خواهید گفت شماها مریض حکیم جواب داده اید نصیحت و پند در شماها اثر نمیکند و ذکر و وعظ ثمری نمیبخشد پس بمجازات نادانی باید گرفتار شوید و بکیفر جهالت پایمال. بخدا پناه میبریم و این معاذیر غیرموجه شما را نمیپذیریم.
ماها از سیاهان افریقا و آدمخواران ژابون در درایت و ذکاوت ادنی نیستم چه شد که آنان ترقی کردند و از فواکه علم بهره بردند و بعالم تمدن پا نهادند و ما هنوز در گرداب کوری غریق و در پایاب بی بصیرتی سفیلیم – قلم محررین و زبان دانایان آنها آنی نیارامید و دمی نیاسود، حسن و قبح را گفتند، زشت و زیبا را نوشتند و بجهد و کوشش و زحمت و مشقت و ریاضت و کلفت تن در دادند و از پیش برد و نام نیک در عالم گذاشتند:
پس شما ای محررین و دانایان! عذرتان هیچ روی مسموع نیست و بهانه عذرتان بهیچ زبان مقبول. آنچه شماها ظلم و بیداد بوطن کرده و میکنید هیچ ظالمی بمظلومی نکرده، چشم چخ ندیده و گوش دهر نشنیده. زود این بزرگی و راحت سپری شود و دوره اسیری و نقمت در رسد و بپاداش این مجازت یابید ( جزاء بماکنتم تعملون ) ای ابنای گرامی وطن و نو نهالان این خراب چمن حال که خود غرضا زاقلم تحریر شکسته و زبان تقریر بسته غفلت و بیخبری ما را علت راحت و آسایش خود میدانند. و کوری و ناتوانی ما را سبب قوت و قدرت خود می پندارند، ما نیز بذیل عنایت ربانی متمسک شویم و بحبل جهد و کوشش و سعی و غیرت مهتصم که پیغمبر ما اشرف کائنات و خلاصه موجودات میفرماید ( من لج فلج ) البته بمقصود برسیم و از جهل برهیم.
لختی نظر کنیم دولت انگلیس که امروز کوس لمن الملک میزند و در چهار اقلیم دنیای عتیق و دو اقلیم ارض جدید ( امریکا ) ممالک و مستعمرات دارد، و حکمش بعبارت اساطیر الاولین از جابلقا تا جابلسا را فرو گرفته و فرمایش از اقصای غرب تا منتهای شرق رسیدهو بر هفتاد مایون نفوس اسلامیه و براداران ما سلطنت میکند این همان ملت و دولتی است که تا دویست سال قبل قادر و توانا بر خویشتن داری نبود و جزایر ثلاثه ( ایرلند ) و ( اسکاتلند ) و ( انگلند ) هریک هر دم حکمرانی علیحده داشت گاهی اسیر ( نارمن ) های فرانسه بود و زمانی نقطه هجوم اسپانیائیها، چه باعث ان همه سطوت و عظمت و دولت و ثروت گشت؟ و چه این ملت گمنام را از حضیض تراب تیره پستی و مذلت اوج آسمان منیر سر بلندی و ابهت رسانید؟ بلی اینها همه نتیجه علم و کوشش و سعی و غیرت و جهد و پایداری است.... ما هنوز در قید خیالات واهیه و تصورات موهومه هستیم، سیاسی را افسانه میدانیم، و صحبت ترقی را اساطیرالاولین آوخ! چه قدر بی همتیم و نمی دانیم! و چه اندازه جاهلیم و نمیفهمیم! بااینهمه در عین جهالت افلاطونیم، و در کمال تنبلی ناپلئون، ای اهل وطن و نونهالان این خرابه گلشن، امروز غزلیات شیخ سعدی و علم بمناظرات عنصری و غزالی فایده بحال ما ندارد باید دانست اقصای شرق کجاست و منازعه دول فرنگ در سر آن چیست ملت محترم آن چرا ذلیل شد و دولت معظم آن خوار؟..... ای ابنای وطن مطبوعات ما از بی همتی محدود است . چشمهای ما از بیمبالاتی ما کور. وطن از جهالت ما خراب است و دل ما از ظلم کباب.
پریشانی و پراکندگی ما از نادانی ما است و آبادی و جمعیت اجنبی از خرابی ما.
( بار خدایا این چه بلائی است که ملتی بر خود مصیبت وارد آرند و بر خود بگریند ظلم کنند و مظلوم باشند از خویشتن شکایت کنند و هم بر خویشتن بنالند)
برگرفته ای از روزنامهء «ثريا» ـ 1316 قمری
---------------------------
نظر شما در مورد مطلبی که خواندید چیست؟
---------------------------
|