حزب مشروطه ايران
 The Constitutionalist Party of Iran (CPI)
Iran Turky Switzerland England Qatar Kuwait Sweden Norway Italy Canada Austrian France Holland Israel Denmark Belgium Germany United States of America
صفحه نخست چاپ برگشت
ایجاد کانونهای ناسیونالیستی در عصر رضاشاه پهلوی

July 23, 2008

چهارشنبه 2 مرداد 2567

امین تریان
 

ناسیونالیسم (Nationalism) یا ملت باوری در ایران، به شکل نوین آن در دوران ناصرالدین شاه و بویژه مشروطه آغاز و در عرصه های فرهنگ، اجتماع و سیاست در جامعه ی ایرانی پدیدار گشت. ناسیونالیست های ایرانی در پی آن بودند تا با احیاء و تجدید حیات سنت‌ها و عقاید کهن و باستانی، نظم جدیدی را در تفکر اجتماعی، فرهنگی و سیاسی بازتولید نمایند و زیرساخت‌های فرهنگی و اجتماعی نوین را بر پایه ی سنت‌های کهن بنا نهند.
در نگر ناسیونالیست های ایرانی «امپریالیسم عرب از توانائی های آفریننده ی ایرانیان هوشمند آریایی نژاد جلوگیری کرده است.» آنان تازش اعراب و به دنباله ی آن ورود و تسلط دین اسلام به ایران را که باعث از میان رفتن و یا کاهش نفوذ دین ایرانی ِ زرتشتی و نفوذ فرهنگ بیگانه شد عامل پسرفت ایران می دانستند. هیچ سخنی به اندازه ی سخنان میرزا آقاخان کرمانی روشنفکر بزرگ دوران مشروطه نمی تواند این نگرش نسبت به تازش اعراب و تاثیرات آن را بیان کند. از نگر او «هر شاخه از درخت اخلاق زشت ایران را که دست می زنیم ریشه ی او کاشته ی عرب و تخم بذر مزرع آن تازیان است. جمیع رذایل و عادات ِ ایرانیان یا امانت و ودیعت ملت عرب است یا ثمر و اثر ِ تاخت و تازهایی که در ایران واقع شده است.» این دیدگاه باعث شد که در نگارش تاریخ ایران (کتاب آئینه ی ِ سکندری)، او تاریخ ایران را به دوره ی ایران باستان و ایران اسلامی تقسیم کند و تازش اعراب را چنان موثر بداند که باعث پایان یک دوره و آغاز دورانی دگرگونه شود. در نگر این ناسیونالیست ها تاریخ هزار و چند صد ساله ی پس از اسلام تاریخ انحطاط ایران زمین بود. از میان روشنفکران دوره ی مشروطه میرزا عبدالحسین آقاخان کرمانی، میرزا جلال الدین قاجار و میرزا فتحعلی آخوندزاده چنین دیدگاهی داشتند.
با گذر از دوران قاجار و ورود به دوران حکومت پهلوی زمینه برای اجرای بسیاری از ایده های روشنفکران دوره ی مشروطه آماده شد و دوران رضا شاه پهلوی (1304-1320 ش.) را به همین دلیل باید دوران رنسانس ایران دانست؛ در این دوران (1925-1941م.) در ایران دگرگونی هایی در جنبه هایی گوناگون صورت پذیرفت و کشور ایران در درازنای این سال ها ره صد ساله پیمود. در این زمان به ناسیونالیسم به عنوان یکی از پایه های پیشرفت ایران توجه بسیار شد و حکومت رضا شاه با یک سری اقدامات تلاش کرد تا ناسیونالیسم را در میان ایرانیان تقویت کند. از سوی دیگر کسانی مانند حسین کاظم زاده ی ایرانشهر، میرزا حسن خان مشیرالدوله (پیرنیا)، صادق هدایت و ... نیز بودند که بدون این که از سوی حکومت مامور باشند دست به انتشار مجلات و نوشتن و ترجمه ی کتاب هائی با درون مایه ی تاریخ و فرهنگ باستان زدند.
هدف از این پژوهش معرفی اقدامات حکومت رضا شاه برای تقویت ناسیونالیسم و زنده سازی (احیاء) تاریخ و فرهنگ ایران باستان و هدف او از این اقدامات است؛ اقداماتی که نقشی کلیدی در بوجود آوردن ناسیونالیسم سال های پس از آن داشت. بنابراین تنها اشاره ای گذرا به اقداماتی که بوسیله ی غیر حکومتی ها در راستای تقویت ناسیونالیسم انجام گرفت خواهیم داشت.

دوران رضا شاه و ناسیونالیسم

در دوران رضا شاه که دوران پی ریزی یک نظام جدید بود اقداماتی در جهت تقویت ناسیونالیسم صورت پذیرفت. هدف از تقویت ناسیونالیسم این بود که ایرانیان را از هر قومیت و گویشی که هستند به گذشته ای یکسان و باشکوه که عامل یگانگی و امید به پیشرفت بود پیوند دهند. ناسیونالیسم و توجه به ایران باستان تا حدودی منجر به وفاداری به شاه نیز می شد. اما باید دانست که هدف ِ ناسیونالیسم «سوق دادن کشور به سوی وفاداری به شاه» نبود بلکه وفاداری به شاه تنها پی آمد ناسیونالیسم بود نه هدف آن.
رضا شاه تحت تاثیر باورهای خود و اندیشه های مشاورانش دست به یکسری اقدامات برای تقویت ناسیونالیسم زد. این اقدامات شامل موارد زیر بود:

ایجاد انجمن آثار ملی
ایجاد کانون ایران باستان
تشویق پژوهشگران به نوشتن و برگرداندن کتاب درباره ی تاریخ ایران باستان
تغییر تاریخ رسمی کشور از هجری قمری به هجری خورشیدی
تغییر نام کشور از پرس به ایران و تغییر نام برخی شهرها
برگزاری کنگره هایی درباره ی تاریخ و فرهنگ ایران باستان
ایجاد فرهنگستان ایران (یا فرهنگستان زبان فارسی بعدی)
بهره گیری از نماد های باستانی در معماری نوین

* انجمن آثار ملی: این انجمن در سال 1312 با فکر بازسازی آثار باستانی و تاریخی ایجاد شد، با تاسیس اداره ی باستان شناسی در سراسر ایران تلاش هایی در این زمینه انجام شد. نخستین گام در این راه، ایجاد بنیاد آرامگاه فردوسی شاعر حماسی ایران، تغییر شکل آرامگاه حافظ و ارائه ی طرح های تازه ای برای سایر شعرای ملی ایران بود. موزه ی ایران باستان و نیز کتابخانه ی ملی بوسیله ی انجمن آثار ملی ایجاد و اداره شد. وظیفه ی این انجمن بازسازی آرامگاه بزرگان، ثبت و طبقه بندی آثار ملی و صورت برداری از آثار باستانی و تاریخی ایران بود.
* تشویق پژوهشگران به نوشتن و برگرداندن کتاب درباره ی تاریخ ایران باستان: در این زمان با شکل گیری فضای ناسیونالیستی در ایران زمینه برای نوشتن و ترجمه ی آثار تاریخ نگارانه فراهم شد و تاریخ ایران باستان به شکلی روشن تر از گذشته و با دیدگاهی ایرانی به رشته ی تحریر در آمد. البته این نوع تاریخ نگاری با روش نوین با آئینه ی سکندری نوشته ی میرزا آقا خان کرمانی آغاز شده بود.
در این زمان میرزا حسن خان مشیرالدوله (پیرنیا) کتاب های ایران باستان و تاریخ ایران را نوشت. صادق هدایت نخستین ایرانی بود که متون پهلوی را به فارسی برگرداند از جمله ی کارهای او برگرداندن ِ زند وهومن یسن، کارنامه ی اردشیر بابکان، گزارش گمان شکن و شهرستان های ایران بودند. ابرهیم پورداوود پدر دانش اوستا شناسی در ایران در این زمان دانش خود را کامل کرده و به برگرداندن اوستا به زبان فارسی اقدام کرد.
به گفته ی رشید یاسمی در پیشگفتار کتاب ایران در زمان ساسانیان: از مختصات دوره ی رضا شاه کبیر یکی توجه به تاریخ و فرهنگ ایران باستان است. هرچند اوضاع کشور هم اکنون به گونه ای است که کمتر کسی می تواند باور کند که ایران در گذشته ای نه چندان دور دارای فرهنگ و تمدنی این چنین بوده، ولی در واقع چنین بوده است.
* تغییر تاریخ رسمی کشور از هجری قمری به هجری خورشیدی: در تابستان 1314 یعنی دو سه ماه پس از واقعه ی گوهرشاد (واقعه ی گوهرشاد در 25 تیر 1314 روی داد) دولت بخش نامه ای به این مضمون صادر کرد:
"نظر به این که تاریخ رسمی کشور برای ماه های شمسی تنظیم شده و موافق قانون مصوب فروردین 1314 تمام دوائر دولتی مکلف به اجرای آن هستند بنابراین لازم است از تاریخ وصول این متحد المآل در کلیه ی اسناد معاملات رسمی و نوشتجات تاریخ شمسی را قید و از ذکر تاریخ قمری مطلقا خودداری نمایند." در این تقویم از نام ماه های باستانی بهره گرفته شد تا به این وسیله جدایی میان دین و حکومت ایجاد کنند.
* کانون ایران باستان: این کانون بوسیله ی عبدالرحمن سیف آزاد در سال 1310 و با یاری چند سرمایه دار زرتشتی و به منظور شناساندن بیشتر فرهنگ و تمدن ایران تشکیل شد و از آغاز بهمن 1311 نیز هفته نامه ی رنگی "ایران باستان" را چاپ کرد. سر لوحه ی ایران باستان با نام"خدا-ایران" و با پیام "اندیشه ی نیک، گفتار نیک و کردار نیک" و تصویر فرَوَهَر و دو تصویر کوچک در دو سوی کلیشه ای از نقش داریوش بزرگ در تخت جمشید آراسته شده بود. بیشتر نوشته های این هفته نامه مربوط به تاریخ و فرهنگ ایران در دوران هخامنشی و ساسانی بود.
* تغییر نام کشور از پرس به ایران و تغییر نام برخی شهرها: در 1313 شاه به ترغیب سفارت ایران در برلین دستور داد که از این پس نام ایران جای پرسیا را خواهد گرفت. در دی ماه همان سال بخش نامه ای از سوی وزارت خارجه به همه ی سفارت خانه های ایران در خارج و سفارت خانه های خارج در ایران صادر گردید مبنی بر اینکه «چون مملکت ما به اسم ایران خوانده می شود و سکنه ی آن ایرانی هستند، علتی ندارد که در ترجمه ی السنه {زبان ها} ی اروپایی ایران را پرس و ایرانی را پرسان بخوانند و حال آن که پرس یا پارس یک قسمت از مملکت ایران است.» از سوی دیگر واژه ی پرسیا با فساد گذشته ی قاجار هم معنا بود و تنها نام بخشی از ایران، در حالی که ایران یاد آور شکوه باستانی کشور و نشانگر اهمیت زادگاه نژاد آریایی بود. ضمن بخش نامه تقاضا شده بود که از آغاز فروردین 1314 در کلیه ی مکاتبات این موضوع را معمول دارند و دیگر ایران را پرس نگویند.
در کنار تغییر نام کشور، نام برخی از شهرها نیز تغییر یافت؛ بندر انزلی به بندر پهلوی، استرآباد به گرگان، علی آباد به شاهی، سلطانیه به اراک و محمرّه به خرمشهر تبدیل شد. نام ِ عربستان به خوزستان که نام نخستینش بود بازگردانده شد.
* برگزاری کنگره هایی درباره ی تاریخ و فرهنگ ایران باستان: نخستین کنگره ی بین المللی هنر و باستان شناسی ایران در سال 1306 در فیلادلفیا به کوشش پروفسور آرتور پوپ و با نمایندگی حسن تقی زاده و علی اکبر کاشف برگزار شد. بدین ترتیب با فراهم شدن شرایط لازم برای انجام تحقیقات باستان شناسی در ایران، کسانی چون آرتور پوپ، ارنست هرتسفلد و دیگران روانه ی ایران شدند و ایرانیان را با گذشته ی فرهنگی خود آشنا ساختند. پروفسور ارنست هرتسفلد در کوه خواجه در سیستان دست به حفاری زد. او همچنین در تهران کلاس آموزش زبان پهلوی برگزار کرد که احمد کسروی نیز در این کلاس زبان پهلوی را آموخت.
نخستین نشست کنگره ی خاور شناسان در 12 مهر 1313 بوسیله ی فروغی رئیس الوزراء در تالار دارالفنون برگزار شد.
در مورد ِ جشن هزاره ی فردوسی که در 20 مهر همین سال به تشویق حسن تقی زاده برگزار شد داستانی نقل می کنند بدین مضمون که مشاوران رضا شاه هر هفته جلساتی را با موضوع تاریخ و ادبیات برای او تشکیل می دادند تا او را با آگاهی های گوناگون آشنا سازند. در یکی از این جلسات که مجلس شاهنامه خوانی بود به آنجا رسیدند که اسکندر به ایران حمله نمود و پس از ازدواج با روشنک قصد کرد که برای جشن وارد اسپهان شود. دستور داد که مردم اسپهان شهر را چراغانی کنند. مردم که ناخرسند از شکست ایران بودند پیام دادند که چنین نخواهند کرد. اسکندر به خشم آمد و آنان را تهدید به قتل عام کرد در نتیجه آنان مجبور شدند با دل پر ز خون شهر را چراغانی کنند و به گفته ی فردوسی:

ببستند آذین به شهر اندرون
لبان پر ز خنده دلان پر ز خون

رضا شاه با شنیدن این بیت گریه آغاز می کند. رضا شاهی که تا آن زمان کسی ناراحتی او را هم ندیده بود. پس از این رویداد بود که رضا شاه به اندیشه ی بازسازی آرامگاه فردوسی و برگزاری جشن هزاره ی فردوسی افتاد. در همایش هزاره ی فردوسی از آرامگاه فردوسی نیز در همان روز بوسیله ی رضا شاه پرده برداری شد.
از نامی ترین باشندگان دراین جشن: پروفسور آرتور امانوئل کریستن سن، پروفسور سار آلمانی (به عنوان نائب رئیس)، پروفسور هنری ماسه و عبدالوهاب عزام مصری (منشی های کنگره) و دکتر عیسی صدیق اعلم (رئیس دارالانشاء) بودند.
* فرهنگستان ایران: پس از برگزاری جشن هزاره ی فردوسی در سال 1313 و برانگیخته شدن حس ملیت و غرور ملی در میان مردم، بویژه جوانان، جمعی بر آن شدند که زبان رایج آن روز را به صورت سره در آوردند. ارباب کیخسرو شاهرخ زرتشتی و ذبیح بهروز نیز در وزارت جنگ واژه هایی مانند: ارتش، ارتشتار و بزرگ ارتشتاران و ... را وضع کردند.
پس از مدتی و در جریان کابینه ی دوم محمدعلی فروغی در 29 اردیبهشت 1314 به پیشنهاد محمدعلی فروغی و حمایت علی اصغر حکمت، اساسنامه ی فرهنگستان در 16 ماده بوسیله ی وزارت معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه تنظیم و این نهاد ایجاد شد. روسای این انجمن تا پایان پادشاهی رضا شاه به ترتیب: محمد علی فروغی (1314)، حسن وثوق (آذر 1314)، علی اصغر حکمت (اردیبهشت 1317)، اسماعیل مرآت (امرداد 1317)، دکتر عیسی صدیق اعلم (مهر 1320)، محمدعلی فروغی (آذر 1320) بودند.
مهمترین اعضای پیوسته ی انجمن عبارت بودند از: ملک الشعراء بهار، علی اکبر دهخدا، محمد علی فروغی، سعید نفیسی، بدیع الزمان فروزانفر، علی اصغرحکمت، حسین گل گلاب، رشید یاسمی، قاسم غنی، ابراهیم پورداوود، محمد قزوینی، محمد تدین، جلال الدین همایی، علی اکبر سیاسی و محمود حسابی.
گروه های فرهنگستان در آغاز شامل: گروه لغت، گروه دستور، اصطلاحات پیشه، گروه کتب قدیم، گروه اصطلاحات ولایتی، گروه راهنما و گروه خط. پس از مدتی این هفت گروه به شش گروه زیر تغییر یافتند: گروه زبان فارسی و واژه گزینی و گردآوری واژه ها، گروه دستور زبان، گروه جغرافیا، گروه دستور، گروه لغت و گروه کتب قدیم.
به گفته ی علی اصغر حکمت، اعلیحضرت رضاشاه پهلوی همیشه می فرمودند: برای نامگذاری موسسات و به جای اصطلاحات قدیم، نام ها و اصطلاحات فارسی وضع کنید. بدین ترتیب فرهنگستانی که با این سخن رضا شاه پا گرفته بود تا سال 1320، 2000 واژه به تصویب رساند. واژه هایی مانند شهرداری به جای بلدیه، فرهنگ به جای معارف و بهداری به جای صحیه. بیشترین تلاش برای جایگزینی واژه ی دادگستری به جای عدلیه به کار رفت؛ زیرا عدلیه تا آن زمان بر مبنای شریعت اسلام اداره می شد. واژه های وضع شده بوسیله ی فرهنگستان را رضا شاه شخصا رسیدگی می کرد. گرچه فرهنگستان ایران در ایفای وظیفه ی پیرایش کامل ِ زبان از واژه های بیگانه ی عربی و ترکی ناموفق بود، چنان که موقتا در 1317 به مدت یک هفته تعطیل شد، در ساختن شمار فراوانی واژه های فارسی توفیق یافت و زمینه برای تلاش های بیشتر در آینده برای پالایش زبان فارسی آماده شد.
* بهره گیری از نماد های باستانی ایران در معماری نوین: در این زمان در ساختمانهای نوساز مانند دانشگاه ها، فرهنگستان و آرامگاه فردوسی از نگاره های کهن بهره گیری شد. در ساختمان بانک ملی در 1309 پس از سده ها از نشان فرَوَهَر استفاده شد. در مدارس فیروز ِ بهرام و انوشیروان ِ دادگر (مدارس زرتشتیان در تهران)، ساختمان فرش ایران، کاخ شهربانی دربند از ستون ها، سرستون ها، پلکان و نقوش تزئینی و مانند آن که مربوط به دوره های هخامنشی و ساسانی بودند بهره گرفته شد.
نتیجه گیری:
از آنچه یادآوری کردیم می توان این گونه نتیجه گرفت که ناسیونالسیم دوران رضا شاه به مانند دیگر اقدامات حکومت رضا شاه بدون دخالت بیگانگان و به خواست رضا شاه و روشنفکران آن روزگار صورت پذیرفت و هدف آن تقویت مای ملی بود. در مورد میزان موفقیت این اقدامات باید گفت جریان ناسیونالیسم به علت نادیده گرفتن و یا کم اهمیت پنداشتن نهادها و فرهنگ ریشه دار دینی و سنتی و همچنین آگاهی ندادن به مردم کم سواد ِکوچه و بازار نتوانست جای چندانی میان مردم باز کند و توانست منورالفکرها و تحصیل کردگان آن عصر را با خود همراه سازد و همین افراد یا پرورش یافتگان آنان بودند که در سال های بعد پرچم ایرانیت را افراشته نگه داشتند.
یاری نامه ها:
1) پژوهش ها:
آبراهامیان، یرواند. ایران بین دو انقلاب. ترجمه ی احمد گل محمدی؛ محمد ابراهیم فتاحی ولیلایی. چ11. تهران: نشر نی، 1384
اکبری، محمدعلی. پیشگامان اندیشه ی جدید در ایران: عصر روشنگری ایران. تهران: انتشارات موسسه ی تحقیقات و توسعه ی علوم انسانی، 1385
بیگدلو، رضا. باستان‌گرایی در تاریخ معاصر ایران. تهران: نشر مرکز، 1380
پیر دیگار، ژان؛ هور کارد، برنارد؛ ریشار، یان. ایران در قرن بیستم. ترجمه عبدالرضا (هوشنگ) مهدوی. تهران: نشر البرز، 1377
حقدار، علی اصغر. فریدون آدمیت و تاریخ مدرنیته در عصر مشروطیت. چ2. تهران: انتشارات کویر، 1383
زهیری، علی رضا. عصر پهلوی به روایت اسناد. تهران: انتشارات دفتر نشر و پخش معارف، زمستان 1379
صادقکار، مرتضی. روانشناسی رضا شاه. تهران: انتشارات ناوک، 1376
مکی، حسین. تاریخ 20 ساله ی ایران. ج 6. تهران: انتشارات ناشر، 1362
2) نوشتار ها:
نوشتار «باستان‌گرایی در ایران» در دانش نامه ی ویکیپدیا
نوشتار «فرهنگستان ایران» در دانشنامه ی ویکیپدیا
گفتگویی با علی اصغر حقدار «فرهنگ و اندیشه در عصر رضا شاه» در تارنمای شخصی علی اصغر حقدار

---------------------------

نظر شما در مورد مطلبی که خواندید چیست؟

---------------------------

جواد حسينی

با درود خدمت دوستان گرامی
من نميدانم که آيا موسسه ای بنام بنياد رضا شاه وجود دارد يا نه. چنانچه چنين بنيادی وجود نداشته باشد آيا زمان آن فرا نرسيده که بنيادی به نام بنيانگذار ايران نو درست شود تا در سطح وسیعتری خدمات او را به جامعه ایرانی نشان دهد؟

July 23, 2008 03:39:20 PM
---------------------------

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
تبلیغات
 
 
 
 
صفحه نخست   برگشت
به حزب مشروطه ایران خوش آمدید.
 
Welcome to The Constitutionalist Party of Iran (CPI)
Make irancpi.net you start page | Add irancpi.net in you favorites