|
در اسطورهها و داستانهای کهن ایرانی طلسم به چیزی اطلاق میشود که دارای نیروی جادوئی و سحرانگیز باشد و یا طلسم شده به کس یا چیزی که در معرض نیرویی جادویی قرار گرفته و تغییر شکل داده باشد. طلسم را شکستن یا آن را بیاثر کردن نیز به معنی مانع کاری را از میان برداشتن است. از سوی دیگر طلسم شدن اشاره به وضعی بسیار سخت و چارهناپذیر دچار شدن است که قدرت فعالیت و اقدام را از انسان سلب میکند.
تداوم نظام جمهوری اسلامی را شاید بتوان مربوط به نوعی طلسم بدخیم شمرد. سالهاست همه دلائل منطقی برای پایان گرفتن عمر و سلطه این رژیم موجود بوده است. اقتصاد کشور را به ویرانی کشاندهاند، تنها طی چهار سال گذشته بیش از سیصد میلیارد درآمد نفت را هدر دادهاند، سالهاست زنان، جوانان، کارگران، کارمندان دولت و دیگر قشرهای اجتماعی همگی آرزوی تغییر وضع را داشتهاند و با این همه رژیم سی سال دوام آورده است. در منطقه و در صحنه بینالمللی ایران را منزوی کرده و از آرژانتین تا بیروت و از بغداد تا کابل هرکجا ماجرایی برپاست به نحوی سر نخ آن به جمهوری اسلامی میرسد.
چگونه میشود توجیه کرد که چنین رژیمی که نه در خانه هواخواهی دارد و نه در غربت، سی سال پا برجا بماند؟ یا به عبارت دیگر باید پرسید راز یا طلسم بقای سی ساله این نظام چه بوده است. مسلماً هرکسی برای این سؤال پاسخی دارد ولی میتوان روی چند مورد میان همه پاسخها به توافق رسید.
مثلاً میشود گفت که مردم آنقدر از نتیجه انقلاب 57 سرخوردهاند که دیگر نمیخواهند یکبار دیگر با براندازی نظام کنونی دچار اوضاعی شوند که بعد از انقلاب پیشین بر سرشان آمد. یک داغ دل بس است برای قبیلهای! یکی دیگر از دلائل پایدار ماندن این نظام احتمالاً ترس و بیمی است که بر هواداران آن مستولی شده است زیرا آنها نیک میدانند که اگر رژیم ساقط شود یارای پاسخگوئی به مردم را نخواهند داشت و دیگران با آنها همانگونه رفتار خواهند کرد که آنها با دیگران کردند و به این دلیل تا سرحد امکان مقاومت خواهند کرد.
شاید مهمتر از همه این دلایل شقاوت و بیرحمی دژخیمان حاکم بر جان و مال مردم است. آنجا که انسانیت، شرافت، نوعدوستی و احساس مسؤولیت در کار نباشد و جمعی جانی بالفطره را بر جان و مال مردم مسلط کنند، هر انسان عاقلی محافظهکار میشود. البته سوءاستفاده از احساسات مذهبی مردم و انواع عوامفریبیهای رایج را نیز نباید فراموش کرد. با اینهمه سی سال زمانی بسیار طولانی به نظر میرسد و از اینرو طلسم بقای رژیم همچنان به عنوان یک معما باقی میماند. قدر مسلم این است که تا همین اواخر رژیم توانسته بود بذر فناناپذیری خود را در اذهان جمع زیادی از هموطنان، کاشته و از ثمرات آن بهرهمند شود.
حرکت قهرمانانه مردم در خرداد و تیر ماه 1388 به چندین دلیل توانست سرانجام این طلسم را به نوعی جبرانناپذیر شکسته و از گردونه خارج کند. امروز دیگر کسی از بازدداشت شدن و یا تبعید و محاکمه و حتی مرگ بیمی ندارد. به عبارت دیگر ترس از حکومت از جامعه ایران رخت بربسته و به جای آن حسّ اعتماد به نفس بر جامعه حکمفرما شده است. هرچه رژیم بیشتر راه خشونت و وحشیگری را ادامه دهد ضعف درونیش را بیشتر آشکار میکند و بر جرأت و شهامت مردم میافزاید. رژیمی که یکی از پایههای اصلی تداوم و قدرت نماییاش بر ایجاد ترس و وحشت استوار بود امروز در انظار مردم به صورت شیر برفی درآمده است و کسی را نمیترساند.
نماد خارجی این نظام نیز یکی دیگر از ابعاد این طلسم بود. رژیم توانسته بود به انحاء گوناگون این تصور را در افکار عمومی جهانیان القاء کند که با همه واپسگرایی و عقبافتادگی فرهنگی و سیاسیاش مورد قبول ملت ایران است و بیگانگان نیز به نوعی این دروغ بزرگ را باور کرده بودند یا لااقل چنین تظاهر میکردند. وقتی که میلیونها ایرانی با تقبل هزینه بسیار سنگین آنچنان حماسهای آفریدند، جهانی در برابر اینهمه فداکاری و شهامت سرتعظیم فرود آورد و برای اولین بار چهره واقعی ملت ایران را نظاره کرد نه آن صورتهای عبوس و چرکینی که صدها بار بر صفحههای تلویزیون در حال نعره کشیدن و شعار مرگ بر این و مرگ بر آن سردادن مشاهده کرده بود.
این بار رسانههای کهنه و نو انسانهای متمدنی را نشان دادند که در کمال آرامش و متانت به خاطر صیانت از رأی خود به خیابها آمدند. انعکاس جهانی این حرکت قهرمانی زنان و جوانان ایرانی در تهران و شهرستانها چهره ایران و ایرانی را یک شبه در دنیا به نوع دیگری منعکس کرد. از سوی دیگر افسانه مردمی بودن نظام همانند برفی که زیر آفتاب سوزان قرار گیرد یک روزه محو شد. امروز دیگر عوامل جیرهخوار نظام نخواهند توانست از حمایت مردمی رژیم حاکم داستانسرایی کنند. شاید در تاریخ معاصر کمتر نمونهای بتوان یافت که نظامی با این سرعت و شدت در انظار و افکار عمومی جهانی بیآبرو شود.
با شکسته شدن طلسم مردمی بودن نظام، سالها تلاش ایرانیان در سراسر گیتی به سر منزل مقصود رسید و تا دقایقی که این سطور به رشته تحریر در میآید حتی رهبر یک کشور دمکراتیک «تجدید انتخاب» احمدینژاد را به وی تبریک نگفته است. روزنامههای معتبر دنیا هر روز مقاله یا کاریکاتور تازهای از رئیس جمهور بیست و چهار میلیونی (!) انتشار میدهند.
آقای رئیس جمهور منتصب رهبر ناچار شده است تمام سفرهای خارجیاش را ملغی کند چون میداند به هر کجا که برود با موجی از تظاهرات از سوی مردم روبرو خواهد شد و باید پاسخگوی خبرنگارهای بینالمللی باشد. خبرنگارهای خارجی را میتوان جملگی از ایران راند ولی هزینه گزاف آن را ناچار به پرداخت هستند. این پیروزی بزرگ در مسیر شکستن طلسم تداوم نظام جمهوری اسلامی برای ملت ایران بسیار گران و گزاف تمام شده است. صدها جوان شیردل از جان خود مایه گذاشتند، هزاران نفر دیگر دربند زندان و شکنجه نظام گرفتارند، کار و کاسبی و سرمایه و زندگی هزاران نفر یا به تاراج رفته و یا نابود شده است. بیلان واقعی ضایعات جانی، مالی و معنوی این سرکوبی وحشیانه تنها زمانی مشخص خواهد شد که در یک رژیم دمکراتیک تحقیقات و بررسی واقعی در مورد آنچه روی داده است انجام پذیرد.
یکی دیگر از طلسمهائی که در این چند هفته شکسته شد افسانه یکپارچگی نظام و پشتیبانی روحانیت از این حکومت بود. این دروغ بزرگ نیز همانند بسیاری از دروغهای دیگر امروز بیاثر شده است. تا این زمان جز آقای خامنه که ته مانده آبرو و اقتدار خود را با حمایت از این کلاهبرداری انتخاباتی بر باد داد هیچ مرجع شیعه غیردولتی از روحانیت ایران حاضر نشده است که به صحت عمل انتخابات رژیم صحه گذارد.
اکنون که طلسمهای گوناگون که تنها در اذهان جمعی از مردم در درون و برون میهن موجود بود یکی پس از دیگری باطل و بیاثر شدهاند، مسیر مبارزات آینده بسیار روشنتر و هموارتر از همیشه در پیش روی ما قرار دارد. با آنکه دشمن ضربه مهلکی خورده است اما هنوز برپا ایستاده است و باکمال وقاحت ادعای حکومت میکند. در چنین شرایطی تداوم مبارزه مدنی، غیر خشونتآمیز و مستمر وظیفه یکایک ماست. نباید اجازه دهیم کسی در صفوف مستحکم مبارزان که خواستار ابطال انتخابات و کنار رفتن حکومت احمدینژاد هستند ایجاد شک و یا اختلاف کند. همانگونه که مردم درونمرز در زیر شدیدترین فشارها به مقاومت خود ادامه میدهند. با الهام از آنها باید خواستار برکناری حکومت نامشروع احمدینژاد شویم. نباید هیچگونه شعار و یا دستاویز دیگری میان مبارزان درونمرز و میلیونها ایرانی در دنیای آزاد ایجاد اختلاف کند.
طلسم آسیبناپذیری نظام به دست توانای زنان و جوانان مبارز شکسته شده است و این موفقیت باید راهگشایی باشد برای میلیونها هموطنی که از مبارزه مأیوس و ناامید شده بودند. در پناه حرکت بزرگ هموطنان در ایران و در سراسر گیتی امروز مبارزات سی ساله مردم به خاطر استقرار یک نظام دمکراتیک و آزاد وارد مرحلهای حیاتی و حساس شده است. آنچه از دست ما بر میآید انعکاس هرچه وسیعتر فریاد حقطلبی میلیونها هموطن اسیر و مبارز است. تنها در پناه تداوم مبارزه و کمکرسانی به مبارزان درونمرز میتوان به آینده مبارزه و استقرار دمکراسی واقعی در ایران امیدوار بود.
---------------------------
نظر شما در مورد مطلبی که خواندید چیست؟
---------------------------
|