حزب مشروطه ايران
 The Constitutionalist Party of Iran (CPI)
Iran Turky Switzerland England Qatar Kuwait Sweden Norway Italy Canada Austrian France Holland Israel Denmark Belgium Germany United States of America
صفحه نخست چاپ برگشت
هزینۀ واماندگی

June 21, 2008

شنبه 1 تیر 2567

شاهین فاطمی
 

همه چیز در دنیا نسبی است و جز مذهب و ایدئولوژی، کمتر واقعیت دیگری را در قالب مطلق عرضه می‌کنند. از همه بیشتر، عقب‌ماندگی و پیشرفت همیشه بر حسب مقایسه مورد قضاوت قرار می‌گیرد.

اقتصاد ایران امروز در چنان شرایطی از انحطاط و اضمحلال قرار دارد که نظیر آن را به سختی می‌توان در تاریخ معاصر کشور سراغ کرد. البته دوران جنگ را باید از این مقایسه مستثنی دانست. شاید جمعی مدعی شوند که امروز هم کشور به‌نوعی در حال جنگ است زیرا تحریم، نوعی جنگ سرد یا جنگ اقتصادی است.

در این مورد، دو پاسخ به‌نظر می‌رسد؛ در درجۀ اول، سران نظام به‌کرات گفته و نوشته‌اند که تحریمها کلا بلااثر بوده‌اند و هستند. اگر این مدعا را باورپذیر بدانیم چگونه می‌شود آشفتگی اقتصادی امروز را ناشی از تحریم اقتصادی اعمال شده از سوی غرب شناخت؟ پاسخ دیگر، در قبال همۀ گناهان را به گردن تحریم شکستن، برمی‌گردد به سابقۀ جمهوری اسلامی و مسائل اقتصادی ناشی از این نظام.

از دوران بعد از انقلاب تا امروز، چه در دوران هشت‌سالۀ جنگ (که عذر آنها تا حدی پذیرفته است) و چه در دیگر 22 سال حاکمیت جمهوری اسلامی (که عذری برای آن ندارند) بحران اقتصادی همزاد این حکومت بوده است و خواهد بود. اشکال اساسی در ساختار جمهوری اسلامی نهفته است. حکومتی که اساس و پایه‌اش بر مصادره، چپاول، دادگاههای بدتر از بلخ انقلاب بنا شده است هرگز نخواهد توانست محیط امن و فضای آرامش منبعث از قانون را که از الزامات ابتدایی اقتصاد سالم است، فراهم آورد. از این رو، کم و بیش چه هموطنان درونمرز و چه خارج‌نشینها همه به اوضاع آشفتۀ اقتصاد ایران و بحران فزاینده‌ای که ایجاد کرده است عادت کرده‌اند. با اینهمه گاه و بیگاه وقتی خبری یا مقاله‌ای در مورد به‌اصطلاح کشورهای مجاور در منطقۀ سواحل جنوبی خلیج فارس انتشار می‌یابد از نو داغ‌ها تازه می‌شود. زمانی که کسی از بهبود اوضاع یا پیشرفتهای آن منطقه می‌گوید یا می‌نویسد بی‌اختیار انسان در مقام مقایسه و سنجش نسبی میان آنچه در آنجا می‌گذرد و اوضاع اسفبار کشور خودمان برآمده، متأثر و اندوهگین می‌شود. چنین احساسی ناشی از حسادت یا چشم‌‌تنگی نیست بلکه برعکس، هر ایرانی از آبادتر شدن خانه و کاشانۀ همسایگان بالطبع خوشنود می‌شود. آنچه تأثر و اندوه ایجاد می‌کند بیشتر و بیشتر عقب ماندن از آن قافله است. اگر اوضاع بدین روال ادامه یابد، چه بسا که ایران هم بمانند پاکستان و بنگلادش در آینده آنقدر سیر قهقرائی خواهد داشت که ساکنانش در تلاش معاش ناچار شوند برای مشاغل عملگی و باربری عازم آن سوی ساحل شوند. تصور چنین رویدادی است که تأثر و اندوه را موجب می‌شود.

خواندن مقالۀ اصلی صفحۀ اول (امروز) «وال‌استریت جورنال» اروپا برانگیزندۀ یکی از همین تصورات و لحظات نگرانی برای ایرانیان است. در این مقاله که تحت عنوان «کشورهای خلیج (فارس) در آستانۀ تبدیل به مراکز بزرگ مالی جهانی» نوشته شده است به‌خوبی پیداست که رهبران این مناطق چگونه توانسته‌اند با شناخت درست از مسیر حرکت اقتصاد دنیا، خود را دقیقاً در مرکز آن قرار دهند. آنها به‌نیکی دریافته‌اند که در دنیای قرن بیست و یکم نفت یا تمام خواهد شد و یا دنیای صنعتی سرانجام چاره‌ای برای قطع اعتیاد خانمان‌بربادده خود به این منبع انرژی خواهد یافت. آنها می‌دانند که غربی‌ها از امروز برای فردای بدون نفت نقشه و برنامه تهیه کرده‌اند. از آن مهمتر، سران کشورهای مجاور ما به این نکته نیز پی برده‌اند که اقتصاد جهانی که در قرن نوزدهم از کشاورزی به صنعتی تبدیل شد و در قرن بیستم مرحلۀ صنعتی را نیز پشت سر گذاشت و به اقتصاد خدماتی (service economy) مبدل گشت، در قرن بیست و یکم، یک قدم فراتر خواهد گذاشت و از هم اکنون وارد مرحلۀ جدید به‌نام اقتصاد اطلاعات یا (information economy) شده است. این آخرین مرحلۀ تکامل جوامع اقتصادی بر پایۀ انتقال اطلاعات بنا نهاده شده است و در مرکز ثقل این بازار اطلاعات، داده‌های مالی و بازارهای داد و ستد اوراق و اسناد بهادار قرار دارند. امروز بیشترین مشاغل نه دیگر در کشاورزی یافت می‌شود و نه در صنعت و یا خدمات سنتی، بلکه برعکس، تقریباً از هر سه پیشۀ جدید که ایجاد می‌شود دو سوم آن در بخش مالی و انواع صنایع اطلاعات قرار دارد.

با درک این روند بسیار پر اهمیت اقتصاد جهانی، اقدامات و برنامه‌ریزی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس بسیار در خور توجه است. در میان این مجموعه، دوبی، قطر و تا حدودی ابوظبی سعی می‌کنند با توکیو، سنگاپور و هنگ‌‌کنگ رقابت کنند و یا لااقل میان لندن و توکیو به یک مرکز مهم مالی جهانی تبدیل شوند. این شش کشور (بحرین، کویت، عمان، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی) که مجموعاً سالانه بیش از چهارصد میلیارد دلار درآمد حاصل از فروش نفت دارند، همانند یک آهن‌ربا توانسته‌اند بزرگترین بانکهای دنیا را به منطقه جلب کنند. به‌عنوان مثال سیتی‌بانک (CITIBANK)، دوبی را به‌عنوان یکی از دو مرکز مهم فعالیتهای خود برگزیده است. از آنجا که اکثر این کشورها درآمد حاصل از فروش نفت را در همان منطقه سرمایه‌گذاری می‌کنند، بهترین مغزهای مالی و اقتصادی دنیا به سوی این کشورها رهسپار شده‌اند. نشریه وال‌استریت خاطرنشان می‌سازد که ایران یگانه کشور آن منطقه است که نتوانسته است در این عصر طلائی برای خود سهمی دست و پا کند و همچنان در انزوا باقی مانده است. مقاله، سکون و رخوت اقتصادی ایران را در برابر نقشۀ درازمدت و عریض و طویل عربستان سعودی مورد سنجش قرار می‌دهد و می‌نویسد عربستان سعودی هم اکنون با هزینه کردن بیست و هفت میلیارد دلار در حال ساختن شش شهر اقتصادی جدید است که پس از اتمام خواهد توانست بیش از یک میلیون و سیصدهزار اشتغال جدید ایجاد کند. بازار بورس ریاض به‌تنهایی متجاوز از پانصد میلیارد دلار ارزش دارد در حالی که در مجموع، میان دوبی، قطر، ابوظبی و عربستان یکهزار و دویست میلیارد دلار در بازارهای بورس سرمایه‌گذاری شده است.

با این ارقام در آیندۀ نزدیکی بورس‌های منطقه خواهند توانست با بورسهای قدیمی کشورهای غربی سرسختانه به‌رقابت برخیزند. بخش قابل ملاحظه‌ای از مقالۀ مورد بحث به دوبی و مرکز مالی معروف آن (Dubai International Financial Centre DIFC) اختصاص دارد. این مرکز توانسته است جایگزین بازار قدیمی بورس در بحرین شود. رهبران سیاسی دوبی، به‌ویژه شخص شیخ محمد، با درک اهمیت امور مالی و فاینانس در آینده در بورس لندن و شرکت بورس آمریکایی «نازدک» Nazdaq توانسته‌اند وارد حلقۀ بین‌المللی بازار سرمایه شوند و از قرار معلوم در آیندۀ نزدیک مرکز مالی دوبی به شبکۀ جهانی Nazdaq – DIFC تبدیل خواهد شد.

آیا شما هم با خواندن چنین مقاله‌هایی نگران آینده ایران نمی‌شوید؟ در دنیای امروز مسابقه میان کشورها مسابقۀ تنازع بقاست. آنچنان نیست که اگر دوبی به مرکز مالی بین‌المللی تبدیل شد و بهترین مغزهای منطقه را به سوی خود جلب کرد، در آینده ما نیز خواهیم توانست به آنها برسیم. متأسفانه واقعیات در دنیای امروز سوای این است و در بازار بین‌المللی تقسیم کار، کشورها به‌سرعت به دو گروه تبدیل خواهند شد: در آینده شما یا دوبی خواهید شد و یا بنگلادش و اگر در مسیر صحیح قرار نگیرید، هرچه بیشتر زمان بگذرد و در مسیر خطا گام بردارید بازگشت به آن دیگر راه، مشکلتر و چه‌بسا غیر ممکن خواهد شد.

مصیبت این رژیم متأسفانه با پایان پذیرفتن عمر نکبت‌بارش پایان نخواهد یافت. این فرصتهای از دست رفته جبران‌ناپذیر خواهد بود، همان گونه که امروز دیگر بنگلادش به پای هندوستان نخواهد رسید، گرچه روزی از یک مبدأ مشترک شروع کردند. فردا هم برای ملت ایران بسیار دیر خواهد بود. زمانی که هیچکدام از این تازه‌به‌دوران‌رسیده‌های منطقه وجود خارجی نداشتند تهران قدمهای اولیه را برای ایجاد یک مرکز مالی در منطقه پشت سر گذاشته بود. متأسفانه هرچه زمان بیشتر می‌گذرد نه‌تنها فاصلۀ ما با جهان مترقی بیشتر می‌شود بلکه جهت حرکت جامعۀ ما با جوامع در حال رشد منطقه نیز اختلاف اساسی دارد.

---------------------------

نظر شما در مورد مطلبی که خواندید چیست؟

---------------------------

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
تبلیغات
 
 
 
 
 
 
صفحه نخست   برگشت
به حزب مشروطه ایران خوش آمدید.
 
Welcome to The Constitutionalist Party of Iran (CPI)
Make irancpi.net you start page | Add irancpi.net in you favorites