حزب مشروطه ايران
 The Constitutionalist Party of Iran (CPI)
Iran Turky Switzerland England Qatar Kuwait Sweden Norway Italy Canada Austrian France Holland Israel Denmark Belgium Germany United States of America
صفحه نخست چاپ برگشت
فرو رفتن جنبش دانشجویی در باتلاق خواست های پیشا مدرن

July 22, 2008

سه شنبه 1 مرداد 2567

فرامرز بیگدلو موج نو
 

( در باب تجمع مشترک دفتر تحکیم وحدت و دانشجویان کرد )

خیزش دوباره‌ی جنبش دانشجویی ایران، پس از حدود یك دهه رخوت و فترت پس از انقلاب فرهنگی، در نخستین سالهای دهه هفتاد آغاز شد. گرچه در آن سالها هنوز گفتمان برتر، گفتمان حاكمیت‌گرای مذهبی بود اما اندك اندك همراه با بازتر شدن فضای گزینشی و از میان رفتن تبعیض‌های عقیدتی برای گزینش و درونشد دانشجویان از قشرهای گوناگون جامعه، جنیش دانشجویی از مسیر اندیشه‌هایی كه روشنفكری دینی نامیده می‌شود، به جاده‌ی پی‌گیری مطالبات و خواست‌های جامعه بازگشت. كاركردی تاریخی كه همواره در جوامع توسعه‌نیافته و در نبود حزب‌ها و نهادهای مدنی، وظیفه‌ی سنگینی را متوجه دانشجویان می‌كند. رخدادهای دوم خرداد 76 و پیروزی ناباورانه‌ی اصلاح‌طلبان نقطه‌ی عطفی در تاریخ مبارزات دانشجویی پس از انقلاب قلمداد می‌شد. بدرستی می‌توان عامل عمده‌ی این پیروزی را رویكرد دانشجویان به سوی اصلاحات و پشتیبانی آنان از نامزد پیروز دانست. در سالهای پس از این رویداد، بتدریج گفتمان غالب گرایش به سوی لیبرال شدن پیدا كرد و كم كم نواهای سكولاریسم از دانشگاه برخاست. این تغییر روند به ویژه در سالهای 80 به بعد و در دوره‌ی دوم حاكمیت اصلاح‌طلبان، آشكارا دیده می‌شود. تا جایی كه در پاییز سال 81 كه تظاهرات‌های زنجیره‌ای دانشجویی برگزار می‌شد، شكاف میان حاكمیت و جنبش دانشجویی به اوج خود رسید و دانشجویان كاملا از خواست‌های مدرنی چون لیبرالیسم، سكولاریسم، حقوق بشر و ... پشتیبانی می‌كردند. در این سال برخلاف خواست گروههای دانشجویی حاكمیت‌محور كه عمدتا برگزاركننده‌ی چنین مراسم‌هایی بودند، شعارها و خواست‌های طرح می‌شد كه در تضاد با اندیشه‌ی برگزاركنندگان بود.

این رویدادها و همچنین رخدادهای سال پسین (82) چنین می‌نمود كه جنبش دانشجویی با پشت سر گذاردن گسست تاریخی شكل گرفته در دهه 60 و تا حدودی 70 به روند تكوین تاریخی خود بازگشته بود و امید می‌رفت همان آرمان‌ها و كاركردهایی را كه از یك جنبش دانشجویی آوانگارد و مترقی انتظار می‌رود، به انجام و فرجام برساند. اما گویا دست‌نوشت برخی جریان‌ها برای جنبش‌های دانشجویی سرنوشت دیگری را رقم زده بود. نخست به گونه‌ای شگرف، گرایش‌های چپی وارد دانشگاه شدند. چپی كه سالیان سال حضورش در دانشگاه ناپدید بود به صورتی مشكوك و به ناگاه، قارچ‌گونه سر برمی‌آورد و برابر گرایش‌های رو به پیشرفت لیبرالیستی قدعلم می‌كند. شگفت اینجا بود كه اساسا جریان‌های چپی ضدیت به مراتب بیشتری نسبت به لیبرال‌ها با دین و مذهب داشتند، اما حضور آنها گویا قابل تحمل‌تر به نظر می‌رسید. انحراف و كژی در همین جا پایان نگرفت و در كمال شگفتی گردهمایی‌هایی دانشجویان هم‌استانی كه از چندی پیش گاه و بی گاه در دانشگاه برگزار می‌شد، صورتی سازمان‌یافته و نهادینه پیدا نمود و گروه‌های قومیتی در نقش كنشگران سیاسی دانشجویی، خواست‌هایی را در قالب اعتراض‌های اجتماعی در جنبش دانشجویی مطرح نمودند. شوربختانه در همین جا بود كه بدنه تكه تكه شده جنبش دانشجویی، واپسین ضربات كاری كارد انحراف را در تن خود فرو می‌دید. جنبشی كه باید مطالبات ملی و خواست‌های مدرن نمایندگی كند، پرچمدار خواست‌هایی شده كه هیچ كجای دنیا در هیچ جنبش دانشجویی دیده نشده است. گرچه وجود گروههای چون سوسیالیست‌ها و لیبرالیست‌ها در بدنه‌ی جنبش دانشجویی بدلیل ماهیت خواست‌های آنها منطقی قابل پذیرش دارد و شاید نوعی پلورالیسم را تداعی نماید اما اساسا خواسته‌های قومی-قبیله‌ای در یك جنبشی كه ظاهرا بایستی آرمانی ملی را رهبری كند، كمی كودكانه و ابلهانه به چشم می‌خورد. با خود بیندیشید كه تا دیروز گفته می‌شد طیف راست و یا چپ (و یا لیبرال یا سوسیالیست) جنبش دانشجویی و امروز گفته می‌شود طیف كرد، لر، ترك، بلوچ، تركمن، گیلك، مازنی، عرب، ارمنی، آسوری و ... جنبش دانشجویی ایران! (البته اگر ایرانی باقی بماند). تصور كنید در خبرگزاری‌های رویتر، بی بی سی یا ای پی بگویند طیف باسكی جنبش دانشجویی اسپانیا! یا طیف كرسی جنبش دانشجویی فرانسه! یا شاید طیف چچنی جنبش دانشجویی روسیه! چه افتضاح خنده‌اوری! این را هم باید در كنار همه‌ی آن ابداعات و موارد خاصی نهاد كه ما ایرانیان در این چند ساله به جهان عرضه كردیم و سبب خنده و سرگرمی آنان را فراهم آوردیم. جنبش دانشجویی پیش از هر چیز یك جنبش است. جنبشی با تعریف خاص خود و همان كاركردهایی كه از یك جنبش مدنی انتظار می‌رود. دقیقا همانند جنبش زنان، جنیش جوانان، جنبش كارگری و ... . آیا می‌توان از یك جنبش مستقل و درونزا انتظار داشت كه به جای خواست‌های مدرن، متعالی و والا، خواست‌هایی را بر زبان آورد كه بازگشت به دوران سنت و ساختارهای كهن یك جامعه‌ی سنتی را تداعی نماید؟ جنبش دانشجویی كه اساسا می‌بایستی در آوردگاه نبرد سنت و مدرنیته در نقش یك نیروی پیشرو، متجدد، مترقی و فرهیخته، نمایان شود و می‌باید خواسته‌هایی را در فهرست خود قرار دهد كه دیگر قشرها، گروهها و جنبش‌های اجتماعی آن را سرلوحه كار خود قرار دهند، چنان در لاك خواسته‌های پیشامدرن قومی قبیله‌ای فرو رفته كه پس از گذشت سی سال حركت آنرا باید نوعی بازگشت به عقب و پسرفت تاریخی نام نهاد. پسرفتی كه نقطه‌ی بازگشت متناظر آنرا شاید در تاریخ 70 ساله دانشگاه در ایران نتوان پیدا كرد. شگفتا كه در عصر همگرایی‌های منطقه‌ای و بین‌المللی، یك جنبش دانشجویی در صدد فریاد خواست‌های كوته‌بینانه‌ی واگرایانه‌ای برمی‌اید كه یك ناظر بی‌طرف، متحیر می‌ماند كه اینان دانشجو هستند یا مشتی سرباز كه سالهاست اندیشه‌هایشان در پشت درب‌های آهنین دژهای دورافتاده، آن گونه كه فرماندهان واپس‌گرا خواسته‌اند، ساخته و پرداخته شده است. براستی افسوس و صد افسوس بر جامعه‌ای كه انتلكتوئل‌های آن، خواست‌ها و شعارهایی را پیشه سازند كه حتا فرودستان هم از فرط كهنگی و واپس‌گرایانه بودن آن خواست‌ها و شعارها، از گفتنشان واهمه داشته باشند.



پاینده ایران و سرفراز ایرانیان

---------------------------

نظر شما در مورد مطلبی که خواندید چیست؟

---------------------------

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
تبلیغات
 
 
 
 
صفحه نخست   برگشت
به حزب مشروطه ایران خوش آمدید.
 
Welcome to The Constitutionalist Party of Iran (CPI)
Make irancpi.net you start page | Add irancpi.net in you favorites