مصاحبه با دکتر عبدالرحمان دیه جی، مترجم اشعار مختومقلی فراغی به فارسی:
دکتر عبدالرحمان دیه جی نویسنده، شاعر و روزنامه نگار ترکمن ایرانی است. در سال ۱۹۶۷ در شهر بندرترکمن بدنیا آمد. وی مدیر مسئول هفته نامه صحرا است که هر هفته یکبار در استان گلستان منتشر می شود. از آقای دیه جی تابحال کتابهایی چون سگ هار، ماهی، درخت برکعلی و ... در زمینه داستان و رمان، کتابهای ایمان ترکمن، شاعران و شعرهای کودک ترکمنستان، در زمینه ترجمه شعر و... منتشر شده است. کتاب «سگ هار» وی کتاب منتخب دوازدهمین جشنواره روستا در زمینه داستان است. کتاب مشترک وی بنام «افسانه مردم دنیا» به همراه دو مترجم دیگر در اولین جشنواره کتاب برتر که از سوی انجمن فرهنگی ناشران کتاب کودک و نوجوان برگزار شده، کتاب برتر انتخاب شده است.
یکی از کارهای دیه جی ترجمه اشعار مختومقلی فراغی، شاعر شهیر ترکمن به زبان فارسی است.
تارنمای "برای یک ایران" مصاحبه ای را بمناسبت برگزاری ۲۷۵ مین سالگرد مختومقلی فراغی انجام داده است. گفتوگو با دکتر دیه جی به صورت مکتوب صورت گرفته است. با تشکر از ایشان که دعوت به این گفتوگو را پذیرفتند.
تارنمای برای یک ایران : ایرانیان با نام مختومقلی فراغی بویژه در سال های اخیر آشنائی پیدا کردند. پیش از آن مختومقلی برای غیر ترکمن ها در کشور نامی ناآشنا بود. ما در تارنمای "برای یک ایران" اشعاری از شاملو را منتشر کردیم که در آن نام مختومقلی آمده بود. حال هر ساله در ایران همایش بین المللی برگزار می شود. بنظر شما شناخت ایرانیان از این شاعر ترکمن ها اکنون چگونه است؟
دکتر عبدالرحمان دیه جی : شناخت ایرانیان از مختومقلی در سطح کشوری و استانی با هم متفاوت است. در مناطق ترکمن نشین و استان گلستان و خراسان شمالی کسی نیست که نام مختومقلی را نشنیده باشد. مختومقلی شاعر کلاسیک بزرگ ترکمن چه در میان ترکمنها و چه ترکهای خراسان از احترام خاصی برخوردار است. پیش از انقلاب هر چند که اشعار مختومقلی توسط بخشی های (خوانندگان سنتی) ترکمن در عروسیها و مجالس خوانده می شد و مردم ترکمن صحرا کم و بیش با نام مختومقلی آشنا بودند اما در میان مردم جایگاه و آوازه فعلی را نداشت. بعد از انقلاب شاهد حرکت جدیدی از سوی مردم ترکمن صحرا در راستای هویت یابی و احیاء آداب و رسوم و شعر و ادبیات اصیل خود بودیم که این جریان نوین توجه بیشتر به بزرگان شعر و ادب و فرهنگ و هنر ترکمن و بازیابی آنان را ایجاب می کرد. در پی این نیاز، فعالین فرهنگی ترکمن مقبره مختومقلی را که سنگ ساده ای نشانگر آن بود، با استفاده از اطلاعات پیرمردان یافتند و سنگ قبر مشخص و بزرگتری برایش ایجاد کردند (تلاشهای حاج مراد دوردی قاضی در این زمینه قابل تقدیر است) همزمان با آن دیوان مختومقلی در حدود هشتصد صفحه توسط انتشارات قابوس منتشر و در سطح گسترده ای توزیع شد. البته پیش از آن دیوان مختومقلی توسط اشخاصی دیگر در غازان تاتارستان، جمهوری ترکمنستان و حتی خود ایران منتشر شده بود. اما انتشارات قاضی با توزیع گسترده آن در معرفی مختومقلی سهم عمده ای داشت.
استقلال ترکمنستان نیز بر اهمیت و مقام مختومقلی دوچندان افزود. کشور جدیدی در همسایگی شمالی ایران شکل گرفته بود که مختومقلی را شاعر ملی و بزرگترین شاعر تاریخ خود می دانست. روابط فرهنگی بین ایران و ترکمنستان، سفرهای نیازاف رئیس جمهور مرحوم ترکمنستان به ایران و حضور وی در مراسم بزرگداشت مختومقلی در نیمه دوم دهه هفتاد توجه مقامات سیاسی و فرهنگی ایران را نیز به سوی آرامگاه مختومقلی جلب کرد. در آن برهه آرمگاه زیبایی نیز برای مختومقلی ساخته شد که ارائه نقشه و نظارت بر کار آن به عهده یک مهندس ترکمن بود.
در این دوره خاتمی طی سخنرانی ای وجهه ای جهانی به شخصیت مختومقلی داد و گفت: مختومقلی متعلق به تمام بشریت است (تاریخ). وزیر فرهنگ وقت عطاا... مهاجرانی نیز طی حضور در مراسم مختومقلی در «آق توقای» مختومقلی را با شعرای بزرگ جهان چون دانته مقایسه کرد.
کلا در ترکمن صحرا نه تنها مختومقلی را خوب می شناسند بلکه وی را به عنوان بزرگترین شخصیت ادبی و فرهنگی تاریخ خود نیز پذیرفته اند.
در سطح کشوری نیز مختومقلی چهره ناآشنایی نیست و کم و بیش مردم غیر ترکمن نیز با نام وی آشنایی دارند که این برمی گردد به مقالاتی که در نشریانت متفاوت کشوری توسط محققان ترکمن و فارس نوشته شده اند و مهمترین از اینها دو فیلم سینمایی از زندگی مختومقلی بود که در جمهوری ترکمنستان ساخته شده بود و در اواخر دهه شصت و اوایل دهه هفتاد با ترجمه به فارسی در تلویزیون و پرده سینمای ایران به اکران رفت و مردم ایران را در شکلی گسترده با شخصیت مختومقلی آشنا ساخت. مختومقلی با این که در ایران متولد شده و آرامگاه وی در اینجاست. در سینما و تلویزیون ایران هرگز روی آن کار نشده است. کتابهایی هم که در مورد مختومقلی نوشته شده (غیر از یکی دو کتاب)، فقط در گستره استانی توزیع شده است. یعنی روی مختومقلی در منطقه ترکمن صحرا و گلستان خوب کار شده اما در سطح کشوری نه.
تارنمای برای یک ایران: سال پیش حدود صدهزار نفر در مراسم همایش مختومقلی فراغی که به مدت یک هفته در شمال کشور ادامه داشت شرکت داشتند. به نظر می رسد که هفته مختومقلی در ترکمن صحرا سال به سال با شکوهتر برگزار می شود.
دیه جی: بله هر سال، روزهای ۲۰ تا ۲۷ اریبهشت ( که بسته به شرایط یکی دو روز قابل تغییر است) به عنوان «هفته مختومقلی» شناخته می شود. در این ایام، هر روز در یکی از شهرهای ترکمن صحرا مراسم بزرگداشت مختومقلی برگزار می شود. شاعران شعر، محققان مقاله می خوانند. بخشی های ترکمن ترانه هایی از اشعار مختومقلی را تقدیم مردم می کنند. اهل ادب و هنر و فرهنگ ترکمن در تمام این مراسمها به نوبت شرکت می کنند. در کل ترکمن صحرا جنب و جوشی می افتد. همه جا از اشعار مختومقلی سخن گفته می شود. روز آخر بزرگترین مراسم در جوار آرامگاه مختومقلی برگزار می شود.
این مراسم در واقع جمع بندی تمام مراسمهای پیشین و تمرکز و تجمع کل آنهاست. از تمام شهرهای ترکمن صحرا چه اهل ادب و چه مردم عادی در آن حضور پیدا می کنند که ازدحام جمعیت و جنب و جوش و شوق آنها بسیار دیدنی است. مردم یک شب قبل می آیند و در «آق توقای» گروه گروه چادر می زنند. در جایگاه مراسم بخشی ها ترانه سر می دهند و شعرای هر شهر به صورت گروهی و تقسیم شده شعر می خوانند. دیر وقت هر گروهی در چادر خود برای خود برنامه اجرا می کند. سال قبل حدود صد هزار نفر در آق توقای گرد آمده بودند. ایام مختومقلی چنان شکوهی در ترکمن صحرا دارد که به شکل یک عید ملی در آمده است و سال به سال نیز بر عظمت آن افزوده می شود.
تارنمای برای یک ایران : مختومقلی در شمال ایران در آق توقای چشم به جهان گشوده و در زادگاه خود نیز از دنیا رفته. دیوانی هم از او برجای مانده که به اکثر زبان های مهم دنیا از جمله انگلیسی، روسی و دیگر زبانها ترجمه شده. ولی تابحال دیوان او به فارسی ترجمه نشده بود. در این زمینه شما نخستین کسی هستید که یک کار جدی ارائه دادید. استقبال خوانندگان و محافل ادبی از ترجمه تان چگونه بوده است؟
دیه جی: من این کار را در ۲۸-۲۷ سالگی ام انجام دادم. آن دوره، پرتحرک ترین دوره ادبی من بود و خیلی از مجموعه داستانها و رمانهایم توسط ناشران معتبر کشوری در همان دوره انتشار یافت. بسیاری از مقالات و ترجمه هایم نیز در نشریات کشوری منتشر شد. من که مدتی به کار ترجمه شعر ترکمنستان از ترکمنی به فارسی پرداخته بودم، در خود انرژی و تجربه لازم را برای ترجمه مختومقلی به فارسی می دیدم. و به نظرم ترجمه بدی هم از آب در نیامد و چه در ترکمن صحرا و چه در تهران استقبال خوبی از آن شد.
از هفت هزار تیراژ کتاب هزارتای آن در مدتی کوتاه بین ترکمنها به فروش رفت. بقیه هم در شهرهای مختلف ایران. جا داشت که این کتاب از سوی انشارات الهدی تجدید چاپ می شد. اما نه آنها چنین اقدامی کردند و نه من با کار پر ازدحام روزنامه نگاریم وقت پیگیری آن را داشتم. می دانید که نشریات دولتی معمولا به ارقام تولیدات جدید خود اهمیت می دهند تا تجدید چاپ.
البته برخی افراد در ترکمن صحرا که نوعی دید انحصار طلبانه روی ادبیات ترکمن داشتند در محافل، انتقادهای احساسی و تندی از من کردند که چرا با آن سن جوانی ام چنان کار حساسی را به دست گرفته ام. آنها نقد علمی ارائه نمی کردند و بیشتر تخریبی عمل می کردند اما من با توجه به اعتماد به نفسی که در خود سراغ داشتم چندان اعتنایی به آن نکردم.
عده ای هم ضمن استقبال از آن ترجمه «به عنوان اولین گام در ترجمه اشعار مختومقلی به فارسی»، انتقادهای خوب و سازنده ای داشتند که برای چاپ دوم کتاب می شد از نظراتشان استفاده کرد.
در مجموع این کتاب هم برای غیرترکمنانی که طالب آشنایی با مختومقلی بودند خوب بود و هم برای خود جوانان ترکمن که با وجود مکالمه به ترکمنی، کتابهای ترکمنی و مخصوصا اشعار مختومقلی را نمی توانستند بخوانند. کتاب که به دو زبان ترکمنی و فارسی منتشر شده بود می توانست اشعار ترکمنی را برای خوانندگان معنی کند. آن موقع از سوی دانشجویان ترکمن خیلی نامه ها برایم رسید که نوشته بودند مشکل ما را برای خواندن دیوان مختومقلی حل کرده ای و تشکر کرده بودند.
یک بار رئیس جمهور سابق ترکمنستان صفرمراد ترکمنباشی نیز طی سخنرانی بر سر آرامگاه مختوقلی از پشت تریبون از ترجمه من قدردانی کرد. در حالی که مسئولین استانی هیچ وقت یادی و اشاره ای از آن نکردند. در واقع مسئولین استانی که بیشتر از عالم سیاست وارد عرصه فرهنگ می شوند آشنایی زیادی با کارهای فرهنگی و ادبی انجام شده در پیرامون خود ندارند، معاونان ترکمن هم ندارند که آنها را در جریان فعالیتهای ترکمنها بگذارند بنابر این اطلاعات کافی از فعالیتهای ما ندارند. حتی چند سال پس از چاپ کتاب من، مدیر کل ارشاد وقت که خبری از آن نداشت طی سخنرانی ای گفت که تا به حال اشعار مختومقلی ترجمه نشده و باید نسبت به آن اقدام کرد که یکی از دوستان طی یادداشتی به ایشان توضح داد که برگزیده اشعار مختومقلی توسط فلان کس و فلان ناشر بین المللی ترجمه و نشر شده است.
تارنمای برای یک ایران: حالا چرا کل دیوان را ترجمه نکرده اید، چرا به برگزیده اشعار بسنده کرده اید؟
دیه جی: من اعتقادی به ترجمه کامل دیوان مختومقلی ندارم. اتفاقا در ترجمه هایی هم که به زبانهای دیگر از آن شاعر شده کل اشعار نیامده است و ضرورتی هم ندارد که کل آنها ترجمه شود. هدف ما از ترجمه چیست؟ هدف ما از ترجمه معرفی شاعر به مقبولترین شکل و ارائه بهترین آثار وی به مردم جهان است. شعر درست مثل کالای تولیدی صادراتی است که بهترینهای آنها صادر می شود تا مورد توجه و استفاده سایر ملل قرار گیرد.
همانطور که در صدور کالا عرضه و تقاضا شرط است در شعر نیز باید سلایق و خواسته های مخاطب در نظر گرفته شود. باید شعرهایی ترجمه شوند که در زبان ترجمه نیز مخاطب را به خوبی سوی خود جذب کنند. برخی از شعرهای مختومقلی تنها برای جامعه ترکمن همان دوره مناسب است. من نمی توانم شعرهای پند آمیزی را که مختومقلی درباره مواد اعتیادآور، تریاکیها و یا جنجال خانوادگی مردان دارای تعدد زوج سروده در دوره امروزی به مردم غیرترکمن ارائه کنم.
این شعرها باید برای خود ترکمنها بمانند. شعرهایی که زبانی جهانی و اندیشه و تخیلی والا دارند بایستی به اهل ادب جهان ارائه شوند. شعرهای عامی اگرهم به زبانی دیگر ترجمه شوند هیچ امتیازی برای مختومقلی نخواهند آورد بلکه شاید نزد خوانندگان غیر ترکمنی که با بافت جامعه ترکمن آشنایی ندارند از منزلت مختومقلی بکاهند. خیلی از شعرهای مختومقلی محتوایی نصیحت آمیز دارند که اگر در زبان ترجمه وزن و قالب آنها از میان رود دیگر چیزی از شعر برجا نمی ماند. چون متکی بر عنصر خیال نیستند و بر اندیشه استوارند.
مثل این بیت:
اگر می خواهید حقیقت شخصی را دریابید
اول بنگرید که به عهد خود پایبند هست یا نه؟
این بیت پند و نصیحت خوبی دارد اما با تعریف امروزی از شعر در صورت موزون بودن تنها نظم خواهد بود و در صورت منثور تنها حکمت.
در اوایل دوره اصلاحات، مدیر کل وقت ارشاد استان گلستان عده ای را جمع کرد که به ترجمه اشعار مختومقلی بپردازند. من با دیدن این حرکت تعجب کردم و باخود گفتم: یا اینها می خواهند سروصدایی بکنند که ما داریم برای فرهنگ ترکمن کار انجام دهیم یا زیاد توی باغ ترجمه شعر نیستند.
این کار نتیجه ای نداشت و مجموعه فوق پس از مدتی پراکنده شد. آخر مگر شعر، مجموعه مقالات یا دایره المعارف است که عده ای بخواهند بنشینند و کار گروهی انجام بدهند؟ ترجمه شعر مثل رمان کاری ذوقی و قریحه ای است که علاوه بر ترجمه، حس و عاطفه و ذوق شعری می طلبد. این کار آنها از بنیان خطا بود. تازه اکثر آن عزیزانی که با نیت خیر گرد آمده بودند در کار ترجمه شعر، آن هم به فارسی تجربه لازم را هم نداشتند.
اگر ارگانی بخواهد دیوان مختومقلی را ترجمه کند باید آن را به یک یا دو مترجم شعر متبحرهم سلیقه بدهد که ترجمه یکدستی از آن ارائه دهند و سپس در صورت لزوم یک ویراستار با مهارت می تواند آنها را ویرایش شاعرانه و ادبی بکند. البته بعد از ترجمه چند نفر کارشناس هم می توانند روی آن نظر بدهند و نظراتشان در ترجمه ها موثر واقع شود ولی قرار نیست که همه در ترجمه سهمی داشته باشند. ترجمه شعر با کار تحقیقی کاملا فرق می کند.
تارنمای برای یک ایران : حال شما تا چه حد توانستید ترجمه اشعار اندیشمند بزرگی مثل مختومقلی فراغی را از ترکمنی به فارسی با موفقیت انجام دهید؟ عده ای از صاحبنظران ادبی بر این نظرند که شعر قابل ترجمه نیست در این مورد چه می گویید؟
دیه جی: کسی که می خواهد کتابی را مخصوصا کتاب داستان و یا شعررا ترجمه کند باید سه نوع زبان بداند.
اول زبان اصلی اثر، دوم زبان ترجمه، سوم زبان خاص شعر و یا داستان ، من پیش از ترجمه مختومقلی شعرهای بسیاری از اشعار شعرای ترکمنستانی را ترجمه کرده و اشعار بزرگسالان را در روزنامه سلام و مجله شعر و شعرهای کودکان و نوجوانان را درسروش نوجوان و کیهان بچه ها به چاپ رسانده بودم و جسارت کافی برای این کار را داشتم. البته ترجمه هایم از دید تیز منتقدان برجسته کشور چون موسی بیدج نیز (که واقعا راهنمای من در ترجمه اشعار بود) گذشته بود.
اما این که می گویید شعر قابل ترجمه نیست با آن موافقم. بله شعر قابل ترجمه نیست. اگر هم ترجمه بشود دیگر آن شعر سابق نیست. شعر قابل ترجمه نیست چون تک تک واژگان در حیات آن نقش دارند. هر یک از واژه ها مسئولیتی عاطفی و حسی و در عین حال زیبایی جویانه بر عهده دارند. وقتی شعر به زبانی دیگر ترجمه می شود تمام این واژه ها نقش خود را به واژگانی جدید می دهند. واژگان جدید می توانند مفاهیم را منتقل کنند آنچنان که در ترجمه مقالات انجام می دهند. اما آیا می توانند نقش ظرافت و حس و زیبایی واژه سابق را نیز ایفاء کنند؟ اینها نیروی جادویی شعرند که در زبان قبلی برجای مانده اند و مترجم باید بار دیگر قدرت آنها را احیاء کند. ظرافت و حس و زیبایی آنها را. این مترجم شعر است که باید دوباره آنها را بسراید و اینجاست که مترجم شعر باید قریحه و عاطفه شعری نیز در خود سراغ داشته باشد که بتواند به کلمات مرده جان بدهد. یعنی شعر را باید دوباره بسراید. بدین صورت این بازسرایی از مرز ترجمه می گذرد. حال چه ترجمه موزون باشد و چه منثور.
اما کار به اینجا ختم نمی شود مترجم شعر در عین رعایت این شیوه باید به متن شعر نیز وفادار بماند و ترجمه دقیق ارائه دهد، اگر بخواهد چیزهایی از خود بیافزاید و بکاهد وارد محدوده ترجمه آزاد و بازآفرینی می شود که با شیوه ترجمه ای که در ذهن ما است متفاوت است.
اگر مترجم بخواهد در حین ترجمه وفادار به متن، قالب و قافیه و وزن را نیز رعایت کند باید دوچندان انرژی مصرف کند. تازه پس از آن این سوال پیش می آید که آیا در شعر جدید روح شعر اصلی جریان دارد یا نه؟ من کار برخی از مترجمان را دیده ام که تلاش کرده اند ترجمه هایی موزون ارائه کنند. ترجمه هایی موزون از «حیدر بابا»ی شهریار دیده ام که وزن و قافیه و همه چی داشت جز آن روح و صیمیت اصلی شعر شهریار که از آن اثری نبود. من ترجمه ای موزون از منتخب شعر مختومقلی در زبان تاجیکی نیز دیدم که دچار همین عارضه بی روحی بود و حتی یکی از شاعران برجسته آن دیار بنام «محمد علی عجمی» اگر تعارف نکرده باشد با دیدن ترجمه من گفت: ترجمه های تو با این که وزن و قافیه ندارند دلنشین تر هستند.
برای همین است که در ادبیات فارسی امروز کمتر کسی به ترجمه موزون می پردازد. چرا که در وحله اول آنچه که مهم است انتقال لحن و روح حاکم در شعر اصلی است. از سویی این شیوه، مترجم را مجبور به انتخاب شعرهایی می کند که با تعریفهای نوین شعر سنخیت بیشتری داشته باشند و دارای تخیل و تصاویر و عواطف قوی و حرفهای تازه و ظریف باشند که حتی اگر قالب آنها نیز از میان برچیده شود فریاد بزنند که من شعر هستم و با سخنان عادی متفاوتم. بهترین شعرها هم همین نوع شعرها هستند. من نیز در ترجمه مختومقلی با همین دید پیش رفتم و در پی شعرهای ناب با جوهره ای شاعرانه بودم که در هر سوی دنیا بتوانند تصویری زیبا از خیال و اندیشه مختومقلی به نمایش بگذارند.
تارنمای برای یک ایران : مختومقلی به زبانهای فارسی و عربی هم تسلط کاملی داشته و در دیوان وی از سعدی، فرودوسی و حافظ و دیگر بزرگان ادب به کرار نام برده می شود. تاثیر زبان و ادبیات فارسی در اشعار این شاعر چگونه بوده؟
دیه جی: آنچنان که تاثیر فرهنگ و تمدن ملل بر یکدیگر امری طبیعی است تاثیر ادب و هنر نیز غیرقابل انکار است. در طول تاریخ سه ملت فارس و ترک و عرب با اشتراک دینی و مدنی و تاریخی ای که داشتند همواره بر یکدیگر تاثیر گذار بوده اند. در این میان شعر و ادب ترکمن نیز به عنوان شاخه ای از ادب ترک همواره در تماس با زبان و ادب پارسی بوده است. بزرگان شعر و ادب ترکمن که اکثرا در خیوه و بخارا تحصیل کرده اند، زبان فارسی و عربی را از واجبات دانش خود می دانستند. مختومقلی نیز در زمره این شعرا است. وی در اشعار خود آرزو می کند که جایگاهی چون شعرای نامدار فارسی داشته باشد.
ابوسعید، عمر خیام، همدانی
فردوسی، نظامی حافظ پروانی
جلال الدین رومی «جامع المعانی»
کاش من هم گنجی بودم در کنار آنان
اشعار مختومقلی مخصوصا در شعرهایی با موضوعات ذم دنیا، عرفانی و عاشقانه، پند و نصیحت، حال و هوایی ایرانی دارد و در آنها از می و جام و شمع و پروانه و گل و بلبل سخن می رود. تلمیحاتی چون یوسف و زلیخا و یعقوب و رستم و اسکندر و فرهاد و شیرین و لیلی و مجنون ... به وفور در اشعار مختومقلی یافت می شوند.
من يعقوبم، آهي-زاري
چكم يوسف ديه-ديه
گوزلريمدن قانلي ياشي
دوكم يوسف ديه-ديه
فلك ييغلار گوزياشيما
نه سودا دوشدي باشيما
مجنون بولوپ داغ باشينا
چيقام يوسف ديه-ديه
منم یعقوب
در فغان و زاری فریاد بر می آورم:
«یوسف من کجاست؟»
اشک خون می فشانم از دیدگانم
«یوسف من کجاست؟»
آسمان اشک می ریزد بر اشکهای من
آخر این چه سوداییست که من گرفتار آمده ام
مجنون وار از بلندای کوه فریاد بر می آورم:
«یوسف من کجاست؟»
در این شعرها کلمات دخیل فارسی نیز بطور محسوس مشاهده می شوند.
اما وی در عین حال نمادهای صحرای ترکمن چون روباه و گرگ و پلنگ و شیر و اسب را نیز بکار می برد.
صاپ توتوشیپ هایبات آتار تیلکی لر
عارلی پلنگ اؤلر بولسانگ اؤل ایندی
عارف بولوپ مست بولوپدیر تیلکی لر
دانا ملا بیلر بولسانگ بیل ایندی
روباهان سینه سپر کرده هیبت نمایی می کنند،
ای پلنگ غیرتمند!
اگر می خواهی بمیری بمیر اکنون!
روباهان عارفانی سر مست شده اند
ای ملای خردمند!
اگر می خواهی بدانی، بدان اکنون!
روح اشعار مختومقلی تلفیقی از روح ایرانی و ترکمنی با زبان شیوای مختص خود مختومقلی است.
تارنمای برای یک ایران: بنظر شما بهترین ویژگی دیوان چی هست؟
دیه جی: اگر اشعار مختومقلی را با دیدی شاعرانه تک تک از نظر بگذرانیم. اشعار ساده و بی غل و غشی را در برابر نگاه خود می ببینیم که چندان در قید تکلفات شعری و تخیلات پیچیده نیست. اما اگر مجموع شعرهای مختومقلی در نظر گرفته شود، می بینیم که دنیای گسترده ای در برابر چشمانمان گشوده می شود. به نظرم امتیاز اصلی اشعار مختومقلی تنوع بسیار بالای مضامین اشعار اوست. احساس می شود که مختومقلی سعی کرده نه تنها یک دیوان شعر بلکه کتاب کامل زندگی را به مردم ترکمن اهداء کند. مختومقلی در دیوانش سعی کرده عطار و ناصر خسرو و سعدی و فردوسی را یک جا گرد آورد. آنجا که غزلهای شورانگیزش را عرضه می کند روح عطار نیشابوری را می توان احساس کرد. آنجا که شعرهای اجتماعی می سراید آثارش بوی اشعار ناصر خسرو را میدهد. در پند و نصیحت و حکمت سعدی را به خاطر می آورد و در اشعار حماسی با روح ملی، فردوسی را. اشعار مختومقلی آئینه تمام نمای اعتقادات و آرمانها ، آداب و رسوم، ضرب المثلها و مبارزات عدالتجویانه ترکمنها است. مختومقلی شاعریست که انتزاع و واقعگرایی را در یک جا گرد آورده است. گاه چون حافظ در خلوتی دنج اشعار انتزاعی صوفیستی بر زبان می آورد ( عالمه بلگیلیدیر- دوغریسی- عاشق بولمیشام و...) و گاه با تصاویری زنده از وقایع تاریخی اشعاری کاملا رئالیستی ارائه می کند ( قالدی نیلایین- تورکمنینگ و ...). مختومقلی شاعر قرن هجدهم است و در آن هنگامه که همه شاعران از می و پیاله و خال لب سخن می گفتند و یا در دربار به مدح حاکمان می پرداختند، وی از حق کشی و جنگ و خونریزی و عدالت طلبی و دعوت مردم به اتحاد سخن می گوید و همین نکته است که مختومقلی را از شعرای دیگر متمایز می کند. مختومقلی شاعریست با دیدی به گستردگی هستی که در عین عبادت حق و راز و نیاز و معاشقه با او، در میان مردم می زید، در شکست و پیروزیهایشان سهیم می شود و با زبانی ساده و مردمی و همه فهم زندگی عادی مردم را به تصویر می کشد. اشعار او اندیشه سهروردی را در اذهان تداعی می کند که از حق به سوی خلق می آید.
---------------------------
نظر شما در مورد مطلبی که خواندید چیست؟
---------------------------
|
|