حزب مشروطه ايران
 The Constitutionalist Party of Iran (CPI)
Iran Turky Switzerland England Qatar Kuwait Sweden Norway Italy Canada Austrian France Holland Israel Denmark Belgium Germany United States of America
صفحه نخست چاپ برگشت
پیامدهای حمله روسیه به گرجستان

August 13, 2008

چهارشنبه 23 مرداد 2567

فرهاد یزدی تلاش
 

جمهوری اسلامی اکنون به موقعیتی دست یافته که به تواند از افزایش تنش میان دوجبهه استفاده کرده و بخش بزرگی از مسایل خود با غرب را حل کند. البته این تفاهم باید پیش از آنکه روسیه و غرب زمان کافی برای رسیدن به نوعی بده وبستان را داشته باشند، انجام گیرد. در غیر این صورت، بدون شک یکی از قربانیان، منافع ملی ایران خواهد بود.

با وجودی که سرشت تجاوزگر و قدرت طلب فدراسیون روسیه که در پی گسترش منطقه ی نفوذ خود، به ویژه در سرزمین هایی که پیش از ایجاد شوروی، بخشی از امپراتوری آن کشور را تشکیل می دادند، امری ندانسته و پنهانی نبود، اما یورش نظامی آن کشور به گرجستان، از حدس و گمان و انتظارات موجود، فراتر رفت. پوتین، رهبر واقعی روسیه برای تشریح درگیری نظامی، واژه "جنگ" را به کار برد. بدین ترتیب، مدت، دایره و شدت عملیات نظامی را دست یابی روسیه به هدف ها تعیین می کند. یا به سخن دیگر، مسئولیت خاتمه و ادامه ی جنگ، با پذیرش و یا رد خواسته های روسیه، بر دوش گرجستان است. مسکو، به چیزی کم تر از تسلیم کامل گرجستان در برابر خواسته های روسیه، رضایت نخواهد داد.
زمان آغاز تجاوز روسیه، برای کاستن از واکنش منفی جهانی، با دقت برگزیده شده بود. در حالی که توجه جهانی به مسابقات المپیک پکن که فرصتی بود برای به نمایش گذاردن توان ملی چین نوین و تحکیم مشروعیت حزب کمونیست حاکم برآن کشور، جلب شده بود، روسیه یورش را آغاز کرد. مردم در سراسر گیتی، زمان بیش تری را برای تماشای مسابقات و زمان کم تری برای دنبال کردن اخبار جنگ، تخصیص خواهند داد. دو متحد اصلی گرجستان، یعنی رییس جمهور فرانسه که کشورش ریاست ادواری اتحادیه اروپا را به عهده دارد و رییس جمهور نامحبوب آمریکا، بر اساس برنامه ی از پیش تعیین شده، مدت زیادی را در استادیوم های ورزشی، صرف می کردند.
به هر صورت، در کوتاه مدت به نظر نمی رسد که غرب به تواند گام موثری در برابر عملیات نظامی روسیه بردارد. هیچ نیرویی، به خاطر کمک به گرجستان آمادگی پذیرش امکان درگیری نظامی با روسیه را ندارد. چنین به نظر می رسد که روسیه در جدا کردن دو منطقه ی تجزیه طلب گرجستان موفق خواهد شد. خواست دیگر روسیه که برکناری دولت کنونی گرجستان و جانشینی آن با حکومت زیر نفوذ روسیه باشد، احتمال موفقیت زیادی دارد. حکومت کنونی به شدت هوادار غرب و به نسبت دمکرات گرجستان، مورد نفرت شدید پوتین است. جورج کنان(1) طراح سیاست مهار شوروی گفته بود که روسیه در مرزهای خود یا با دولت های دشمن و یا با حکومت های دست نشانده آن کشور، طرف است. به سخن دیگر، روسیه در مرزهای خود قادر به دوست یابی نیست. چنین به نظر می رسد که پیش از خارج کردن نیروی نظامی از گرجستان، روسیه خواهد توانست یک دولت مخالف را به حکومتی دست نشانده، بدل کند.
گرجستان که از سال 2004 در برنامه ی همکاری با ناتو(2) وارد شده بود، خواستار گسترش روابط خود تا حد عضویت در آن سازمان نظامی بود. امری که تحمل آن برای روسیه بسیار مشگل است. حمله روسیه از تحقق این امکان، پیش گیری کرد. اکنون، دیگر جمهوری های سابق شوروی که برخی بخشی از امپراتوری روسیه بودند، و در این برنامه شرکت دارند(3)، دستکم در کوتاه مدت، مجبور به تجدید نظر در موقعیت خود خواهند شد. البته این تجاوز آشکار روسیه، در درازمدت این سرزمین ها را به دامن ناتو، خواهد کشاند.
هدف دیگر روسیه، مهار انتقال انرژی به اروپاست. خط لوله نفت آذربایجان و قزاقستان از گرجستان عبور می کند. خط لوله انتقال گاز، به موازات لوله نفت در دست ساخت است. در حال حاضر، بخش بزرگی از سوخت اروپا از روسیه تامین می شود. با مهار گرجستان، بخش بزرگ تری از انرژی فسیلی اروپا، در دست روسیه متمرکز خواهد شد. روسیه از استفاده از حربه سوخت و به ویژه در زمستان در چند مورد، برای تنبیه مخالفان سیاسی، ابایی نداشته است. بیم اروپا و جهان آزاد از افزایش قدرت روسیه در رشته انرژی قابل درک است.
با حمله به گرجستان و به احتمال زیاد استقرار یک حکومت دست نشانده در آن سرزمین، روسیه حاکمیت خود را بر دریای سیاه، استحکام خواهد بخشید. در این دریا، پس از گرجستان، روسیه پیکان حمله را متوجه سرزمین پر جمعیت تر اوکرایین خواهد کرد و با تمام وجود تلاش خواهد کرد که از پیوستن آن سرزمین و مالداوی به ناتو، جلوگیری کند. با تکیه بردرآمد رو به فزونی نفت، صلح گرایی به شدت غالب بر اتحادیه اروپا و درگیری مستقیم نظامی آمریکا در عراق و افغانستان، همراه با صف آرایی نظامی در برابر جمهوری اسلامی، پوتین امکان موفقیت در سد گسترش ناتو به سوی مرزهای روسیه را، بسیار بالا برآورد کرده است.
روسیه پس از فروپاشی اتحاد شوروی، به سرزمینی ندار همراه با ارتشی شکست خورده در افغانستان و حکومتی خفت زده بدل شده بود. با وجودی که برای نخستین بار در دویست سال گذشته، خطر تجاوز نظامی از مرزهای غربی کشور را بسیار ناچیز برآورد می کرد، گسترش ناتو تا مرزهای کشور و رخنه آن تشکیلات نظامی در سرزمین های امپراتوری سابق روسیه را، مانعی در راه کسب اعتبار گذشته، به ویژه اکنون که به درآمد نفت نیز دست یافته بود، می دید. پیروزی بر این کانون پرسروصدای نفوذ غرب، تا مقدار زیادی اعتماد به نفس لازم نیروهای نظامی روسیه را دوباره زنده می کرد. با این درس، جمهوری آذربایجان دیگر به سادگی نمی تواند هر روز به غرب نزدیک تر شود. در همین رابطه، کشورهای آسیای میانه برای انتقال نفت و گاز خود، بدون توجه به منافع روسیه، نمی توانند آن کشور را کنار بگذارند. حمله به گرجستان را باید به عنوان پیش درآمد تلاش شدید روسیه برای مهار کشورهای ساحلی دریای سیاه و مازندران، به حساب آورد. بدون شک روسیه در دریای مازندران نقش فعال تر و تهاجمی را در پیش خواهد گرفت و بر تثبیت توافق حقوقی مورد نظر خود، پافشاری بیش تر خواهد کرد و باید انتظار داشت که دست کم در کوتاه مدت، با مقاومت ضعیف تری از سوی دیگر کشورهای ساحلی روبرو گردد. فشار تاریخی از مرزهای شمالی برایران که نزدیک به دو دهه محسوس نبود، دوباره افزایش خواهد یافت. این امر به ویژه در رابطه با وضعیت حقوقی دریای مازندران محسوس خواهد بود.
اروپا، بار دیگر از سوی مرزهای خاوری خود احساس خطر خواهد کرد. همکاری اقتصادی و فنی اروپا که با هدف ملایم کردن و راندن آن کشور به سوی همکاری سیاسی و حفظ ثبات طراحی شده بود، تنها اشتهای روسیه برای افزایش اعتبار در صحنه جهانی و در نتیجه به دست آوردن امتیازهای سیاسی، نظامی و اقتصادی را، تحریک کرد. از این رو، می توان انتظار داشت که اروپا، تکیه به نیروی نظامی آمریکا را کافی ندانسته و در راه تقویت نیروی نظامی خود گام بردارد. اروپا دیگر نمی تواند تنها بر حسن نیت رهبران روسیه که در درازای تاریخ، توسعه طلب بوده، حساب کند. اجرای برنامه دفاع موشکی مستقر در اروپا، به احتمال زیاد با سرعت و تعهد بیش تر پیش خواهد رفت و از سطح همکاری اقتصادی، نوسازی صنایع و انتقال شگردشناسی نوین به روسیه کاسته خواهد شد.

***
جمهوری اسلامی احساس می کند که حمله به گرجستان، بخش بزرگی از توجه و انرژی غرب را به خود جذب خواهد کرد. عملیات نظامی روسیه در گرجستان، برای رژیم به مانند زنگ تنفس می باشد. از این رو، جمهوری اسلامی در رابطه با تهدید نظامی و تحریم اقتصادی غرب از آزادی عمل بیش تر و فرصت درازتر برخوردار خواهد شد. رسیدن به نوعی توافق سریع بر افزایش تحریم اقتصادی جمهوری اسلامی در شورای امنیت، با در نظر گرفتن افزایش تنش در آن سازمان بر سر مساله ی گرجستان، به احتمال زیاد، دیگر ممکن نخواهد بود. اما این برداشت تنها، یک گزینه ی پیش روی روسیه را در بر می گیرد. گزینش دیگر آن است که روسیه برای کاستن از سطح تنش و فشار غرب، آمادگی نوعی بده وبستان و تعیین مناطق نفوذ هر قدرت را داشته باشد. در این صورت، به همان نسبت که غرب در برابر نگرانی های امنیتی روسیه از خود تفاهم نشان دهد، روسیه نیز آماده همکاری بیش تر با غرب خواهد بود. جمهوری اسلامی اکنون به موقعیتی دست یافته که به تواند از افزایش تنش میان دوجبهه استفاده کرده و بخش بزرگی از مسایل خود با غرب را حل کند. البته این تفاهم باید پیش از آنکه روسیه و غرب زمان کافی برای رسیدن به نوعی بده وبستان را داشته باشند، انجام گیرد. در غیر این صورت، بدون شک یکی از قربانیان، منافع ملی ایران خواهد بود.
سیاست گذاران جمهوری اسلامی باید به یاد داشته باشند که رهبران گرجستان، با وجود همه ی حسن نیتی که داشتند، همان اشتباهی را مرتکب شدند که حکومت ضد انسانی بعث عراق انجام داد: بدون در نظر گرفتن توان ملی، وارد درگیری شدند که فراتر از قدرت سیاسی، نظامی و اقتصادی آنان بود.

11 اوت 2008


- George Kennan
2 - Individual Partnership Action Plan
3 - آذربایجان، ارمنستان، اوکرایین و مالداوی.


---------------------------

نظر شما در مورد مطلبی که خواندید چیست؟

---------------------------

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
تبلیغات
 
 
 
 
 
 
صفحه نخست   برگشت
به حزب مشروطه ایران خوش آمدید.
 
Welcome to The Constitutionalist Party of Iran (CPI)
Make irancpi.net you start page | Add irancpi.net in you favorites