1. SKIP_MENU
  2. SKIP_CONTENT
  3. SKIP_FOOTER
  • آخرین بروزرسانی: یکشنبه 25 فوریه 2018. برابر با یکشنبه, 06 اسفند 1396

دگراندیشان

الله: آموزگار بزرگ بی‌رحمی، خشونت و کین خواهی

  اعدام درملأعام و یا مخفیانه در سیاهچاله‌ای ولایت، بیک امر عادی و واقعیتی روزمره تبدیل‌شده است. مردم به پیکر جوان و یا جوانانی که از دکل جرثقیل آویزان شده‌اند، خوی گرفته و به تماشای مراسم اعدام چه شتابان که نروند، گویی که جشن و سروری بزرگ درراه است. اگر چه متهمین سیاسی و دگراندیشان را در خفا، پشت درهای بسته و در تاریکی، دور از چشم بستگانشان بدار آویخته، جسم بی‌جانشان را خود به خاک می‌سپارند. در حکومت اسلامی، همچنان که هیچ بلند مقامی را نمی‌توان مسئول نتایج تدبیر و مدیریت سیاست و یا برنامه‌ای شناخت، هیچ‌کس را هم نمی‌توان مسئول اعدام‌ها دانست، مسئول بالاترین شکل بی‌رحمی و خشونت و انتقام ستانی. آیا غرض از این کشتار در پیش چشمان پیر و جوان، زن و مرد و کودک، بخشی از معماری یک جامعه اسلامی ست، جامعه‌ای، الگو برای بشریت؟ چه هدف ولائی؟

بیشتر بخوانید ...

رمضان: زمینه‌ساز نظام فرمانروایی و فرمان‌بری

  مسلم است که فرمانروایان از ماه رمضان و آداب و مراسمی که مردم را به‌رغم کثرت همبسته نموده و وحدت بخشد، منفعت فراوان می‌برند، چون رمضان جامعه انسانی را به یک گله وسیع فرمان‌بر تبدیل می‌نماید. چراکه اخلاق فرمان‌برید را که رمضان نهادین می‌سازند زیربنای نظام فرمانروائی و یا استبداد دین و قدرت است. اخلاقی که در ظاهر تمرین تحمل درد و رنج است و آموزش زهد و تقوا و در اصل چیزی نیست مگر خواست معطوف به قدرت. انکار وجود چنین اخلاقی نمی‌تواند ما را به آینده‌ای روشن و آزاد، امیدوار نماید، چراکه تغییر نظام فرمانروایی و فرمان‌بری تنها یک امر سیاسی نیست و از انحلال حکومت هم عبور نمی‌کند بلکه یک امر دینی ست که از ویران‌سازی ارزش‌ها و باورهایی گذر کند که بر اساس دروغ‌های بزرگ بر پا گردیده‌اند. رمضان باید از ابزار ره‌یابی به بهشت با تزکیه نفس و پاک زدایی روح به ابزار رهایی از ولایت، ابزار سرپیچی و نافرمانی تبدیل شود و اخلاق احترام به هیچ‌کس و هیچ‌چیز مگر آنچه در خدمت انسان است و آزادی، جایگزین آن گردد.

بیشتر بخوانید ...

آنجا که آزادی نیست...!

  آری، دین با طرب و شادی سروکار ندارد، به‌ویژه اگر بر مسند قدرت بنشیند. چراکه آنجا که آزادی نیست، گریه و سوکواری، غم و قصه خوردن آن دنیا مطرح است و نه زندگی در این جهان؛ اما دین بر آن تصور است که با برکشیدن شمشیر، شریعت غالب گردد و رفتار مردم را مهار نموده و به‌سوی رستگاری هدایت می‌کند. خیالی خام و کودکانه، چنانکه گویی می‌توان غرایز طبیعی انسانی را برای شادی و طرب، برای لذت بردن از زندگی و احساس سعادت و نیاز اختلاط جنسیت‌ها را سرکوب و نابود ساخت. چه این غرایز راه خود را در زیرزمین می‌یابند. در زیرزمین است که فرهنگی شروع برشد می‌کند در ستیز و نفی، فرهنگ دینی و یا فرهنگ نا آزادی. پس باید که روی برگیری از تمام بی‌عدالتی‌ها و ظلم و ستمگری‌ها، از جنایت و جنگ و خونریزی گرفته تا برپاداشتن دار مجازات درملأعام، به‌طور روزانه. آنجا که آزادی نیست باید که به زیرزمین فروروی تا بتوانی انسانیت خود را تجربه کنی وگرنه چاره‌ای نیست مگر آنکه به نا آزادی‌ها و بندگی‌ات تن دردهی بر روی زمین.

بیشتر بخوانید ...

دین‌ستیزی و یا قدرت ستیزی!

  اگرچه هم‌اکنون شرایط برای رؤیت چهره‌ی ناب و اصیل اسلام‌ها فراهم آمده است، بااین‌وجود، دین را، یعنی آن چیزی را که مقدس میدانیم و می‌پرستیم، مسئول وضع موجود نمی‌دانیم، مسئول آنچه بر ملت و کشور ایران و کشورهای منطقه در طول تاریخ رفته است، مسئول تمام نگون‌بختی‌ها و سیه‌روزی‌هایی که ملت‌ها دچار آن شده است، مسئول تحکیم و تداوم فرهنگ انتقام ستانی مستتر در ذات آئین اسلامی، نمی‌دانیم. روشن است که هرگز نمی‌توانیم ساختار قدرتی را که بر دین بنیان گذارده شده است از جای خود تکان دهیم و خودزا از غل و زنجیر شریعت رهاسازیم اگر مهر دین از دل خارج نسازیم، و بار مسئولیت را از شانه دین برگیریم. فهمیدید چه میگویم؟

بیشتر بخوانید ...

حکومت ولی‌فقیه، حکومت الله است

  اگر هراس به خود راه ندهیم و تعصب و غیرت از خود دور بداریم، به عیان درخواهیم یافت که نقش دین، باورها و ارزش‌های دینی را نمی‌توان در تیره‌روزی و سیه بختی مردم ایران، نادیده گرفت. حکومت اسلامی نیز چیزی نیست مگر محصول باورها و ارزش‌های دینی ما. آیا آیت‌الله خمینی هرگز می‌توانست «امام» شود اگر ما ایرانیان، به اصل و اصول امامت اعتقادی نداشتیم؟ آیا خمینی و پس از او، سید علی خامنه‌ای، طلبه‌هایی برخاسته از حوزه‌های علمیه، می‌توانست به جلوه‌ی الله درآیند و همچون الله از ما تسلیم و اطاعت و بندگی و عبودیت بخواهند، اگر ما ایرانیان مسیحی و یا بودائی و یا هر چیز دیگری به‌جز مسلمان بودیم؟ اگر آیت‌الله‌ها و حجت‌الاسلام‌ها حکومت بر جامعه ایران را حق مسلم خود فرض می‌کنند، آیا به آن دلیل نیست که ما مسلمانیم؟ اگر ولایت‌فقیه بر ما حکومت می‌کند و قانون ما قانون ولایت‌فقیه و رئیس‌جمهوری داریم که نوکر دربار ولایت است، درست به آن دلیل نیست که ما به امام اعتقادداریم، نه به یکی و یا دوتا بلکه به دوازده‌تا از آنان؟ اعتقاد هم داریم که دوازدهمین در عالم غیب میزید و از آنجا‌ست که مدیریت جهان را به عهده دارد. البته هستند بسیاری که برای ملاقات امام عج به‌سوی جمکران می‌شتابند.

بیشتر بخوانید ...

زیر مجموعه ها

برگه درخواست عضویت
ایمیل دبیرخانه حزب
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

با ما همراه باشید

روشنگری لازم

مقالاتی که از دگراندیشان و هم‌اندیشان در سامانه حزب مشروطه ایران (لیبرال دموکرات) درج می‌شوند، تنها برای آگاهی‌رسانی، ترویج رواداری و نهادینه کردن چندگرائی در فرهنگ سیاسی کشورمان می‌باشد و حزب هیچ‌گونه مسئولیتی در قبال محتوای آنان ندارد. مقالات می‌توانند با نظرگاه‌های حزب هم‌خوانی نداشته باشند. سامانه حزب در انتخاب مقالات آزاد است.

آخرین مقالات درج شده جدید

مشروطه ایرانی و گفتمان ملی…

22 بهمن و خیزش مردم ایران…

تلاش بیهوده حجاریان…

هفدهم ماه دی، روز زن در ایران…

بیانیه جبهه ایران‌گرایان در پشتیبانی از تظاهرات گسترده مردم در ایران…

مقالات دگراندیشان جدید

مشکل، مردم ایران نیستند؛ رژیم جانی‌شان است…

قیام ملی نقاب (نجات قیام ایران بزرگ)…

آیت‌الله مایک؛ آمریکاییِ مسلمان‌شده‌، رئیس جدید میز ایران سازمان سیا…

ایران را چرا باید دوست داشت؟…

در باغ وحش آخوندها!…

مقالات هم‌اندیشان جدید

بحثی در مقوله رفراندوم درخواستی و بیانیه پانزده اصلاح‌طلب پشیمان…

آیا هدف روسیه تبدیل ایران به یک «حکومت اقماری» است؟…

مارتین لوتر: مردی که به قرون‌وسطی فرمان ایست داد…

تشدید «جنگ سرد» در مناسبات آمریکا و ایران…

جشن مهرگان، تجدید پیمان با مهر و روشنایی…