنچه انسانی ست، با غریزه آزادی، سر آشتی ندارد، غریزه‌ای که در جهان نوین از هدایایی بشمار می‌رود که طبیعت تنها به انسان بخشیده است. لا الله الا الله که در اصل فراخوانی ست به تسلیم و اطاعت، در ستیز و خصومت است با همه و هرچه که مظهر آزادی ست، تنوع و تکثر، تفاوت و تفارق، بدعت و نوآوری، اراده به خلقت و آفرینش در تمامی عرصه‌های هنری و ادبی و علمی. همین چند روز پیش بود که دادوهوار مراجع تقلید از جمله آیت‌الله مکارم شیرازی بلند شده و اعتراض خود را به ورود تکنولوژی تلفن‌های نسل سوم اعلام کردند. بعداً آیت‌الله مکارم شیرازی اعلام کرد که با تکنولوژی مخالفتی ندارد اما باید آلودگی‌ها را از آن استخراج نمود. آری مراجع تقلید همیشه خواسته‌اند جامعه را از آلودگی بزدایند، اما بوی گندابی که خودساخته‌اند هنوز به مشامشان نرسیده است؛ اما به مشام مردم رسیده است، این است که از آن پا به گریز برداشته‌اند.

برگه درخواست عضویت
ایمیل دبیرخانه حزب
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما همراه باشید

روشنگری لازم

مقالاتی که از دگراندیشان و هم‌اندیشان در سامانه حزب مشروطه ایران (لیبرال دموکرات) درج می‌شوند، تنها برای آگاهی‌رسانی، ترویج رواداری و نهادینه کردن چندگرائی در فرهنگ سیاسی کشورمان می‌باشد و حزب هیچ‌گونه مسئولیتی در قبال محتوای آنان ندارد. مقالات می‌توانند با نظرگاه‌های حزب هم‌خوانی نداشته باشند. سامانه حزب در انتخاب مقالات آزاد است.

آخرین مقالات درج شده جدید

مشروطه ایرانی و گفتمان ملی…

22 بهمن و خیزش مردم ایران…

تلاش بیهوده حجاریان…

هفدهم ماه دی، روز زن در ایران…

بیانیه جبهه ایران‌گرایان در پشتیبانی از تظاهرات گسترده مردم در ایران…

مقالات دگراندیشان جدید

مشکل، مردم ایران نیستند؛ رژیم جانی‌شان است…

قیام ملی نقاب (نجات قیام ایران بزرگ)…

آیت‌الله مایک؛ آمریکاییِ مسلمان‌شده‌، رئیس جدید میز ایران سازمان سیا…

ایران را چرا باید دوست داشت؟…

در باغ وحش آخوندها!…

مقالات هم‌اندیشان جدید

بحثی در مقوله رفراندوم درخواستی و بیانیه پانزده اصلاح‌طلب پشیمان…

آیا هدف روسیه تبدیل ایران به یک «حکومت اقماری» است؟…

مارتین لوتر: مردی که به قرون‌وسطی فرمان ایست داد…

تشدید «جنگ سرد» در مناسبات آمریکا و ایران…

جشن مهرگان، تجدید پیمان با مهر و روشنایی…