تنها افراد نیستند كه عاداتی دارند و قادر به ترك آنها نیستند। نظامهای سیاسی نیز اینچنیناند. یكی از الگوهای رفتاری عادت شده در نظام جمهوری اسلامی ار همان روز نخست، افشاگری بود. سی سال از آن روزها میگذرد، هنوز هم كسانی تلاش میكنند كسان دیگر را افشا كنند. این روزها، خبرهایی از افشاگری اصولگرایان علیه یكدیگر منتشر میشود.
افشاگری چیست و در سازوكار نظم سیاسی چه كاركردی به خود اختصاص داده است؟
افشاگری علی الاصول به این معناست كه منظومه اطلاعات پنهان نگاه داشته شدهای وجود دارد كه اگر بیان شود، پرده از سرشت تباه و تاریك كسانی برمیدارد। كسی كه پرده از سرشت او برداشته میشود یك جنایتكار، یك دزد، یك غارتگر و یا یك جاسوس است. او كه پرده برداری میكند یك قهرمان از سر و جان گذشته و آزاده است.
به این ترتیب افشاگری كنشی است كه به واسطه آن، كسانی فاقد مشروعیت و كسانی واجد مشروعیت سیاسی میشوند।
انقلاب، با افشاگری علیه شاه آغاز شد. با پرده برداری انقلابیون معلوم شد كه شاه جنایتكار و دزد و وابسته است. در همان زمان، افشاگران بر صدر قهرمانی نشستند. از همان روز پس از پیروزی، افشاگری شروع شد. هر كس به نحوی به بخشی از اسناد ساواك دسترسی داشت و تلاش میكرد دیگری را افشا كند. دانشجویان پیرو خط امام به اسناد سفارت آمریكا دسترسی پیدا كردند و افشاگری كردند. نیروهای مخالف نظام جمهوری اسلامی نیز هیچگاه در خارج از كشور دست از افشاگری علیه نظام برنداشتند. تلویزیون از همان روزهای نخست برنامههایی را با عناوین مختلف به افشاگری علیه كسانی اختصاص میدهد. كسانی به ظاهر داوطلبانه مصاحبه میكنند و علیه كسانی اطلاعات تكان دهنده و افشاگر عرضه میكنند. مهم ترین حربه نیروهای دوم خرداد علیه مخالفینشان افشاگری بود. انها مدعی بودند كه به بخشی از اطلاعات درون نظام دست یافتهاند و پرده از ماهیت مخالفین خود برمیداشتند. این روزها شاهد ان هستیم كه در منازعات درونی محافظهكاران نیز ماجرای افشاگری با جدیت و حرارت ادامه دارد।
در كشورهای دمكراتیك چهان نیز، هر از چندی مطبوعات علیه كسانی اطلاعاتی منتشر میكنند و از فساد اخلاقی یا مالی آنها خبر میدهند. از این حیث افشاگری چندان تمایزی با گردش اطلاعاتی ندارد। اما واقع این است كه فرایند افشاگری توام با دلالات خاص خود است. گرم است. پرحرارت است. پرپیامد است. چنانكه گفته شد، فرد یا جریان افشاشده، در تاریك ترین زاویه باور مردم مینشیند و فرد افشاكننده در روشنترین نقطه.
فرایند آزاد اطلاعات شاخصهای از نظم پیچیده و دمكراتیك است، افشاگری شاخصه فضای بسته و محدود و در عین حال ساده.
كاركرد فرایند افشاگری به ساختار نظام سیاسی بازمیگردد। هر نظام سیاسی یك پیش و یك پشت صحنه دارد. جلوی صحنه همان وجه اظهاری نظام سیاسی است. نظام سیاسی خود را چطور وانمایی میكند؟ از چه واژگانی بهره میبرد؟ برای خود چه نقش و آرمان و موقعیتی قائل است؟ .... اینها جلوی صحنه یك نظام سیاسی را میسازند. اما هر نظام سیاسی یك پشت صحنه هم دارد. در عمل چطور رفتار میكند؟ چه مقدورات و امكانهای عملی پیش روی اوست؟ در عالم واقع چه امكانهایی برای حیات دارد و .... اینها پشت صحنه یك نظام سیاسی است.
مساله فاصله میان این دو است। در بسیاری از كشورهای جهان، دولت متولی كارهای خیلی بزرگ نیست. نقش تعریف شدهای دارد. مقدورات و امكانهای شناخته شدهای نیز برای ایفای نقش خاص دولت موجود است. فاصلهای میان پیش و پشت صحنه وجود دارد. اما این فاصله چندان نیست كه هر خبری از پشت صخنه، یكباره جلوی صحنه را به كلی بی اعتبار كند.
مشكل جمهوری اسلامی،فاصله عجیب و غریب میان پشت و پیش صحنه است. در وجه اظهاری و در مقابل صحنه، نظام ایفاگر مقدسترین نقشهای قابل تصور است. بازیگران فرهیختهترین و پاكترین و سروجان باختهترینهای مردماند. مسئولیتها را تنها از سر وظیفه پذیرفتهاند. آمدهاند تا بار سنگین تكلیف را بپذیرند و تنها به مردم خدمت كنند. همه كس حتی رئیس اداره ثبت احوال یك شهر كوچك نیز، عهده دار امور معنوی و مادی و دنیوی و اخروی مردم است. اگر هم كارگزاران مشكلی دارند، اما در قدسیت و عظمت نظام نباید شك كرد. فرایندها و مسیرهای كلی همه در جهت ایفای بزرگترین وظایف مقدس قابل تصور است.
اما واقع این است كه مقدورات غیر از این است। سیاست در مقام عمل به نحوی دیگر اتفاق میافتد. نظام معدلی بیش از معدل مردم ندارد. كارگزاران نیز از همه فرقهای هستند. به منزله انسانهای عادی، به هر گناهی آلودهاند. در موفعیت وجود قدرت متمركز هر كاری از آنها انتظار میرود. نظام سیاسی هم از جنس همین جهان آلوده است. متولی اموری كه هر نظام سیاسی دیگر باید عهده دار آن باشد. قدرت و نفوذ و موقعیتی محدود دارد. در چارچوب ساز و كارهای نامقدس همین دنیا.
در فاصله شگرف این پشت و آن پیش صحنه، كنش افشاگری موضوعیت پیدا میكند। هر آن میتوانی چیزی از پشت صحنه با خود حمل كنی و جلوی صحنه ظاهر كنی. آنگاه فرصتی برای بازی پیدا خواهی كرد. این كار برای همه ممكن است. به این ترتیب، ماجراهای پشت صحنه، همیشه سرمایهای است برای جستچوی فرصتی در مقابل صحنه.
در فضای افشاگرانه، افشاگران، احساس و عاطفه مخاطبان خود را طلب میكنند। فضایی تولید میكنند عاری از هر عقلانیت و محاسبه و انصاف. افشاگری نحوی كنش خشونت بار سیاسی است. مثل آتش تهیه پیش از یك حمله ویرانگر است. نظامی كه اموراتش را با تولید و بازتولید افشاگری مدیریت كند، خود مهمترین قربانی آن است.
فرایند آزاد اطلاعاتی در كشورهای دمكراتیك، مشت كسانی را باز میكند اما حاصل ایجاد اعتماد عمومی به سازوكارهای عمومی است। اما افشاگری تنها به گسترش فضای بی اعتمادی میانجامد. در فضایی كه همه علیه همه افشاگری میكنند، همه چیز بی بنیاد میشود. چنانكه شده است.
تنها عریان شدن نظام سیاسی از لباس فاخر و زرباف ارزشهای مقدس است كه میتواند بر رفتار مخرب و مردم فریبانه و خشونت بار افشاگری نقطه پایانی نهد.
---------------------------
نظر شما در مورد مطلبی که خواندید چیست؟
---------------------------
|