حزب مشروطه ايران
 The Constitutionalist Party of Iran (CPI)
Iran Turky Switzerland England Qatar Kuwait Sweden Norway Italy Canada Austrian France Holland Israel Denmark Belgium Germany United States of America
صفحه نخست چاپ برگشت
باز تاب هویت اقوام ایرانی در کتاب های درسی دوره های ابتدایی و راهنمائی

August 07, 2008

پنچ شنبه 17 مرداد 2567

داور شیخاوندی فکوهی
 

تعریف مفاهیم:

قوم : از ”قوم“ تعاریف عدیده ای وجود دارد‌، از جمله:

”قوم، یا همبودی قومی، ‌یک سازمان اجتماعی تشکل یافته است که بر پهنه سرزمین معینی قرار دارد. آن شامل مردمی است که در طول تاریخ با هم پیوندهای خویشآوندی،‌ فرهنگی، اقتصادی ... برقرار کرده اند، دارای زبان، ویژگی های فرهنگی (نظیر دین)، پیوندهای خونی، ارزش های اجتماعی و سنت های مشترک می باشند.
شاخص های عمده‌ی قومی عبارت هستند از :
- شبکه خویشاوندی تقریباً مشترک،
- خود آگاهی قومی،
ـ زبان مادری،
- سرزمین نیاکانی.“ (شیخاوندی، 1369: 276).
”یک گروه قومی اجتماع کوچکی از انسان ها در درون جامعه بزرگ تر است که به صورت ”واقعی“ یا ”احساسی و ادراکی“ دارای اصل و نسب مشترک خاطرات مشترک،‌گذشته تاریخی ـ فرهنگی مشترک است. همچنین دارای یک عنصر سمبلیک نظیر : خویشاوندی، مذهب،‌ زبان، سرزمین و خصوصیات ظاهری و فیزیکی مشترک می باشد که هویت گروهی آنان را از گروه های دیگر متمایز می سازد و اعضای آن به تعلقات گروهی ـ قومی خویش آگاهی دارند.“ (مقصودی، ‌1380: 21)

”... ما در ایران با گروه های قومی و مناطق مختلف جغرافیایی ـ فرهنگی روبرو هستیم که دارای سنت های فرهنگی و احساسات هویتی خاصی بر پایه مشترکات نژادی، زبانی،‌ ادبیات و یا حداقل محل سکونت یا سرزمین هستند که آنها را از لحاظ ویژگی های خاص فرهنگی از سایر اعضای جامعه متمایز تلقی می کنند.بسیاری از متخصصان گروه های قومی ایران را به سه دسته تقسیم کرده اند که عبارتند از ”گروه آریائی ها (افغان، هزاره ها،‌ بلوچ ها، بختیاری ها، فارس ها، اصفهانی ها، کرمانی ها، یزدی ها، گیلانی‌ها، مازندرانی ها، طالش ها،‌کردها و لرها)، گروه ایرانیان غیرآریائی (ترک ها، قشقائی ها، ترکمن ها، مغول ها،‌ ارمنی ها)،‌ سامی ها (عرب ها، یهودی ها و آشوری ها)‌و سایر گروه های مختلط.“‌(حاجیان، 1380: 138)

ملت : مجموعه افراد نسبتاً کثیر جامعه کلان هستند که با حقوق مساوی در مقابل قانون، در یک سرزمین معین با مرزهای شناخته شده مشخص به نام ”کشور“، زیر اقتدار متشکل دولت زندگی می‌کنند. امروزه، معمولاً افراد ملت دارای شناسنامه، شماره ملی، یا پاسپورت رسمی دولت متبوع خود هستند.

هویت: مجموعه علائم بارز و باطنی هستند که امکان تفکیک فردی را از فرد دیگر ممکن می‌سازند که ممکن است خصایص تنی ـ روانی و بستگی های خونی ـ خاکی، عقیدتی، فرهنگی و هنری و عاطفی را شامل شوند.

ملی : در معنای سیاسی امروزین، صفت ”ملت“ است که به هنگام ارجاع به سازمان ها،‌ نهادها، تشکلات،‌ اقتدار،‌ قوانین، آمال جامعه شمول اطلاق می شود، ‌اغلب با صفات ”کشوری“ و ”دولتی“ نیز معادل است.

کشوروند: پیشوند ”وند“ به معنای ”بند“، ”بستگی“ و ”پیوستگی“ است که می تواند معادل با ”محور“ یا ”مدار“ هم باشد. افراد وابسته به کشور،‌ استان،‌ شهر،‌قوم، ده و ایل را به ترتیب می توان ”کشوروند“، ”استانوند“،‌ ”شهروند“، ”قوموند“،‌”ده وند” نامید. بدینسان دیگر ”قوموندی، ‌ده وندی و ایلوندی با شهروندی“ اشتباه نمی شوند.

خاصوند : بنا به توضیج فوق، در یک مجموعه‌ی ملی یا کشوری وقتی افراد بالغ عضو قومی بیش از حد به قوم خود در قبال اقوام دیگر یا ملت ارج و اعتبار می دهد و از دیگران می برد در راستای ”خاصوندی“ (particularism) قرار می گیرد. این اصطلاح اخیراً در رابطه با ”جهانی شدن“ یا ”جهانوندی“ (globalism) رونق بیشتری یافته است. در قالب ”جهانی شدن“، ”ملتوندی“ خود نوع کلان ”خاصوندی“ است.

عاموندی : صفت ارجاع به حوزه های "universal"، "global"، "national" را ”عاموندی“ (universalism) می نامند که جنبه های عمومیت ملی یا جهانی را دربرمی‌گیرد.


بازتاب هویت اقوام ایرانی در کتاب های درسی

کتاب های درسی آئینه تمام نمای سیاست های ایدئولوژیک،‌ فرهنگی،‌ دینی،‌ سیاسی اجتماعی (خانوادگی، ‌شبکه خویشآوندی، ایلی ـ قومی)،‌ جامعوی ( حوزه‌ی عمومی) و جامعتی (حوزه ی دولت ( ملت و حوزه های کلان دینی ـ زبانی ـ نژادی) است. در جوامع مبتنی بر خودکامگی حزبی،‌ دینی،‌ نظامی و شخصیتی،‌ گرایش های فردپرستی شخصیت ستائی و القاء و تنفیذ زورمندانه‌ی ایده‌ئولوژیک حزبی ـ دینی در کتاب های درسی نظری (مانند : ادبیات،‌ تعلمیات مدنی،‌ تاریخ و حتی جغرافیا) انعکاس می یابند و تعاون و همبستگی اجباری را،‌ بدون توجه به تنوعات و تکثرات فرهنگی، اعتقادات و باورهای قومی،‌ بومی، گروهی و فردی بر همگان،‌ اعم از زن و مرد، تحمیل شده، حتی تفاوت های جنسیتی،‌ سنی، شغلی نیز نادیده گرفته می‌شوند.
“دموکراسی” یا مردم سالاری،‌ امروزه، در تقابل با خودکامگی قرار دارد. در نظام دموکراتیک فرض بر این است که قدرت از تبلور انتزاعی اراده‌ی آحاد ملت تجلی می یابد. در چنین نظامی آموزش و پرورش به طور کلی،‌ آموزش متوسطه وعالی به ویژه نه تنها پیش شرط تکوین مردم سالاری فرض می شود،‌ بلکه عنصر تعیین کننده ای در اجرا و تداوم آن به حساب می آید. مردم سالاری جامع و همه جانبه تنها به فراخوانی جهت انتخاب رئیس جمهور‌ یا گروه هائی از نمایندگان وابسته به احزاب و تشکل ها بسنده نمی کند، ‌بلکه با مشارکت وحضور فعال در انواع ابعاد تصمیم گیری و مدیریت امور عامه و نظارت بر اعمال دولتورزان و حساب خواهی از نمایندگان خود در ضمن انجام وظیفه قانونگذاری مبتنی است ... .
برای تکوین، اجرا و تداوم دموکراسی باید مردم، یا ملت،‌ دولت را از خود و خود را از دولت پندارند. تصادفی نیست که امروزه به جای ”دولت“ (state) صرف، ”دولت ـ ملت“ (Nation-State) را ترجیح می دهند. این اصطلاح ظاهراً ساده‌ی دو کلمه ای از بار اقتداری و قانونیت شایانی برخوردار است، بدین معنا که دولت همانند خود ملت است و ملت گوئی که خود دولت است. به کار می‌رود،‌ واژه "national" در زبان های لاتین و آلمانی ـ انگلیسی معادل با ”کشوری” و ”دولتی“ است؛ به طوری که در زبان فرانسه "education national" یعنی ”آموزش و پرورش دولتی“ و "police national" یعنی ”پلیس دولت مرکزی“ یا ”پلیس کشوری“ که از "police monicipale" (پلیس شهری یا شهرداری) متفاوت می باشد.
از ویژگی دموکراسی یا مردمسالاری برابری افراد و اقوام ملت،‌ اعم از زن و مرد در قبال قانون است. آحاد بالغ عضو ملت،‌ بدون توجه به اعتقاد، اشتغال،‌ درجه تحصیلی و تعلق به گروه ها، اقوام و ادیان، از هویت ملی،‌ حقوق ملی و وظیفه ملی مساوی و هم سنگی برخوردار می باشند. این برابری در حقوق و وظیفه و احساس تعلق عمیق افراد بالغ ملت را نه تنها به دولت و ملت، بلکه بر سایر افراد هم دولت،‌ هم ملت و هم کشور سبب ساز می‌شود و بنیان وفاق،‌ همدلی و هم آرمانی ملی را در سطح کلان جامعه استوار می‌گرداند، حتی اگر در میان اقوام تشکیل دهنده آن همزبانی نیز همه جا گیر نبوده باشد.
هویت ملی یک هویت انتزاعی سیاسی ـ فرهنگی است که برخلاف هویت های خونی،‌ خاکی، فرهنگی و کاری در سطح خرد جنبه ذهنی و نمادین آن بیشتر از جنبه های عینی ملموس و محسوس است.
یک از اساسی ترین رسالت های آموزش و پرورش دولتی،‌ یا ملی و یا کشوری القاء و تنفیذ هویت ملی در جریان تربیت است؛ بدون این که مانعی برای رشد و بالیدگی هویت فردی، گروهی، منطقه ای و قومی (از قومیت دینی یا فرهنگی یا هر دو) بوده باشد. برابری و تساوی در برابر قانون و بهره‌مندی از حقوق ملی در قبال وظایف کشوروندی شرط لازم و انکار ناپذیر وفاق ملی است و گرنه باید به جای وفاق در انتظار نفاق و ناسازگاری بین اقوام یا بین قوم محروم با دولت تبعیض‌گر باشیم.
کودک در جریان تربیت در دوره های ابتدائی و راهنمائی که نخستین مفاهیم و انگاره های مربوط به هویت قومی ـ ملی را می آموزد و رابطه عاطفی ـ خردمندانه ”خود“ را با دیگران آشنا و نا آشنا درونی می سازد و ”من“ فردی را به ”ما“ ی خانوادگی و به تدریج به ”ما“ قومی ـ ایلی و بالاخره به ”ما“ ی ملی ـ دینی و در نهایت به ”ما“ ی جهانی اعتلاء می بخشد.
در این راستا علاوه بر رسانه ها و ”شناسنامه“ فردی کتاب های درسی نقش تعیین کننده ای در تکرار و تنفیذ هویت های جمعی گروهی، قومی و ملی ـ دینی ایفا می کنند. همانند تغذیه تنی،‌ مردم نسبت به تغذیه معنوی ذهنی فرزندان خود باید حساس باشند و در این کار مهم ملت سازی مشارکت فعالی به عهده بگیرند. تدوین کتاب هائی به قصد تعلیم چنان مفاهیمی جدی تر از آن است که در غیاب نمایندگان خانواده ها و نمایندگان اقوام، فقط توسط تعدادی از کارشناسان مرکز نشین، انجام گیرد.
در بررسی کتاب های درسی جغرافیا،‌ تاریخ و تعلیمات اجتماعی در دوره های ابتدائی و راهنمائی و متوسطه (جمعاً 15 جلد) کوشیدیم تا نحوه و فراوانی انعکاس هویت های قومی دختران و پسران ایرانی را بررسی کنیم تا دریابیم نویسندگان کتاب های درسی چگونه افراد وابسته به اقوام ایرانی را به عنوان بستری از تجلیات تربیتی، برای مفاهمه و فاق ملی،‌ متبلور ساخته اند.
به واسطه تنوع و تکثر اقوام تشکیل دهنده‌ی ملت ایران پراکندگی آن بر پهنه میهن وسیع ما لازم است که دختران و پسران این سرزمین بزرگ از کودکی دریابند که هویت جنسیتی ـ فرهنگی او در کتب درسی حی و حاضر است تا خودر را در کنار ”دیگران“ و با دیگران عام یگانه پندارند، از یک ملت بیانگارند و از خاصوندی به پرهیزند. اگر بنا باشد او تعاریف گروه، ‌قوم و ملت را بدون حس و لمس حضور خود بخواند و به طور انتزاعی به ذهن خود بسپارد، هیچ وقت احساس تعلق عاطفی خود را نمی تواند به ”دیگران“ نامرئی تعمیم بخشد. به ”ما“ ی نادیده و ناشنیده اعتلاء دهد. تبعیض جنسیتی نسبت به زنان و دختران به طور کل و نسبت به دختران اقوام به ویژه، چنان زیاد است که دختران از خردسالی به نامرئی بودن ”خود“، یا کم مرئی بودن معدودی از دختران شهری خو می گیرند و از تعمیم ”من“ خاص خود به ”ما“ ی عام ملی باز می مانند،‌ اگر نگوئیم که خود را خوار، محقر، مطرود و منزوی می پندارند.
در جریان بازسازی کتاب های درسی در سال 1358،‌ داور شیخاوندی، به عنوان مسؤل کمیته تدوین برنامه های درسی علوم اجتماعی، مأموریت یافت تا کتاب تعلمیات مدنی کلاس چهارم ابتدائی را تألیف کند. این نوشته در سال 1359، یعنی دردومین سال تحصیلی بعد از انقلاب، در اختیار دانش آموزان کلاس چهارم ابتدائی قرار گرفت! چنان که در ترانس شماره 1، (زیراکس های پیوست) مشهود است اولاً تقسیم نقش ها برحسب جنس به طور تصویر نمادین نیم رخ دختر و پسر نوجوان منعکس شده بود که در چاپ های بعدی از کتاب حذف شد. مؤلف پیشنهاد کرده بود که عکس های اقوام ایرانی را در مطلب مربوط به اقوام ارائه دهند. به طوری که در ترانس شماره 2 (زیراکس شماره 25) ملاحظه می شود نقاش ”چیره دست“ زنان اقوام را نادیده گرفته فقط به نمایش مردان برخی اقوام بسنده کرده است! نحوه‌ی ارائه این عکس چنان است که کمتر پسر بچه‌ای امروزه حاضر است هویت خود را به یکی از آنان نسبت دهد. تکلیف دختربچه ها نیر روشن است: هویت غایب به ز هویت معیوب!
بنا به توصیه مؤلف قرار بود که زنان و مردان اقوام را در نقشه مربوط به قوم شناسی ایران پراکنده سازند ولی چنین نشد و به جای آن نقشه اقتصادی را گذاشتند. مؤلف پیشنهاد کرده بود که پرچم ایران را در روی نقشه ایران زنان و مردان اقوام ایرانی بلند کنند (زیراکس شماره 3) .
در صفحات 142 و 143 محل سکونت و نام های اقوام و زبان آنها برده شده بود در سال های اخیر این نام ها از کتاب چهارم ابتدائی کنونی و هر کتاب دیگر حذف شده اند! امیدواریم چنین کاری آگاهانه و به قصد قوم زدائی نبوده باشد. گرچه رهنمود ویژه ای در این موارد به مؤلفان کتاب ابلاغ نمی‌شود، ولی آنان،‌ اغلب بنا به تبار شهری خود، اقوام حاشیه ای را نادیده می گیرند و در نتیجه، نه در تصویر و نه در توصیف، نه در جغرافیای انسانی ایران، نه در تاریخ و نه در تعلیمات مدنی، به صراحت به اقوام ایرانی اشاره نمی کنند. غافل از این که با نادیده انگاشتن اقوام در کتاب های درسی، هستی عینی و عملی آنان را در شرق، غرب،‌ شمال و جنوب ایران انکار نمی‌توانند بکنند. کمترین نتیجه این سهل انگاری یا سهو انگاری این می تواند باشد که بچه های دختر و پسر اقوام ایرانی گمان برند که فقط شهریان جزو ملت ایران هستند و اگر بخواهند آنان نیز عضوی از ملت به شمار آیند باید از دیار قومی خود بکوچند (عکس های کوچ دفعات در کتابها تکرار شده است) و از لباس قومی خود در آیند، تا شاید افتخار نشانده شدن در کتاب های درس بیابند، تا دیگر خود را در غریبه ای در غربت کتاب های نیانگارند.
در کتاب هائی که در دهه‌ی هشتاد در اختیار دانش آموزان دوره های ابتدائی،‌راهنمائی و متوسطه قرار گرفته صراحتاً، به طور کتبی به نام یا نحوه ی زیست و ساز اقوام اشاره نشده است، ولی در کتاب های جغرافیا،‌ ندرتاً در کتب تعلمیات مدنی،‌تصویرهای معدودی از مردان اقوام،‌ بدون مشخصات ارائه داده شده اند. در زیر به ترتبیب نوع درس و پایه به این قبیل تصویرها اشاره می‌کنیم و علاقه مندان را به فهرست کتاب ها در منابع ارجاع می دهیم.
1. تعلیمات اجتماعی سوم دبستان ص ص. 12 و 13، چادرنشین ها، کوچ عشایر. ص 45، شالیزار [زنان در حال کشت].
2. تعلیمات اجتماعی چهارم دبستان، جغرافیا، ص 4،‌ تصویر دو نوع چادر و دام [فاقد مشخصات].
3. تعلیمات اجتماعی چهارم دبستان،‌ جغرافیا، ص 7،‌ تصویر یک ”خانواده روستائی در گیلان“.
تعلیمات اجتماعی چهارم دبستان، جغرافیا، ص 7، ”عشایر قشقائی ـ فارس“.
4. ” ” ”‌ ” ” ، ص 40، ”برداشت محصول چای ـ گیلان“.
5. تعلیمات اجتماعی چهارم دبستان، جغرافیا، ص 41، ”کوچ عشایر“ [بدون ذکر نام عشایر و محل زندگی].
6. تعلمیات اجتماعی چهارم دبستان، تعلیمات مدنی، ص 128، زیر عنوان ”ملت ایران“ عکس [نقاشی شده‌ی مردان اقوام ایرانی پرچم به دست، روی نقشه ایران، غیبت زنان بدون کوچکترین توضیح].
7. تعلیمات اجتماعی پنجم دبستان، جغرافیا، ص 12، [عکس چایکاران زن].،‌زیر عکس ”کشت چای“
8. تعلیمات اجتماعی پنجم دبستان،‌ جغرافیا، ص 14، عکس زن در حال کره درست کردن در کنار چادر، احتمالاً‌ شاهسون، از آذربایجان ولی به اشتباه زیر عکس نوشته شده “زن روستائی در حال تهیه کره“ ! [این کتاب در سال 81 مورد تجدید نظر قرارگرفته‌است].
9. تعلمیات اجتماعی پنجم دبستان، جغرافیا،‌ ص 31، عکس دو ترکمن سوار بر اسب زیر عکس ”اسب های ترکمنی بسیار معروف هستند“.
طرفه این که در این صفحه ضمن بحث درباره‌ی ترکمنستان این جمله گنجانده شده است. ”ترکمن‌های ایران در کنار دریای خزر و در همسایگی کشور ترکمنستان زندگی می‌کنند. از برکت ترکمنستان به ترکمن های ایران اشاره شده است و گرنه در هیچ جای دیگر اشاره ای به ایرانی بودن آنان به عمل نیامده است،‌ عکس های دیگری که از ترکمنستان ارائه داده اند ترکمن ایرانی می تواند بیشتر به ترکمنستان بگرود تا به ایران!“
10. تعلمیات اجتماعی پنجم دبستان، جغرافیا،‌ ص32، عکس ”نوجوانان ترکمنی در لباس محلی“ [اهل ترکمنستان، زیر پرچم کشور خود]. نوجوانان ترکمن ایرانی، در هیچ کتاب آموزش رسمی ایران زیر پرچم ایران نشان داده نشده است. در این عکس نیز، همانند سایر موارد از زنان و دختران ترکمن خبری نیست!
11. تعلمیات اجتماعی پنجم دبستان، جغرافیا،‌ ص 45، عکس ”کودکان ترکیه در لباس محلی“ در زیر پرچم ترکیه،‌ استثنائاً در این عکس نوجوانان پسر و دختر با هم دیده می‌شوند.
12. تعلمیات اجتماعی پنجم دبستان، جغرافیا،‌ ص 53، ”کودکان افغانی در لباس محلی“ [دو پسر خردسال] زیر پرچم افغانستان.
13. تعلمیات اجتماعی پنجم دبستان، جغرافیا،‌ ص 57، عکس ”پسر و دختر پاکستانی در لباس محلی“.
14. تعلمیات اجتماعی پنجم دبستان، تعلیمات مدنی،‌ ص 133، [عکس سه پنجه خونین که کبوتر آزادی را به هوا رها می‌کنند. در بحث انقلاب اسلامی ایران می‌توانستند عکس هائی از بچه ها را در خیابان‌ها ارائه دهند. پنجه های خونین نه مناسب کتاب های درسی دبستانی است،‌آن هم در تعلیمات مدنی و نه قابل فهم برای بچه های 11 ساله،‌ پس از گذشت 25 سال از انقلاب.
15. تعلمیات اجتماعی پنجم دبستان، تعلیمات مدنی،‌ ص 157، عکس نوجوانان مسلح به سلاح های واقعی در لباس نظامی، و دختران و زنان محجبه، زیر عکس ”بسیج دانش آموزان“ [ نظامی‌گری در درس تعلمیات مدنی برای نوجوانان 11 ساله قریب هشت میلیون نفری تا چه حد عمومیت دارد و تا چه حد مورد موافقت اولیاء و مسؤلان تربیتی کشور است؟ ]
16. تعلیمات اجتماعی سال اول دوره راهنمائی، ص 21، عکس دوشیدن گوسفند و چادرنشینان، بدون توضیج حتی معرفی عکاس!
تعلیمات اجتماعی سال اول دوره راهنمائی، ص 54،‌ [عکس زن کشاورز در لباس محلی بدون توضیح! ]
17. تعلیمات اجتماعی سال اول دوره راهنمائی، درباره نهادهای مدنی، در مورد اقوام مطلبی ندارد.
18. تعلمیات اجتماعی سال سوم راهنمائی، درباره‌ی حکومت ...، مطلبی در مورد اقوام ندارد.
19. در کتاب های جغرافیا و تاریخ دوره های راهنمائی نیز مطلبی درباره اقوام گنجانده نشده است.
20. مطالعات اجتماعی،‌ سال اول دبیرستان، شکل گیری نظام های اجتماعی، [مطلبی در مورد اقوام ارائه نشده است].
21. جامعه شناسی1،‌ نظری (رشته ادبیات و علوم انسانی)، سال دوم آموزش متوسطه: نقش، ارزش،‌ هویت [به رغم طرح مسأله‌ی هویت هیچ مطلبی درباره هویت قومی ارائه نشده است.
22. ”جامعه شناسی فرهنگ“ 2، نظری (رشته ادبیات و علوم انسانی، سال سوم نظام جدید بحث اصلی این کتاب درباره فرهنگ به طور کلی است. طرفه آن که برای مصادیق تعارض و تضاد فرهنگی از اقوام ”عاد“ و ”ثمود“ نام برده اند و به رابطه،‌”خوارج با حضرت علی (ع)“ و ”ابوذر با معاویه و تبعید او به ”ربذه“! اشاره کرده اند، در مورد فرهنگ متکثر اقوام ایرانی خاموش مانده اند و دانش آموزان را به مصادیق دینی ارجاع داده اند. برای مثال در ص 81: ”نمونه دو ارزش و اعتقاد متعارض“ انتخاب متفاوت حر و عمر سعد در برابر ارزش های متعارض است“ زیر نویس: ”عمر سعد قبلاً در یکی از مساجد کوفه نماز می خواند و در جریان واقعه‌ی کربلا هم تا روز نهم در تردید و سرگردانی بود و از جنگ با امام حسین طفره می رفت.“ ارجاع تعارضات روزمره زندگی در قالب ”جامعه شناسی فرهنگ“ به مصادیق تاریخ دینی، نوجوانان را از لمس واقعیت حی و حاضر روزانه دور می کند و از درک تعارضات شخصی خود و اطرافیان ناتوان می‌سازد.
به قول یکی از دانشجویان علوم اجتماعی خودم در دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران شمال: ”تمام کتاب های نظری در دوره های پیش دانشگاهی طوری نوشته شده که گوئی کتاب درس دینی است!“.
به رغم کتاب های درسی وزارت آموزش و پرورش، فرهنگ یک جلدی معین، ”نشر ندا“ 1382،‌ عکس‌های برخی از اقوام ایرانی را به طور زن و مرد چاپ کرده است( عکس های چهارگانه آخر). در زیر واژه ”گبر“ چنین تعریفی ارائه شده است: کافر، ملحد، بت پرست، زردشتی،‌زرتشتی، مجوس.“ چنین تعریفی مورد اعتراض زرتشتیان در روزنامه ”امرداد” (8 مهرماه 1382) قرارگرفته، تقاضای ”پاک سازی“ این قبیل تعاریف موجود در واژه نامه‌ها شده‌ اند.

نتیجه گیری و پیشنهادها
مرور به کتاب های درسی ”تعلیمات اجتماعی“ و جامعه شناسی دوره های ابتدائی، راهنمائی و متوسطه‌ی نظری نشان می‌دهد که در طراحی و تدوین مواد درسی این رشته به طور آگاهانه از پرداختن به مقولات هویت و فرهنگ قومی پرهیز شده، بیشتر روی ویژگی های فردی، مردانه و شهری تأکید به عمل آمده است. تصادفی نیست که میلیون ها پسر و دختر نوجوان این مرز و بوم رابطه‌ی نه چندان آشنا و عاطفی با شخصیت ها و مصادیق انتزاعی مربوط به نقش ها از سوئی و هویت جمعی، نظیر هویت قومی، حزبی، ذوقی و بالاخره ملی از سوی دیگر، ندارند.
اگر امروزه، برخی از ”بحران هویت ملی“ سخن می گویند، شاید بی پایه نباشد، زیرا که گوئی هیچ مرجع و نهادی قصد تقویت هویت های قومی خاص و تکمیل آن با هویت ملی عام، خود را مسؤل نمی داند و کارشناسان نیز، ‌به عللی، ‌واقعیت های عینی ملموس را نادیده گرفته به نام علم ”آدرس های عوضی“ در اختیار دانش آموزان می گذارند. جای اندیشناکی است که چگونه نام اقوام ایرانی در آغاز انقلاب، کتاب مدنی کلاس چهارم ابتدائی درج شده است، ولی طی بیست و پنج سال همه آنها حذف شده، برحسب اتفاق، در میان صدها صفحه انواع کتاب ها،‌ تنها یک بار به نام ترکمن ایرانی”، آن هم به خاطر ذکر ”جمهوری ترکمنستان“ به عنوان همسایه و یک بار نیز به نام ”قشقائی“ به عنوان ایل کوچنده، برخورد می‌کنیم. نوجوانان اقوام ایرانی، به ویژه دختران، چگونه این کتاب ها را از خود بدانند در صورتی که در سراسر کتب درسی اثری از نام و نشانی آنان نیست. هویت فردی و جمعی خود به خود پرورده نمی شوند و بار عاطفی نسبت به همگنان، هم میهنان و هم ملتان خود به خود تکوین و تنفیذ نمی یابند. رسانه ها،‌ از جمله کتاب های درسی و بیان معلمان در احیا،‌ تکوین،‌ تقویت و تنفید آن ها نقش تعیین کننده دارند. وقتی که کتاب های درسی در این مقوله فهم ساکت و خاموشند، ‌از معلم و متعلم چه انتظاری داریم؟ ارزش‌گذاری، علاقه و اندرکنش ما در گرو شناخت ماست. اگر ما درباره تکوین‌ ”ما“ی جمعی نشنویم، نخوانیم، نبینیم و نکوشیم، چه گونه می توانیم عواطف خود را به دیگران تعمیم دهیم. به قوم، قبیله، ملت و میهن خود پای بند و دل بند باشیم؟

برای پاسخ به این سؤالات و جبران ”مافات“ پیشنهاد می کنیم:
1. تدوین عناوین درسی، تألیف، چاپ و پخش کتاب استانی شوند.
2. دانشکده های علوم تربیتی هر استان با مشارکت شورای اولیاء دانش آموزان بر تدوین و تألیف کتب درسی نظارت کنند.
3. حداقل یک سوم متن کتاب های درسی علوم اجتماعی (تاریخ، جغرافیا و تعلیمات مدنی) از محل آغاز شده، با گذار از استان های همسایه ، به کشورها و سپس به همین نحو جهان را در بربگیرد و نه برعکس.
4. در بیست و پنج سال اخیر،‌ برخی از مقامات، نظیر معاون وزیر و مدیران کل وزارت آموزش و پرورش که بیشتر ناظر بر تدوین و تألیف کتاب های درسی بودند شخصاً به تألیف کتاب‌های تعلیمات اجتماعی نیز پرداخته اند. این اقدام به آن ماننده است که ناظران ساختمان شهرداری به ساختن بنا نیز بپردازند و در عین حال هم ناظر باشند و هم مجری نقشه، وقتی معاون وزیر و مدیرکل به تدوین برنامه های درسی و تألیف کتاب می پردازند چه کسی به کار آنان جرأت نظارت می یابد؟ این مقامات مسؤلیت نظارتی و مدیریتی کافی دارند و اگر کارهای خود را به درستی و به موقع انجام دهند، نه تنها به تألیف، بلکه به تدریس هم نمی‌رسند. پیشنهاد می‌شود که این مقامات به همان حوزه نظارتی خود بسنده کنند و کار تألیف کتاب ها را به مؤلفان و کارشناسان مجرب واگذارند.
5. با توجه به غنای علمی و تربیتی موجود در دانشگاه های کشور و با توجه به پراکندگی این دانشگاه ها در تمامی استان‌ها وقت آن فرارسیده که وزارت آموزش و پرورش به انحصار تألیف کتاب های آموزشی پایان دهد و تنها به تدوین عناوین یا سرفصل های هر درس خود را محدود سازد، تألیف کتاب ها را، از طریق فراخوان،‌ به استادان مجرب بسپارد و بهترین آثار را برای تدریس در مدارس برگزیند.
6. بنا به سابقه پیش از انقلاب وزارت آموزش و پرورش عملاً در تهیه ”خوراک ذهنی“ برای کودکان، نوجوانان، از پدران و مادران ”خلع ید“ کرده آنان را ”مصلوب الاراده“ ساخته است تا بدان حد که مردم نیز در این زمینه از حق دخالت خود در تدوین مواد درسی چشم پوشیده‌اند و مسؤلیت خود را به پوشاک و خوراک فرزندان محدود ساخته اند. وقت آن فرارسیده که چشم ها را بشویند و طور دیگر ببینند.
7. توصیه می شود که در جغرافیای انسانی و تعلمیات مدنی دوره‌های ابتدائی و متوسطه جایگاه شایسته ای به هویت اقوام و هویت ملی، ‌عناصر تشکیل دهنده عوامل واگرا و همگرا و تحول آن‌ها در جریان جهانی شدن اختصاص دهند.
8. برای ترویج شناخت تکوین و تحول انواع هویت ها، در راستای رشد و اعتلای کودکان،‌ کتاب‌های اختصاصی،‌ بنا به ویژگی های هر استان تألیف گردند و همراه با نقشه های مردم‌شناسی ایران و همسایگان در اختیار دانش آموزان و اولیای آنان، به عنوان کتاب مکمل، قرارگیرند.
9. چنین برنامه‌ای ایجاب می کند که بازبینی بنیادی در برنامه های تربیت معلم، ‌در تمام سطوح به عمل آید. همزمان با این بازبینی باید دوره های کارآموزی کوتاه مدت نیز برای معلمان شاغل در زمینه تفهیم برنامه های جدید پیش بینی گردد.
10. حضور دائم نمادهای ملی ـ قومی، نظیر پرچم و نقشه، در کلاس های درسی نقش مهمی در شناخت و اندرونیدن مفاهیم و تعمیم عواطف خاصوندی قومی به عاموندی ملی می تواند ایفا کند.



منابع :
1. عنوان: تعلیمات اجتماعی سوم دبستان، مشاره سری 13،
مؤلف : دکتر غلامعلی حداد عادل،
ناشر: اداره‌ی کل چاپ و توزیع کتاب های درسی، تهران، 1382.
2. عنوان: تعلیمات اجتماعی سوم دبستان، شماره سری 18،
مؤلفان: حسین خلیلی فر، [جغرافیا]، گروه تاریخ دفتر برنامه ریزی و تألیف کتاب های درسی و دکتر غلامعلی حداد عادل،
ناشر: اداره کل چاپ و توزیع کتاب های درسی، تهران، 1382.
3. عنوان : تعلیمات اجتماعی پنجم دبستان، شماره سری 24،
مؤلفان: حسین خلیلی فر ، [جغرافیا]، دفتر برنامه ریزی و تألیف کتاب های درسی و دکتر غلامعلی حداد عادل،
ناشر: اداره کل چاپ و توزیع کتاب های درسی، تهران،‌1382.
4. عنوان : تعلیمات اجتماعی چهارم دبستان،
مؤلفان: حسین خلیلی فر (جغرافیا)، محمدحسین خلیل گرکان (تاریخ)، داور شیخاوندی (تعلیمات مدنی)
ناشر : دفتر چاپ و توزیع کتابهای درسی، تهران، 1359.
تعلیمات اجتماعی دوره راهنمائی
5. عنوان : تعلیمات اجتماعی، سال اول دوره‌ی راهنمائی تحصیلی، شماره سری 108،
مؤلفان: حسن ملکی، علی انتظاری و محمد مهدی ناصری،
ناشر: شرکت چاپ و نشر کتاب های درسی ایران،‌ تهران 1381.
6. عنوان : تعلیمات اجتماعی سال دوم دوره ی راهنمائی تحصیلی، شماره سری 122.
مؤلفان : حسن ملکی، علی انتظاری و محمد مهدی ناصری،
ناشر : شرکت چاپ و نشر کتاب های درسی ایران،‌ تهران 1382.
7. عنوان : تعلمیات اجتماعی سال سوم دوره‌ی راهنمائی تحصیلی، ‌شماره سری138.
مؤلفان: حسن ملکی، علی انتظاری و محمد مهدی ناصری
ناشر : شرکت چاپ و نشر کتاب های درسی ایران،‌ تهران 1382.

8. عنوان : مطالعات اجتماعی، سال اول دبیرستان، شماره سری 3/205،
مؤلفان: احمد رجب زاده،‌ حسن ملکی و محمد مهدی ناصری،
ناشر : شرکت چاپ و نشر کتاب های درسی ایران،‌ تهران 1381
جغرافیای دوره‌ی راهنمائی تحصیلی
9. عنوان : جغرافیا، سال دوم راهنمائی، ‌شماره سری 121،
مؤلفان: دکتر سیاوش شایان، دکتر مهدی چوبینه، منصور ملک عباسی، ناهید فلاحیان، معصومه آزاد مهر،
ناشر : شرکت چاپ و نشر کتاب های درسی ایران،‌ تهران 1382
تاریخ دوره راهنمائی تحصیلی:
10. عنوان : تاریخ،‌ سال اول دوره‌ی راهنمائی تحصیلی، شماره سری 106.
مؤلفان : مسعود جوادیان،‌دکتر عبدالرسول خیراندیش و دکتر جواد عباسی و مسعود جوادیان.
ناشر: شرکت چاپ و نشر کتاب های درسی ایران، تهران، 1381.
11. عنوان : تاریخ، سال دوم، دوره‌ی راهنمائی تحصیلی، شماره سری 120،
مؤلفان: مسعود جوادیان،‌ دکتر عبدالرسول خیراندیش،‌ دکتر جواد عباسی.
ناشر : شرکت چاپ و نشر کتاب های درسی ایران، تهران، 1382.
12. عنوان : جغرافیا، سال سوم دوره ی راهنمائی تحصیلی،‌شماره سری 137،
مؤلفان : دکتر سیاوش شایان، دکتر مهدی چوبینه، دکتر شوکت مقیمی، منصور ملک عباسی و کورش امیری نیا،
ناشر‌ : شرکت چاپ و نشر کتاب های درسی ایران، تهران، 1382.
دبیرستان، نظری (رشته‌ی ادبیات و علوم انسانی)
13. عنوان : جامعه شناسی 1، سال دوم آموزش متوسطه،‌شماره سری 1/243،
مؤلفان : دکتر احمد رجب زاده،
ناشر: شرکت چاپ و نشر کتاب های درسی ایران، تهران، 1381.
14. حاجیان، ابراهیم، (1380)، نامه انجمن جامعه شناسی، ویژه نامه شماره 3، مسأله وحدت ملی و الگوی سیاست قومی در ایران، تهران.
15. شیخاوندی، داور،‌1369، زایش و خیزش ملت، ققنوس، تهران.

16. شیخاوندی، داور، 1380، ناسیونالیسم وتکوین هویت ایرانی، نشر باز، تهران.
17. مقصودی، دکتر مجتبی، 1380، تحولات قومی در ایران، علل و زمینه ها، مؤسسه مطالعات ملی تهران.

---------------------------

نظر شما در مورد مطلبی که خواندید چیست؟

---------------------------

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
تبلیغات
 
 
 
 
صفحه نخست   برگشت
به حزب مشروطه ایران خوش آمدید.
 
Welcome to The Constitutionalist Party of Iran (CPI)
Make irancpi.net you start page | Add irancpi.net in you favorites