قبل از انقلاب ارتجاعی اسلامی، اگر کسی مشی چریکی را به پرسش می کشید، به ساواکی بودن یا توده ای بودن متهم می شد!
اما بعد از انقلاب، همینکه چریک فدائی اسلحه اش را بر زمین گذاشت ،آستان بوس حزب توده گردید! زیرا ( برخلاف توده ای ها که خوب خوانده بودند و به لحاظ تئوریک نسبتأ قوی بودند) به غیر از اسلحه و فشنگ ، سلاح دیگری نداشت. ( مشی چریکی متاسفانه بهترین نیروها واندیشه ها را به نابودی کشاند و میدان مبارزه و قدرت را به روحانیت سپرد.)
با این همه ، 30 سال پس از انقلاب ، هنوز اشخاصی پیدا می شوند که از نظر ذهنی در حال و هوای شعار« مبارزه ی مسلحانه ، هم استراتژی هم تاکتیک » احمد زاده سیر می کنند و ( در مؤدبانه ترین حالت) انتقاد از مشی ویرانگر چریکی را « دخالت در کار بزرگتر ها » می بینند .
چریکهای فدائی خلق ،قبل از انقلاب ـ سازمان خود را "ارتش زحمتکشان ایران " تلقی می کرد! اما ، پس از شکل گیری سپاه پاسداران ( که به اصرار سازمان چریکها فدائی ودیگر نیروهای سیاسی تشکیل یافت ، تا انقلاب اسلامی از گزند های طرفداران شاه وشاپور بختیار در امان بماند!! ) ارتش خیالی خود را در هیئت سپاه پاسداران دید . زیرا ( از نظر آن ها ) به لحاظ طبقاتی، بافت اصلی نیروهای سپاه پاسداران رانیروهای حاشیه شهری وخرده بورژوازی تهیدست اما ـ البته ـ به شدت خرافی تشکیل می دادند. به همین دلیل( سالهای شصت به بعد ) در حمایت از نیروهای سپاه پاسداران ، به صورتی سازمان یافته ( در تمام شهرهای ایران ) شعار هایی به این مضمون بر روی دیوارها نقش کرد:
(سپاه پاسداران را به سلاح سنگین مجهز کنید).
این شعارها ( به لحاظ روانی ) تاثیر بسزائی در تحکیم پایه های ماشین سرکوب رژیم یعنی سپاه پاسداران داشت !
به این ترتیب ، شعار محوری سازمان چریکهای فدائی خلق ( یعنی برپایی جمهوری دمکراتیک خلق) جامه اسلامی به تن کرد و کادرهای سازمان ، بجای پیگیری اهداف طبقه کارگر ، دنباله رو ولی فقیه و حامی " جمهوری " ای شدند که مصداق " شتر ، گاو پلنگ " بود.
طنز تلخ تاریخ را ببینید که ( پس از انقلاب ) سازمان نو پای راه کارگر در جمعبندی های خود به این نتیجه رسید که : در زمان شاه ، علیرغم سرکوب های متعدد ،نیروهای سیاسی می توانستند در میان کارگران به کار سیاسی بپردازند!
و باز از طنز تلخ تاریخ بگویم : چریک فدائی سابق ( بی آن که به روی خود بیاورد که در زمان شاه ، دکتر فریدون آدمیت را رجلی حکومتی می شناخت و تخطئه اش می کرد ) امروز ، در غم از دست رفتن او آن چنان قلمفرسایی می کند که انگار یکی از « رفقا» یش را از دست داده است .
قبل از انقلاب، شادروان دکتر مصطفی رحیمی (در رد و تقبیح مشی چریکی ) مقاله کوتاهی در باختر امروز نوشت . پاسخ چریک ها ، به مصطفی رحیمی ( که در نشریه ی نبرد خلق درج شد ) آن چنان تلخ و حرمت شکن بود که هر گز از خاطرم نخواهد رفت.
به نظر من، بهترین پاسخ نسبت به عملکرد چریکهای فدائی ( درهمراهی با انقلاب خمینی وتبدیل ایران به جهنم) را یک کارگر شرکت نفت در شهر مسجد سلیمان داده است :
هنگامیکه یکی از کادرهای چریکهای فدائی می خواست از ایران خارج شود ، بطور اتفاقی با این کارگر روبرو شد. کارگر یاد شده ( پس از خداحافظی و در حالی که کادر سازمان فدایی از او دور می شد ) جوری که انگار با خودش حرف می زند ، به او گفت :
« ایران را خراب کردید و حالا ما را با این ویرانه وبا این رژیم وحشی تنها می گذارید و خودتان به خارج می روید » .
من گرچه ، بارها حکومت شاه را مورد شدید ترین انتقادها قراردادم . اما، این را هم گفتم که ایران زمان شاه ، اگر بهشت نبود ( که هرگز بهشتی در جهان به وجود نخواهد آمد ) جهنم هم نبود .
« بزرگتر» های ما ایران را ، برای چندین نسل بعدی به جهنم تبدیل نمودند.
سازمان های سیاسی در دوره شاه ، با وعده ساختن بهشت در ایران ـ وارد مبارزه سیاسی شدند . اما، متاسفانه ایران را به جهنمی تبدیل نمودند که معلوم نیست ، چه زمانی آسایش وامنیت وسعادت وحکومت قانون به آن باز خواهد گشت؟
شاه تنها می توانست با کارت های خود در بازی پیچیده سیاست مانور کند .اما رژیم اسلامی تا کنون نشان داده است که این توانائی را دارد که با کارت های دیگر مو لفه ها داخلی وجهانی نیز ، به بازی پر از نیرنگ سیاست بپردازد. رژیم اسلامی یکبار ( تحت تأثیر شعار ضد امپریالیستی گروه های سیاسی ) با حمله به سفارت آمریکا و گروگانگیری دیپلومات های امریکایی، وارد میدان شد ؛ بار دوم ، صدام را تحریک کرد که به حمله به ایران کند ( و دیدیم که آن جنگ خانمان سوز را موهبت الهی خواند ) ودر نوبت های بعدی ( تا امروز) با کارت های دیگر (عناصر داخلی وجهانی ) توانسته است صحنه بازی سیاست بسیار آلوده ای را ( برای حفظ پایه های قدرت خود و برضد مردم ایران ) بگرداند و ...
کوتاه کنم :
کلید نجات ملت ایران ، در دست نسل نوینی است که بدون آقا بالاسر ، مبارزه علیه رژیم را( در داخل وخارج کشور) پیش می برند و به امر و نهی " احمد فدائی ها" وقعی نمی گذارند که « در کار بزرگتر ها دخالت بکنند یا نکنند » !
---------------------------
نظر شما در مورد مطلبی که خواندید چیست؟
---------------------------
اناهيتا
با درود
مقاله بسيار کوبنده و جالبی بود ايکاش می توانستيم کاری برای بدترشدن مملک انجام دهيم ولی افسوس تا وقتی که شب پرستان حاکم هستند و نيروهای به ظاهر چپ و راست ساز خود را کوک می کنند ايا اميد فرجی خواهد بود؟
ارزوی ازادی وطنمان را داريم هرچه زودتر
پاينده باشيد.
June 16, 2008 11:37:05 PM
---------------------------
|