حزب مشروطه ايران
 The Constitutionalist Party of Iran (CPI)
Iran Turky Switzerland England Qatar Kuwait Sweden Norway Italy Canada Austrian France Holland Israel Denmark Belgium Germany United States of America
صفحه نخست چاپ برگشت
تئوری ِ هیچ

May 17, 2008

شنبه 28 اردیبهشت 2567

احسان هدف زندگی
 

در ابتدا هیچی نبود، نه دنیایی، نه روحی، نه فضایی و نه حتی خدایی. هیچ به مفهوم مطلق.
هیچ به دو نیم شد: بخش مثبت و بخش منفی. ایندو بخش کاملاً متضاد یکدیگر بودند؛ بطوریکه با قرار گرفتن در کنار هم، یکدیگر را کاملاً خنثی می‌کردند و دوباره هیچ می‌شدند.
هر چیزی از هیچ میتوانست بوجود بیاید. ولی با خلق هر چیزی، متضادش هم بوجود می‌آمد تا رویهم رفته همچنان هیچ بمانند.
هیچ تبدیل شد به همه چیز، ولی در عین حال هنگامیکه همه چیز باهم بودند دوباره می‌شدند هیچ چیز (چون همدیگر را کاملاً خنثی می‌کردند).
یکی از چیزهایی که از هیچ بوجود آمد همین دنیا بود. در واقع دنیا و همه‌ی ما بخشی از همان هیچیم که بودیم...

هرگاه چیزی وجود داشته باشد، چرایی (بصورت پرسشی) هم برای آن هست. دنیا وجود دارد پس چرایی هم برایش هست. برای پاسخ به چرای وجود هستی، برخی تئوریها، موجودی بنام خدا را به عنوان پاسخ ارائه می‌دهند. ولی با فرض وجود موجودی بنام خدا، به همان ترتیب بالا، چرایی برای وجود خود خدا نیز پیش می‌آید که بی پاسخ است. در واقع تئوریهای مربوط به خدا عموماً تلاش در حل مساله بصورت معکوس دارند که در نهایت در قسمت خدا مبهم و حل نشده باقی می‌ماند.
در تئوری ِ هیچ بجای حل مساله بصورت معکوس، یک حالت ابتدایی فرض می‌شود و سپس بررسی میشود که آیا با این فرض می‌توان وجود هستی را نیز توجیه کرد یا خیر. این حالت ابتدایی باید خودش مولد یک چرای دیگر برای علتش نباشد (تا مشکلی همانند تئوری خدا نداشته باشد). بنابراین از "هیچ" آغاز کردیم، چراکه برای "هیچ"، نیازی به جستجوی دلیل نداریم. برای توجیه چگونگی وجود هستی از "هیچ"، برای هر چه که هست وجود متضادش را هم درنظر می‌گیریم تا در مجموع همچنان هیچی وجود نداشته باشد ولی وجود هستی نیز توجیه شود.
مساله‌ی مبهم در تئوری هیچ چگونگی تولید متضادها از درون هیچ است. اگر دونیم شدن هیچ را بصورت یک رویداد درنظر بگیریم آنگاه دوباره چرایی برای این دونیم شدن مطرح می‌شود. اگر پاسخ این رویداد را به وجود عاملی خارجی نسبت دهیم، تناقضی در پیشفرض اولیه (هیچی وجود ندارد) پیش می‌آید. پس تنها راهی که می‌ماند این است که رویداد را تصادفی بدانیم. که البته تصادفی دانستن یک رویداد، خود موضوع مبهمی هست و پذیرش آن سخت. راه دیگر این است که دو نیم بودن را بجای یک رویداد، درون ذات "هیچ" در نظر بگیریم، که این هم ابهامات خودش را دارد. در هر حال با این نوع پاسخها، حتی باید این تصور را کرد که دنیاهای موازی دیگری نیز بطور تصادفی و مستمر از هیچ ممکن است بوجود بیایند.

بطور خلاصه در تئوری هیچ:
. ابتدای هستی بدون نیاز به چرا و علت ارائه می‌شود (برخلاف ابهام موجود در تئوری خدا). +
. وجود هستی با تئوری هیچ ناسازگاری ندارد (بکمک تعریف متضادها). +
. تئوری هیچ با وجود خدا به عنوان آفریدگار مشکلی ندارد (نه تاییدش می‌کند و نه ردش)، ولی در صورت پذیرش خدا، احتمالاً یک ضد خدا را نیز باید در نظر گرفت. +
. توجیه چگونگی دو نیم شدن "هیچ" مبهم است. -

پ.ن. این تنها یک تئوری است در میان تئوریهای بسیار دیگر؛ بنابراین هیچ اصراری بر درستی این تئوری نیست

---------------------------

نظر شما در مورد مطلبی که خواندید چیست؟

---------------------------

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
تبلیغات
 
 
 
 
صفحه نخست   برگشت
به حزب مشروطه ایران خوش آمدید.
 
Welcome to The Constitutionalist Party of Iran (CPI)
Make irancpi.net you start page | Add irancpi.net in you favorites