در حالی که جمهوری اسلامی زیر فشار مشکلات دست و پا می زند، کشورهای 1 + 5 این بار، برای زیر فشار قرار دادن رژیم، پیشنهاد خود را علنی کردهاند. رژیم دیگر نمی تواند مدعی باشد که غرب با دادن "آب نبات"، خواستار توقف غنی سازی بوده است.
همراه با افزایش مشکلات رژیم در داخل کشور و در رابطه با سیاست خارجی، نبرد قدرت در درون رژیم نیز شدت گرفته است. اقتدار دولت، هر روزه توسط مقامهای انتصابی به چالش کشیده می شود. پس از وزیر کشور که حکم برکناری خود را از وزارت نپذیرفت و تا مدت ها در مقام خود باقی ماند، نوبت به رییس کل بانک مرکزی رسید که از ابلاغ دستور رییس جمهور دال بر تغییر نرخ بهره، به بانک های تجاری سرپيچی کرد. پس از آن در مصاحبهئی با نشریه هلندی (که طبق روال جمهوری اسلامی، آن را تکذیب کرد) دولت را به نادانی متهم نمود. این سرپيچیها تا آن جا ادامــه يافته است که بنـا بـه خبر سامانه تابناک ـ متعلق به محسن رضایی ـ سفیر ایران در ایتالیا " برغم حکم برکناری [از اطاعت آن سرباز زده و] در رم ماندگار شده است." نمونه ديگراظهارات وزير امور خارجه رژيم است که در تضاد مستقیم با رییس جمهور قیمت بالای نفت را غیر طبیعی اعلام نمود. با ادامه اين روند باید انتظار نافرمانی و سرپیچی های بیشتری را در میان منصوبین حکومتی داشت.
در اين ميان افشاگری مامور سابق پژوهش های مجلس، با این که برای ملت ایران تازگی نداشت و بنا به گفته اعلمی نماینده دوره پیشین مجلس اسلامی، تمامی آن پرونده ها در مجلس و قوه قضاییه موجودند، از چند جهت قابل توجه است. وی بیش از چهل نفر از سران "خودی ها" را که در سی سال گذشته بالاترین مقام های حکومتی را در اختیار داشتند، به عنوان متهم نام برد. نام آخوندهای منتصب به دستگاه رهبری، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، رییس سابق قوه قضاییه، چندین وزیر، فرمانده اسبق سپاه پاسداران و وزیر آن تشکیلات همراه با امام جمعه های تهران، در این سیاهه قراردارند. رییس سابق سپاه پاسداران متهم به قتل فرمانده پیشین نیروی زمینی سپاه و وزیر راه در کابینه ی خاتمی، شده است. هیچ یک از متهمین تا کنون در رد اتهامات وارده، سخنی ابراز نکرده اند. با وجود این که این اتهامات نه دروغند و نه امری جدید، اما انتشار و بازتاب همه جانبه ی آنها در نشریات کشور بيانگر نبرد قدرت است که به شدت افزايش و به سطوح بالاتری ارتقا يافته است.
چنین به نظر می رسد که نه تنها رییس جمهور بلکه بخشی از بدنه سپاه پاسداران و نیروهای اطلاعاتی – امنیتی نیز در پخش همه جانبه و سریع این سخنان دست داشته باشند. بخشی از سپاه پاسداران و نیروهای اطلاعاتی که در فساد بی سابقه ی سرآمدان رژیم اسلامی در سی سال گذشته، یا بنا به گزینش شخصی سهمی نداشتند و یا به بازی گرفته نشده بودند را باید از جمله این گروه دانست. رهبر رژیم که در موارد گوناگون به عنوان داور نهایی، می توانست اتهامات رقیبان را پرده پوشی کرده و مهار سطح برخورد را در دست داشت، این بار با متهم شدن یاران نزدیک به خود، این قابلیت را تا اندازه زیادی از دست داده است. به نظر نمی رسد؛ افشاگری ها به پایان رسیده باشند. دسته بندی های گوناگون که موقتی و بنا به موقعیت به سرعت تغییر شکل می دهند، دست به افشاگری شدیدتری که به احتمال زیاد، رهبری را نیز در بر خواهد گفت،خواهند زد. همراه با تضعیف رهبر رژیم، زمزمه های نیاز به حذف "ولایت مطلقه فقیه" از قانون اساسی، رساتر شده اند. سخنان امروز رییس مجمع تشخیص مصلحت که از آغاز یکی از پایه های ثابت رژیم بوده است، آشکارا در تضاد با فلسفهی حکومت اسلامی قرار دارد. او "کشف" کرده که "هرکشوری که به موازین دموکراسی وارد شده، پیشرفت کرده است و هرکس گرفتار استبداد شده، عقب مانده است."
به نظر می رسد، کانون اصلی سیاست گزاریهای رژیم رو به تزلزل است. از این رو، باید انتظار خومختاریهای بیش تر دیگر مراکز قدرت را داشته باشیم که نتیجه ی آن تنها می تواند افزایش نافرمانی و هرج و مرج در دستگاه حکومتی باشد. تورم که بدون شک رو به افزایش است، همراه با کمبود برق و سوخت و به احتمال زیاد کمبود مواد خوراکی که بخش بزرگی از آن به خاطر بحران جهانی است، از دیگر مسایل فوری حکومتی به شمار می روند. تشنج در دانشگاه ها و افزایش برخورد میان ملت و نیروهای امنیتی در شهرها که واکنش حکومت در برابر آن به صورت افزایش اعدام دیده می شود، بر وخامت اوضاع افزوده است.
همزمان، امنیت در مرزهای باختری و خاوری کشور با چالش جدی روبرومیباشند. در کردستان برخورد مسلحانه به طور چشم گیر افزایش یافته است. هرازگاه خبر کشته شدن ماموران امنیتی به خارج درج می کند که حاکی از بالا گرفتن درگیری مسلحانه است. رژیم تلاش می کند که با هماهنگی با ترکیه از شدت این حملات به کاهد. درآن سوی مرز، قرارداد نظامی عراق با آمریکا که تا 54 پایگاه نظامی در اختیار آن کشور در خاک عراق قرار می دهد، تهدیدی درازمدت بر امنیت ملی ایران خواهد بود که براثر نبود رابطه ی مستقیم با آمریکا، رژیم مجبور است با واسطه و از راه تحبیب و تهدید حکومت متزلزل عراق، از اجرای چنین امری جلوگیری کند. کشورهای عرب منطقه، حضور درآزمدت پایگاه های آمریکا در عراق را مهاری بر ماجراجویی های رژیم اسلامی و قبضه کامل قدرت به وسیلهی شیعه ها دانسته و اگرچه نه به طور آشکار، اما در پنهان از آن استقبال می کنند. ترکیه حساب می کند که پایگاه های آمریکا در عراق، دستکم یکپارچگی آن سرزمین را تضمین کرده و مانع از ایجاد حکومت مستقل کردستان که ترکیه به شدت با آن مخالف است، خواهد شد.
در بلوچستان، درگیری مسلحانه شدت گرفته و شانزده نفر ماموران یک پاسگاه به گروگان برده شده اند. با آزادی عملی که دولت پاکستان به طالبان (پاکستانی و افغانی آن تفاوتی ندارند) در پشتونستان داده است و با در نظر گرفتن بحران عمیق سیاسی و نظامی در داخل آن کشور، هرروزه بخش بزرگ تری از خاک پاکستان به منطقه نفوذ طالبان، تبدیل خواهد شد. چنین تحولی نه تنها درگیرهای مسلحانه در افغانستان را با نیروهایی افغانی و ناتو افزایش خواهد داد، بلکه باید انتظار افزایش درگیری مسلحانه در بلوچستان ایران را داشته باشیم.
نشانه هایی از نزدیکی غرب با دشمنانش – و متحدین رژیم اسلامی - در خاورمیانه عربی دیده می شود. وزیر خارجه آمریکا، ائتلاف به دست آمده در لبنان را در حالی تایید کرد که همزمان، اسراییل با حزب الله لبنان در حال مذاکره برای مبادله اسیران و با حماس در حال مذاکره برای رسیدن به نوعی آتش بس هستند. دور دوم مذاکرات غیر مستقیم اسراییل و سوریه به میانجیگری ترکیه به زودی آغاز خواهند شد که نشانه ای از کاهش تنش میان آن دو کشور است. با وجودی که رژیم اسلامی هنوز توان ایجاد بحران در این مناطق را دارد، تمامی این تحولات را می توان به نشیب نفوذ رژیم در این سرزمین ها که سال ها در آن سرمایه گذاری کرده است، تعبیرنمود.
آخرین حمله رییس جمهور به اسراییل در رم که بی اعتنایی رهبران آن کشور و دیگر شرکت کنندگان در کنفرانس فائو را به رییس جمهور رژیم، همراه آورد با واکنش سخت دو نامزد ریاست جمهوری در آمریکا روبرو گردید. باراک اوباما که رژیم انتظار دارد، در صورت انتخاب به این مقام، همزمان با کاستن از حمایت اسراییل، با نرمش بیش تری با رژیم جمهوری اسلامی رفتار کند، در سخنرانی در مرکز دوستی آمریکا و اسراییل AIPA، تمام تلاش خود را به کار برد که ثابت کند که سرسپردگی او به حمایت از امنیت اسراییل اگر بیش از رقیب خود از حزب جمهوری خواه نباشد، کم تر نیست. او تا آن جا پیش رفت که اورشلیم را پایتخت غیرقابل تقسیم اسراییل نامید، امری که تا کنون هیچ یک از سیاستمداران اصلی آمریکا انجام نداده بودند. پسزنش جامعه جهانی در برابر سخنان غیرقابل توجیه رییس جمهور، به طور کامل به نفع اسراییل و برعلیه ایران تمام شد. در حالی که حمله اروپا به سیاست های رژیم و عدم توجه به خواست جامعه جهانی در ادامه غنی سازی هسته ای بالا گرفته، رییس جمهور آمریکا در سفر به این منطقه امکان استفاده از نیروی نظامی (در صورت لزوم)، را به دفعات تکرار کرد. در همراهی با آمریکا، اروپا نیز با تحریم بانک ملی و تهدید به بلوکه کردن دارایی های ایران در بانک های آن منطقه، حلقه را تنگ تر کرد. بنا به گزارش، نزدیک به هفتاد میلیارد دلار دارایی های ایران یا طلا خریده شده و یا به بانک های آسیایی منتقل شده اند. البته باید توجه داشت که با در نظر گرفتن ساختار داخلی کشورهای آسیایی، آن بانک ها در مقایسه با بانک های اروپایی، از اعتبار کم تری برخورداراند.
در حالی که جمهوری اسلامی زیر فشار مشکلات دست و پا می زند، کشورهای 1 + 5 این بار، برای زیر فشار قرار دادن رژیم، پیشنهاد خود را علنی کردهاند. رژیم دیگر نمی تواند مدعی باشد که غرب با دادن "آب نبات"، خواستار توقف غنی سازی بوده است. این بسته نه تنها تحریم ها را از میان برداشته و ایران را از انزوای سیاسی خارج و دسترسی به شگردشناسی پیش رفته نفت و گاز که به شدت مورد نیاز کشور است، را فراهم خواهد کرد، بلکه تعهد به تامین نیروگاه های پیش رفته و سوخت آنان را می نماید. از آنجا که تا مقداری منافع روسیه ـ نزدیک ترین متحد رژیم در میان کشورهای توانمند ـ در نظر گرفته شده است، آن کشور نیز حمایت خود را با همراه کردن نماینده وزارت خارجه در گروه همراه با سولانا، ابراز کرده است. گروه 1 + 5 روشن کرده است که دیگر آمادگی چانه زدن در خطوط اصلی بسته ی پیشنهادی را نداشته و باید پاسخ روشن ایران را به زودی دریافت کند.
با قبول این بسته و توقف غنی سازی، ایران می تواند بار بزرگی از دوش خود برداشته و با از میان برداشتن تهدید حمله نظامی، به تلاش برای کاهش بار مسایل و بازسازی کشور، دست زند. علایمی دیده می شود که برخی از سرآمدان رژیم، با نظر مثبت از این بسته استقبال کرده اند. با آشکارشدن مفاد بسته پیشنهادی، فشار افکار عمومی برای قبول این بسته و کاستن از مسایل شدت خواهد گرفت که سرآمدان حکومتی نمی توانند به سادگی بر آن چشم فروبندند.
اما با در نظر گرفتن مبارزه قدرت که فرآيند تصمیم گیری را در کانون رژیم به بن بست رسانده و هرگونه انعطاف را از آنان سلب کرده است، همراه با مراکز قدرت متعدد، مشگل به توان تصور کرد که رژیم شهامت و انعطاف لازم را برای بیرون کشیدن خود از این باتلاق داشته باشد. در این میان، عامل تعیین کننده سپاه پاسداران خواهد بود که در شرایط کنونی ایران، به نسبت دیگران از وزنه سنگین تری برخوردار است. هرگاه، زیر فشار داخلی و خارجی، عزم رژیم بر پذیرفتن بسته ی پیشنهادی باشد، از رهبر رژیم گرفته تا دیگر مراکز قدرت، برای رفع مسئولیت، تصمیم را به گردن ملت خواهند افکند و مجلس را مسئول این امر خواهند کرد.
بدون شک سپاه پاسداران آگاه است که رد بسته ی پیشنهادی و پافشاری برادامه غنی سازی، سبب تشدید سریع تحریم ها خواهد شد. این امر می تواند صادرات بنزین به ایران را نیز دربر گیرد. چنین تحولی سبب فلج شدن شبکه حمل و نقل و رساندن مواد خوراکی و دیگر نیازها به مراکز جمعیتی کشور خواهد شد. البته دلیلی در دست نیست که در چنین موقعیتی، خطر حمله نظامی را دست کم فرض کرده و آن را منتفی بدانیم. به نظر می رسد که برای پذیرفتن تعلیق غنی سازی، اکنون از هر زمان دیگری رژیم بیش تر زیر فشار باشد و فرصت تصمیم گیری نیز کوتاه است.
---------------------------
نظر شما در مورد مطلبی که خواندید چیست؟
---------------------------
|
|