حزب مشروطه ايران
 The Constitutionalist Party of Iran (CPI)
Iran Turky Switzerland England Qatar Kuwait Sweden Norway Italy Canada Austrian France Holland Israel Denmark Belgium Germany United States of America
صفحه نخست چاپ برگشت
آشنائی با علم کلام !

May 15, 2008

پنچ شنبه 26 اردیبهشت 2567

هرمز ممیزی مقالات سياسی و اجتماعی
 

علم کلام

به باور متکلمانی نظیر آقای مصباح یزدی مسائل مربوط به اثبات خداوند و معاد و پیامبر و امامان به کمک حدیث و نه مراجعه به عقل، علم کلام نامیده میشود و این علمی است که آدمی با آن قدرت پیدا میکند عقائد دینی را به کمک ارعاب و ارهاب برای دیگران اثبات کند و خلاصه کلام، علم به اموری است که آدمی با آن مقتدر میشود تا سخنش را به هر قیمتی به کرسی بنشاند . متکلمان اضافه میکنند که علم کلام از دانشهای دیگر برتر و بالاتر است آن را علم توحید و ابو حنیفه فقه اکبر خوانده است ،غزالی میگوید علم کلام بر طریق قانون اسلام به اثبات مسائل می پردازد نه قانون عقل ! متکلمان برای مقابله و مبارزه همواره در برابر فلاسفه موضع گرفته و فنون علم کلام ( علم نحو )را همسنگ با علم منطق میدانند و اضافه میکنند که با فرا گرفتن این علم دیگر نیازی به منطق نیست زیرا علم نحو در زبان عربی همان منزلت علم منطق در زبان یونانی را دارد .اما ببینیم فلاسفه چه میگویند :

فارابی در فصل 24 کتاب الحروف خود مینویسد: آن ملتی درست کردار و نیکو رفتار خواهند بود که اندیشه شان بر اساس فلسفه شکل بگیرد زیرا کسانی که با فلسفه بیگانه اند هیچگاه به حقیقت دست نمی یابند و اگر اندیشه ای که زیر بنای نظام اجتماعی یک ملت را تشکیل میدهد بر موازین محکم و معتبر عقل استوار نباشد و تنها بر محور آراء و اندیشه های خطابی یا جدلی و یا سفسطی( علم کلام ) استقرار پیدا کرده باشد ناچار باید گفت آن جامعه قابل اعتماد نخواهد بود و از پیدایش آراء و اندیشه های کاذب و فریبنده در آن جامعه نمی توان جلوگیری کرد زیرا دشمنان فلسفه ( متکلمان ) پیوسته جامعه را بسوی مسائل جدلی و سفسطی و خطابی و احساسی و نه عقلی سوق میدهند .غزالی و فخر الدین رازی کوشیدند تا برای رهائی از این تنگنای اندیشه به منطق نیز بها ء بدهند ولی کتاب تهافت الفلاسفه غزالی با گسترش اندیشه اشعری چنان ضربه ای کاری و مخرب بر خرد جمعی مسلمانان فرود آورد که هنوز نتوانسته ایم در وادی خرد کمر راست کنیم .علامه حلی ضمن مستثنی کردن گروهی اندک از فقهای ماوراء النهر میگوید اکثریت مابقی از مکتب اشاعره پیروی میکنند .میدانیم اشاعره بیش از آنکه از حکمت و علم خداوند سخن بگویند بر قدرت بی پایان او تکیه میکنند و برای خوش آمد خداوندان خاکی و زمینی آماده اند تا هر جا که مصلحت دیدند حکمت را به پای قدرت قربانی کنند ! آیا امروز و در کشور خودمان با همین پدیده روبرو نیستیم ؟ و آیا در جهان دانائی محور امروز تکیه بر حکمت خداوند بسیار معنادارتر و موثرتر و گیراتر از ایجاد وحشت از قدرت پروردگار نیست ؟

فلسفه یا کلام ؟

سال 320ه.ق.در دارالخلافه بغداد و با حضور المقتدر خلیفه مناظره ای بین ابو سعید سیرافی و ابو بشر متی معروف به فیلسوف نسطوری صورت گرفت که خالی از اغراض سیاسی نبود و همانطور که از پیش تدارک دیده بودند به پیروزی سیرافی انجامید. از آن تاریخ متکلمان حوزه علمیه بر این باورغلط اند که علم کلام برای آنها همان کاری را میکند که دانش فلسفه برای فیلسوف و دانش پژوه و با این پیش فرض اشتباه ،علم نحو نیز جایگزین منطق شد و در نتیجه طی هزاره اخیر تدریس منطق و فلسفه در حوزه های علمیه ممنوع و حرام بوده است و اگر کسی کتاب فلسفی میخواند او را نجس خطاب میکردند! کتاب مقدس در سفر پیدایش میخوانیم که "مردم جهان، در آغاز قوم یگانه ای بودند که با یک زبان سخن میگفتند و از طریق وحدت زبان با یکدیگر هماهنگ و همراه شده بودند تا اینکه در بابل پادشاهی سرکش و گستاخ ظهور کرد که خود را بیش از اندازه نیرومند میپنداشت و گمان میکرد میتواند با خدای آسمانها به جنگ و پیکار پردازد پس به ساختن برجی بسیار بلند مبادرت کرد تا بتواند به آسمان دست یافته و با خدا به جنگ پردازد و از این طریق قدرت و توان خود رابه رخ مردم بکشد . در مقابل این گستاخی، خداوند تنها کاری که کرد این بود که برای هر یک از سازندگان برج ، زبانی ویژه آفرید که او فقط میتوانست با همان زبان سخن بگوید . پس از این واقعه تفاهم و درک مشترک از میان آنها برداشته شد و بجای آن اختلاف و کشمکش بروز کرد ،سازندگان برج از انجام کارهای لازم باز ماندند و در نتیجه نتوانستند کار ساختن برج را به پایان رسانند و در اینجا بود که پادشاه گستاخ به شکست خود واقف و با نا امیدی روبرو شد ." نتیجه أنکه روشنفکران ما کلام حوزه را نمیفهمند و حوزویان ما از درک منطق روشنفکران بی بهره اند زیرا نه علم کلام را میتوان بجای فلسفه گذاشت و نه علم نحو را بجای منطق !که اگر چنین بود با علم مکاسب(اقتصاد حوزه) نیز میشد به جنگ گرانی و تورم دو رقمی رفت وبورس اوراق بها دار را رونق بخشید و با نظارت استصوابی نیز میشد انتخاباتی عادلانه و آزاد برای مردم ایران تدارک دید ! و خود را ازتمسخر جهانیان بر انتخابات دو درجه ای ایران که فقط موافقین بی چون و چرای حاکمیت حق مشارکت دارند رهانید !

---------------------------

نظر شما در مورد مطلبی که خواندید چیست؟

---------------------------

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
تبلیغات
 
 
 
 
صفحه نخست   برگشت
به حزب مشروطه ایران خوش آمدید.
 
Welcome to The Constitutionalist Party of Iran (CPI)
Make irancpi.net you start page | Add irancpi.net in you favorites