در راستای سفر پاپ به سازمان ملل انتظار میرود در صورت سفر رهبری به آنجا این اتفاقات می افتاد :
سازمان ملل میشد رأس تمام امور ،
نمایندگان باید تو حیاط نماز جماعت میخواندند ،
در صورت تصویب قطعنامه همه میرفتند پشت بام تکبیر میگفتند ،
در صورت تصویب نشدن میرفتند راهپیمائی ،
بعد از جلسات همه سینه میزدند ،
آرم سازمان ملل میشد مشت محکم ،
نماینده ها برای محکومیت اسرائیل از سازمان ملل تا مجسمه آزادی میرفتند راهپیمائی ،
بان گی مون الآن داشت با آقا بیعت میکرد ،
تعدادی از نماینده ها همانجا ترور میشدند ،
بقیه هم در کشورشان کودتا شده بود ،
همزمان صلاحیت نماینده ها هم داشت بررسی میشد ،
شورای نگهبان صحت انتخابات امریکا را پیشاپیش رد میکرد ،
بمب اتم میشد اسحله ملی ،
به سال ۲۰۰۸ میگفتند سال معظم له - محمود ابله ،
شورای امنیت می افتاد دست اصولگرایان ،
اسپیلبرگ فیلم "جویندگان اتم" را میساخت ،
بن لادن حق وتو داشت ،
جلوی در کفشهای آدم را میگرفتند چادر میدادند ،
موقع برگشت میدیدند تمام کفشها را دزدیده اند ،
احمدی نژاد میگفت تورم بخاطر اشتباهات بوش و دولت قبلیش بوده ،
نهار قیمه میدادند ،
حداد عادل هم شام میداد ولی میگفت بخاطر ریاست سازمان نیست ،
لاریجانی میرفت مغولستان میشد نماینده دائم تموچین در سازمان ملل ،
بجای المپیک در چین مسابقه قرآن برگزار میشد ،
تمام نماینده ها با هم صیغه میشدن ،
همه باید از سید حسن نصرالله عربی یاد بگیرند ،
نماینده ها مجبور بودن برای ادامه کارشان در انتخابات شرکت کنند ،
نماینده فرانسه برای دوره بعد رد صلاحیت میشد میرفت با صدای امریکا مصاحبه میکرد بدتر میشد ،
اینا میرفتن اونجا مردم ایران یه چند وقت خوش بودن ،
زندان گوانتانامو میشد مسجد ،
زندانیهاش میشدن نماینده ولی فقیه ، آلمان میزد بغل ۱ + ۵ میشد ۱ - ۵ ،
رهبری میگفت سازمانی که ۴۰۰ تا نماینده دارد باید ۴۰۰ تا بسیجی داشته باشد ،
نماینده ها میرفتن تو نیویورک امر به معروف ،
شورای امنیت هم میشد گشت ارشاد ،
سردار رادان هم میشد جانشین پترائوس ،
تو عراق همه همدیگرو داشتن میکشتن ،
رساله آقا میشد منشور حقوق بشر ،
نماینده های خوب رو میبردن قم زیارت ،
البرادعی میشد رئیس دفتر آقا ،
هر جای دنیا که بمب گذاری میشد میگفتن کار سازمان ملل بوده ،
به ازاء هر سالی که از تخریب تجارت جهانی میگذشت یه گلدسته میساختن ،
تمام نماینده ها ریشو بودن ،
اونائی که مرتب بودن میشدن اصلاح طلب ولی چون اقلیت بودن کسی نظرشون رو نمیپرسید ،
نماینده ها به هم میگفتن حاجی ،
اگر کسی میمرد میگفتن شهید شده ،
یه هیئت جدید تشکیل میشد به تمام دنیا نظارت استصوابی میکرد ،
یه قطعنامه صادر میشد که قطعنامه های علیه ایران رو محکوم میکرد ،
حسینی میشد سخنگوی سازمان ملل ،
هرچی آقا میگفت تائید میکرد هرچی احمدی نژاد میگفت تکذیب میکرد ،
دیگه هیچکی جرأت نداشت موقع حرف زدن احمدی نژاد بخنده ،
دور گردن سارکوزی آفتابه مینداختن میبردن با وانت میگردوندن ،
قرائتی رو هم میبردن به افریقائیها سواد یاد بده ،
بعد که یاد گرفتن تفسیر قرآن یادشون میداد ،
مدت اقامت رهبری در نیویورک میشد هفته وحدت ،
وقتی رهبری حرف میزد همه گریه میکردن ، بعد از گریه دماغشون رو با چفیه پاک میکردن ،
در حال تصویب یه قطعنامه که به ضرر جمهوری اسلامی بود یهو اذان میگفتن همه رو میبردن نماز اگر هم کسی نمی اومد اخراجش میکردن ،
با اینحال اگر چیزی علیه جمهوری اسلامی تصویب میشد اونوقت عزای عمومی اعلام میکردن ،
قالپاق ماشینها رو هم دم در میدزدیدن ،
نماینده ها بعد از کار میرفتن مسافرکشی ..........
نتیجه : با این اوصاف چه خوب شد همون پاپ رفت سازمان ملل !
---------------------------
نظر شما در مورد مطلبی که خواندید چیست؟
---------------------------
|