1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: دوشنبه 17 جولای 2017. برابر با دوشنبه, 26 تیر 1396

در باغ وحش آخوندها!

.



چند پیش‌زمینه

- بحثِ (واقعی یا ساختگی و سرکاریِ) «جنگ گرگ‌های درون نظام» ازجمله مسائلی است که بخصوص در مواقع انتخابات رژیم، حساسیت و توجه بیشتری را به خود جلب می‌کند. - در این مورد همان‌قدر که منافع مادی _به‌عنوان یکی از قوی‌ترین انگیزه‌ها و موتورهای حرکت در زندگی_ واقعی و طبیعی است بهمان نسبت و دلیل، تضادها و جنگ میان گرگ‌های همیشه گرسنۀ رژیم نیز واقعی و مادی است!

- کلاً در روابط فردی و اجتماعی، آدم‌های عادی (چه رسد به گرگ‌های رژیم) بیشتر با عینک منافع خود به بیرون از خود نگاه و تنظیم رابطه می‌کنند و حتی اگر در تشخیص بسیاری مسائل و موضوعات اشتباه کنند، معمولاً در بویایی و حس و لمس منافع خود کمتر دچار خطا می‌شوند!

- به همین دلیل، در برخورد با جنگ گرگ‌ها، ازآنجاکه همه گرگ‌ها برای کسب قدرت و منافع فردی و باند و محفل خود در موقعیت یکسان و هم‌وزن نیستند اختلافات و کنش و واکنش‌های آنان برای کسبِ منفعتِ بیشتر و موقعیت بهتر، واقعی و طبیعی به نظر می‌رسد.

- داشتن قدرت و حفظ آن و یا تلاش برای کسب آن، در نظام‌های معمولی دنیا (چه رسد به باغ‌وحش نظام آخوندها) دارای دینامیزم و قانونمندی‌های خاصی است که در آن داشتن چهارچشم برای حفظ خود ناکافی و گهگاه «اگر نزنی می‌زنندت» و «اغلب بهترین دفاع حمله است!» حاکم معرکه می‌شود.

- به همین دلیل اختلافات و منازعات درونی رژیم (از ترور حجاریان گرفته تا حصر خانگی موسوی و کروبی، از واجبی خوراندن به سعید امامی گرفته تا سکته دادن فرزند امام و سرانجام از مصلحت نظام در مرگ مشکوک رئیس تشخیص مصلحت نظام)، همه و همه حاکی از جدیت و واقعی بودن جنگ گرگ‌هاست!

نتیجه‌گیری

در بررسی تضادهای درونی رژیم و برای گم‌وگور نشدن در دعوای گرگ‌ها، بایستی در نظر داشت که:

1- منافع و مصلحت کلی نظام لزوماً دربرگیرنده و جمع عددی منافع تمامی و تک‌تک نفرات رژیم نیست، بلکه بیشتر به‌عنوان يک حاصل جمع ارگانیک و سیستماتیک، خود به‌طور مجزا می‌تواند سود و زیان و مصلحت نظام را تعیین کند! به همین دلیل ضرورت و الزامات حفظ نظام (به‌عنوان شمشیری برهنه و تشنۀ خون) می‌تواند تا فروپاشی و سرنگونی کل نظام، به‌عنوان تهدیدی دائمی، همچنان بالای سرِ سرانِ ریزودرشت نظام در گردش باشد! به همین دلیل بعید است از عمامه به سرها و کله‌گنده‌های رژیم، این روزها کسی شب‌ها سر راحت به بالش بگذارد!

2- با در نظر گرفتن واقعی و سرِکاری نبودن اختلافات درونی رژیم، بعید است که طبق سناریویی از پیش نوشته‌شده و در تقسیم‌کاری تعیین‌شده قرار باشد، مثلاً، عده‌ای از اعوان‌وانصار رژیم، زندانی و فلج و کشته شوند تا بقیه گرگ‌ها در مصادر قدرت حال و خوش‌گذرانی کنند! رژیم در برزخ و محاصرۀ مردم در داخل و فشارهای روزافزون خارجی چاره‌ای جز پیشبرد پروسۀ حذف و جراحی و رژیم لاغری ندارد! به‌عنوان مثالی دم دست، بعید است مثلاً قرار بوده باشد که در انتخابات اخیر ریاست جمهوری رژیم و برای سرکار گذاشتن مردم و داغ نمودن تنور انتخابات، خودشیفتۀ مریضی مانند احمدی‌نژاد (به‌رغم مخالفت خامنه‌ای) بیاید و خود را سنگ روی یخ و مسخرۀ عام و خاص کند!

3- در باغ‌وحش آخوندها، علیرغم باز بودن در قفس‌ها، وحوش و درندگان درون رژیم همه و همه، با گوشت و پوست خود، می‌دانند که درهای باغ‌وحش نظام برای همیشه بسته و مناطق ممنوعه و خطرناک نظام کجا هستند.

4- برای گرگ‌های رژیم سوت و علامت آتش‌بس موقت، خطر به صحنه آمدن مردم برای جارو نمودن کل نظام است. به‌عبارت‌دیگر، تضاد و اختلاف گرگ‌ها با یکدیگر در احتمال تهدید سرنگونی از سوی مردم به‌سرعت به اتحاد موقت آن‌ها در زیر عبای ولایت منجر می‌شود. تضاد آخوندها با یکدیگر همواره تحت‌الشعاع تضاد کل نظام با مردم است و اختلافات آن‌ها در مواجهه با به جبهۀ مردم کمرنگ و فریز می‌شود. تمامی خادمین داخلی نظام (چه در قدرت و چه در شکل اپوزیسیون خودی) مانند گربه‌های مرتضی علی از هر طرف که به بالا پرتاب شوند در روز مبادا، باز در حیاط بیت رهبری پائین می‌آیند!

5- از روشنفکران دینی و اصلاح‌طلبان از قدرت رانده‌شده تا سرداران مستِ مصادرِ قدرت، همگی به‌خوبی می‌دانند که اگر قرار بر رفتن باشد همه باهم باید بروند و حنای هیچ‌یک از آنان در فردای نبود آخوندها در نزد مردم رنگی نخواهند داشت و از ریزودرشت باید جوابگوی سهم خود در ویرانی ایران و تجاوز به جان و مال مردم در حکومت آخوندها باشند.

6- و آخر اینکه دعوای گرگ‌ها، اصلاً و ابداً کوچک‌ترین ربطی به مسائل و مشکلات مردم و حقوق اساسی آنان ندارد؛ و آمدن و یا نیامدن مردم به صحنه در مواقع مختلف از ظن خودِ مردم و تنها از زاویه استفاده از روزنه‌های تنفسی در انتخابات و دیگر فرصت‌ها برای اعمال فشار هر چه بیشتر به رژیم است؛ و تا آنجا که به خواست واقعی و قلبی و به‌حق مردم مربوط است می‌توان يقين داشت که آن‌ها می‌خواهند سر به تن هیچ‌یک از عوامل رژیم - با عمامه و ریش و یا بی عمامه و ته‌ریش - نباشد!

اضافه کردن نظر

کد امنیتی
تازه کردن

برگه درخواست عضویت
ایمیل دبیرخانه حزب
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما همراه باشید

روشنگری لازم

مقالاتی که از دگراندیشان و هم‌اندیشان در سامانه حزب مشروطه ایران (لیبرال دموکرات) درج می‌شوند، تنها برای آگاهی‌رسانی، ترویج رواداری و نهادینه کردن چندگرائی در فرهنگ سیاسی کشورمان می‌باشد و حزب هیچ‌گونه مسئولیتی در قبال محتوای آنان ندارد. مقالات می‌توانند با نظرگاه‌های حزب هم‌خوانی نداشته باشند. سامانه حزب در انتخاب مقالات آزاد است.

آخرین مقالات درج شده جدید

درگذشت بانو مريم ميرزاخانى…

بد‌تر از همه ۲۸ سال…

صلحی به سود ايران، برضد رژيم…

رضاشاه، بزرگ‌ترين ايرانی سده بيستم…

پيامی به کنگره سازمان فدایيان ايران (اکثريت)…

مقالات دگراندیشان جدید

قیام ملی نقاب (نجات قیام ایران بزرگ)…

آیت‌الله مایک؛ آمریکاییِ مسلمان‌شده‌، رئیس جدید میز ایران سازمان سیا…

ایران را چرا باید دوست داشت؟…

در باغ وحش آخوندها!…

چند نکته درباره تظاهرات پاسارگاد (اعتراض به حاکمان اسلامی یا «نژادپرستی»؟)…

مقالات هم‌اندیشان جدید

سیاست در ایران طوری دوقطبی شده که هر یک حیات خود را در مرگ دیگری می‌بیند…

در انتخابات بریتانیا همه احزاب بازنده شدند…

ترجمه مصاحبه شاهزاده رضا پهلوی با i24News…

بهبود مناسبات ایران با قطر به‌جای ادامه درگیری در یمن…

کشورهای جهان سوم و دست‌یابی به دموکراسی…