حزب مشروطه ايران
 The Constitutionalist Party of Iran (CPI)
Iran Turky Switzerland England Qatar Kuwait Sweden Norway Italy Canada Austrian France Holland Israel Denmark Belgium Germany United States of America
صفحه نخست چاپ برگشت
رژیم اسلامی و انتخابات آمریکا

September 07, 2008

یک شنبه 17 شهریور 2567

فرهاد یزدی تلاش
 

انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به مراحل پایانی نزدیک می شود. در حال حاضر، رقابت ها سخت فشرده است و به سادگی و با اطمینان نمی توان برنده را مشخص کرد. اگر حزب جمهوری خواه برنده انتخابات باشد، نمی توان انتظار دگرگونی اساسی در سیاست آمریکا با ایران را داشت. جمهوری اسلامی براین امید است که با به قدرت رسیدن حزب دمکرات، سیاست خشن و صریح کنونی آمریکا در برابر برنامه ی هسته ای آن رژیم، دستخوش دگرگونی بنیادی گردد. اگر حزب دمکرات در انتخابات برنده گردد، کانون سیاست گزاران خارجی آمریکا را، گروه بازمانده از دوره ی کلینتون (با تغییرات فردی)، تشکیل خواهند داد. با در نظر گرفتن سیاست های آن دوره، جمهوری اسلامی براین باور است که می توانند انتظار دوران ملایم تری، حتا تا مرحله ی چشم پوشی از فعالیت های هسته ای رژیم از سوی آمریکا را، داشته باشند. با در نظر گرفتن تحولات هشت سال گذشته در سطح جهانی و ایران، سیاستی را که آن گروه پیش خواهند برد، روشن نیست که در جهت انتظارات رژیم باشد. در این مورد، به چندین عامل تعیین کننده می توان اشاره کرد.
مبارزه با تروریسم و به ویژه در رابطه با اسلام افراطی، با وجود اختلاف نظر اساسی در روش اجرای آن، به گفتمان تعیین کننده در سیاست خارجی آمریکا، تبدیل شده است. واقعه ی یازدهم سپتامبر 2001 به این زودی ها از خاطره جمعی آمریکا، پاک نخواهد شد. در هفت سال گذشته واقعه ی مشابهی در آمریکا اتفاق نیافتاد و این تاییدی است بر درست بودن سیاست های مبارزه با تروریسم. از این رو، پیش گیری از تکرار چنین واقعه ای، حتا اگر به بهای دست زدن به عملیات نظامی در سرزمین های دوردست باشد، برای آن جامعه قابل قبول است. حمله به افغانستان و سرنگونی طالبان از قدرت، از حمایت اکثریت بزرگ مردم آمریکا برخوردار بود. عراق، موردی است که گنجاندن آن در برنامه ی مبارزه با تروریسم، مورد توافق همه آمریکاییان نبود و نیست و در نتیجه خواست خروج از آن کشور دارای هواداران زیاد است.
در راستای برنامه مبارزه با تروریسم، مقابله با کشورهایی که حمایت مالی، سیاسی و تجهیزاتی از گروه هایی که بنا به تشخیص غرب، در رده گروه هایی تروریستی هستند، قرار دارد. برخی از این کشورها، چنین حمایتی را در راه رسیدن به هدف محدود و مشخصی انجام می دهند. می توان سوریه را در این بخش قرار داد. حمایت آن کشور از گروه های فلسطینی و حزب الله تا مرحله ی حفظ نفوذ در لبنان و بازپس گرفتن بلندی های جولان از اسراییل است.
ایران دستکم در دویست سال گذشته، سرزمینی مهاجم و گسترش طلب نبوده است. از سوی دیگر، جمهوری اسلامی جهان بینی را دنبال می کند که گسترش طلب است و مرزی نمی شناسد. "صدور انقلاب" تنها هنگامی از گفتمان اصلی جمهوری اسلامی به طور موقت، کنار گذارده می شود که با مانع قدرتمندی که موجودیت رژیم را به مخاطره انداز، روبرو گردد. سخن های شدید ضد اسراییل و ورود به مباحثی مانند هولاکوست که در هنگام وقوع آن در آلمان، ایران به جز گام مثبت، هیچ گونه دخالت منفی در آن نداشت و حمایت از گروه های تندرو فلسطینی، این برداشت غرب را به شدت تقویت کرده است. برنامه ی هسته ای رژیم که در ابتدا مخفی بود و پافشاری غیر منطقی بر ادامه ی آن، باور کشورهای بسیاری را که جمهوری اسلامی در رده کشورهای مهاجم، آشوب طلب و حمایت کننده از تروریسم است، را هرچه بیش تر، تقویت کرد.
در دوره کلینتون، هنگامی که نشانه های آشتی جویی در سیاست آمریکا در مورد ایران دیده شد، رژیم اسلامی از فرصت استفاده نکرد. رییس جمهور ایران در آن زمان، از نظر کشورهای خارجی فردی منطقی تر که خواستار کاستن از تنش بود، ارزیابی می شد. مجلس ایران تا مقدار زیاد در دست "اصلاح طلبان" بود. با این حال، رژیم ثابت کرد که توانایی خارج شدن از سیاست های پایه ای دوران خمینی را نداشت. اکنون غرب، در چند سال گذشته در ایران با رییس جمهور و مجلسی روبروست که نمی تواند ریشه ی منطقی گفتار و کردار آنان را درک کند. از این رو در غرب، نوعی آشفتگی در درک محرک های رژیم، حکم فرماست. زیرا طراحان سیاسی در کشورهای دمکرات، سیاست های کلان را با در نظر گرفتن توان، در راه منافع ملی، توسعه اقتصادی، ثبات در منطقه و صلح در جهان، طراحی می کنند. از نظر غرب، تنها خواست رژیم اسلامی که آشکار شده، دست یابی به جنگ افزار هسته ای و حفظ سطح بالای تنش در منطقه است.
در بخشی از دوران کلینتون و دوره نخست ریاست جمهوری بوش، در فرانسه و آلمان دولت هایی بر سرکار بودند که در برابر سیاست خارجی آمریکا، چالش های جدی ایجاد می کردند. امروز در آن دو کشور، خواستار همکاری نزدیک تر با آمریکا هستند. تجاوز نظامی روسیه به گرجستان و اعلان رسمی تلاش برای تجزیه و خواست تغییر دولت دمکرات آن کشور، اروپا را به ناچار بیش تر به سوی آمریکا خواهد راند. اکنون، اروپا بیش از هر زمان دیگر، در باره سیاست مقابله با رژیم اسلامی، به آمریکا نزدیک شده است. حتا به نظر می رسد که اکنون اروپا و به ویژه فرانسه و انگلستان خواستار شدت عمل در برابر برنامه ی هسته ای رژیم اسلامی هستند ، تا آمریکا.
رژیم اسلامی همچنان بر مواضع خود بر ادامه ی برنامه ی هسته ای پای می فشارد. چنین به نظر می رسد که رژیم برای نرم کردن غرب و جلوگیری از یک حمله نظامی به منظور از میان برداشتن تاسیسات هسته ای که در صورت وقوع به طور حتم به این مواضع محدود نخواهد شد، آماده همکاری برای برقراری ثبات در عراق شده باشد. کاهش برخوردهای مذهبی و فرقه ای در عراق و به ویژه فعالیت گروه مقتدی صدر، بدون دخالت مستقیم رژیم اسلامی، مشگل می توانست امکان پذیر باشد. شکی نیست که برقراری ثبات و کاسته شدن از احتمال جنگ داخلی در عراق، سیاستی است که ایران باید به شدت آن را دنبال کند. اما این سیاست منطقی می بایست از مدت ها پیش، پیش از آنکه درگیری در عراق شدت می گرفت انجام می شد. اگر در این برهه، رژیم راه کاستن از تشنج در عراق را دنبال می کند، این سیاست در حقیقت در راستای کاهش تنش با آمریکا و کاستن از احتمال حمله ی آن کشور و اسراییل است.
امنیت اسراییل، از روز نخست تشکیل آن واحد سیاسی، از نظر هردو حزب حاکم بر آمریکا، حیاتی بوده است. در این مورد اختلافی، بیش از روشی که باید مورد استفاده قرار گیرد، میان آن دو حزب وجود ندارد. تا هنگامی که رژیم اسلامی بر شعارهای خود دال بر "محو اسراییل" پای فشارد، نمی تواند انتظار داشته باشد که آمریکا گزینش استفاده از نیروی نظامی را در رابطه با جمهوری اسلامی، کنار گذارد. چنین به نظر می رسد که پس از گذشت سی سال از عمر جمهوری اسلامی و سه سال پس از به قدرت رسیدن رییس جمهور کنونی، رژیم تا اندازه ای درک کرده است که راه رسیدن به نوعی تفاهم با آمریکا، از اسراییل عبور می کند. سخنان معاون و از خویشان نزدیک رییس جمهور رژیم در باره "ملت اسراییل" نمی توانست بدون اطلاع و تایید او انجام شده باشد.
احترام به حقوق بشر، مساله دیگریست که رابطه رژیم اسلامی با آمریکا را متشنج خواهد کرد. به طور سنتی، حقوق بشر در تعیین سیاست خارجی حزب دمکرات، از تاکید بیش تری برخوردار است تا حزب رقیب.
می توان به یک تفاوت به نسبت مهم در رابطه با ایران، میان دو حزب اشاره کرد. با وجودی که هر دو نامزد ریاست جمهوری تاکید کرده اند که در مورد برنامه هسته ای ایران، دفاع از موجودیت اسراییل و حمایت جمهوری اسلامی از گروه های تروریستی، سیاست های سخت گیری را در پیش خواهند گرفت و همراه با اروپا (با روسیه و چین و یا بدون آن دو)، به افزایش تحریم ها دست خواهند زد، در باره مذاکره مستقیم با رژیم اسلامی اختلاف دارند. حزب جمهوری خواه، همچنان بر پیش شرط های موجود پای خواهد فشرد. حزب دمکرات، آمادگی خود را برای مذاکره مستقیم با جمهوری اسلامی، در سطوح مختلف اعلام کرده است. با وجودی که نشانه هایی دال بر تمایل جمهوری اسلامی برای کاستن از تنش با آمریکا دیده می شود، با در نظر گرفتن ادامه ی نبرد قدرت فلج کننده در کانون سیاست گذاری رژیم، هنوز نمی توان انتظار داشت که توافق قطعی، همراه با سیاست مشخص که مرزهای بده و بستان را روشن کرده باشد، در این موضوع بسیار حساس، به دست آید.
بدین سان حتا اگر حزب دمکرات، قدرت را در آمریکا از بیست ژانویه 2009 به دست گیرد، به احتمال، روند آهسته تنش زدایی به ویژه در عراق و افغانستان، میان دو کشور ادامه خواهد یافت. اما تغییر اساسی در رابطه ایران با غرب، تنها هنگامی امکان پذیر است که سیاست های کنونی رژیم اسلامی تغییر اساسی یابد که آن هم تنها با دگرگونی پایه ای در کل رژیم، امکان پذیر خواهد بود.

---------------------------

نظر شما در مورد مطلبی که خواندید چیست؟

---------------------------

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
تبلیغات
 
 
 
 
 
 
صفحه نخست   برگشت
به حزب مشروطه ایران خوش آمدید.
 
Welcome to The Constitutionalist Party of Iran (CPI)
Make irancpi.net you start page | Add irancpi.net in you favorites