حزب مشروطه ايران
 The Constitutionalist Party of Iran (CPI)
Iran Turky Switzerland England Qatar Kuwait Sweden Norway Italy Canada Austrian France Holland Israel Denmark Belgium Germany United States of America
صفحه نخست چاپ برگشت
ابعاد شکست مذاکرات دوحه

August 07, 2008

پنچ شنبه 17 مرداد 2567

شاهین فاطمی
 

با آن که ایران هنوز نتوانسته است به عضویت سازمان جهانی تجارت درآید شکست آخرین دور مذاکرات این سازمان که به «دور دوحه» معروف شده است برای ایران و ایرانیان نیز حائز کمال اهمیت است. جهانی که ما در آن زندگی می‌کنیم، جهانی است از هر نقطه نظر مرتبط و متصل. این ارتباط نه‌تنها در مورد رسانه‌ها از نوع تلویزیون ماهواره‌ای و اینترنت هر لحظه در حال فزونی است بلکه در سایر جوانب زندگی نیز حلقۀ ارتباط روزبروز وسیعتر می‌شود.

همان گونه که آخرین خبر در مورد زلزلۀ خفیف لس‌آنجلس در هفتۀ گذشته طی چند دقیقه به سراسر دنیا می‌رسد، به همان منوال، اعلام ورشکستگی یک بانک در ایالت ایلی‌نوی آمریکا نیز ـ چنان که شاهد بوده‌ایم ـ بلافاصله بورسهای جهان را از نیویورک تا توکیو و از پاریس تا دبی تحت تأثیر قرار می‌دهد. اینها همه از نوع ارتباط‌های مشهود هستند. نوع دیگر ارتباط که تا بیست و پنج سال پیش بسیار محدود بود و امروز بسیار مشهود است ارتباط تجاری است. این به آن معنا نیست که کشورها امروز با یکدیگر داد و ستد می‌کنند چون این امر به درازای تاریخ قدمت دارد. آنچه در عصر ما تازگی دارد ارتباط مستقیم بین ازدیاد تجارت بین‌المللی و بهبود وضع زندگی اقتصادی اکثریت جامعۀ بشری است.

با آن که تجارت میان ملل سنتی است بسیار قدیمی اما هنوز «سود عمومی» که از افزایش تجارت حاصل می‌شود نکته‌ای است که قبول عام نیافته است. با آن که قریب سیصد سال از زمانی که آدام‌اسمیت و دیگر بزرگان اقتصاد مزیت تجارت آزاد را در خودکفائی به‌اثبات رساندند می‌گذرد، هنوز که هنوز است عامۀ مردم در همۀ کشورها سیاست حفاظت ملی (protectionism) را بر تجارت آزاد ارجح می‌دانند. چون عامه مردم همه جا به صورت غریزی «حفاظت‌طلب» هستند سیاستمداران نیز با آن که از واقعیات آگاهند، به‌دلایل سیاسی تجاهل می‌کنند. یک نمونه بسیار بارز این سیاست «حفاظت‌طلبی» را می‌توان در رفتار و گفتار پرزیدنت سارکوزی یافت. وی که همیشه از اقتصاد آزاد و سیاست بازار سخن می‌گوید یا به‌علت عدم اطلاع و یا به‌دلیل عوامفریبی، یکی از عوامل اصلی شکست مذاکرات «دور دوحه» بود.

تاریخچه سازمان تجارت جهانی برمی‌گردد به دوران بعد از جنگ جهانی دوم. آن زمان که فاتحان جنگ سعی می‌کردند دنیای پس از جنگ را شالوده‌ریزی کنند، با چند مسأله اصلی روبرو بودند که اهم آنها فروپاشی سیستم تجاری و مالی پیش از جنگ بود. در واقع می‌شود گفت که جنگ بین‌الملل اول، نخستین ضربه را بر پیکر تجارت بین‌الملل و روابط داد و ستد مالی زد. تا آن زمان کم و بیش تجارت رونق داشت، مثلا مقدار سرمایه‌گذاری کشورهای پیشرفته آن روز در سایر نقاط جهان به‌مراتب درصد بزرگتری را از تولید ناخالص ملی این کشورها در بر می‌گرفت. از نظر داد و ستد مالی هم چون «طلا» معیار بود وقوع بحرانهای مالی دوران پس از جنگ کمتر امکان‌پذیر بود. دو جنگ بین‌الملل کم و بیش همه چیز را به‌هم ریخت و همه رشته‌ها را گسیخت. سازمان تجارت جهانی (WTO)، صندوق بین‌المللی پول (IMF) و بانک جهانی (IBRD) سه سازمان قدرتمندی هستند که نطفۀ آنها طی کنفرانسی در محلی به‌نام Bretton Woods در ایالت نیوهامشایر آمریکا بسته شد.

آنچه بلافاصله به‌نام GATT معروف شد سرانجام در سال 1994 پس از دور مذاکرات «اوروگووا» به سازمان بین‌المللی تجارت (World Trade Organization) یا (WTO) تغییر نام داد.

سازمان بین‌المللی تجارت، امروز 153 عضو دارد و نمایندگان مجموع این کشورها هرچند سال یک بار در محلی جمع می‌شوند و نام آن شهری که اولین دور مذاکرات در آن صورت می‌گیرد معمولا برای آن دوره انتخاب می‌شود. این دور جدید که هفتۀ گذشته پس از هفت سال تلاش و مذاکره با شکست مواجه شد، برای اولین بار در ماه نوامبر 2001 در دوحه، پایتخت قطر تشکیل جلسه داد.

شکست این آخرین دور مذاکرات هر گونه امید برای دستیابی به بازارهای بیشتر آزاد و رقابتی، کاهش یارانه‌های کشاورزی و تقویت نظام داد و ستدهای جهانی را به یأس تبدیل کرد. با آن که مذاکره‌کنندگان طی این مدت هفت سال توانسته بودند مشکلات عدیده‌ای را از سر راه حصول توافق بردارند سرانجام کنفرانس بر اثر درگیری میان چین و هند از یک سو و آمریکا و اروپا از سوی دیگر با شکست نهائی روبرو شد.

از قرار یک روایت، این هند بود که می‌خواست در مورد پیشنهاد کم کردن تعرفه کالاهای کشاورزی از امتیازات استثنایی و غیر قابل قبولی برخوردار شود. آمریکا و اروپا قبول این شرط را نوعی بازگشت به سی سال قبل قلمداد کردند. از سوی دیگر چین، هند و برزیل گناه را به گردن آمریکا و اروپا می‌اندازند و می‌گویند این کشورها با پرداخت یارانه‌های افسانه‌ای به کشاورزان خود بزرگترین لطمه را به صادرات کشاورزی کشورهای در حال توسعه می‌زنند و حاضر به ترک عادت پرداخت یارانه نخواهند شد. البته در این میان آنچه فدا شد یک فرصت استثنائی برای همه شرکت‌کنندگان بود که بتوانند با استفاده از بالا بودن بهای محصولات کشاورزی یارانه‌ها را حذف کنند و متقابلا تعرفه‌ها را نیز تقلیل دهند.

بازندگان و برندگان

در این جنجال و درگیری بین‌المللی شکست مذاکرات هم مثل همیشه جمعی برنده شدند. بازندگان اصلی کشورهای بسیار فقیر هستند که همیشه در آخر کار بازندۀ اصلی می‌شوند. امید این کشورها به این دور مذاکرات بر مبنای امکان دستیابی به بازارهای کشورهای ثروتمند شکل گرفته بود. آنها امیدوار بودند که اگر کشورهای اروپایی و آمریکا دست از پرداخت یارانه‌های سرشار به کشاورزان خود بردارند، فرصت عرضه کردن محصولات کشاورزی کشورهای فقیر به جهانیان پدیدار خواهد شد. در حقیقت امروز کشورهای اروپایی و آمریکا برای تولید محصولات کشاورزی، به‌دلائل سیاسی به کشاورزان خود یارانه‌های سرشار می‌دهند و آنگاه این محصولات با قیمت بسیار ارزانتر از هزینۀ تولید برای فروش با محصولات کشورهای در حال توسعه رقابت نابرابر می‌کنند. متقابلاً با شکست این دور مذاکرات، کشورهای ثروتمند غربی نیز بازنده شدند چون آنها نخواهند توانست در مورد عرضه خدمات به‌ویژه خدمات بانکی و مالی در کشورهای جهان سوم از فرصت مساوی برخوردار شوند.

از سوی دیگر آنهایی که از شکست مذاکرات، لااقل در کوتاه‌مدت، بهره‌مند شدند بیش از همه کشاورزان آمریکایی و اروپایی هستند. آنها شادی خود را از شکست این دور مذاکرات پنهان نکردند. به‌عنوان نمونه، کشور ژاپن برای حمایت از کشاورزان خود برای برنج وارداتی، 700درصد تعرفه گمرکی تعیین کرده است. در فرانسه و در سایر کشورهای اروپایی نیز از این شکست از طرف طبقه سیاسی با خوشحالی استقبال شد.

در واقع در درازمدت بازنده اصلی همه کشورهای جهان یعنی چه آن 153 کشور عضو و چه کشورهای غیر عضو مثل ایران هستند. چون هرگاه در جهان تجارت رونق داشته باشد، رشد اقتصادی تشدید می‌شود و سود آن نصیب همه خواهد شد. متقابلا زمانی هم که رکود اقتصادی و بیکاری دامنگیر بخشی از جهان شود دیگران از آسیب آن در امان نخواهند بود.

آنچه سازمان تجارت بین‌الملل را تا این حد در کارش کمک کرده است یک اصل ابتدایی این سازمان است که به‌نام Most Favoured Nation یا تبصره MFN معروف شده است.

بر مبنای این رابطه کامله‌الوداد باید همه کشورها از حقوق مساوی برخوردار شوند و اگر کشوری خواست امتیاز ویژه‌ای به کشور دوستی بدهد مکلف خواهد بود که این امتیاز را برای همه اعضای سازمان قائل شود.

یکی از مضار شکست این دور مذاکرات این خواهد بود که به‌جای یک توافق کلی، اکنون کشورهای بزرگ با کشورهای کوچکتر قراردادهای دوجانبه خواهند بست و خواهند توانست شرایط خود را آسانتر تحمیل کنند.

متأسفانه حکومت ایران هنوز نتوانسته است حتی مراحل اولیه وارد شدن به این سازمان را طی کند و تا روزی که ایران به‌عضویت کامل این سازمان درنیامده است، صنعت و کشاورزی ایران هر روز آسیب‌پذیرتر خواهد شد چون در انزوا، امکان رشد و بهبود حاصل نمی‌شود.

---------------------------

نظر شما در مورد مطلبی که خواندید چیست؟

---------------------------

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
تبلیغات
 
 
 
 
صفحه نخست   برگشت
به حزب مشروطه ایران خوش آمدید.
 
Welcome to The Constitutionalist Party of Iran (CPI)
Make irancpi.net you start page | Add irancpi.net in you favorites