حزب مشروطه ايران
 The Constitutionalist Party of Iran (CPI)
Iran Turky Switzerland England Qatar Kuwait Sweden Norway Italy Canada Austrian France Holland Israel Denmark Belgium Germany United States of America
صفحه نخست چاپ برگشت
سه مساله فوری ایران

July 03, 2008

پنچ شنبه 13 تیر 2567

فرهاد یزدی تلاش
 

رژیم جمهوری اسلامی، شرایطی ایجاد کرده که اجازه می دهد فاسدان، سفاکان، نا آگاهان و حتا افرادی که از تعادل روانی برخوردار نیستند، به بالاترین رده قدرت دست یابند. از این رو مسایلی ایجاد می گردد که ملت ایران مجبور خواهد شد تاوان آن را تا سال های دراز به پردازد


حتا اگر مسایل درازمدت ملی ایران، که جمهوری اسلامی هیچ گاه قادر به حل آنها نیست را کنار گذاریم، رژیم اکنون با 3 مساله فوری: وضعیت اقتصادی، بن بست سیاسی در کانون رژیم و برنامه ی هسته ای روبروست. رژیم خود موجد هرسه مساله بوده است. هر سه مساله بر امنیت ملی ایران، اثرات منفی دراز مدت خواهد داشت و مدت ها بر دوش ملت سنگینی خواهد کرد. با وجودی که نشانه های مثبتی دیده می شود، اما هنوز امکان زیادی وجود دارد که مساله ی سوم، ایران را درگیر یک جنگ ناخواسته فاجعه آمیز بنماید.
با وجود درآمد افسانه ای نفت، اقتصاد ایران در چنبره کاهش تولید داخلی، افزایش نرخ بیکاری همراه با شتاب افزایش قیمت ها، گرفتار است. کاهش تولید داخلی و به تبع آن افزایش نرخ بیکاری، براثر نبود امنیت سیاسی و اقتصادی (که پیش شرط برای سرمایه گذاری در درازمدت است)، هدایت منابع مالی به سوی فعالیت های کوتاه مدت غیر تولیدی و ثابت نگاه داشتن نرخ تبدیل ارز، عليرغم تورم بالای داخلی، ایجاد شده است. تورم، براثر افزایش بی رویه حجم پول در گردش ایجاد شده و شتاب می گیرد. در چنین وضعیتی، منطقی است که سیاست های پولی حکومت در راه کاستن از حجم پول باشد. جمهوری اسلامی درست در جهت عکس حرکت کرده که سبب گردید تورم از آغاز سال نو به شدت افزایش یابد.
بخشی از تورم کنونی، وارداتی است. دور گیری تورم در ایران، همزمان با کاهش شدید مواد غذایی در سطح جهانی است. براثر افزایش شدید هزینه ی سوخت، کود شیمیایی و مواد اولیه، همراه با سوانح وبلایای طبيعی، صادرات مواد خوراکی به شدت کاهش یافته و قیمت آن کالاها، با نسبت بیش تر، افزایش یافته است. چند کشور صادر کننده بزرگ برنج که ویتنام، هندوستان و پاکستان را نیز در بر می گیرد، اگر صادرات را به طور کامل متوقف نکرده اند، دستکم از حجم آن به شدت کاسته اند. همین امر در مورد گندم، ذرت، دانه های روغنی گوشت و لبنیات و فرآورده های آنان نیز صادق است. برخلاف ادعاهای نظام، بخش بزرگی از نیازهای خوراکی ایران از بازارهای جهانی تامین می گردد.
تحریم بانک ملی که بیش ترین حجم خریدهای دولتی از این مجرا صورت می گرفت، وسیله ی اروپا، به مشگلی جدی تبدیل شده است. نه تنها این بانک دیگر قادر به گشایش اعتبارات خارجی جدید در اروپا نیست، بلکه بسیاری از خریدهای پیشین که بخشی از هزینه ی آن پرداخت شده، نیز با اشکال روبرو گردیده است. از این رو، با کاهش واردات این کالاها، یک عامل دیگر بر عواملی که سبب افزایش قیمت ها می گردد، افزوده شده است. با افزایش تورم مواد خوراکی و کالاهای صنعتی در جهان، همراه باسیاست های فاجعه آفرین اقتصادی حکومت، باید انتظار انفجار شتاب تورم را داشت. گویی این مسایل کافی نبود، اکنون صحبت از این است که یارانه های دولتی حذف و در عوض، معادل آن به هر شخص به صورت نقدی پرداخت گردد. بر مبنای گزارش بی – بی – سی (سی ژوئن 2008 ) این رقم کمابیش صد میلیارد دلار میشود. بنا به گزارش تابناک، تنها برای نیرو (نفت، گاز و دیگر مواد سوختی و برق)، این رقم برابر با 90 میلیارد می گردد. به طور کلی، یارانه، مانع از تخصیص بهینه ی منابع در هر اقتصادی است که در درازمدت به رشد زیان وارد می آورد. اما حذف ناگهانی یارانه، افزایش ناگهانی قیمت کالا و خدمات مربوطه را به همراه می آورد. تکانه وارده به بازار از افزایش قیمت کالا و خدمات براثر حذف یارانه، به سرعت سبب افزایش قیمت دیگر کالاها می گردد، زیرا هر صاحب کالا، کوشش می کند، قیمت کالای خود را به نسبت کالاهای دیگر ترقی دهد. از سوی دیگر نقدینگی اضافی که به ناگه به بازار تزریق می شود، به خودی خود تورم زاست.

***
براثر شکست های پی در پی داخلی و خارجی جمهوری اسلامی، بحران سیاسی در کانون رژیم عمیق تر می گردد. هر روز بيش از روز پیش، فروپاشی پایگان سیاست گذاری آشکارتر می گردد. افشاگری های پی در پی توسط گروهای رقیب، تا سطح بالاترین رده های رهبری رژیم که تا چندی پیش خط قرمز غیر قابل عبور بود، را در بر گرفته است. پرونده های دزدی و فساد سرآمدان رژیم وسیله ی دیگر "خودی ها" افشا می شود. چون گروه های بسیاری در سپاه پاسداران و دستگاه های اطلاعاتی رژیم، از این موج افشاگری حمایت کرده و به احتمال زیاد خوراک لازم را فراهم می کنند، باید انتظار ادامه آن را داشت. مشروعیت ناچیز رژیم، هر روز متزلزل تر می شود. به اتهام فساد و مصرف بالی مواد مخدر به اکثریت بزرگ سرآمدان رژیم، اتهام عدم تعادل روانی وسیله ی "خودی ها" در مورد رییس جمهور رژیم، نیز افزوده شده است. روزنامه "اتحاد ملی" متعلق به کروبی که از ابتدای شکل گیری جمهوری اسلامی در بالاترین رده رهبری قرار داشت، در شماره 11 تیر ماه، باورهای رییس جمهور و مشاوران نزدیک او را در مورد ظهور امام زمان و هاله ی نور، را پدیده ای بیش از عوام فریبی دانسته است. این روزنامه با نقل از گفته های منسوب به رییس جمهور، در صورتی که صحیح نباشند، خواستار تکذیب آن ها گردیده است. در بخشی از نوشته ی این روزنامه می خوانیم:

«نماینده ای از شورای اسلامی نقل می کرد روزی در در ملاقات رییس جمهور با مقام معظم رهبری ایشان نسبت به اظهاراتش ووعده ظهور حضرت در دوسال دیگر مورد اعتراض شدید رهبری واقع شد و در جواب گفت "کسانی که با ایشان در تماس هستند، گفته اند" و پس از خروج از دفتر رهبری، اظهار کرده است: "ایشان تصور می کند من رئیس جمهور او هستم، من رئیس جمهور امام زمان (عج) می باشم.»

* * *
سخنان فرمانده سپاه پاسداران دال بر جدی بودن خطر حمله ی نظامی آمریکا، نشان می دهد که دستکم دستگاه نظامی جمهوری اسلامی، در تضاد با رییس جمهور، ژرفای خطر را احساس کرده و زیر فشار، برای جلوگیری از چنین رویدادی، آماده اعتراف به آن است. این سخنان، اگر شعارهای معمول در رژیم اسلامی را کنار گذاریم، نشان از برآورد بالای احتمال از چنین درگیری و نگرانی از پیامدهای آن را آشکارمی‌کند. بنا به گفته ی فرمانده، اقدام پدافندی سپاه در برابر چنین حمله ی احتمالی نه خنثی کردن عملیات دشمن و حفظ ملت، نیروهای مسلح و منابع اقتصادی کشور است (که از انجام آن عاجز است) بلکه بستن تنگه ی هرمز، حمله موشکی به اسراییل و عملیات چریکی وابستگان نظام در عراق، لبنان و نوار غزه می باشد. یک بار دیگر هدف‌ِ دفاع از ایران در مقایسه با زدن ضربه به دشمن، در درجه دوم اهمیت قرار گرفته است.
همزمان، سپاه پاسداران دست به ایجاد 31 "سپاه" در تمامی استان ها به علاوه شهر تهران زده است. بخش بزرگی از این نیرو از جذب بسیجیان در نیروی زمینی سپاه، تامین خواهد شد. از این رو چنین به نظر می رسد که راهبرد سپاه پاسداران با افزایش حضور خود در عرصه ی امنیت داخلی به سوی نوعی حکومت نظامی با هدف حفظ رژیم در برابر شورش های احتمالی، تمرکز یافته است. در این راستا، مجلس رژیم برای ایجاد ترس بیش تر در جامعه، قانون اعدام برای افراد "شرور" را در دست تصویب دارد. شورش های داخلی می تواند براثر افزایش نارضایتی و کاهش مداوم مشروعیت رژیم، تشدید تحریم های اقتصادی و یا از جانب برخی از هواداران تندرو رژیم در صورت عقب نشینی جمهوری اسلامی در مورد مسله ی هسته ای، باشد. اما از همه مهم تر، احتمال بسیار بالای شورش و نا امنی در شهرهای بزرگ و مناطق مرزی، در صورت حمله ی نظامی خواهد بود. وظیفه ی جدید سپاه پاسداران، جلو گیری از وقوع چنین امريست. اولویت نخست جمهوری اسلامی، حفظ رژیم است ونه پاسداری از ایران. مشابه این امر نیز در دو حمله ی آمریکا به عراق دیده شد. در نخستین حمله ی آمریکا به عراق، پس از تسلیم نیروهای عراقی و آغاز شورش در شهرهای شیعی نشین و کردستان، صدام از نیروهایی که برای رویارویی با چنین موقعیتی به جبهه نفرستاده بود، با منتهای قساوت استفاده کرد. هنگام حمله ی آمریکا به عراق در سال 2003، صدام برای مقابله با شورش های احتمالی داخلی، از اعزام زبده ترین نیروهای جنگی خود به جبهه خود داری نمود.
رژیم جمهوری اسلامی خود را، در باتلاق هسته ای که به دست خود ایجاد کرده است، گرفتار می بیند. با وجودی که برخی از سرآمدان رژیم هنوز در تلاش اند که گستاخی ظاهری خود را حفظ کنند، آثار تزلزل در عزم آنان برای ادامه ی غنی سازی دیده می شود. عزم اروپا برای همراهی با آمریکا و سکوت چین و روسیه همراه با احتمال برقراری تحریم صادرات بنزین به ایران، راه دیگری در برابر آنان باقی نگذاشته است. سامانه بازتاب که به بخش بزرگی از سپاه پاسداران نزدیک است، با نقل قول از "مشاور بین المللی رهبر انقلاب"، دست آویز منطق کودکانه ای گردیده که "آمریکا و آنهایی که خلاف مصالح ما عمل می کنند، می خواهند پیشنهادها را نپذیریم و از همین رو روشن می شود که پذیرش به مصلحت ماست." گویی تمامی دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی خود قادر به تشخیص منافع نیست و تنها باید برخلاف نظر امریکا (آنهم به تشخیص خودشان) عمل کند.
صلابت رژیم که در چند سال گذشته، تا مقدار زیادی در گرو ادامه ی غنی سازی و در مخالفت با جامعه جهانی بوده است و از توقف این برنامه به شدت آسیب خواهد دید. از این رو، رییس مجمع تشخیص مصلحت رژیم، از غرب گله دارند که "ادبیات" به کار گرفته مناسب نیست و یا به سخن دیگر باید راه حلی پیدا کرد که اعتبار رژیم به نوعی حفظ گردد. با در نظر گرفتن این امر، چنین به نظر می رسد که رژیم به تکاپو افتاده که پذیرش بسته ی پیشنهادی غرب که لازمه آن توقف غنی سازیست، را از دوش خود برداشته و به عهده ملت گذارد. رییس مجلس و دیگر نمایندگان که بخش بزرگی از آنان دارای رابطه مستقیم با سپاه پاسداران هستند، در این مساله، نقش فعال تری را به عهده گرفته و تبدیل به بازی گر اصلی می شوند. سامانه تابناک، دست به "همه پرسی" زده است. بیش از 70 درصد، به دو گزینه که لازمه آن توقف غنی سازی است، اظهار تمایل کرده اند. جمع دو گزینه دیگر و یا همه ی مخالفان کم تر از 30 درصد آرا را به دست آورده است. مانند همیشه، در هنگام درماندگی، "امت" در یک دگردیسی ناگهانی، به "ملت" بدل می شود.
در یک دولت منطقی، هیچ یک از این مسایل اتفاق نمی افتاد. اما رژیم جمهوری اسلامی، شرایطی ایجاد کرده که اجازه می دهد فاسدان، سفاکان، نا آگاهان و حتا افرادی که از تعادل روانی برخوردار نیستند، به بالاترین رده قدرت دست یابند. از این رو مسایلی ایجاد می گردد که ملت ایران مجبور خواهد شد تاوان آن را تا سال های دراز به پردازد.

اول ژوئیه 2008

---------------------------

نظر شما در مورد مطلبی که خواندید چیست؟

---------------------------

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
تبلیغات
 
 
 
صفحه نخست   برگشت
به حزب مشروطه ایران خوش آمدید.
 
Welcome to The Constitutionalist Party of Iran (CPI)
Make irancpi.net you start page | Add irancpi.net in you favorites